قانون مبارزه با قاچاق کالا و ارز

 

دانلود فایل pdf

فصل اول‌‌- تعاریف، مصادیق و تشکیلات

ماده ۱- اصطلاحات زیر در معانی مشروح مربوط به کار می‌روند:

الف – قاچاق کالا و ارز: هر فعل یا ترک فعلی است که موجب نقض تشریفات قانونی مربوط به ورود و خروج کالا و ارز گردد و بر اساس این قانون و یا سایر قوانین، قاچاق محسوب و برای آن مجازات تعیین شده باشد، در مبادی ورودی یا هر نقطه از کشور حتی محل عرضه آن در بازار داخلی کشف شود.

ب- کالا: هر شیء که در عرف، ارزش اقتصادی دارد.

پ- ارز: پول رایج کشور‌های خارجی، اعم از اسکناس، مسکوکات، حوالجات ارزی و سایر اسناد مکتوب یا الکترونیکی است که در مبادلات مالی کاربرد دارد.

ت- تشریفات قانونی: اقداماتی از قبیل تشریفات گمرکی و بانکی، اخذ مجوز‌های لازم و ارائه به مراجع ذی ربط است که اشخاص موظفند طبق قوانین و مقررات به منظور وارد یا خارج کردن کالا یا ارز، انجام دهند.

ث- کالای ممنوع: کالایی که صدور یا ورود آن به موجب قانون ممنوع است.

ج- کالای مجاز مشروط: کالایی که صدور یا ورود آن علاوه بر انجام تشریفات گمرکی حسب قانون نیازمند به کسب مجوز قبلی از یک یا چند مرجع ذی ربط قانونی است.

تبصره (الحاقی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ هرگاه کالایی به موجب صلاحیت اعطائی قانون، بر اساس مصوبات هیأت وزیران یا سایر مراجع قانونی بنا به مقتضیات و شرایط خاص، صدور یا ورود آن ممنوع شود، در حکم کالای مجاز مشروط است و حسب مورد مجازات جرائم و تخلفات مربوطه، حداکثر مجازات مربوط به کالای مجاز مشروط است.

چ- کالای مجاز: کالایی است که صدور یا ورود آن با رعایت تشریفات گمرکی و بانکی، نیاز به کسب مجوز ندارد.

ح- ارزش کالای قاچاق ورودی: عبارت است از ارزش سیف کالا (مجموع قیمت خرید کالا در مبدأ و هزینه بیمه و حمل و نقل)، به اضافه حقوق ورودی زمان کشف و سایر هزینه هایی که به آن کالا تا محل کشف تعلق می‌گیرد که بر اساس بالاترین نرخ ارز اعلامی توسط بانک مرکزی در زمان کشف محاسبه می‌شود.

خ(اصلاحی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)- ارزش کالای قاچاق خروجی: عبارت است از قیمت آزاد کالا در نزدیکترین بازار داخلی عمده فروشی محل کشف به اضافه هزینه هایی مانند عوارض ویژه صادراتی و کلیه یارانه هایی که به آن کالا تعلق می‌گیرد.

تبصره- فهرست و ارزش کالای قاچاق خروجی مربوط به فرآورده‌‌های نفتی و محصولات پتروشیمی حسب مورد متناسب با بالاترین قیمت خرید کالا در بازار‌های هدف و یا بر اساس بالاترین نرخ ارز رسمی کشور و سایر عوامل مؤثر توسط وزارت نفت و ستاد اعلام می‌شود.

د- ‌‌بهای ارز: بالاترین نرخ اعلامی ارز که توسط بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران در زمان کشف اعلام می‌گردد.

ذ- شناسه کالا: شناسه ای چند رقمی که مبتنی بر یک نظام جامع طبقه بندی کالا است و مشخصات ماهوی هر قلم کالا احصاء و در یک سامانه ثبت می‌شود و به صورت رمزینه (بارکد) و یا نظایر آن بر روی کالا نصب یا درج می‌گردد.

ر- شناسه رهگیری: شناسه ای چند رقمی مبتنی بر شناسه کالا است و به منظور منحصر به فرد نمودن هر واحد کالا به کلیه کالا‌های دارای بسته بندی با ابعاد مشخص اختصاص می‌یابد. ماهیت، مالکیت و موقعیت کالا در هر نقطه از زنجیره تأمین مبتنی بر این شناسه قابل استعلام و رهگیری است و در قالب یک رمزینه بر روی کالا‌های مزبور نصب یا درج می‌شود.

ز (اصلاحی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ اسناد خلاف واقع: اسنادی است که در آن خصوصیات کالای ذکر شده از حیث نوع، جنس، تعداد، وزن یا سایر خصوصیات با محموله مکشوفه (اعم از فیزیکی یا سندی) یا کالای مندرج در اظهارنامه تطبیق ننماید و یا جعلی باشد.

تبصره ۱(الحاقی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ علاوه بر مواردی که در بند‌های «ج» و «ح» ماده (۱۱۳) قانون امور گمرکی مصوب ۲۲ /۸ /۱۳۹۰ و اصلاحات بعدی آن، قاچاق محسوب می‌شود، وجود هرگونه کالای اضافی هم نام یا هم نوع به میزان بیش از پانزده درصد (۱۵ %) در واحد کالا از قبیل تعداد یا وزن یا حجم همراه کالای اظهار شده نیز قاچاق محسوب می‌شود. مغایرت پانزده درصد (۱۵ %) یا کمتر از آن قبل از ترخیص، در صورتی که کالا ممنوع نبوده و به موجب این قانون یا قوانین دیگر قاچاق محسوب نشود، حسب مورد مشمول حداکثر ضمانت اجرای مقرر در ماده (۱۰۸) یا ماده (۱۱۰) قانون امور گمرکی مصوب ۲۲ /۸ /۱۳۹۰ و اصلاحات بعدی آن است.

تبصره ۲(الحاقی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ میزان مغایرت تا پانزده درصد (۱۵ %) موضوع تبصره (۱) بند «ز» صرفاً درخصوص کشف مغایرت قبل از ترخیص است و هرگونه مغایرت به هر میزان درخصوص کالای ترخیص یا خارج شده قاچاق محسوب می¬شود.

تبصره ۳(الحاقی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ درخصوص کالای اضافی غیر هم نوع یا غیر هم نام، هرگونه مغایرت به هر نحو، از قبیل تعداد یا وزن یا جنس، چه قبل و چه بعد از ترخیص، قاچاق محسوب می‌شود. کالای اضافی در این قانون و قانون امور گمرکی، اعم از آن است که محموله مکشوفه به میزان واحد کالای مندرج در اظهارنامه باشد یا نباشد.

ژ(اصلاحی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)- اسناد مثبته گمرکی: عبارت است از اصل یا تأییدیه الکترونیکی سند پروانه ورود گمرکی، پته گمرکی، قبض سپرده موجب ترخیص کالا، حواله فروش و یا قبض خرید کالای متروکه، ضبطی و بلاصاحب، پروانه عبور (ترانزیت)، پروانه مرجوعی، پروانه ورود موقت، پروانه ورود موقت برای پردازش، پته عبور، پروانه کران بری (کابوتاژ) دفترچه حمل و نقل جاده ای بین المللی (کارنه تیر) و دفترچه عبور گمرکی وسایل نقلیه (کارنه دو پاساژ) که به تأیید گمرک رسیده باشند، پروانه صادراتی، پروانه صدور موقت و کارت مسافری صادره توسط مناطق آزاد تجاری و صنعتی و کارت هوشمند که توسط گمرک تکمیل و تأیید می‌شود مشروط بر اینکه مشخصات مذکور در این اسناد با مشخصات کالا از هر حیث تطبیق نماید و فاصله بین تاریخ صدور سند و تاریخ کشف کالا با توجه به نوع کالا و نحوه مصرف آن متناسب باشد.

اسناد گمرکات کشور‌های خارجی و یا اسنادی که دلالتی بر ورود و یا صدور قانونی کالا از کشور ندارند، اسناد مثبته گمرکی تلقی نمی‌شوند.

س- قاچاق سازمان یافته: جرمی است که با برنامه ریزی و هدایت گروهی و تقسیم کار توسط یک گروه نسبتاً منسجم متشکل از سه نفر یا بیشتر که برای ارتکاب جرم قاچاق، تشکیل یا پس از تشکیل، هدف آن برای ارتکاب جرم قاچاق منحرف شده است صورت می‌گیرد.

ش (اصلاحی ۲۱ˏ۰۷ˏ۱۳۹۴)ـ قاچاقچی حرفه ای: شخصی است که بیش از سه بار مرتکب قاچاق شود، اعم از اینکه در هر مرتبه تعقیب شده یا نشده باشد و ارزش کالا یا ارز قاچاق در هر مرتبه بیش از یکصد میلیون (۰۰۰ /۰۰۰ /۱۰۰) ریال باشد.

ص- دستگاه کاشف: دستگاه اجرائی موضوع ماده (۵) قانون مدیریت خدمات کشوری است که به موجب این قانون و سایر قوانین و مقررات، وظیفه مبارزه با قاچاق کالا و ارز و کشف آن را برعهده دارد.

ض- دستگاه مأمور وصول درآمد‌های دولت: هر یک از دستگاه‌های اجرائی است که به موجب قوانین یا شرح وظایف مصوب، موظف به وصول درآمد‌های دولت می‌باشد.

ط- ستاد: ستاد مرکزی مبارزه با قاچاق کالا و ارز موضوع این قانون است.

ماده ۲(اصلاحی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)- علاوه بر مصادیقی که در قانون امور گمرکی مصوب ۲۲ /۸ /۱۳۹۰ و اصلاحات بعدی آن ذکر شده است، موارد زیر نیز قاچاق محسوب می‌شود:

الف(اصلاحی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)- برنگرداندن کالای اظهار شده به عنوان خروج موقت یا کران بری به کشور به ترتیب مقرر در قانون امور گمرکی

تبصره (الحاقی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ مصادیق موارد قوه قهریه (فورس ماژور) و مواردی که عدم ورود کالا عمدی نیست، با پیشنهاد وزارت امور اقتصادی و دارایی و ظرف سه ماه از تاریخ لازم الاجراء شدن این قانون به تصویب هیأت وزیران می‌رسد.

