مسائل عدّه و احکام آن

مسائل عدّه و احکام آن‏

عده دو قسم است، عدّه طلاق و عدّه وفات.

تعریف عدّه: عدّه عبارت است از اینکه زن از نظر شرع اسلام در مواردی باید مدّتی را صبرکرده و از ازدواج با دیگران خودداری کند و بر دیگر احکامی که برای عدّه‎دار گذاشته شده است، ملتزم باشد. مسائل عدّه و احکام آن در سه مرحله بیان می‏شود، الف عدّه طلاق، ب عدّه وفات، ج عدّه وطی به شبهه.

الف- عدّه طلاق‏

مسئلۀ 3298:پس از آنکه زن به هر دلیلی از شوهرش جدا شود، خواه با خواندن صیغه طلاق یا از موارد فسخ نکاح باشد و یا با تمام شدن مدّت و بخشیدن آن به وسیلۀ شوهر در نکاح موقّت صورت گرفته باشد، اگر زن کمتر از نه سال نداشته و یائسه نباشد و همسرش نیز با وی نزدیکی کرده باشد، باید مدّت زمانی را که در شرع مقدّس اسلام بیان شده به عنوان عدّه نگاه دارد و در این مدّت از ازدواج با دیگری خودداری کند.

مسئلۀ 3299:عدّه‏ای از زنان هستند که اگر از شوهر جدا شوند، احتیاجی به نگاه داشتن عدّه ندارند و می‏توانند پس از جدایی بلافاصله شوهر کنند، آن زنان عبارتند از:

1-دختری که قبل از نه سالگی شوهر کرده و پیش از نه سالگی هم از او جدا شده باشد، چه شوهر با او نزدیکی کرده باشد و چه نکرده باشد.

2-هر زنی که به عقد کسی درآمده، ولی بعد از عقد، شوهر با وی نزدیکی نکند و از او جدا شود.

3-زنی که زمان حیض دیدن او گذشته و یائسه شده باشد.

مسئلۀ 3300:کسی که زن دائمی دارد و نه سال او تمام شده است، یائسه نشده است، شوهر با او نزدیکی کرده و سپس طلاقش داده است، پس از طلاق باید عدّه نگاه دارند و عدّه سه پاکی است یعنی پس از آنکه زن را بعد از پاک شدن از حیض طلاق دادند، باید صبر کند که دوبار دیگر نیز حیض ببیند و پاک شود و همین که حیض سوّم را دید و پاک شد، عدّه او سرآمده و می‏تواند شوهر کند.

مسئلۀ 3301:زنی که حیض نمی‏بیند و یائسه هم نشده است، یعنی در سنّ زنانی است که حیض می‏بینند، اگر شوهرش با وی نزدیکی کرده باشد و بخواهد او را طلاق دهد، باید بعد از طلاق صبر کند تا سه ماه قمری به عنوان عدّه سپری شود.

مسئلۀ 3302:پایان عدّه زنان باردار به دنیا آمدن بچّه یا سقط شدن آنست بنابراین اگر زن بارداری را طلاق دهند و فرضاً چند ساعتی به زمان دنیا آمدن فرزندش مانده باشد با به دنیا آمدن بچّه عدّه او نیز به پایان می‏رسد، ولی اگر خدای ناکرده با زنا باردار شده باشد با تولّد بچّه عدّه‏اش تمام نمی‏شود بلکه باید به اندازه سه پاکی یا سه ماه از زمان طلاق عدّه نگاه دارد.

مسئلۀ 3303:زنی که به عقد موقّت درآمده است و مدّت آن تمام شده یا شوهر مابقی را بخشیده است، از نظر عدّه چند صورت دارد:

1- شوهر با او نزدیکی نکرده باشد که در این فرض عدّه ندارد.

2و 3- نُه سال او تمام نشده یا اینکه یائسه شده است اگرچه شوهر نزدیکی کرده باشد عدّه ندارد.

4- اگر زن نه سالش تمام شود و یائسه هم نشده باشد و شوهرش هم با وی نزدیکی کرده باشد، پس از آنکه مدّت عقد تمام شد یا شوهرش باقی مانده وقت را بخشید، در صورتی که حیض ببیند بنا بر احتیاط یا به مقدار دو حیض یا دو پاکی، هر کدام بیشتر باشد عدّه نگاه دارد و اگر حیض نمی‏بیند به مدّت چهل و پنج روز عدّه نگاه دارد و اگر حامله باشد و حیض نبیند، احتیاطاً هر کدام از مدّت زایمان و چهل و پنج روز، بیشتر باشد آن‎را عدّه نگاه دارد.

