هبه در قانون مدنی

هبه در قانون مدنی  – هِبه» در لغت به معنای عطا، بخشش و دادن چیزی به کسی بدون دریافت مالی در قبال آن است. در مفهوم حقوقی هم، هبه چندان از این مفهوم دور نیفتاده است. هبه در حقوق «قراردادی است که در آن شخصی مالی را به صورت مجانی به تملیک شخص دیگر در می‌آورد».

در اصطلاح حقوقی به شخص اعطاکننده «واهب»، به شخص دریافت کننده «مُتهِب» و به مالی که به دیگری بخشیده شده است «عین مرهوبه» گفته می‌شود. در اینجا برای آشنایی بیشتر با این قرارداد به برخی ویژگی‌های کلیدی و مهم آن اشاره می‌کنیم و می‌بینیم که هبه در قانون مدنی چه مفهومی دارد.

ویژگی‌های قرارداد هبه

در مورد هبه پیش از هر چیز باید به یک مسئله توجه کرد: هبه یک عقد و قرارداد است و به رضایت هر دو طرفِ قرارداد نیاز دارد: نه تنها شخص «الف» باید بخواهد که مالی را به تملک دیگری درآورد بلکه شخص «ب» هم باید این خواسته‌ی او را قبول کند. شاید به نظر برسد که قبول و پذیرش طرف دومِ قرارداد در اینجا غیرضروری است و نقش مهمی ایفا نمی‌کند اما باید توجه داشت که همه‌ی افراد آزاد و مستقل هستند و هیچ‌کس حق ندارد بدون رضایت دیگری او را وادار به کاری کند و بر او و دارایی‌اش مسلط شود. بنابراین هبه مانند هر قرارداد دیگری به دو اراده، و رضایت هر دو طرفِ قرارداد احتیاج دارد و در غیر این صورت واقع نخواهد شد.

ویژگی دیگر قرارداد هبه این است که هبه قراردادی است رایگان و مجانی. به عبارت دیگر در قرارداد هبه، معاوضه صورت نمی‌گیرد. در واقع واهب در مقابل مالی که به دیگری می‌بخشد مابازائی دریافت نمی‌کند. البته باید توجه داشت که واهب می‌تواند هبه را به دریافت مال یا به شرط خاصی مشروط بکند اما این امر قرارداد را به معاوضه (یا خریدوفروش) بدل نمی‌کند بلکه بیشتر حالت احسانی در برابر احسان دارد: مثلا واهب می‌گوید من این خانه را به شما می‌بخشم به شرط اینکه زبان فرانسه را به من بیاموزید (هبه‌ی مُعَوَّض).

موضوع قابل‌ِتوجه دیگر این است که هبه یک قرارداد «تملیکی و عینی» است. به این معنی که واهب با انعقاد این قرارداد در واقع مالکیت مال مورد بخشش را به دیگری منتقل می‌کند. اما این مالکیت تنها زمانی واقع می‌شود که مال در اختیار شخص متهب قرار گرفته باشد. به عبارت بهتر به صرف اینکه طرفین قصد انعقاد قرارداد هبه را داشته باشند، این عقد کامل نمی‌­شود؛ بلکه لازم است در عمل مال موردنظر در اختیار متهب/نماینده قرار بگیرد تا این عقد تکمیل شود. پس از اینکه مال موردِنظر به شخص داده شد، مالکیت آن نیز از واهب به متهب منتقل می‌شود.

غالب چیزهایی که ارزش مالی دارند و در اصطلاح حقوقی «مال» محسوب می‌شوند، می‌توانند موضوع هبه قرار بگیرند. به عنوان مثال هم می‌توان یک ماشین را به دیگری هبه کرد هم می‌توان طلبی را که از فرد دیگری دارید به عنوان هبه به او ببخشید. اگر قصد انعقاد عقد هبه را دارید –به عنوان واهب یا متهب- مانند سایر قراردادها بهتر است آن را در یک دفتر ثبت اسناد رسمی به ثبت برسانید؛ به‌ویژه هبه‌ی مال غیرمنقول حتما باید به ثبت برسد و در غیر این صورت در مراجع اداری و دولتی یا دادگاه‌ها به رسمیت شناخته نخواهد شد.

