حقوق بشر وحقوق بشر دوستانه

نویسنده:خانم الهه قادری کارشناسی ارشد حقوق جزا و جرم شناسی

حقوق بشر و حقوق بشر دوستانه ، تفاوت ها و شباهت ها
حقوق بشر:
حقوق بشر مجموعه ای از امتیازات دارای مضمون و مفهوم والای انسانی است که انسانها با صرف نظر از هرگونه وابستگی دینی نژادی جنسی،زبانی و مانند ان و حتی میزان قابلیت و صلاحیت فردی و بدون توجه به اوضاع و احوال متغیر اجتماعی از ان برخوردار است و به کرامت و احترام و شخصیت انسان ارتباط دارد.با انکه حقوق بشر علی اصول ماهیت قراردادی ندارد ولی از سر تاکید و به منظور تضمین اجرای ان دولتها صراحتا متعهد گشته اند که ان را برای احاد بشر رعایت نمایند.
حقوق بشر به دنبال ان است که برای موجودیت بشر با حفظ همه ابعاد کرامت و ازادی او یک تضمین حقوقی تامین کند وبرای ان یک چارچوب اجتماعی به رسمیت شناخته شده پدید اورد.از نظر تحلیل فلسفی می توان گفت حقوق بشر ناظر برقوانین انسان گرایانه یا انسان محورانه است.حقوق بشر به انسان از ان حیث که انسان است بدون توجه به امتیازات خاص نظر دارد و به تعبیر دیگر به اصالت انسانی او مربوط است.از میان تقسیمات مربوط به حق تنها حقوق سیاسی ،عمومی و حقوق مربوط به شخصیت را باید در شمار حق های بشری قرارداد.حق فسخ،حق شفعه حق زیاندیده در خسارت و مانند اینها با تمام اهمیتی که دارند و باید انها را در زمره ارزش ها اورد،دارای ارزش ،اعتبار و منزلت حقوق بشری نیستند.چنانکه ان دسته از حقوق که تنها یک نظام اخلاقی صرف را تشکیل می دهند و انها را حقوق اخلاقی نامید و کتابهای اخلاقی مشحون از انهاست نیز نمی توانند دارای ماهیت حقوق بشری باشند.تنها ان دسته از حقوق انسانها دارای ارزش و منزلت حقوق بشریند که جایگاه انسانها را در زندگی اجتماعی مشخص می کنند .معمولا هر حق و تکلیفی یا بر اثر یک عمل عامدانه و ارادی به وجود می اید و یا یک اتفاق بدون قصد و به ناخواست ان را به وجود می اورد.مثلا حق مستاجر بر مال مورد اجاره از عقد اجاره که یک عمل ارادی و قاصدانه است حاصل می شود و حق مصدوم برای مطالبه خسارت در یک تصادف رانندگی از حادثه ای نا خواسته پدید می اید.اما حقوق بشر نه حاصل قصد و اراده است و نه نیازمند و قوع حادثه و اتفاقی است.این حقوق زاتی ادمی زاد است و در سرتاسر دوران زندگی در هر زمان و مکان و تحت هر شرایطی با او همراه است.افراد یا گروههای بشری صاحبان این حقوق هستند و تکلیفی که در تقابل با این حقوق وجود دارد برعهده دولت است.در حقوقی که دارای ماهیت حقوق بشری نیستند اگر اختلافی در میان مردم پیش اید دولت تکلیفی ندارد جز اینکه خود بی طرف بماند و وسایل احقاق حق را فراهم اورد یعنی یک سازمان دادگستری کارامد با قضات شایسته و بی طرف ایجاد کند و حال انکه در مورد حقوق بشر دولت بی طرف نیست بلکه خود طرف دعوی است.از دولت خواسته می شود تا کاری را که نمی کرده است بکند یا کاری را که میکرده است متوقف نموده تکرار نکند.نظام حقوق بشر با باز کردن راه برای مداخلات بین المللی فرد را به سطح دولت ارتقا داده و حقوق بین الملل را بر ان داشته است که فرد را به عنوان دارنده حق در قلمرو خود راه دهد.
حقوق بشر دوستانه:
حقوق بشر دوستانه مجموعه ای از قواعد قراردادی یا عرفی بین المللی است که مشخصاناظر به رفتار قوای متخاصم در منازعات مسلحانه بین المللی یاغیر بین المللی است؛بخشی از حقوق بین الملل عمومی که بر استفاده از نیروی مسلح و رفتار با افراد در جریان مخاصمه مسلحانه حکومت می کند.مفهوم حقوق بین الملل بشر دوستانه در کل جایگزین مفهوم حقوق جنگ یا به طور جامع تر حقوق منازعه مسلحانهشده است.البته همه قواعد جنگ،بشر دوستانه نیستند.اغلب قواعد حقوق در جنگ را می توان دارای ماهیت بشر دوستانه دانست،برخلاف قواعد حقوق جنگ.حقوق جنگ در تنظیم حقوق حاکم بر متخاصمان،درشرایطی اقداماتی را را مجاز می شمارد که نمی توان انها را در طبیعتشان بشر دوستانه دانست.انچه که امروز تحت عنوان حقوق بشر دوستانه بین المللی شناخته می شود،شامل دو شاخه از حقوق قابل اعمال در مخاصمات مسلحانه یعنی حقوق لاهه و حقوق ژنو است.حقوق لاهه به ویژه مقررات مربوط به قواعد و اداب جنگ زمینی ،حقوق و وظایف متخاصمان را در عملیات نظامی انها تعیین می کند وحق طرفین را در انتخاب و استفاده از ابزارها وروش ها و وسایل اسیب رساندن به دشمن در یک مخاصمه مسلحانه بین المللی محدود می سازد وافراد انسانی و یا اموال واشیایی را که در درگیری ها مورد اسیب قرار گرفته یا خواهند گرفت مورد حمایت قرار می دهد.حقوق ژنو که از قربانیان جنگ حمایت می کند و بر ان است تا تضمینات لازم را برای پرسنل از کار افتاده نیروهای مسلح و افرادی که در جنگ شرکت ندارند،تدارک نماید،شامل کنوانسیونهای 1864،1906،1929، و به ویژه 1949 ژنو است.