مسئلۀ 3304:ابتدای عدّه طلاق از زمانی است که صیغه طلاق خوانده می‏شود چه زن بداند طلاق داده شده و چه نداند، بنابراین اگر پس از انقضای مدّت عدّه متوجّه شود طلاق داده شده است لازم نیست دوباره عدّه نگاه دارد.

مسئلۀ 3305:زنی که عدّه او سه ماه است، اگر اوّل ماه طلاقش دهند باید سه ماه قمری یعنی از موقعی که ماه دیده می‏شود، تا سه ماه عدّه نگاه دارد و اگر در وسط ماه طلاق دهند باید بقیۀ ماه را با دو ماه بعد از آن به اضافه کسری ماه اوّل، از ماه چهارّم عدّه نگاه دارد تا سه ماه تمام شود و اگر ماه اول بیست و نه روز بوده، بنا به احتیاط آن‎را به 90 روز برساند و یک روز از ماه بعد را اضافه کند.

مسئلۀ 3306:در زمان عدّه طلاق رجعی، مخارج زن بر عهدۀ مرد است، ولی در مدّت عدّه طلاق باین، نفقه زن بر مرد واجب نیست.

مسئلۀ 3307:اگر زن یا مرد در زمان عدّه طلاق رجعی از دنیا بروند، هر کدام که زنده است، از دیگری ارث می‏برد، ولی در طلاق خُلع و مُبارات اگر یکی از دنیا برود دیگری از او ارث نمی‏برد، مگر آنکه در عدّه طلاق خُلع یا مُبارات زن از بخشیدن مهر یا مال خود به شوهر برگردد و شوهر هم مطّلع شده و رجوع کند، در این صورت اگر یکی از آنان بمیرد دیگری که زنده است از او ارث می‏برد.

مسئلۀ 3308:اگر مرد زنش را در حال بیماری طلاق دهد و آن مریضی ادامه پیدا کند و در مدّت یک سال و یا کمتر از آن مرد از دنیا برود، زن از او ارث می‏برد خواه طلاق او رجعی باشد یا باین، مگر آنکه آن زن پس از طلاق و خروج عدّه با کس دیگری ازدواج کرده باشد یا مرد از آن مرضی که در آن زنش را طلاق داده بود خوب شود و دوباره بیمار شده و در زمان کسالت دوم از دنیا رفته باشد، در این صورت زن ارث نمی‏برد مگر آنکه طلاق رجعی باشد؛ در صورت طلاق رجعی اگر مرد بهبود هم بیابد و در کسالت دوّم از دنیا برود زن از او ارث می‏برد.

ب- عدّه وفات

مسئلۀ 3309:زنی که شوهر او از دنیا رفته، باید به ترتیب زیر عدّه وفات نگاه دارد:

1- اگر باردار نباشد، واجب است چهار ماه و ده روز قمری عدّه نگاه دارد و از شوهر کردن خودداری کند، چه شوهر با وی نزدیکی کرده باشد، چه نکرده باشد، ازدواج دائم باشد یا موقّت، چه زن به سنّ بلوغ رسیده باشد، چه نرسیده باشد و حتّی اگر زن یائسه هم باشد واجب است همان عدّه را نگاه دارد.

2- اگر زن باردار باشد، واجب است تا زمان زایمان عدّه نگاه دارد متنها اگر قبل از چهار ماه و ده روز زایمان کند واجب است صبر کند تا این زمان تمام شود.

مسئلۀ 3310:زن واجب است در زمان عدّه وفات از انجام کارهای زیر خودداری کند و آن‎را حِداد گویند:

1- سرمه کشیدن.

2- لباس رنگارنگ پوشیدن، اگر زینت حساب شود.

3- آرایش و هر چیز دیگر که زینت حساب شود.

4- عطر زدن و حنا گذاشتن؛ ولی نظافت کردن بدن، شستن لباس، شانه کردن مو، گرفتن ناخن، رفتن به حمام، نشستن و سکونت در منزلی که تزیین شده و نیز تزیین اولاد و بچّه‏ها مانعی ندارد.