 

رجوع از هبه

اگرچه بازگشت از بخشش ممکن است از نظر اخلاقی چندان کار پسندیده­‌ای نباشد اما قانون به دلیل پاره‌ای مصلحت‌ها و ازجمله برای حفظ حقوق واهب در مقابل بخشش‌های نسنجیده و احساسی این امکان را به واهب داده است تا از هبه رجوع کند و در واقع بخشش خود را پس بگیرد.

رجوع یک عمل حقوقی است که تنها به اراده‌ی واهب احتیاج دارد؛ برخلاف خودِ قرارداد هبه که نیازمند تراضی و رضایت هر دو طرف است. به این ترتیب اگر واهب پس از انعقاد قرارداد هبه، به هر دلیلی خواستار بازپس­‌گیریِ مال خود از متهب شد، می‌تواند قصد رجوع خود از هبه را به او اعلام کند و متهب هم باید مال را به او پس بدهد. با این وجود این حق رجوع محدودیت‌هایی دارد و واهب همیشه حق رجوع ندارد.

در موارد زیر واهب امکان رجوع از هبه را ندارد:

  • اگر فرد مالی را به خویشان نزدیک خود -پدر، مادر یا فرزندان خود- هبه کرده باشد، امکان رجوع از هبه را نخواهد داشت.
  • اگر هبه، معوض باشد و عوض نیز با تراضی طرفین قبول و دریافت شده باشد، رجوع از هبه ممکن نیست.
  • اگر عین مال مرهوبه از بین رفته باشد و دیگر مالی وجود نداشته باشد که واهب بتواند آن را پس بگیرد.
  • اگر مالکیت مال منتقل شده باشد؛ به عنوان مثال متهب مال را به دیگری فروخته باشد هم، حق رجوع از واهب سلب می‌شود. به همین شیوه اگر مال مرهوبه به رهن یا اجاره داده شود هم، واهب دیگر حق رجوع نخواهد داشت.
  • با فوت هریک از طرفین قرارداد -واهب یا متهب- حق رجوع از بین می‌رود. در واقع این حق تنها برای شخص واهب ایجاد می‌شود و به ورثه‌ی او نمی‌رسد.
  • اگر کسی از دیگری طلبی دارد و از دین خود می‌گذرد و به عبارتی دِینِ مدیون را به او هبه می‌کند هم، حقِ بازگشت و رجوع از این هبه را ندارد.

باید به این نکته توجه داشت که «صدقه» هم در واقع نوعی هبه است که با قصد تقرب به درگاه الهی برای کمک به نیازمندان و مستمندان انجام می‌گیرد. امکان رجوع از صدقه هم به دلیل اینکه مغایر اخلاق است، وجود ندارد.

 

مقررات هبه در قانون مدنی

بر اساس ماده ۷۹۵ قانون مدنی، هبه عقدی است که به موجب آن یک نفر مالی را به رایگان به شخص دیگری تملیک می‌کند؛ به عبارت دیگر او مال خود را به طور مجانی به ملکیت دیگری در می‌آورد.
در این عقد سه طرف وجود دارد: واهب، متهب و عین موهوبه.
«واهب» کسی است که مالش را تملیک می‌کند.
«متهب» کسی است که مال به ملکیت او در می‌آید.
«عین موهوبه» نیز مالی است که مورد هبه واقع و بخشش می‌شود.