ب(اصلاحی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)- اضافه کردن کالا به محموله عبوری (ترانزیتی) خارجی و تعویض یا کاهش محموله‌‌های عبوری اعم از رویه عبور داخلی و خارجی در داخل کشور

پ (اصلاحی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ اظهار کالا به گمرک و یا ترخیص یا خروج کالا از اماکن گمرکی با ارائه مجوز‌ها یا اسناد جعلی و یا مجوز‌های باطل یا منقضی یا تکراری یا خلاف واقع یا متعلق به غیر یا تحصیل شده از طریق تبانی و یا تقلب

تبصره (الحاقی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ منظور از مجوز‌های مذکور در این بند به شرح زیر است:

۱ـ مجوز باطل: مجوزی که به هر دلیل، بطلان یا عدم اعتبار یا عدم امکان دریافت آن به هر طریق اعلام و یا ثبت شده باشد؛

۲ـ مجوز منقضی: مجوزی که زمان اعتبار آن به اتمام رسیده باشد؛

۳ـ مجوز تکراری: مجوزی که قبلاً از آن استفاده شده باشد. مجوز‌های دارای سقف معین، به میزان مستهلک شده تکراری محسوب می‌شوند؛

۴- مجوز خلاف واقع: مجوزی که مندرجات آن با واقع منطبق نباشد؛

۵- مجوز متعلق به غیر: مجوزی که به اعتبار صلاحیت شخصی صادر شده و ارائه کننده، غیر از شخص صالح و نماینده وی باشد.

۶- مجوز تحصیل ¬شده از طریق تبانی و یا تقلب: مجوزی که با پرداخت رشوه یا اعمال نفوذ برای صدور غیرقانونی مجوز، رخنه رایانه ای (هک)، وارد کردن متقلبانه داده در سامانه ها، دسترسی غیرمجاز یا نظایر این‌‌ها تحصیل شده باشد.

ت- تعویض کالای صادراتی دارای پروانه، مشروط بر شمول حقوق و عوارض ویژه صادراتی برای کالای جایگزین شده

ث(اصلاحی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)- ورود کالای موضوع بند (ر) ماده (۱۲۲) قانون امور گمرکی مصوب ۲۲ /۸ /۱۳۹۰ به داخل کشور، اعم از مناطق آزاد تجاری- صنعتی و سایر نقاط کشور

ج- اظهار کالای وارداتی با نام یا علامت تجاری ایرانی بدون اخذ مجوز قانونی از مراجع ذی ربط با قصد متقلبانه

چ- واردات کالا به صورت تجاری با استفاده از تسهیلات در نظر گرفته شده در قوانین و مقررات مربوط برای کالا‌های مورد مصرف شخصی مانند تسهیلات همراه مسافر، تعاونی‌های مرزنشینی و ملوانی در صورت عدم اظهار کالا به عنوان تجاری به تشخیص گمرک

ح (اصلاحی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ خروج کالا‌های وارداتی تجمیع شده مشمول تسهیلات قانون ساماندهی مبادلات مرزی از استان مرزی بدون رعایت تشریفات قانونی یا تجمیع تجاری این کالا‌ها یا تجمیع تجاری کالا‌های مسافری

خ(منسوخه ۲۱ˏ۰۷ˏ۱۳۹۴)- عدم رعایت ضوابط تعیین شده از سوی دولت یا نداشتن مجوز‌های لازم از بانک مرکزی برای ورود، خروج، خرید، فروش یا حواله ارز

د- عرضه کالا به استناد حواله‌‌های فروش سازمان جمع آوری و فروش اموال تملیکی و یا سایر دستگاه‌‌ها مشروط بر عدم مطابقت با مشخصات حواله

ذ (اصلاحی ۰۳ˏ۱۰ˏ۱۳۹۲)- عرضه کالا‌های وارداتی فاقد شناسه کالا و شناسه رهگیری در سطح خرده فروشی با رعایت ماده (۱۳) این قانون.

ر- هر گونه اقدام به خارج کردن کالا از کشور، برخلاف تشریفات قانونی به شرط احراز در مراجع ذی صلاح با استناد به قرائن و امارات موجود

ز- سایر مصادیق قاچاق به موجب قوانین دیگر

ماده ۲ مکرر (الحاقی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ موارد زیر قاچاق ارز محسوب می‌شود:

الف (الحاقی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ ورود ارز به کشور یا خروج ارز از کشور، بدون رعایت ضوابط مربوط که در حدود اختیارات قانونی توسط شورای پول و اعتبار تعیین می‌شود.

ب (الحاقی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ هرگونه اقدام به خروج ارز از کشور بدون رعایت ضوابط مربوط که در حدود اختیارات قانونی توسط شورای پول و اعتبار تعیین می‌شود.

پ (الحاقی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ انجام معامله ارزی در کشور، تحت هر عنوان نظیر خرید، فروش، حواله، معاوضه یا صلح، مگر آنکه حداقل یکی از طرفین معامله، صرافی مجاز، بانک یا مؤسسه مالی و اعتباری دارای مجوز از بانک مرکزی باشد. حکم این بند شامل مواردی است که در زمان انجام معامله، حداقل یکی از طرفین در کشور باشند.

معاملاتی که با مجوز بانک مرکزی و در حدود ضوابط تعیین شده این بانک توسط اشخاصی نظیر واردکنندگان و صادرکنندگان و معامله گران در بورس‌‌های کالایی صورت می‌گیرد، از شمول این بند و بند «ت» این ماده خارج است.

ت (الحاقی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ هرگونه معامله ارز توسط صرافی یا غیر آن که تحویل ارز و ما به ازای آن به روز یا روز‌های آینده موکول شده ولی منجر به تحویل ارز نمی‌شود یا از ابتدا قصد تحویل ارز وجود نداشته است و قصد طرفین ‌‌تنها تسویه تفاوت قیمت ارز بوده است.

ث (الحاقی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ انجام کارگزاری خدمات ارزی در داخل کشور برای اشخاص خارج از کشور، بدون داشتن مجوز انجام عملیات صرافی از بانک مرکزی.

تبصره (الحاقی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ کارگزار، شخصی است که ما به¬ ازای ارز معامله شده را در کشور دریافت می‌نماید.

ج (الحاقی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ عدم ثبت معاملات ارزی در سامانه ارزی یا ثبت ناقص یا خلاف واقع اطلاعات مربوط به معاملات مذکور در این سامانه توسط صرافی، بانک یا مؤسسه مالی- اعتباری دارای مجوز از بانک مرکزی.

چ (الحاقی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ عدم ارائه صورت حساب خرید معتبر یا ارائه صورت حساب خرید خلاف واقع یا دارای اطلاعات ناقص به مشتری توسط صرافی، بانک یا مؤسسه مالی- اعتباری دارای مجوز از بانک مرکزی

ح (الحاقی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ عرضه، حمل یا نگهداری ارز فاقد صورتحساب خرید معتبر یا فاقد مجوز ورود توسط اشخاصی غیر از صرافی، بانک یا مؤسسه مالی- اعتباری دارای مجوز از بانک مرکزی. ورود ارز به کشور تا سقف تعیینی توسط بانک مرکزی از شمول این بند خارج است. مالکان ارز درخصوص ارزهایی که قبل از لازم الاجراء شدن این قانون در اختیار داشته اند و مازاد بر میزان معافیت ارز قابل حمل و نگهداری اعلامی از سوی بانک مرکزی و فاقد صورتحساب معتبر موضوع تبصره (۲) این ماده است، مکلفند ظرف سه ماه نسبت به ثبت اطلاعات در سامانه مذکور در تبصره (۳) این ماده اقدام کنند.

تبصره ۱(الحاقی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ صرافی، شخص حقوقی است که از بانک مرکزی مجوز انجام عملیات صرافی أخذ نموده است. مجوز صرافی قائم به شخص حقوقی صرافی است و به هیچ طریقی قابل واگذاری یا توکیل به غیر نیست.

تبصره ۲(الحاقی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ منظور از صورتحساب خرید معتبر، رسید سامانه ارزی حاوی اطلاعاتی نظیر شناسه پیگیری، طرفین معامله، میزان و زمان انجام معامله است که شماره مسلسل ارز‌های موضوع معامله نیز ضمیمه آن می‌باشد.

تبصره ۳(الحاقی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ بانک مرکزی مکلف است حداکثر سه ماه پس از لازم الاجراء شدن قانون دسترسی مستمر و بر خط صرافی ها، بانک‌‌ها و مؤسسات مالی- اعتباری به سامانه ارزی را جهت ثبت معاملات با قابلیت واردکردن اطلاعات مندرج در تبصره (۲) این ماده فراهم نماید.

تبصره ۴(الحاقی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ بانک مرکزی مکلف است ظرف سه ماه از تاریخ لازم الاجراء شدن این قانون با رعایت ملاحظات شورای عالی امنیت ملی، نسبت به انتشار فهرست صرافی‌‌های مجاز و تشریفات قانونی و مسیر‌های مجاز ورود و خروج ارز در روزنامه رسمی کشور و درگاه اینترنتی بانک مرکزی اقدام نماید. هرگونه تغییرات بعدی نیز باید توسط بانک مرکزی از طرق مزبور فوراً به اطلاع عموم برسد.

تبصره ۵ (الحاقی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ تخلف از سایر ضوابط ارزی که شورای پول و اعتبار در حدود اختیارات قانونی تعیین کرده است و فاقد وصف مجرمانه بوده و در این قانون یا سایر قوانین ضمانت اجرائی برای آن ذکر نشده است به شرط احراز علم و عمد در مراجع ذی صلاح با استناد به قرائن و امارات موجود، صرفاً تخلف محسوب و مرتکب به جریمه نقدی معادل یک چهارم موضوع تخلف و دو یا چند مورد از محرومیت‌‌های موضوع ماده (۶۹) این قانون محکوم می‌شود. وارد کردن، خارج کردن و یا اقدام به خارج کردن وجه رایج ایران، بدون رعایت ضوابط تعیینی شورای پول و اعتبار که در حدود اختیارات قانونی این شورا تعیین شده است، به شرط احراز علم و عمد در مراجع ذی¬صلاح با استناد به قرائن و امارات موجود، نیز مشمول جریمه تخلف اخیر می‌شود.

تبصره ۶ (الحاقی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ کلیه صادرکنندگان کالا به خارج از کشور موظفند ارز مندرج در پروانه گمرکی یا معادل ارزی آن به سایر ارز‌ها را به بانک مرکزی بفروشند و یا با تأیید بانک مرکزی نسبت به فروش آن به سایر اشخاص اقدام یا جهت تأمین ارز واردات کالای خود یا بازپرداخت بدهی تسهیلات ارزی استفاده نمایند. متخلف علاوه بر الزام به ایفای تعهد موضوع تخلف، به جریمه نقدی معادل یک پنجم موضوع تخلف و دو یا چند مورد از محرومیت‌‌های موضوع ماده (۶۹) این قانون محکوم می‌شود. در صورت عدم ایفای تعهد ظرف سه¬ماه از زمان ابلاغ حکم قطعی، معادل ارزش تعهد بر اساس بالاترین نرخ اعلامی بانک مرکزی در زمان صدور حکم، به جریمه نقدی مرتکب افزوده می‌شود. تخلف موضوع این تبصره صرفاً در مواردی که ارزش موضوع تخلف بیشتر از سه میلیون (۰۰۰ /۰۰۰ /۳) یورو یا معادل آن به سایر ارز‌ها باشد، می‌تواند با تحقق شرایط مربوط، مشمول عناوین سازمان یافته وحرفه ای موضوع این قانون قرار گیرد. در صورتی که عدم رفع تعهد موضوع این تبصره و تبصره‌‌های (۵) و (۷) با تشخیص مرجع رسیدگی به علت قوه قاهره (حادثه خارجی غیرقابل پیش بینی و غیرقابل دفع) باشد، محکومیت موضوع این تبصره‌‌ها اعمال نمی‌شود.