مسئلۀ 3311:اگر زن عمداً یا به خاطر فراموشی و یا ندانستن مسئله، در تمام یا قسمتی از عدّه وفات، بعضی یا همۀ محرماتی را که در مسئلۀ پیش گفته شد، مرتکب شده و حداد را رعایت نکند، مرتکب گناه شده است، ولی عدّه او به هم نمی‏خورد و لازم نیست عدّه را دوباره از سر بگیرد زیرا ترک آن محرمات شرط صحت عدّه نیست بلکه تکلیفی جداگانه است.

مسئلۀ 3312:زنی که در زمان عدّه وفات به سر می‏برد، جایز است از خانه بیرون رود و برای رفع نیازهای خود رفت و آمد کند مخصوصاً اگر آن کارها ضروری باشد و یا رفتنش برای عیادت مریض، صله ارحام، انجام حجّ، تشییع جنازه و زیارت قبر شوهرش باشد، لیکن احتیاط آنست که شب در همان خانه بخوابد که در زمان حیات همسرش در آن زندگی می‏کرده است.

مسئلۀ 3313:ابتدای عدّه وفات از همان زمانی است که زن از مرگ شوهر مطّلع می‏شود.

مسئلۀ 3314:اگر شوهر زنی در جبهه جنگ یا در منطقه‏ای، به عللی مفقود الاثر شده باشد طوری که از او خبری نشود به‌طور کلّی سه حالت دارد:

1- زن یقین کند شوهرش از دنیا رفته است که مطمئنّاً در این صورت واجب است از زمانی که یقین پیدا کرده، عدّه وفات نگاه دارد و پس از آن می‏تواند ازدواج کند.

2- یقین کند شوهرش زنده است اگرچه جایش را نداند که در این صورت هم باید صبر کند و مخارج زندگی را از اموال شوهر بردارد و اگر ندارد از صدقات و بیت المال تأمین شود.

3-نداند که شوهرش زنده است، در این صورت اگر شوهر مالی داشته باشد که بردارد و مصرف کند یا پدر و جدّ پدری و یا وکیل شوهر، چه از مال شوهر یا از محل دیگر مخارجش را تأمین کنند، باید صبر کند و اگر آنان مخارج او را تأمین نکنند حاکم شرع باید آنان را وادار کند که مخارج زن را تأمین کنند و اگر به هیچ وجه مخارج زن تأمین نمی‏شود، زن حق دارد به حاکم شرع جامع شرایط رجوع کند و او دستور خواهد داد که زن از زمان مراجعه به وی چهار سال صبر کند و در این مدّت با هر وسیله ممکن دربارۀ شوهر او تحقیق و بررسی به عمل می‏آورد، اگر ثابت شود زنده است باید زن صبر کند و اگر ثابت نشد که زنده است، حاکم شرع به پدر یا جدّ پدری یا وکیل شوهر دستور می‏دهد که زن را طلاق دهند و اگر هیچ کدام از آنها موجود نیستند، خود حاکم شرع او را طلاق می‏دهد و بعد از طلاق مقدار چهار ماه و ده روز- به اندازه عدّه وفات- عده نگاه می‏دارد و بعد از اتمام عدّه می‏تواند شوهر کند. چنانچه شوهر اوّل پس از ازدواج دوّم زن یا پس از تمام شدن عدّه او- اگرچه قبل از شوهر کردن وی ‏باشد- پیدا شود، هیچ حقّی بر زن ندارد و در صورت عدم ازدواج زن، اگر شوهر بخواهد با او ازدواج کند، عقد مجدد می‏خواهد، ولی اگر شوهر در بین مقدار عدّه پیدا شود، حق دارد به او رجوع کند، چه بعد از گذشتن مقدار عدّه طلاق و قبل از پایان یافتن عدّه وفات پیدا شود یا اینکه قبل از گذشتن حتی مقداری از عده طلاق پیدا شود، بلکه در این صورت به طریق اولی حق دارد رجوع کند.

مسئلۀ 3315:ظاهر آنست، این عدّه اگرچه به مقدار عدّه وفات است ولیکن عدّه طلاق است و طلاق رجعی است بنابراین نفقه او بر شوهر واجب است و اگر زن از دنیا برود و بالعکس، هر دو از هم ارث می‏برند و پس از طلاق بر زن حِداد واجب نیست.