هدف کلاسیک حقوق بشر دوستانه عبارت است از کاستن از میزان رنج افراد در جریان منازعه مسلحانه ومحدود ساختن اثار سوء ناشی از جنگ.اما امروز هدف از حقوق بشر دوستانه تامین احترام به شان والا وکرامت انسان و تضمین حق حیات و حقوق اساسی بشر و به طور کلی تعمیم هنجار های حقوق بشری به حقوق بین الملل ناظر بر منازعه مسلحانه و نیز تعقیب،محاکمه ومجازات جنایتکاران جنگی است.
مقایسه حقوق بشر و حقوق بشر دوستانه:
حقوق بشر و حقوق بشردوستانه دوشاخه پر اهمیت حقوق بین الملل به شمار میروند. هر دو نظام به موازات هم دوره های از اهمیت بی سابقه و توسعه سریع را تجربه میکنند. این دو نظام دارای وجوه مشترک بسیاری هستند، اما نه میتوان آن دو را یکی پنداشت و نه میتوان یکی را جزئی از دیگری دانست. این دو نظام مکمل یکدیگرند نه رقیب هم.اصل عام احترام به کرامت انسانی را باید اساس و فلسفه وجودی هر دو نظام دانست.حمایتی بودن محور معاهدات حقوق بشر و بشردوستانه است: هدف و کارکرد اصلی این معاهدات، حمایت از انسانهاست و این یکی دیگر از نقاط اشتراک دو نظام است. مهمترین مسألهای که تعهدات حقوق بشری را از سایر تعهدات بین المللی متمایز میسازد، وصف عدم تقابل در تعهدات حقوق بشری و وصف تقابل در دیگر تعهدات است. اگر چه اصل تقابل را باید عنصری مهم در توسعه حقوق منازعات مسلحانه به شمار آورد، اما در حقوق بشردوستانه نوین، حمایت از منافع دولت ها تحت الشعاع حمایت از انسانها قرار گرفته است.ادعای تفاوت دو نظام در چارچوب هنجاری را، نه به طور مطلق میتوان پذیرفت و نه مطلقاً میتوان مردود دانست. اگر چه حقوق بشردوستانه سنتی تقریباً به طور انحصاری بر حقوق و وظایف کشورها حاکم بود، ولی حقوق بشردوستانه معاصر، مبیِّن بخش عظیمی از حقوق افراد در مقابل مقامات دولتی حتی دولتهای متبوع آنهاست. میتوان گفت کنوانسیونهای حقوق بشردوستانه، حق های با ماهیت دوگانه اعطاء میکنند که همزمان وجود دارند. چارچوب هنجاری حقوق بشر، هنوز حقوق را به افراد اعطاء میکند و تعهد را بر عهده دولتها میگذارد. متعهد دانستن افراد در نظام بین الملل حقوق بشر جنبه استثنایی دارد و تنها در چند معاهده خاص مورد توجه قرار گرفته است، ولی وضعیت در حقوق بشردوستانه متفاوت است. در این نظام تعهد نیز همچون حق ماهیت دوگانه دارد. حقوق بشر و بشردوستانه در توسعه یکدیگر تأثیر متقابل داشته اند. تأثیر حقوق بشر در توسعه حقوق بشردوستانه را با ملاحظه اسناد مؤخرالتصویب حقوق بشردوستانه، بهتر میتوان فهمید.بین دو نظام حقوق بشر و بشردوستانه، از حیث ضمانت اجرا تفاوتهایی وجود دارد. یکی از نقاط کلیدی اختلاف، در قلمرو مسئولیت کیفری فردی ظاهر میگردد. صلاحیت جهانی و تعهد دولتها به تعقیب نیز نقطه دیگر تمایز است. برای تضمین اجرای قواعد حقوق بشر و بشردوستانه، نهادهای نظارتی قضایی و شبه قضایی نیز تعبیه شده است. به لحاظ موقعیتی که افراد در پیگری حقوق اساسی خود دارند، بین سازکارهای متعدد موجود، تفاوتهای مهمی وجود دارد. با توجه به اینکه دو نظام، مکمل یکدیگرند، هر نظامی می تواند برای تضمین اجرای قواعد خود از نهادهای نظارتی و یا قضایی نظام دیگر بهره مند شود. هدف تضمین حقوق بشر در هرجا و تحت هر شرایطی، اقتضاء دارد که از سازکارهای مناسب حقوق بشری برای نظارت در حین منازعه مسلحانه داخلی و بین المللی استفاده شود.
…………………………………………………………………………………..
منابع
1)ناصر قربان نیا-حقوق بشر وحقوق بشر دوستانه.انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی
2) ناصر قربان نیا-پایان نامه دکترا-تاریخ دفاع 1385

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.