آیین نامه اجرائی این تبصره شامل مواردی از قبیل مهلت رفع تعهد که بیش از یک سال نیست و شرایط تمدید آن تا حداکثر سه ماه، موارد مشمول معافیت تا سقف سی هزار (۰۰۰ /۳۰) یورو یا معادل آن به سایر ارز‌ها در سال و معافیت کالای موضوع ماده (۶۵) قانون امور گمرکی، میزان تعهد که کمتر از شصت درصد (۶۰ %) ارزش ارزی صادرات نیست، اولویت بندی و نحوه انتخاب یک یا ترکیبی از روش‌های رفع تعهد و تعیین سامانه‌‌های اجرائی این تبصره، توسط بانک مرکزی با همکاری وزارت صنعت، معدن و تجارت تهیه و ظرف یک¬ماه از تاریخ لازم الاجراء شدن این قانون به تصویب هیأت وزیران می‌رسد. در هر صورت، برخورداری از کلیه معافیت‌‌های مالیاتی برای درآمد‌های حاصل از صادرات و هرگونه جایزه و مشوق‌‌های صادراتی به تناسب میزان ایفای تعهد موضوع این تبصره است.

اعمال محدودیت‌‌های موضوع این تبصره تا ابتدای سالِ بعد از زمانی که ارزش سالانه صادرات غیرنفتی طبق اعلام وزارت صنعت، معدن و تجارت، به بیش از یک ممیز هشت دهم (۸ /۱) برابر ارزش سالانه واردات کشور برسد، قابل اجراء است .

تبصره ۷(الحاقی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ درخصوص عدم رفع تعهد ارزی موضوع ماده (۱۰) قانون تعزیرات حکومتی در صورتی که تا مبلغ صد میلیارد(۰۰۰ /۰۰۰ /۰۰۰ /۱۰۰) ریال بر اساس بالاترین نرخ اعلامی بانک مرکزی در زمان دریافت ارز باشد، مرتکب علاوه بر اعاده ارز به میزان رفع تعهد نشده و محرومیت از فعالیت بازرگانی از شش ماه تا یکسال، به جریمه نقدی معادل دوبرابر کسری یا عدم رفع تعهد بر اساس بالاترین نرخ اعلامی بانک مرکزی از زمان دریافت ارز، محکوم می¬شود. در صورتی که مبلغ عدم رفع تعهد ارزی معادل صد میلیارد (۰۰۰ /۰۰۰ /۰۰۰ /۱۰۰) ریال یا بیش از آن بر اساس بالاترین نرخ اعلامی بانک مرکزی در زمان دریافت ارز باشد، مرتکب علاوه بر اعاده ارز به میزان رفع تعهد نشده و محرومیت از فعالیت بازرگانی از یک تا ده سال، به حبس تعزیری درجه پنج موضوع ماده (۱۹) قانون مجازات اسلامی مصوب ۱ /۲ /۱۳۹۲ و جزای نقدی به میزان معادل دوبرابر کسری یا عدم رفع تعهد بر اساس بالاترین نرخ اعلامی بانک مرکزی از زمان دریافت ارز، محکوم می‌شود. در صورتی که رفع تعهد ارزی و یا هرگونه اقدام به این منظور، با استفاده از اسناد جعلی یا خلاف واقع باشد و یا از طریق بیش بود ارزش اظهاری کالا و یا بیش اظهاری در تعداد یا مقدار کالا به گمرک و یا مغایرت در کالای اظهار شده یا مکشوفه با کالای موضوع تعهد باشد، مرتکب علاوه بر اعاده ارز به میزان رفع تعهد نشده و ابطال دائم کارت بازرگانی، به حبس تعزیری درجه چهار موضوع ماده (۱۹) قانون مجازات اسلامی و جزای نقدی به میزان معادل سه برابر کسری یا عدم رفع تعهد بر اساس بالاترین نرخ اعلامی بانک مرکزی از زمان دریافت ارز، محکوم می‌شود. در موارد تعدد عدم رفع تعهد، ملاک برای شمول این تبصره جمع مبالغ است و تعدد جرم مانع از حرفه ای محسوب شدن مرتکب نیست.

شخصی که جهت واردات کالا، ارز موضوع تبصره (۶) این ماده را دریافت کرده و یا از روش «تأمین ارز واردات کالای خود» استفاده نموده است نیز مشمول احکام این تبصره می‌باشد.

تبصره ۸ (الحاقی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ شورای عالی امنیت ملی، می‌تواند حسب ضرورت یا مصالح کشور موارد و مصادیقی را از شمول این ماده و تبصره‌‌های آن به صورت موقت یا دائم مستثنی نماید.

ماده ۳(اصلاحی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ به منظور سیاستگذاری در حوزه امور اجرائی، پیشگیری و مبارزه با قاچاق کالا و ارز و برنامه ریزی، هماهنگی و نظارت در این موارد، ستاد مرکزی مبارزه با قاچاق کالا و ارز متشکل از وزیران دادگستری، اطلاعات، امور اقتصادی و دارایی، کشور، امور خارجه، صنعت، معدن و تجارت، راه و شهرسازی، جهادکشاورزی، نفت، بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی و ارتباطات و فناوری اطلاعات یا معاونان ذی ربط آنان و دو نفر از نمایندگان عضو کمیسیون‌‌های اقتصادی و قضائی و حقوقی مجلس شورای اسلامی به انتخاب مجلس به عنوان ناظر و رؤسای سازمان‌‌های تعزیرات حکومتی، جمع آوری و فروش اموال تملیکی، صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، بازرسی کل کشور، رئیس ستاد کل نیرو‌های مسلح، رئیس سازمان اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، فرمانده کل انتظامی جمهوری اسلامی ایران، رؤسای کل بانک مرکزی، بیمه مرکزی و گمرک جمهوری اسلامی ایران، رئیس سازمان ملی استاندارد ایران، رئیس مرکز آمار ایران، رئیس سازمان برنامه و بودجه کشور، رئیس اتاق بازرگانی و صنایع و معادن و کشاورزی ایران، رئیس اتاق اصناف ایران، رئیس اتاق تعاون مرکزی ایران، دادستان کل کشور و نماینده تام الاختیار رئیس قوه قضائیه با ریاست رئیس جمهور یا نماینده ویژه وی تشکیل می‏گردد. مصوبات این ستاد پس از امضای رئیس جمهور در موضوعات مرتبط با وظایف ستاد در این ماده برای تمامی دستگاه‌های اجرائی و فرماندهی انتظامی جمهوری اسلامی ایران لازم الاجراء است.

سایر دستگاه‌های مرتبط با امر پیشگیری و مبارزه با قاچاق کالا و ارز از جمله قوه قضائیه، نیرو‌های نظامی و سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران با إذن رهبری موظف به همکاری با ستاد می‌باشند.

هریک از مسؤولین، مستخدمین یا مأمورین دولتی و یا عمومی در هر رتبه و مقامی که باشند، با هر رفتاری اعم از فعل یا ترک فعل، چنانچه از مقام خود سوء استفاده نمایند و یا اهمال در انجام وظیفه نمایند و از این طریق به صورت کلی یا جزئی، از مصوبات ستاد که در چهارچوب قوانین، مقررات و ضوابط به تصویب رسیده است و یا از وظایف یا احکام مقرر در این قانون یا مصوبات هیأت وزیران در راستای اجرای این قانون و یا از زمان بندی هر یک از موارد مذکور تخلف یا استنکاف نمایند، در صورتی که در این قانون یا سایر قوانین مجازات شدیدتری تعیین نشده باشد، به یک تا پنج سال انفصال موقت از خدمات دولتی و عمومی محکوم می‌شوند. در صورت راه اندازی سامانه‌‌های موضوع این قانون، تمامی دستگاه‌‌ها موظف به انجام وظایف مربوطه از طریق سامانه‌‌های مذکور و اولویت دادن صرف بودجه برای ایجاد زیرساخت لازم جهت بهره برداری، اتصال و فعالیت از طریق این سامانه‌‌ها هستند و پس از راه اندازی، انجام این تکالیف نسبت به قسمت‌‌های راه اندازی شده فوری است و منوط به تکمیل و اجرائی شدن تمام اجزای تعریف شده برای سامانه‌‌ها نمی‌باشد. مراجع رسیدگی کننده نیز با رعایت اصل یکصد و هفتادم (۱۷۰) قانون اساسی مشمول حکم موضوع این ماده هستند.

تبصره ۱(اصلاحی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)- کمیسیون برنامه ریزی، هماهنگی و نظارت بر مبارزه با قاچاق کالا و ارز در استان‌ها به ریاست استاندار و زیر نظر ستاد و حسب مورد با اعضای متناظر ستاد تشکیل می‌شود.

تبصره ۲(الحاقی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ آیین نامه مربوط به نصاب رسمیت و اتخاذ تصمیم در جلسات ستاد و نحوه تشکیل و اداره جلسات و نیز ساختار سازمانی و تشکیلات اداری و مالی و شرح وظایف تفصیلی دبیرخانه ستاد، توسط ستاد تهیه می‌شود و ظرف سه ماه از تاریخ لازم الاجراءشدن این قانون به تصویب هیأت وزیران می‌رسد.

تبصره ۳(الحاقی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ رئیس جمهور یا نماینده ویژه وی که ظرف یک ماه از تاریخ لازم الاجراء شدن این قانون منصوب می‌شود، حداقل هر دوماه یک بار مکلف به برگزاری جلسات ستاد می‌باشد.

جلسات ستاد با حضور رئیس جمهور و یا نماینده ویژه وی به عنوان رئیس جلسه و رعایت ترتیبات مقرر در آیین نامه موضوع تبصره (۲) این ماده رسمیت می‌یابد.

ماده ۴(منسوخه ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)- به منظور هماهنگی و نظارت بر اجرای وظایف مندرج در این فصل، ستاد می‌تواند حسب مورد کارگروه‌های کارشناسی از قبیل کارگروه پیشگیری از قاچاق کالا و ارز متشکل از نمایندگان دستگاه‌های عضو ستاد تشکیل دهد.

تبصره ۱- معاونت اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم قوه قضائیه مسؤولیت کارگروه پیشگیری از قاچاق کالا و ارز را بر عهده دارد.