مسئلۀ 3316:اگر زنی که شوهرش سفر کرده است، یقین به مرگ شوهر پیدا کند و عدّه وفات نگاه دارد و پس از تمام شدن عدّه شوهر کند و پس از آن همسر اول از سفر بازگردد، زن باید از شوهر دوم جدا شود و به شوهر اول حلال است، منتها اگر شوهر دوم با او نزدیکی کرده باشد، باید پس از جدا شدن به مقدار عدّه طلاق صبر کند و شوهر اول هم با او نزدیکی نکند تا وضعیت زن از جهت بارداری و غیره مشخّص شود و شوهر دوّم هم باید مهری مطابق مهر زنان مانند او، به او بدهد و اگر بین مهر المثل و مهری‏که معین کرده‏اند، تفاوت باشد، در مقدار تفاوت با هم مصالحه کنند و زن در مدّت عدّه مخارجی از شوهر دوّم طلب ندارد، زیرا عدّه طلاق رِجعی نیست و حرام ابدی ‏است چون با زن شوهردار نزدیکی صورت گرفته است.

مسئلۀ 3317:اگر زنی یقین کند شوهرش از دنیا رفته است و بعد از تمام شدن عدّه وفات، شوهر کند و بعد معلوم شود شوهر او در آن هنگام نمرده بود بلکه بعد از آن مرده است، واجب است از شوهر دوّم جدا شود و در صورتی که آبستن است به مقدار عدّه طلاق- طبعاً تا زمان وضع حمل- برای شوهر دوم عدّه نگهدارد و بعد از وضع حمل برای شوهر اول عدّه وفات نگاه دارد ولی اگر آبستن نباشد، ابتدا برای شوهر اولی عدّه وفات و بعد برای شوهر دوّم- اگر با او نزدیکی کرده باشد- عدّه طلاق نگاه دارد و در هر دو صورت شوهر دوم دیگر نمی‏تواند با آن زن ازدواج کند و اگر با زن نزدیکی نکرده باشد زن فقط برای شوهر اول عدّه وفات نگهدارد و پس از سپری شدن زمان عدّه وفات- چون دخولی صورت نگرفته- می‏تواند با شوهر دوم ازدواج کند.

ج- عدّه نزدیکی از روی شبهه‏

مسئلۀ 3318:اگر کسی با غیر همسر خود اشتباهاً و به گمان اینکه زن خودش است نزدیکی کند چه زن بداند و از طرف زن، زنا باشد و چه نداند و گمان کند شوهرش است، بر زن واجب است عدّه نگهدارد و عدّه آن مانند عدّه طلاق است.

مسئلۀ 3319:اگر مرد بداند زن همسر او نیست و با او زنا کند، ولی زن خیال کند شوهر خودش است، زن باید علی‎الأحوط بلکه علی‎الأقوی عدّه نگاه دارد.

مسئلۀ 3320:عدّه‏ای که در صورت نزدیکی از روی اشتباه، باید نگاه داشته شود، به اندازه عدّه طلاق است و همان طور که گفته شد در طول مدّت عدّه، شوهر نباید با او نزدیکی کند. ولی اگر آن زن شوهر نداشته باشد، آن کسی که با او اشتباهاً نزدیکی کرده است، حتّی در زمان عدّه می‏تواند با او ازدواج کند.

مسائل متفرّقۀ عدّه‏

مسئلۀ 3321:اگر زن بگوید عده او تمام شده با دو شرط قول او پذیرفته می‏شود:

1- زن مورد اتّهام نباشد.

2- از زمان طلاق یا مرگ شوهرش آن‎قدر گذشته باشد که در آن مدّت تمام شدن عدّه امکان داشته باشد.

مسئلۀ 3322:زنی که از زنا حامله شده عدّه ندارد و ازدواج با او جایز است و اگر حامله نباشد احتیاط آنست که عدّه نگاه دارد و بعد ازدواج کند. بنا بر احتیاط با زنانی که زنا را حرفه خود قرار داده‏اند، ازدواج نشود مگر آنکه به‌طور کامل توبه کرده باشند و دیگر به آن کار زشت بازنگردند.

مسئلۀ 3323:اگر زن یا مرد به جهت یکی از عیوبی که در مسائل گذشته گفته شد، پس از نزدیکی عقد را به هم بزنند یا به علّت شیردادن یا مرتد شدن یکی از آن دو، پس از نزدیکی عقدشان به هم بخورد، زن باید عدّه طلاق نگاه دارد ولی در صورت ارتداد شوهر عقد به هم می‏خورد و زن باید عدّه وفات نگاه دارد.