دریافت مال، لازمه وقوع عقد هبه

طبق قانون، عقد هبه واقع نمی‌شود، مگر با قبول متهب (کسی که مال به ملکیت او درمی‌آید) و قبض او. با توجه به این تعریف، تا زمانی که متهب مال را قبض (دریافت) نکرده باشد، عقد هبه منعقد نشده است؛ بنابراین رجوع هم موضوعیت نمی‌یابد و واهب می‌تواند هر زمان که بخواهد آن مال را پس بگیرد.
اگر عقد هبه منعقد و عین موهوبه هم قبض شده باشد، واهب در صورتی می‌تواند از عقد رجوع کند و مال موهوبه را پس بگیرد که دو شرط محقق شده باشد:

۱- عین موهوبه موجود باشد. ۲- حق رجوع واهب از بین نرفته باشد.
چنانچه عین مال از بین رفته باشد، دیگر امکان رجوع وجود نخواهد داشت.

تفاوت هبه‌نامه‌های رسمی و عادی

هبه‌های با سند رسمی (هبه‌نامه‌های رسمی) دارای یک مزیت بخصوص هستند؛ مزیتی که تنها مختص به آنها است و در دیگر انواع هبه‌ها یافت نمی‌شود. در مورد هبه‌نامه‌های رسمی امکان انکار و تردید وجود ندارد. بنابراین هیچ‌ یک از خواهان و خوانده نمی‌تواند مدعی شود که در صحت و اصالت سند مزبور مردد است؛ چرا که این ادعا از نظر قانون پذیرفتنی نیست. اما در مورد هبه‌نامه‌های غیررسمی یا عادی، ادعای انکار و تردید مسموع خواهد بود و با طرح هر یک از دو ادعای انکار یا تردید دادگاه موظف می‌شود بدون تعلل سند را مورد بررسی قرار دهد و بعد از دقت فراوان در مورد اعتبار آن حکم کند.

 

اقسام هبه

هبه بر دو نوع معوض و غیرمعوض است:
نوع نخست هبه، معوض است که واهب در هنگام عقد با متهب شرط کند در عوض چیزی که به او می‌دهد، او نیز عوض آن را رایگان به واهب بدهد یا این که متهب بدون شرط واهب، چیزی در مقابل هبه‌ای که گرفته است به طور رایگان به واهب بدهد.

مورد دوم هبه، غیرمعوض است که در این نوع، واهب در هنگام عقد هبه، شرط پرداخت عوض بر متهب نکرده باشد و متهب هم چیزی در عوض هبه به واهب پرداخت نکند.

تفاوت هبه معوض با عقود دیگر

در هبه معوض، عوضی که در آن قرار داده می‌شود، در مقابل مال موهوب نیست بلکه عوض در مقابل شرط واهب است. این در حالی است که در عقود دیگر مثل بیع، عوض در مقابل عین است.

ایجاب و قبول در هبه

 
هبه علاوه بر ایجاب، نیاز به قبول نیز دارد و همانند بیع، نکاح و اجاره، ایجاب آن به هر لفظی محقق می‌شود که ظهور عرفی در معنای بخشیدن داشته باشد. مانند «وهبتک» به معنای «به تو بخشیدم» یا «ملکتک» به معنای «ملک تو کردم».همچنین قبول هبه با هر لفظی که ظهور عرفی در معنی قبول دارد و دلالت بر رضایت متهب دارد، واقع می‌شود. قبض عین موهوبه شرط صحت این عقد است البته بعضی از فقها عقیده دارند که قبض، شرط لزوم هبه است.

شرط صحت به این معنا است که متهب علاوه بر قبول هبه باید چیزی را که به او هبه شده است، از واهب تحویل بگیرد و این قبض هم باید به اذن واهب باشد. بنابراین اگر متهب (هبه‌گیرنده) عین موهوبه را قبض نکند، حکم ملکیت بر آن بار نمی شود و اگر واهب قبل از قبض متهب بمیرد، این عین موهوبه جزو ترکه واهب محسوب می‌شود، چرا که قبض صورت نگرفته است.