تبصره ۲- کلیه پیشنهاد‌ها و تصمیمات این کارگروه‌ها پس از تصویب ستاد، با رعایت مقررات این قانون لازم الاجراء است.

ماده ۵- دولت مکلف است به منظور پیشگیری از ارتکاب قاچاق و شناسایی نظام مند آن با پیشنهاد ستاد و پس از ابلاغ رئیس جمهور سامانه‌‌های الکترونیکی و هوشمند جدید مورد نیاز جهت نظارت بر فرآیند واردات، صادرات، حمل، نگهداری و مبادله کالا و ارز را ایجاد و راه اندازی نماید.

کلیه اشخاص حقیقی و حقوقی مکلف به رعایت احکام این قانون مربوط به سامانه‌‌های راه اندازی شده می‌باشند و اشخاص حقیقی متخلف به محرومیت از اشتغال به حرفه خود تا یک سال و اشخاص حقوقی به ممنوعیت از فعالیت تجاری تا شش ماه محکوم می‌شوند.

تبصره ۱- هر گونه دسترسی غیرمجاز به اطلاعات سامانه‌‌های راه اندازی شده به موجب این قانون و افشای اطلاعات آن‌ها جرم است و مرتکب به مجازات از شش ماه تا دو سال حبس محکوم می‌شود.

تبصره ۲- وارد نمودن اطلاعات خلاف واقع یا ناقص یا با تأخیر در سامانه‌‌های موضوع این قانون جرم است و مرتکب به شش ماه تا دو سال انفصال موقت از خدمات دولتی و عمومی محکوم می‌شود.

تبصره ۳- ستاد موظف است از طریق وزارت اطلاعات و با همکاری وزارتخانه‌‌های صنعت، معدن و تجارت، امور اقتصادی و دارایی (گمرک جمهوری اسلامی ایران)، بانک مرکزی و سایر دستگاه‌های ذی ربط به تهیه، اجراء و بهره برداری از سامانه شناسایی و مبارزه با کالای قاچاق اقدام نماید.

کلیه مراکز مرتبط با تجارت داخلی و خارجی کشور، موظف به ارائه و تبادل اطلاعات از طریق این سامانه می‌باشند.

تبصره ۴(اصلاحی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)- هزینه‌‌های اجرای حکم موضوع این ماده که در بودجه سالانه پیش بینی می‌شود از محل درآمد‌های این قانون تأمین و مطابق آئین نامه ای که به پیشنهاد ستاد و وزارت دادگستری تهیه می‌شود و به تصویب هیأت وزیران می‌رسد، به مصرف خواهد رسید.

فصل دوم پیشگیری از قاچاق

ماده ۶- به منظور تجمیع داده‌‌ها و یکپارچه سازی اطلاعات مربوط به سامانه مذکور در تبصره (۳) ماده (۵) و به منظور کاهش زمینه‌‌های بروز قاچاق کالا و ارز:

الف- وزارت صنعت، معدن و تجارت موظف است با همکاری ستاد و گمرک جمهوری اسلامی ایران و سایر دستگاه‌های ذی ربط اقدام به تهیه، اجراء و بهره برداری از سامانه نرم افزاری جامع یکپارچه سازی و نظارت بر فرآیند تجارت نماید.

تبصره- کلیه دستگاه‌های مرتبط با تجارت خارجی کشور، موظفند با اجراء و بهره برداری از این سامانه به ارائه و تبادل اطلاعات از طریق آن اقدام نمایند.

ب- وزارتخانه‌‌های امور اقتصادی و دارایی و راه و شهرسازی با هدف کاهش توقف‌ها و افزایش دقت در کنترل و بازرسی کالا موظفند به تجهیز مبادی ورودی و خروجی و مسیر‌های حمل و نقل به امکانات فنی مناسب و الکترونیکی نمودن کلیه اسناد ورود، صدور، عبور، حمل و نقل و نظایر آن اقدام نمایند.

پ- وزارت کشور با همکاری ستاد، لایحه توسعه و امنیت پایدار مناطق مرزی را با هدف تقویت معیشت مرزنشینان و توسعه فعالیت‌های اقتصادی مناطق مرزی، تهیه می‌کند و به هیأت وزیران ارائه می‌دهد.

ت- وزارت صنعت، معدن و تجارت موظف است، با ایجاد سامانه یکپارچه اعتبار سنجی و رتبه بندی اعتباری برای تجارت داخلی و خارجی، با همکاری ستاد و اتاق بازرگانی و صنایع و معادن و کشاورزی ایران و اتاق تعاون مرکزی جمهوری اسلامی ایران صدور، تمدید و ابطال کارت بازرگانی را از طریق سامانه فوق با هدف پیشگیری از بروز تخلفات و قاچاق کالا و ارز ساماندهی نماید.

ث- وزارت صنعت، معدن و تجارت موظف است با همکاری دستگاه‌های اجرائی ذی ربط با استفاده از سامانه نرم افزاری به شناسه دار کردن کلیه انبار‌ها و مراکز نگهداری کالا و ثبت مشخصات مالک کالا، نوع و میزان کالا‌های ورودی و خروجی از این اماکن با هدف شناسایی کالا‌های قاچاق اقدام نماید.

ج- وزارت راه و شهرسازی موظف است با همکاری ستاد و دستگاه‌های اجرائی عضو آن، به ساماندهی و تجهیز و تکمیل اسکله‌‌ها و خور‌ها و انضباط بخشی به تردد و توقف شناور‌ها اقدام نماید.

چ- وزارت راه و شهرسازی موظف است با همکاری ستاد، وزارت نفت و ستاد مدیریت حمل و نقل سوخت به تجهیز شناور‌ها و وسایل حمل و نقل جاده ای کالا به سامانه فنی ردیاب و کنترل مصرف سوخت بر مبنای مسافت طی شده اقدام نماید.

ح- وزارت امور اقتصادی و دارایی موظف است در راستای اجرای برنامه آمایش گمرکات، اولویت‌های پیشنهادی ستاد را با هدف پیشگیری از قاچاق کالا، مد نظر قرار دهد.

خ- گمرک جمهوری اسلامی ایران مکلف است برای جلوگیری از استفاده مکرر از اسناد گمرکی اقدامات لازم را معمول دارد.

د- در صورت عدم تصویب پیشنهاد ستاد مبنی بر منطقی نمودن سود بازرگانی کالا‌های پیشنهادی در کارگروه ماده (۱) آئین نامه اجرائی قانون مقررات صادرات و واردات، دولت می‌تواند حسب درخواست ستاد، با هدف کاهش انگیزه‌‌های اقتصادی ارتکاب قاچاق، پیشنهاد ستاد را در دستور کار هیأت وزیران قرار دهد.

تبصره- آئین نامه اجرائی این ماده توسط ستاد با همکاری دستگاه‌های مربوط تهیه می‌شود و به تصویب هیأت وزیران می‌رسد.

ماده ۶ مکرر ۱ (الحاقی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ وزارت صنعت، معدن و تجارت موظف است به منظور ابلاغ مقررات تجاری در فرآیند‌های تجارت نظیر مقررات مذکور در آیین نامه مقررات صادرات و واردات و ضمایم آن، «سامانه مقررات تجاری» را ظرف سه ماه از تاریخ لازم الاجراء شدن این قانون، ایجاد، راه اندازی و بهره برداری نماید. این وزارت موظف است آخرین مقررات تجاری را حداکثر ظرف بیست و چهار ساعت به صورت الکترونیکی و برخط به کلیه دستگاههایی که مسؤولیت اعمال مقررات تجاری یا نظارت بر آن را بر عهده دارند از جمله سازمان‌‌های توسعه تجارت ایران و گمرک جمهوری اسلامی ایران ابلاغ نماید و دستگاه‌های مزبور موظفند به محض ابلاغ، مقررات مذکور را به صورت سامانه ای اعمال نمایند.

تبصره ۱(الحاقی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ وزارت صنعت، معدن و تجارت مکلف است مقررات تجاری مذکور را در اسرع وقت جهت اطلاع رسانی به عموم مردم به طریق مقتضی منتشر نماید.

تبصره ۲(الحاقی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ پس از بهره برداری از سامانه موضوع این ماده، لازم الاجراء شدن مقررات تجاری منوط به ابلاغ در این سامانه و انتشار عمومی آن است و در مورد قوانین منوط به رعایت ضوابط قانون مدنی است. مقررات شرعی از شمول این ماده و تبصره‌‌های آن خارج است و لازم الاجراء بودن مقررات شرعی مربوط به مسائل تجاری، منوط به درج در سامانه نیست. در صورت فراهم شدن امکان بهره برداری از سامانه موضوع این ماده، وزارت صنعت، معدن و تجارت موظف است مراتب این امکان را از طریق روزنامه رسمی کشور اعلام کند.

ماده ۶ مکرر۲ (الحاقی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ وزارت صنعت، معدن و تجارت موظف است با همکاری دستگاه‌های اجرائی ذی ربط ظرف دو ماه از لازم الاجراء شدن این قانون، از طریق سامانه جامع انبار‌ها و مراکز نگهداری کالا، امکان صدور قبض انبار و حواله انبار را برای کلیه انبار‌ها و مراکز نگهداری کالا فراهم نماید؛ به نحوی که اسناد مزبور متضمن اطلاعاتی از قبیل اطلاعات کمی و کیفی کالا، مالک کالا، محل نگهداری، تحویل دهنده، تحویل گیرنده و تاریخ و زمان صدور سند باشند. ورود کالا به انبار‌ها و مراکز نگهداری کالا و خروج کالا از آن‌ها بدون قبض انبار و حواله انبار موضوع این ماده، مستوجب محکومیت نگهداری کننده به جریمه نقدی به میزان یکصد میلیون (۰۰۰ /۰۰۰ /۱۰۰) ریال یا معادل یک چهارم ارزش کالای موضوع تخلف، هر کدام که بیشتر باشد، است. کلیه نگهداری کنندگان تجاری کالا‌های ضروری که تعیین مصادیق آنها، به تشخیص ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز یا ستاد تنظیم بازار است و از طریق سامانه مقررات تجاری ابلاغ می‌شود، ملزم به ثبت آنی اطلاعات نگهداری کالا در سامانه مذکور و ارائه و دریافت قبض و حواله موضوع این ماده هستند. در خصوص کالاهایی که شناسه کالا در مورد آن‌ها اجرائی شده است، ثبت اطلاعات بر این اساس انجام می‌شود. استنکاف عمدی از ثبت آنی اطلاعات کالا‌های ضروری و ارائه و دریافت قبض و حواله آن‌ها مستوجب ضمانت اجرا‌های مقرر در تبصره (۴) ماده (۱۸) این قانون است. شش ماه پس از لازم الاجراء شدن این قانون، صرفاً قبض و حواله الکترونیکی موضوع این ماده معتبر است. جز در مواردی که شورای عالی امنیت ملی در خصوص هر شخصی اعم از بخش خصوصی یا دولتی تعیین می‌کند، کلیه اشخاص و دستگاه‌های اجرائی از جمله گمرک جمهوری اسلامی ایران، سازمان بنادر و دریانوردی، سازمان جمع آوری و فروش اموال تملیکی و نهاد‌های عمومی غیردولتی و نهاد‌های مأذون از سوی ولی فقیه با إذن معظم له، موظف به اجرای مقررات این ماده هستند و در فرآیند‌های خود مکلفند ‌‌تنها حواله الکترونیکی خروج کالا از انبار (بیجک خروج کالا) و قبض انبار استعلام شده از سامانه مذکور را ملاک قرار دهند. کارمزد صدور قبض و حواله و محل واریز جریمه‌‌های موضوع این ماده که پس از واریز به خزانه داری کل کشور در محل سامانه مذکور هزینه می‌شود، ظرف دو ماه از تاریخ لازم الاجراء شدن این قانون توسط وزارت صنعت، معدن و تجارت تعیین می‌شود و به تصویب هیأت وزیران می‌رسد.

