شناسنامه و دادخواست تغییر تاریخ تولد

مرجع صلاحیت دار:
الف: اگر متقاضی مدعی شود اختلاف سن واقعی او با سن مندرج در شناسنامه اش بیشتر از پنج سال است، باید به کمیسیونی موسوم به کمیسیون تشخیص سن مستقر در فرمانداری شهرستان محل صدور شناسنامه اش رجوع کند. این کمیسیون مرکب است از: فرماندار یا بخشدار، رییس اداره ثبت احوال محل، پزشک منتخب مدیرعامل سازمان بهداری استان و رییس شورای اسلامی شهر یا بخش. ریاست این کمیسیون بر عهده قاضی دادگاه محل است. صاحب شناسنامه تنها یک بار در طول عمر خود حق دارد از این طریق برای اصلاح سن مندرج در شناسنامه اقدام کند.
این در خواست هم می تواند در جهت افزایش و هم کاهش سن باشد. برای مثال متقاضی می تواند مدعی شود که سن او در شناسنامه 40 سال است ولی سن واقعی اش 46 سال یا 34 سال است. در هر حال این اختلاف سن نباید کمتر از پنج سال باشد.


ب: اما اگر متقاضی مدعی شود که سن واقعی او با سن مندرج در شناسنامه اش کمتر از پنج سال اختلاف دارد، دارد باید به دادگستری رجوع کند و با رعایت مقررات و تشریفات مربوطه و تقدیم دادخواست طرح دعوا کند.
مساله
برای توضیح مقررات به زبان ساده این ادعا را در قالب یک مثال بیان می کنیم:
علی قاسمی فرزند حسین مدعی است که سن واقعی اش 32 سال است. ایشان می گوید: در سال 1350 در بجنورد به دنیا آمدم. قبل از تولد من والدینم در سال 1348 پسری داشتند که به واسطه بیماری از دنیا رفت اما آن ها از شدت علاقه به آن فرزند، از شناسنامه او برای من استفاده کردند و دیگر برای من شناسنامه نگرفتند و … سن واقعی ام 32 سال است ولی از حیث شناسنامه 34 سال سن دارم و …
ایشان برای تقدیم دادخواست باید به نکات زیر توجه کند:
1- در مورد این گونه دعاوی قانونگذار اجازه داده تا متقاضی، دعوی را در محل اقامت خودش طرح کند. پس اگر محل اقامت آقای قاسمی شهرستان ساوه باشد، نیازی نیست که برای درخواست خود به دادگاه بجنورد مراجعه کند. به عبارت دیگر دادگاه های عمومی ساوه صلاحیت رسیدگی به ادعای آقای قاسمی را دارند و او باید به دادگستری ساوه رجوع کند.
2- طرف مقابل ایشان و به اصطلاح خوانده دعوی، اداره ثبت احوال محل صدور شناسنامه یعنی اداره ثبت احوال شهرستان بجنورد است.
3- آقای قاسمی می تواند خواسته اش را در ستون مربوط به تعیین خواسته در دادخواست چنین بیاورد: الزام خوانده به ابطال شناسنامه شماره … و صدور یک جلد شناسنامه جدید با درج سن واقعی یعنی 32 سال.
4- آقای قاسمی مسلما برای اثبات ادعایش دلایلی دارد. اسناد و مدارک و دلیل هایی که به آن ها استناد می کند می بایست در ستون مربوطه ذکر شود.
برای مثال: استشهادیه محلی- شهادت گواهان- شناسنامه شماره …. جلب نظر پزشک قانونی و …
5- هزینه هایی که آقای قاسمی باید بپردازد:
الف- پنج هزار ریال برای اصل ادعا ( در اصطلاح هزینه دعاوی غیر مالی).
ب- هزار ریال برای تقدیم دادخواست ( اصطلاحا ورودی).
ج- صد ریال برای هر برگ دادخواست.
د- دویست ریال برای تطبیق کپی هر برگ با اصل آن. برای مثال اگر ایشان به سندی استناد کرد، آن را کپی می کند و به دفتر دادگاه می دهد تا پس از تطبیق، به عنوان سند برابر با اصل پیوست دادخواست شود.