مسئلۀ 3324:زنی که رحمش برداشته شده یا لوله‏های رحمش را بسته‏اند هم باید عدّه نگه دارد.

================================================

عده

عده عبارتست از زماني که زن انتظار مي کشد تا علقه زوجيت از بين برود و جدايي کامل ميان زن و شوهر تحقق پذيرد .

* عده گرفتن زن در سه صورت واجب مي شود :

1)    جدا شدن زن و شوهر بوسيله طلاق يا فسخ نکاح دائم و يا انقضاي مدت يا بخشيدن آن در نکاح موقت .

2)    مرگ شوهر

3)    وطي به شبهه: وقتي آميزش از روي شبهه انجام شده باشد .

* اقسام عده

1)  عده وفات : عده وفات 4 ماه و ده روز است . تا علاقه زوجيت از بين برود ( آيه 234 سوره بقره ) در اين دوره حداد را بر زن واجب مي دانند . حداد بدين معناست که زن در زمان وفات شوهر بايد ترک آرايش کند و جامه سوگ بر تن کند .

چنانچه زن حامله باشد بايد بين 4 ماه و ده روز و مدت زماني که وضع حملش مانده است مقايسه کرد و هر کدام طولاني تر است عده او محسوب مي شود .

2)  عده زن باردار : اگر زن بارداري طلاق گرفته باشد عده چنين زني وضع حملش است و لو اينکه چند روز بعد از طلاق وضع حمل کند .

3)  عده طلاق : طبق آيه 228 بقره سه طهر (پاکي ) است و اگر نزديکي صورت نگرفته باشد طبق آيه 49 احزاب ، عده نخواهد داشت .

4)  عده متعه : اگر مرد در عقد موقت از دنيا برود عده وفات 4 ماه و ده روز است و گرنه بحث وفات نباشد عده دو عادت ماهانه است .

* طلاق عدي

هنگامي که مرد ، همسر خود را با رعايت شرايط طلاق ، طلاق رجعي بدهد ، سپس در ايام عده به وي رجوع کند و مواقعه صورت بگيرد و در طهر بعدي دوباره همسر خود را طلاق رجعي بدهد و اين مسئله سه بار تکرار بشود ، بعد از سه بار ، ديگر مرد حق رجوع به زن را ندارد  مگر با وجود يک محلل که اين نوع طلاق عدي نام دارد . که اگر اين مسئله دوباره تکرار بشود ، بعد از سه بار بعد ، دوباره نياز به يک محلل دوم است و بعد دوباره با همسر اولش ازدواج مي کند و اين نوع طلاق مي تواند سه بار ادامه پيدا کند تا طلاق نهم که به حالت عدي طلاق داده بشود که بعد از طلاق نهم آندو به طور ابدي نسبت به هم حرام مي شوند .

تفاوت سه طلاقه و طلاق عدي در اينست که در سه طلاقه حرام ابدي نمي شوند فقط احتياج به يک محلل دارد يعني زن بايد با غير از همسر خود ازدواج کند از او جدا بشود و بعد از آن مي تواند با همسر اولش ازدواج کند .

دليل توجيه اين احکام عبارتند از :

1) اسلام از تشريح اين حکم دو قصد داشته است : هنگام ظهور اسلام طلاق به شدت رواج داشته و اسلام مي خواسته بطريقي همراه با عرف جامعه باشد . بحث محلل و و رجوع هاي مکرر جايي که طلاق رواج ندارد شايد موضوعيت نداشته باشد اما اسلام با توجه به موقعيت جامعه اين مطلب را مطرح کرده است .

2) اسلام نمي خواهد براحتي بين زن و مرد جدايي حاصل شود بلکه مي خواهد بارها اين امر تکرار شود تا مرد يا زن وقتي به اين حدي رسيدند بدانند  تداوم زندگي فايده اي ندارد.

اسلام مي خواهد رابطه زناشويي بين زن و مرد را به تدريج بازکند .

عده زني که شوهرش غائب و مفقود الاثر است ، عده وفات است يعني 4 ماه و ده روز از زماني که طلاق واقع مي شود .بايد به اين نکته توجه داشت که در زمان عده ، توراث برقرار است زيرا عده و طلاق همراه باهم موجب باز شدن پيوند زناشويي مي شوند و نفقه هم برقرار است .

فسخ نکاح حتماًعده دارد و سه طهر است

1 دیدگاه روشن مسائل عدّه و احکام آن

دیدگاه خود را بنویسید:

آدرس ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.