تبصره (الحاقی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ جز در مواردی که شورای عالی امنیت ملی تعیین می‌کند، ارائه عمدی هرگونه خدمات نظیر بیمه، ضمانت (گارانتی)، نصب، تعمیر و تأمین قطعات به کالاهایی که جرایم و یا تخلفات موضوع این قانون نسبت به آن‌ها ارتکاب یافته است، با علم به وقوع جرم یا تخلف صورت گرفته، تخلف محسوب و در صورتی که در این قانون یا سایر قوانین برای آن ضمانت اجرای شدیدتری تعیین نشده باشد، مستوجب جریمه نقدی معادل یک تا دو برابر ارزش کالای موضوع تخلف است.

ماده۷- بانک مرکزی موظف است در جهت پیشگیری و کنترل بازار مبادلات غیرمجاز ارز اقدامات زیر را به عمل آورد:

الف- تعیین و اعلام میزان ارز قابل نگهداری و مبادله در داخل کشور، همراه مسافر، راه رانندگان عبوری و مواردی از این قبیل

ب- ایجاد سامانه اطلاعات مالی صرافی‌‌ها و رصد و ارزیابی فعالیت آنها

تبصره ۱- دولت مکلف است ارز مورد نیاز اشخاص را تأمین و در صورت عدم کفایت آن، بازار‌های مبادله آزاد ارز را به گونه ای ایجاد نماید که تقاضای اشخاص از قبیل ارز مسافری و عبوری از طریق قانونی تأمین گردد.

تبصره ۲(منسوخه ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)- عرضه و فروش ارز، خارج از واحد‌های مجاز تعیین شده توسط دولت به وسیله اشخاص و واحد‌های صنفی، ممنوع است و با مرتکبین مطابق قانون رفتار می‌شود.

تبصره ۲(اصلاحی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)- دولت حدود و مقررات استفاده از ارز را تعیین می‌کند.

تبصره ۳(الحاقی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ به منظور مقابله با قاچاق ارز و مدیریت منابع و مصارف ارزی جز در مواردی که به تشخیص شورای امنیت کشور یا شورای عالی امنیت ملی ضرورت یا مصالح کشور اقتضاء نماید، کلیه واردکنندگان کالا موظفند منشأ ارز کالای وارداتی خود را پس از ثبت سفارش و قبل از ترخیص، در سامانه موضوع بند «الف» ماده (۶) این قانون اظهار نمایند. بانک مرکزی موظف است پس از دریافت اطلاعات منشأ ارز، بلافاصله و در خصوص کالا‌های سریع الفساد، سریع الاشتعال یا مورد نیاز فوری حداکثر ظرف بیست و چهار ساعت نسبت به بررسی آن اقدام نموده و در صورت صحت اطلاعات ابرازی، شناسه رهگیری معتبر به اطلاعات مذکور اختصاص دهد. مجوز ثبت سفارش تا قبل از دریافت شناسه رهگیری موضوع این تبصره قابل استناد جهت ترخیص در گمرک نیست. حکم این ماده مانع از اجرای مقررات ماده (۴۲) قانون امور گمرکی نیست.

ماده ۸- دولت موظف است به منظور حمایت از مأمورانی که به موجب قانون، متکفل امر مبارزه با قاچاق کالا و ارز می‌باشند و به تشخیص مراجع قضائی در هنگام انجام وظیفه ضمن رعایت ضوابط اداری و قانونی مربوط با زیان جانی و مالی نسبت به خود و یا دیگران مواجه می‌شوند، ردیفی در قوانین بودجه هر سال برای ستاد پیش بینی نماید. اعتبار موضوع این ردیف از شمول قانون محاسبات عمومی مستثنی است. اعتبارات این ردیف توسط دستگاه‌های کاشف به استناد گزارش بدوی و پس از تأیید ستاد هزینه می‌شود.

ماده ۹- به منظور صیانت از سرمایه‌‌های انسانی کلیه دستگاههایی که به موجب این قانون متکفل مبارزه با قاچاق کالا و ارز می‌باشند، متناسب با حجم فعالیت‌ها بر اساس دستورالعملی که به تصویب ستاد می‌رسد، اقدامات زیر انجام می‌یابد:

الف- آموزش‌های ضمن خدمت به منظور ارتقای دانش کارکنان و صیانت از آنان

ب‌‌- به کارگیری افراد با تجربه و دارای تخصص لازم برای همکاری با دستگاه‌های مسؤول در امر مبارزه با قاچاق کالا و ارز به صورت موقت

پ- اجرای برنامه‌‌های رفاهی – فرهنگی به منظور ارتقای سلامت روحی و روانی کارکنان

ماده ۱۰- دستگاه‌های عضو ستاد علاوه بر وظایف ذاتی محوله، موظفند حسب مورد با هماهنگی ستاد در امر مبارزه با قاچاق کالا و ارز، اقدامات زیر را به عمل آورند:

الف- ایجاد ساختار سازمانی مناسب و تخصصی با بودجه و امکانات موجود برای هماهنگی و پیگیری تمام امور مربوط به مبارزه با قاچاق کالا و ارز

ب- برگزاری رزمایش‌‌های سراسری و منطقه ای و کارگاه‌های آموزشی با محوریت دستگاه‌های کاشف

پ- شناسایی و کاهش نقاط آسیب پذیر و نظارت‌‌های لازم بر مسیر‌های ورود و حمل و نقل و مراکز نگهداری کالای قاچاق به شرط عدم ممانعت از روند تجارت قانونی

ت‌‌- نظارت بر مدیریت یکپارچه واحد‌های صنفی و نظام توزیع کالا به منظور حسن اجرای مقررات صنفی در مبارزه با قاچاق

ث- ایجاد واحد جمع آوری گزارش‌‌های مردمی در دستگاه‌های کاشف

ج- نظارت و بازرسی برای آسیب شناسی فعالیت دستگاه‌های عضو ستاد و اقدام در جهت بهبود فرآیند‌های مبارزه

ماده ۱۱- قوه قضائیه و سازمان تعزیرات حکومتی حسب مورد، موظفند به منظور تسریع در رسیدگی به پرونده‌‌ها و پیشگیری از ارتکاب جرم قاچاق کالا و ارز اقدامات زیر را به عمل آورند:

الف- اختصاص شعب ویژه جهت رسیدگی به جرائم قاچاق کالا و ارز توسط رئیس قوه قضائیه

ب- اختصاص شعب بدوی و تجدید نظر ویژه رسیدگی به تخلفات قاچاق کالا و ارز متشکل از افراد حائز شرایط استخدام قضات مطابق آئین نامه مصوب هیأت وزیران توسط سازمان تعزیرات حکومتی

تبصره ۱- میزان فوق العاده ویژه رئیس و اعضای شعب سازمان تعزیرات حکومتی معادل هشتاد درصد (۸۰٪) فوق العاده ویژه مستمر قضات در گروه‌های (۱) تا (۸) قضائی تعیین می‌گردد. نحوه پرداخت و نیز جذب و انتصاب رؤسا و اعضاء مطابق آئین نامه ای است که به پیشنهاد وزیر دادگستری ظرف سه ماه از تاریخ لازم الاجراء شدن این قانون به تصویب هیأت وزیران می‌رسد.

تبصره ۲(اصلاحی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ هزینه‌‌های اجرای حکم موضوع این بند هر ساله در بودجه سنواتی پیش بینی می‌شود و مطابق آیین نامه ای که به پیشنهاد ستاد و وزارت دادگستری تهیه می‌شود و به تصویب هیأت وزیران می‌رسد، به مصرف می‌رسد.

پ- ارائه گزارش‌های سه ماهه توسط مراجع قضائی از طریق رئیس کل دادگستری درباره اقدامات قضائی به عمل آمده، آراء صادره و احکام اجراء نشده و علل آن، درباره پرونده‌‌های قاچاق کالا و ارز به طریق مقتضی به نماینده قوه قضائیه در ستاد

ت‌‌- ارائه گزارش‌های سه ماهه توسط سازمان تعزیرات حکومتی در موارد مرتبط با آن سازمان در خصوص پرونده‌‌های قاچاق کالا و ارز به ستاد

ث- تدوین و اجرای برنامه آموزش همگانی با اولویت آموزش اشخاص در معرض خطر جرائم قاچاق کالا و ارز

ج- آسیب شناسی قضائی علل گسترش جرم قاچاق کالا و ارز و راهکار‌های کاهش زمان دادرسی با انجام پژوهش‌‌های علمی

چ- تشکیل کارگروه نظارتی به منظور تسریع در اجرای احکام پرونده‌‌های قاچاق کالا و ارز توسط رئیس قوه قضائیه

ح- انعقاد موافقتنامه همکاری‌‌های حقوقی و قضائی در مورد جرم قاچاق کالا و ارز با اولویت کشور‌های مورد پیشنهاد ستاد با رعایت اصل یکصد و بیست و پنجم (۱۲۵) قانون اساسی

ماده ۱۲- کلیه دستگاه‌های عضو ستاد موظفند در چهارچوب اولویت‌‌های تعیین شده، برنامه‌‌های سالانه پیشگیری از قاچاق کالا و ارز دستگاه متبوعه خود را جهت بررسی و تصویب به ستاد ارائه نمایند.

ماده ۱۳- به منظور شناسایی و رهگیری کالا‌های خارجی که با انجام تشریفات قانونی وارد کشور می‌شود و تشخیص آن‌ها از کالا‌های قاچاق یا فاقد مجوز‌های لازم از قبیل کالای جعلی، تقلبی، غیربهداشتی و غیراستاندارد، ترخیص کالای تجاری منوط به ارائه گواهی‌‌های دریافت شناسه کالا، شناسه رهگیری، ثبت گواهی‌‌ها و شماره شناسه‌‌های فوق توسط گمرک است. در هر حال توزیع و فروش کالا‌های وارداتی در سطح بازار خرده فروشی منوط به نصب این دو شناسه است و در غیر این صورت کالا‌های مذکور قاچاق محسوب می‌شوند.