6- آقای قاسمی باید توجه کند که دادخواست و کلیه برگه های پیوست آن باید در دو نسخه باشند.
**نکات ضروری از قانون ثبت احوال
اگر اعلام کننده مادر باشد، نام خانوادگی مادر به طفل داده می شود.
اگر ابوین طفل معلوم نباشند، نام خانوادگی فرضی برای کودک انتخاب می شود و فرضی بودن نام و شناسنامه کودک منعکس نخواهد شد.
نام می تواند ساده باشد مانند: محمد یا مرکب مثل : محمدرضا.
نام باید متناسب با جنسیت فرد انتخاب شود و معنی و مفهوم زیبایی داشته باشد به طوری که موجب هتک حیثیت مقدسات اسلامی نشود.
سیادت پدر از طریق شناسنامه به فرزند منتقل و در شناسنامه وی قید خواهد شد.
تشرف پیروان ادیان و مکاتب دیگر به اسلام و سایر تغییرات مانند تغییر نام در اسناد سجلی ثبت می شود.
شناسنامه افرادی که به سن 15 سال تمام برسند باید حاوی عکس صاحب شناسنامه در همان سال باشد. در 30 سالگی نیز عکس صاحب شناسنامه می بایست تجدید شود.
پی نوشت:
1- رجوع: بازگشت مرد متقاضی طلاق به نزد همسرش برای ادامه زندگی مشترک در ایام عده.
2- بذل مدت: بذل مدت در امرازدواج موقت.
3- فسخ نکاح: عبارت است از انحلال رابطه زناشویی به لحاظ وجود عیب یا جنون در یکی از زوجین.
4- مثلا اگر کسی نام فامیلی اش احمدی باشد، شخص دیگری نمی تواند این نام را برای فامیلی خود برگزیند مگر آنکه به این نام پیشوند یا پسوندی اضافه شود مثلا احمدی زاده یا پور احمدی. جز در یک صورت که از دارنده نام اجازه بگیرد و او با این امر موافقت کند.
5- اسناد مکرر: یعنی برای یک نفر شناسنامه های متعددی صادر شود.
6- نام های ممنوع: مانند اسامی زاید، غیر ضروری و غیر شرعی از جمله پسوندهای دوله و سلطنه یا اسامی شمر یا یزید یا انتخاب نام هایی مانند کلبعلی، اسامی خارجی و غیره. البته اداره آمار لیستی از اسامی ممنوع را در اختیار دارد که اجازه انتخاب آن اسامی را به افراد متقاضی شناسنامه نمی دهد.
7- چنانچه تصمیمات هیات حل اختلاف در ادارات ثبت احوال علیه یکی از صاحبان شاسنامه باشد، او می تواند از این تصمیم به دادگاه عمومی شکایت کند ( به دادگاه عمومی محل اقامت دادخواست بدهد). دادگاه عمومی به این دعوا رسیدگی و تصمیم اتخاذ می کند. رای دادگاه در این مورد قابل تجدید نظر خواهی است ( هم از طرف دارنده شناسنامه و هم از طرف اداره آمار و ثبت احوال قابل تجدید نظر است).
8- در مواردی که طفل نامشروع باشد، مادر طفل می تواند با مراجعه به اداره آمار با نام خانوادگی خود برای بچه اش شناسنامه اخذ کند.
9- ابوین: پدر و مادر
10- به موجب تبصره 15 الحاقی به ماده 19 قانون ثبت احوال اصلاحی سال 1363، سیادت یعنی سید بودن و سیادت طفل تازه متولد شده باید در شناسنامه او قید شود. مثلا اگر طفل محمد نامیده شود و پدرش سید باشد، می بایست عبارت سید محمد در شناسنامه او قید شود./

منبع :://www.iranbar.info/article/non-litigious-affairs/191-1388-01-31-15-12-47.html

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

5 + 3 =

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.