جواز یا لزوم عقد هبه؟

هبه عقدی جایز است، به این معنا که هر یک از طرفین می‌توانند آن را بهم بزنند، مگر در چند مورد که هبه لازم می‌شود و واهب نمی‌تواند آن را بهم بزند و عین موهوبه را پس بگیرد که شامل موارد ذیل است:
۱- بخشش به خویشاوندان باشد مثل پدر و مادر.
۲- واهب مال را «قربه الی الله » بخشیده باشد.
۳- هبه معوض باشد؛ اگرچه متهب، عوض خیلی کمی به واهب داده باشد.
۴- مال موهوبه به حال خود باقی نمانده باشد. بلکه تمام یا بعضی از آن به کلی تلف شده یا صورت آن تغییر کرده باشد. مانند پارچه‌ای که دوخته شده یا غذایی که خورده شده باشد؛ یا این که متهب، مال را به دیگری انتقال داده باشد.
۵- واهب بعد از تحویل عین موهوبه از دنیا برود یا متهب بعد از تحویل گرفتن فوت کند.

رجوع از هبه

رجوع در هبه یا با گفتار است، به طوری که واهب بگوید «از هبه‌ام برگشتم» یا «مال موهوبه را برگردان» یا به فعل است، مثل برگرداندن عین و گرفتن آن از دست متهب.اگر واهب مال موهوبه را بفروشد، اجاره دهد یا وقف کند، اگر به قصد رجوع از هبه باشد، این هم رجوع از هبه است؛ و در رجوع هم اطلاع متهب شرط نیست و صحیح است.

طریقه رجوع

برای رجوع از هبه‌نامه، واهب به دادگاه حقوقی مراجعه و دادخواست ارایه می‌کند.
در محکمه نیز یکی از این دو حالت دیده می‌شود:
۱- نخست اینکه هبه ثبت شده و دارای سند رسمی است. در این حالت واهب بدون اینکه نیاز باشد هبه را به اثبات برساند درخواست رجوع خود را مطرح می‌کند. ۲- دیگری، زمانی است که هبه به صورت رسمی به ثبت نرسیده است. (هبه‌نامه عادی یا هبه شفاهی). در این حالت واهب مکلف است در دادگاه، نخست انعقاد عقد هبه را به اثبات برساند و آنگاه اعلام کند که می‌خواهد از عقد رجوع کند.

هبه مهریه
گاهی مشاهده می‌شود که زنی، مهریه خود را به همسرش هبه کرده است. پرسشی که در این خصوص مطرح می‌شود، این است که ‌آیا زنی که مهر خود را به همسرش هبه کرده است، می‌تواند از هبه خود رجوع و مهر خود را به صورت مجدد مطالبه کند یا خیر؟
در این زمینه، سه حالت باید از یکدیگر تفکیک شود.

حالت نخست، زمانی است که زوجه در خصوص مهریه، ما فی‌الذمه زوج را ابرا می‌کند و می‌گوید که از نظر من، تو دیگر تکلیفی برای پرداخت مهریه نخواهی داشت؛ این بیان باعث می‌شود تا تکلیف شوهر در ادای مهر به طور کلی ساقط شود.

حالت دوم، زمانی است که زوجه در قبال طلاق، مهریه خود را به شوهر بذل می‌کند. بذل مهر در طلاق‌های خلع و مبارات انجام می‌شود، به این صورت که زن با پرداخت مالی به شوهر، از او می‌خواهد که طلاقش دهد. اگر زن در ایام عده طلاق از بذل خود رجوع کند، طلاق ملغی و کان‌لم‌یکن خواهد شد.

حالت سوم، زمانی است که زوجه مهریه خود را به زوج هبه می‌کند. به این بیان که می‌گوید من مهر خود را به تو بخشیدم؛ در این حالت است که همانند سایر اشکال هبه، تکلیف شوهر در پرداخت مهریه به طور کلی از بین نمی‌رود؛ چرا که زن می‌تواند تحت شرایطی از هبه مزبور رجوع و مهر خود را مطالبه کند

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.