تبصره ۱- وزارت صنعت، معدن و تجارت مکلف است با همکاری دستگاه‌های تخصصی مرتبط، برای شناسایی و رهگیری کالا از بدو ورود تا سطح عرضه سامانه ای با بهره گیری از فناوری‌های نوین از جمله رمزینه دو یا چند بعدی، ایجاد و امکان بهره گیری دستگاه‌های مرتبط را از سامانه مزبور فراهم نماید.

تبصره ۲- توزیع و فروش کالاهایی که با استفاده از هر گونه معافیت قانونی از قبیل ملوانی و تعاونی مرزنشینی به کشور وارد شده است در هر نقطه از کشور منوط به نصب شناسه کالا و شناسه رهگیری می‌باشد. تشریفات قانونی این کالا‌ها با رعایت ماده (۹) قانون ساماندهی مبادلات مرزی مصوب ۶ /۷ /۱۳۸۴ و ماده (۱۲۰) قانون امور گمرکی مصوب ۲۲ /۸ /۱۳۹۰ انجام می‌شود.

تبصره ۳- آئین نامه اجرائی این ماده توسط وزارت صنعت، معدن و تجارت با همکاری ستاد و دستگاه‌های اجرائی عضو آن با لحاظ زمانبندی، اولویت کالایی و روش نصب شناسه کالا و شناسه رهگیری بر روی کالا و نحوه تخصیص نیاز‌های فنی هر دستگاه، ظرف سه ماه تهیه می‌شود و به تصویب هیأت وزیران می‌رسد.

ماده ۱۴- دستگاه‌های تبلیغی، فرهنگی، پژوهشی و آموزشی از جمله سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، سازمان تبلیغات اسلامی و وزارتخانه‌‌های فرهنگ و ارشاد اسلامی، آموزش و پرورش، علوم، تحقیقات و فناوری موظفند برنامه‌‌های فرهنگی، آموزشی، تحقیقاتی و ترویجی را بر اساس سیاست‌‌های ابلاغی شورای عالی انقلاب فرهنگی و اولویت‌های ستاد با هدف افزایش کیفیت تولیدات داخلی، ارتقای فرهنگ عمومی برای گرایش به استفاده از کالای تولید داخلی وجلوگیری از مصرف کالای قاچاق، اجراء نمایند.

ماده ۱۵- دستگاه‌های مرتبط در عرصه تجارت بین الملل موظفند به منظور مبارزه با قاچاق کالا و ارز در فرآیند مذاکرات مقدماتی موافقتنامه‌‌های تجاری، حمل و نقل و گمرکی، سیاست‌ها و برنامه‌‌های مصوب ستاد را رعایت نمایند.

ماده ۱۶- ستاد، مرجع تخصصی تهیه و ارائه برآورد‌ها و اطلاعات و آمار در امر قاچاق کالا و ارز است. این امر مانع از انجام تکالیف سایر دستگاه‌های مربوط نمی‌شود.

تبصره ۱- ستاد در چهارچوب اختیارات خود دستورالعمل نحوه گردآوری و جمع بندی آمار و اطلاعات دستگاه‌های مختلف را تصویب می‌نماید.

تبصره ۲- ستاد موظف است گزارش مربوط به کلیه آمار و اطلاعات قاچاق کالا و ارز از جمله میزان کشفیات و برآورد حجم و تحلیل آن را هر سه ماه یکبار به کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی ارائه نماید.

ماده ۱۷- وزارت امور خارجه موظف است با بهره گیری از تمام ظرفیت‌های دیپلماسی خود، مصوبات ستاد در زمینه پیشگیری از قاچاق کالا و ارز را در حل مشکلات پیش روی مبارزه با قاچاق رعایت کند و در فرآیند مذاکرات مقدماتی موافقتنامه‌‌های همکاری دو یا چندجانبه به آن‌ها توجه نماید.

فصل سوم قاچاق کالا‌های مجاز، مجاز مشروط، یارانه ای و ارز

ماده ۱۸- هر شخص که مرتکب قاچاق کالا و ارز و حمل و یا نگهداری آن شود، علاوه بر ضبط کالا یا ارز، به جریمه‌‌های نقدی زیر محکوم می‌شود:

الف- کالای مجاز: جریمه نقدی یک تا دو برابر ارزش کالا

ب‌‌- کالای مجاز مشروط: جریمه نقدی معادل یک تا سه برابر ارزش کالا

پ‌‌- کالای یارانه ای: جریمه نقدی معادل دو تا چهار برابر ارزش کالا

ت (اصلاحی ۲۱ˏ۰۷ˏ۱۳۹۴)ـ ارز: جریمه نقدی ارز ورودی، یک تا دو برابر ‌‌بهای ریالی آن و جریمه نقدی ارز خروجی یا اقدام به خروج ارز، دو تا چهار برابر ‌‌بهای ریالی آن و در سایر موارد ضبط ارز انجام نشده و ‌‌تنها معادل ‌‌بهای ریالی ارز به عنوان جریمه نقدی أخذ می‌گردد. معیار محاسبه ارز برای تعیین ‌‌بهای ریالی در این قانون، ‌‌بهای ارز موضوع بند «د» ماده (۱) این قانون است و در صورتی که اصل وقوع قاچاق ارز و معادل ریالی کل ارز موضوع قاچاق مشخص بوده، اما تفکیک نوع و میزان ارز‌های موضوع قاچاق مقدور نباشد، همان معادل ریالی کل ارز موضوع قاچاق مبنای تعیین مجازات است.

تبصره ۱(اصلاحی ۲۱ˏ۰۷ˏ۱۳۹۴)ـ عرضه یا فروش کالای قاچاق موضوع این ماده ممنوع و مرتکب علاوه بر ضبط کالا به حداقل مجازات‌‌های مقرر در این ماده محکوم می‌شود. چنانچه عرضه یا فروش کالای قاچاق از طریق رسانه‌‌ها یا فضای مجازی از قبیل شبکه اجتماعی، تارنما یا پیامک و یا تلفن صورت پذیرد، مرتکب علاوه بر ضبط کالا به دو برابر ارزش کالای قاچاق محکوم می‌شود.

تبصره ۲- فهرست کالا‌های یارانه ای با پیشنهاد وزارتخانه‌‌های امور اقتصادی و دارایی و صنعت، معدن و تجارت تهیه می‌شود و به تصویب هیأت وزیران می‌رسد.

تبصره ۳- وزارت صنعت، معدن و تجارت مکلف است فهرست کالا‌های مجاز مشروط را اعلام نماید.

تبصره ۴(الحاقی ۲۱ˏ۰۷ˏ۱۳۹۴)- خرید، فروش، حمل یا نگهداری کالاهایی که موضوع قاچاق قرار می‌گیرند به صورت تجاری مانند فرآورده‌‌های نفتی و دارویی خارج از ضوابط تعیینی دولت تخلف محسوب و مرتکب علاوه بر ضبط کالای مزبور حسب مورد به حداقل جریمه نقدی مقرر در این ماده محکوم می‌شود. دولت مکلف است ظرف مدت دو ماه از تاریخ لازم الاجراء‌شدن این قانون دستورالعمل مورد نیاز را تصویب نماید.

ماده ۱۸ مکرر(الحاقی ۲۱ˏ۰۷ˏ۱۳۹۴)- نگهداری ، عرضه یا فروش کالا و ارز قاچاق موضوع ماده (۱۸) این قانون حسب مورد توسط واحد‌های صنفی یا صرافی‌‌ها تخلف محسوب و مرتکب علاوه بر ضبط کالا و ارز به ترتیب زیر جریمه می‌شود:

الف (الحاقی ۲۱ˏ۰۷ˏ۱۳۹۴)ـ مرتبه اول : جریمه نقدی معادل دو برابر ارزش کالا یا ‌‌بهای ریالی ارز قاچاق

ب (الحاقی ۲۱ˏ۰۷ˏ۱۳۹۴)ـ مرتبه دوم : جریمه نقدی معادل چهار برابر ارزش کالا یا ‌‌بهای ریالی ارز قاچاق

ج (الحاقی ۲۱ˏ۰۷ˏ۱۳۹۴)ـ مرتبه سوم : جریمه نقدی معادل شش برابر ارزش کالا یا ‌‌بهای ریالی ارز قاچاق و نصب پارچه یا تابلو بر سردر محل کسب به عنوان متخلف صنفی و تعطیل محل کسب به مدت شش ماه

ماده ۱۹- در صورتی که کالای قاچاق موضوع ماده (۱۸) این قانون با کالای دیگر مخلوط شود و امکان تفکیک وجود نداشته باشد تمام کالا ضبط و پس از کسر جریمه‌‌های ماده مذکور و سایر هزینه‌‌های قانونی به نسبت کالای غیرقاچاق از حاصل فروش به مالک مسترد می‌شود.

ماده ۲۰ـ وسایل نقلیه مورد استفاده در حمل کالا یا ارز قاچاق موضوع ماده (۱۸) این قانون اعم از آبی، زمینی و هوایی توقیف و علاوه بر مجازات‌‌های مقرر در ماده مذکور، معادل ارزش وسیله نقلیه به جریمه نقدی حامل اضافه می‌شود. اگر ارزش وسیله نقلیه بیش از ارزش کالا یا ارز قاچاق باشد، به جای معادل ارزش وسیله نقلیه، معادل ارزش کالا یا ارز قاچاق به جریمه نقدی حامل اضافه می‌شود. اعمال مجازات موضوع این ماده و تبصره (۳) آن، در صورتی است که راننده و حامل عالماً و عامداً مرتکب حمل کالا یا ارز قاچاق شده باشد و همچنین امکان مخالفت با انجام آن را داشته باشد.

ماده ۲۰(اصلاحی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)- وسایل نقلیه مورد استفاده در حمل قاچاق کالای موضوع ماده (۱۸) این قانون، اعم از زمینی، دریایی و هوایی به شرح زیر ضبط می‌گردد:

تبصره ۱(الحاقی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ در صورتی که محکومٌ علیه ظرف ده روز از تاریخ ابلاغ احضاریه اجرای احکام، جریمه نقدی مورد حکم موضوع این قانون را نپردازد، وسیله نقلیه ضبط و جریمه نقدی از محل فروش وسیله نقلیه برداشت و مابقی به مالک مسترد می‌شود.

تبصره ۲(الحاقی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ چنانچه متهم پس از توقیف خودروی موضوع این ماده، وثیقه نقدی معادل حداکثر جزای نقدی این قانون را تودیع نماید، از وسیله نقلیه رفع توقیف می‌شود.

تبصره ۳(الحاقی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ در صورتی که وسیله نقلیه، متعلق به شخصی غیر از مرتکب حمل کالا یا ارز قاچاق باشد و از قرائنی از قبیل سابقه مرتکب یا جاسازی ثابت شود با علم و اطلاع مالک وسیله نقلیه برای ارتکاب حمل کالا یا ارز قاچاق در اختیار حامل قرار گرفته است یا مالک پس از علم و اطلاع و داشتن امکان اقدام بازدارنده به عمل نیاورده باشد، مالک به عنوان معاون در حمل محسوب و جریمه نقدی موضوع این ماده به جریمه نقدی مالک نیز اضافه می‌شود.

تبصره ۴(الحاقی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ در صورتی که وسیله نقلیه بلاصاحب، مجهول المالک یا صاحب آن به دلیل ارتکاب حمل کالا یا ارز قاچاق متواری باشد، عین وسیله نقلیه به نهاد مأذون از سوی ولی¬فقیه تحویل می‏شود و یا با هماهنگی و أخذ مجوز فروش از نهاد مأذون توسط سازمان جمع آوری و فروش اموال تملیکی به فروش می‌رسد و وجوه حاصل از آن به حساب نهاد مأذون از سوی ولی فقیه واریز می‌شود.

تبصره ۵ (الحاقی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ بارگنج (کانتینر) جزء وسیله نقلیه محسوب نمی‌شود.

تبصره ۶ (الحاقی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ به وسایل نقلیه عمومی حامل مسافر که برای حمل کالا یا ارز قاچاق مورد استفاده قرار گرفته اند، پس از تنظیم صورتجلسه مبتنی بر کشف قاچاق، توقیف کالا و یا ارز قاچاق و أخذ مدارک وسیله نقلیه و راننده، اجازه ادامه مسیر داده می‌شود و وسیله نقلیه پس از رسیدن به مقصد توقیف می‌شود. دستورالعمل مربوط به این تبصره ظرف سه ماه از تاریخ لازم الاجراء شدن این قانون، توسط ستاد تهیه و ابلاغ می‌شود.

تبصره ۷(الحاقی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ تغییر وسیله نقلیه به صورت نامتعارف جهت قاچاق کالا یا حمل کالای قاچاق مانند افزایش ارتفاع یا تعبیه جاساز و همچنین استفاده و یا نگهداری وسایل نقلیه مذکور به هر نحو، صرف نظر از اینکه در زمان استفاده و یا نگهداری، محتوی کالای قاچاق باشد یا نباشد، مستوجب جزای نقدی درجه پنج موضوع ماده (۱۹) قانون مجازات اسلامی خواهد بود. علاوه بر آن، مرتکب در مرتبه اول به اصلاح وسیله نقلیه و در صورت تکرار، به ضبط وسیله نقلیه محکوم خواهد شد. در صورتی که وسیله نقلیه متعلق به شخصی غیر از مرتکب بوده و عدم علم و اطلاع مالک و یا اقدام بازدارنده وی پس از علم و اطلاع احراز شود، وسیله پس از اصلاح توسط مرتکب به مالک مسترد و در موارد تکرار، علاوه بر محکومیت مرتکب به اصلاح وسیله نقلیه و استرداد به مالک، معادل قیمت آن به جزای نقدی مرتکب اضافه می‌شود. مجازات ‎‌های موضوع این تبصره با مجازات‌‌های مقرر در این قانون یا سایر قوانین جمع شده و مانع از اجرای آن‌ها نیست.

الف- وسایل نقلیه سبک در صورتی که ارزش کالای قاچاق مکشوفه یکصد میلیون (۰۰۰ /۰۰۰ /۱۰۰) ریال یا بیشتر باشد.

ب- وسایل نقلیه نیمه سنگین زمینی در صورتی که ارزش کالای قاچاق مکشوفه سیصد میلیون (۰۰۰ /۰۰۰ /۳۰۰) ریال یا بیشتر باشد.

پ- وسایل نقلیه نیمه سنگین هوایی و دریایی در صورتی که ارزش کالای قاچاق مکشوفه نهصد میلیون (۰۰۰ /۰۰۰ /۹۰۰) ریال یا بیشتر باشد.

ت- وسایل نقلیه سنگین زمینی در صورتی که ارزش کالای قاچاق مکشوفه یک میلیارد (۰۰۰ /۰۰۰ /۱۰۰۰) ریال یا بیشتر باشد.

ث- وسایل نقلیه سنگین هوایی و دریایی در صورتی که ارزش کالای قاچاق مکشوفه سه میلیارد (۰۰۰ /۰۰۰ /۰۰۰ /۳) ریال یا بیشتر باشد.

تبصره ۱(اصلاحی ۲۱ˏ۰۷ˏ۱۳۹۴)- در غیر از موارد فوق وسیله نقلیه توقیف می‌شود و در صورتی که محکوم علیه ظرف دو ماه از تاریخ ابلاغ حکم قطعی، جریمه نقدی مورد حکم را نپردازد از محل فروش وسیله نقلیه برداشت و مابقی به مالک مسترد می‌گردد. در هر مرحله از رسیدگی چنانچه متهم وثیقه ای معادل حداکثر جزای نقدی تودیع نماید از وسیله نقلیه رفع توقیف می‌شود.

تبصره ۲- در صورتی که ارتکاب جرم قاچاق با هر یک از انواع وسایل نقلیه مذکور حداقل سه بار تکرار شود و ارزش کالا در مجموع معادل یا بیشتر از مبالغ این ماده باشد وسیله نقلیه ضبط می‌شود.

تبصره ۳- مصادیق وسایل نقلیه در این ماده به پیشنهاد وزارت راه و شهرسازی تهیه می‌شود و به تصویب هیأت وزیران می‌رسد.

تبصره ۴- در صورتی که وسیله نقلیه متعلق به شخصی غیر از مرتکب قاچاق باشد و از قرائنی از قبیل سابقه مرتکب ثابت شود با علم و اطلاع مالک برای ارتکاب قاچاق در اختیار وی قرار گرفته است، وسیله نقلیه ضبط می‌شود و در غیر این صورت وسیله نقلیه به مالک مسترد و معادل ارزش آن به جریمه نقدی مرتکب اضافه می‌گردد.

تبصره ۵- در صورتی که وسیله نقلیه بلاصاحب یا صاحب متواری و یا مجهول المالک باشد، عین وسیله نقلیه به نهاد مأذون از سوی ولی فقیه تحویل می‌شود و یا با هماهنگی و اخذ مجوز فروش از نهاد مأذون کالای مزبور توسط سازمان جمع آوری و فروش اموال تملیکی به فروش می‌رسد و وجوه حاصل از آن به حساب نهاد مأذون از سوی ولی فقیه واریز می‌شود.

ماده ۲۱(اصلاحی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ در صورتی که ارزش کالای قاچاق و یا ارز مکشوفه موضوع ماده (۱۸) این قانون، برابر تشخیص اولیه دستگاه کاشف معادل پنجاه میلیون (۰۰۰ /۰۰۰ /۵۰) ریال یا کمتر باشد با قید در صورتجلسه کشف به امضای متهم می‌رسد و در صورت استنکاف، مراتب در صورتجلسه کشف قید و حسب مورد، کالا ضبط و به همراه صورتجلسه به سازمان جمع آوری و فروش اموال تملیکی تحویل می‌شود و ارز مکشوفه به حساب مشخص شده توسط بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران واریز و رونوشتی از اوراق به متهم ابلاغ می‌گردد.

تبصره ۱- صاحب کالا و یا ارز می‌تواند ظرف ده روز از تاریخ ابلاغ در اداره تعزیرات حکومتی شهرستان محل کشف به این تصمیم اعتراض نماید. تا تعیین تکلیف قطعی قاچاق از سوی سازمان تعزیرات حکومتی، باید عین کالا نگهداری شود.

تبصره ۲- مرتکب قاچاق موضوع این ماده در صورت تکرار برای مرتبه سوم و بالاتر علاوه بر ضبط کالا و یا ارز به جریمه نقدی موضوع ماده (۱۸) این قانون محکوم می‌گردد.

تبصره ۳- به کشفیات موضوع این ماده وجهی تحت عنوان حق الکشف یا پاداش تعلق نمی‌گیرد.

فصل چهارم قاچاق کالا‌های ممنوع

ماده ۲۲- هر کس مرتکب قاچاق کالای ممنوع گردد یا کالای ممنوع قاچاق را نگهداری یا حمل نماید یا بفروشد، علاوه بر ضبط کالا به شرح زیر و مواد (۲۳) و (۲۴) مجازات می‌شود:

الف- در صورتی که ارزش کالا تا ده میلیون (۰۰۰ /۰۰۰ /۱۰) ریال باشد، به جزای نقدی معادل دو تا سه برابر ارزش کالای ممنوع قاچاق

ب- در صورتی که ارزش کالا از ده میلیون (۰۰۰ /۰۰۰ /۱۰) تا یکصد میلیون (۰۰۰ /۰۰۰ /۱۰۰) ریال باشد به جزای نقدی معادل سه تا پنج برابر ارزش کالای ممنوع قاچاق

پ- در صورتی که ارزش کالا از یکصد میلیون (۰۰۰ /۰۰۰ /۱۰۰) تا یک میلیارد (۰۰۰ /۰۰۰ /۰۰۰ /۱) ریال باشد به بیش از شش ماه تا دو سال حبس و به جزای نقدی معادل پنج تا هفت برابر ارزش کالای ممنوع قاچاق

ت- در صورتی که ارزش کالا بیش از یک میلیارد (۰۰۰ /۰۰۰ /۰۰۰ /۱) ریال باشد به دو سال تا پنج سال حبس و به جزای نقدی معادل هفت تا ده برابر ارزش کالای ممنوع قاچاق

تبصره ۱(اصلاحی ۲۱ˏ۰۷ˏ۱۳۹۴)- در صورتی که ارزش عرفی (تجاری) مشروبات الکلی مشمول بند‌های (الف) و (ب) این ماده باشد مرتکب علاوه بر جریمه نقدی مقرر در این ماده به مجازات حبس از شش ماه تا یک سال محکوم می‌شود.

تبصره ۲- وجوه حاصل از قاچاق کالای ممنوع،‌ ضبط می‌شود.

تبصره ۳- آلات و ادواتی که جهت ساخت کالای ممنوع به منظور قاچاق یا تسهیل ارتکاب قاچاق کالای ممنوع مورد استفاده قرار می‌گیرد، ضبط می‌شود. مواردی که استفاده کننده مالک نبوده و مالک عامداً آن را در اختیار مرتکب قرار نداده باشد، مشمول حکم این تبصره نمی‌باشد.

تبصره ۴(اصلاحی ۲۱ˏ۰۷ˏ۱۳۹۴)- مشروبات الکلی، اموال تاریخی‌‌- فرهنگی، تجهیزات دریافت از ماهواره به طور غیر مجاز، آلات و وسایل قمار و آثار سمعی و بصری مبتذل و مستهجن از مصادیق کالای ممنوع است. ساخت تجهیزات دریافت از ماهواره نیز مشمول مجازات‌‌ها و احکام مقرر برای این ماده می‌باشد.

تبصره ۵(اصلاحی ۲۱ˏ۰۷ˏ۱۳۹۴)- محل نگهداری کالا‌های قاچاق ممنوع که در مالکیت مرتکب باشد، در صورتی که مشمول حکم مندرج در ماده (۲۴) این قانون نشود، توقیف و پلمب می‌شود و در صورتی که محکومُ علیه ظرف دو ماه از تاریخ صدور حکم قطعی، جریمه نقدی را نپردازد، حسب مورد از محل فروش آن برداشت و مابقی به مالک مسترد می‌شود. در هر مرحله از رسیدگی چنانچه متهم وثیقه ای معادل حداکثر جزای نقدی تودیع کند از محل نگهداری رفع توقیف می‌شود.

ماده ۲۳- در مواردی که کالای قاچاق مکشوفه مشمول شرایط بند‌های (پ) و (ت) ماده (۲۲) گردد وسیله نقلیه مورد استفاده در قاچاق کالای مزبور، در صورت وجود هر یک از شرایط زیر، ضبط می‌شود:

الف- وسیله نقلیه مورد استفاده، متعلق به شخص مرتکب قاچاق باشد.

ب- با استناد به دلایل یا قرائن از جمله سابقه مرتکب و یا مالک وسیله نقلیه در امر قاچاق، ثابت شود که مالک وسیله نقلیه عامداً، آن را جهت استفاده برای حمل کالای قاچاق در اختیار مرتکب قرار داده است.

تبصره- در غیر موارد فوق، وسیله نقلیه به مالک مسترد و معادل ارزش آن به جریمه نقدی مرتکب اضافه می‌شود.

ماده ۲۴- محل نگهداری کالای قاچاق ممنوع در صورتی که متعلق به مرتکب بوده و یا توسط مالک عامداً جهت نگهداری کالای قاچاق در اختیار دیگری قرار گرفته باشد و ارزش کالا بیش از یک میلیارد (۰۰۰ /۰۰۰ /۰۰۰ /۱) ریال باشد، مصادره می‌گردد، مشروط به اینکه ارزش ملک از پنج برابر ارزش کالای قاچاق نگهداری شده بیشتر نباشد، که در این صورت ملک به مقدار نسبت پنج برابر قیمت کالای قاچاق نگهداری شده به قیمت اصل ملک،‌ مورد مصادره قرار می‌گیرد و چنانچه ارزش کالا کمتر از مبلغ مذکور باشد و حداقل دو بار به این منظور استفاده شود و محکومیت قطعی یابد در مرتبه سوم ارتکاب، به کیفیت مذکور مصادره می‌گردد. در صورتی که مرتکب بدون اطلاع ملاک از آن محل استفاده کند، از سه تا پنج برابر ارزش کالای قاچاق نگهداری شده به جزای نقدی وی افزوده می‌شود.

تبصره- آئین نامه اجرائی این ماده توسط قوه قضائیه تهیه می‌شود و حداکثر ظرف سه ماه از تاریخ لازم الاجراء شدن این قانونی به تأیید رئیس قوه قضائیه می‌رسد.

ماده ۲۵- هر کس بدون اخذ مجوز قانونی از سازمان حفاظت محیط زیست و عدم رعایت سایر ترتیبات پیش بینی شده در قوانین و مقررات به صدور حیوانات وحشی عادی، در معرض نابودی و کمیاب، انواع موجودات آبزی، پرندگان شکاری و غیرشکاری اعم از بومی یا مهاجر وحشی به طور زنده یا غیرزنده و نیز اجزای این حیوانات مبادرت کند، یا در حین صدور و خارج نمودن دستگیر شود، هر چند عمل او منجر به خروج موارد مذکور از کشور نشود، به مجازات قاچاق کالای ممنوع محکوم می‌گردد. تعیین مصادیق این حیوانات بر عهده سازمان حفاظت محیط زیست است.

ماده ۲۵ مکرر (الحاقی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ حمل، عرضه، خرید، فروش، نگهداری، اقدام برای خروج و یا خارج کردن چوب، هیزم یا زغال حاصل از درختان جنگلی مطلقاً و ارتکاب این اعمال در مورد سایر محصولات و فرآورده‌‌ها یا مصنوعات منابع طبیعی اعم از جانوری و گیاهی به قصد تجاری، بدون تحصیل پروانه از مرجع ذی صلاح ممنوع است و مرتکب علاوه بر ضبط کالا‌های مزبور و آلات و ادوات مورد استفاده، جز در موارد مذکور در مواد (۲۵) و (۲۶) این قانون و سایر مواردی که مجازات بیشتری به موجب قوانین پیش بینی شده است مشمول مجازات‌‌ها و احکام مقرر برای قاچاق کالای مجاز مشروط می‌شود. چنانچه خرید اقلام ذکر شده بدون علم و عمد نسبت به منشأ آن صورت گرفته باشد از شمول این ماده خارج است.

تبصره ۱(الحاقی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ انتقال به نقطه دیگر یا عرضه یا خرید یا فروش و یا نگهداری کالا‌های موضوع این ماده که طبق قانون حفاظت و بهره برداری از جنگل‌‌ها و مراتع مصوب ۲۵ /۵ /۱۳۴۶ با اصلاحات و الحاقات بعدی یا سایر قوانین مرتبط برای مصرف مجاز روستایی جنگل نشینان یا دهکده‌‌های مجاور جنگل و یا جهت مصارف مجاز دیگر توسط سازمان جنگل‌‌ها و مراتع یا سایر مراجع قانونی دیگر اختصاص داده شده است، قاچاق محسوب شده و علاوه بر ضبط این کالا‌ها و آلات و ادوات مورد استفاده، مرتکب حسب مورد به حداقل مجازات مقرر در این ماده محکوم می‌شود. حکم مذکور شامل مصرف شخصی روستایی جنگل نشینان یا دهکده‌‌های مجاور جنگل یا انتقال به محیط‌‌های مجاور دارای وضعیت مشابه نمی¬شود.

تبصره ۲(الحاقی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ در خصوص وسایل نقلیه حامل اقلام فوق، مطابق ماده (۲۰) این قانون رفتار می‌شود.

تبصره ۳(الحاقی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ مرجع پاسخ به استعلامات موضوع ماده (۴۷) این قانون در خصوص کالا‌های موضوع این ماده و اعلام فهرست ارزش اولیه این کالاها، حسب مورد وزارت جهاد کشاورزی یا سازمان حفاظت محیط زیست است.

تبصره ۴(الحاقی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ در خصوص تخلفات موضوع این ماده و ماده (۲۷) این قانون، مفاد ماده (۲۱) این قانون اعمال نمی‌شود.

ماده ۲۶- صید، عمل آوری، تهیه، عرضه، فروش، حمل، نگهداری و صدور خاویار و ماهیان خاویاری که میزان و مصادیق آن توسط سازمان شیلات تعیین می‌شود، بدون مجوز این سازمان مشمول مجازات قاچاق کالای ممنوع است.

ماده ۲۷(اصلاحی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ هر شخص که اقدام به واردات یا صادرات دارو، مکمل ها، ملزومات و تجهیزات پزشکی و قطعات آنها، مواد و فرآورده‌‌های خوراکی، آشامیدنی، آرایشی و بهداشتی و یا مواد اولیه کلیه اقلام مذکور بدون انجام تشریفات قانونی نماید و یا مبادرت به ساخت کالا‌های مذکور بدون رعایت تشریفات یا مقررات مربوط نماید به مجازات کالا‌های قاچاق به شرح زیر محکوم می‌شود . این مجازات مانع از پرداخت دیه و خسارت‌‌های وارده نیست. حکم این ماده شامل اقدام به واردات، صادرات و یا تولید جهت انجام تحقیقات علمی و مصارف آزمایشگاهی دانشگاه‌ها و مؤسسات علمی، آموزشی و یا پژوهشی با أخذ مجوز‌های لازم از وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و در حدود متعارف آن و نیز شامل مصارف شخصی و غیرتجاری در حدود متعارف آن نمی‌شود.

الف (اصلاحی ۲۱ˏ۰۷ˏ۱۳۹۴)ـ در صورتی که کالای مکشوفه شامل اقلام دارویی، فرآورده‌‌های زیستی (بیولوژیک)، مکمل ها، ملزومات و تجهیزات پزشکی و قطعات آن‌ها و یا مواد اولیه این اقلام باشد، عمل مرتکب مشمول مجازات قاچاق کالا‌های ممنوع موضوع ماده (۲۲) این قانون می‌باشد.

ب (اصلاحی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ در صورتی که کالای مکشوفه شامل مواد و فرآورده‌‌های خوراکی، آشامیدنی، آرایشی و بهداشتی و یا مواد اولیه اقلام مذکور باشد، مرجع رسیدگی کننده مکلف است نسبت به استعلام مجوز مصرف انسانی کالا‌های مذکور اقدام کند و وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی موظف است ظرف ده روز به این استعلام پاسخ دهد. هرگاه کالای مکشوفه مذکور موفق به أخذ مجوز‌های بهداشتی و درمانی در خصوص مصرف انسانی گردد، عمل مرتکب مشمول مجازات مندرج در بند «ب» ماده (۱۸) این قانون می‌شود و در غیر این صورت کالای مکشوفه، کالای تقلبی، فاسد، تاریخ مصرف گذشته و یا مضر به سلامت مردم شناخته شده و مشمول مجازات قاچاق کالا‌های ممنوع می‌باشد.

تبصره ۱(اصلاحی ۲۱ˏ۰۷ˏ۱۳۹۴)- حمل، نگهداری، عرضه یا فروش محصولات فوق نیز مشمول مجازات‌‌ها و احکام مقرر در این ماده می‌باشد.

تبصره۲- آئین نامه اجرائی این ماده در مورد چگونگی اجراء و میزان لازم از کالا برای استعلام مجوز مصرف انسانی با پیشنهاد وزارتخانه‌‌های بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، صنعت، معدن و تجارت و ستاد تهیه می‌شود و حداکثر ظرف سه ماه از تاریخ لازم الاجراء شدن این قانون به تصویب هیأت وزیران می‌رسد.

فصل پنجم- قاچاق سازمان یافته و حرفه ای

ماده ۲۸- در صورتی که قاچاق کالا‌های ممنوع به نحو سازمان یافته ارتکاب یابد، مرتکب علاوه بر جزای نقدی مندرج در ماده (۲۲) این قانون به ترتیب زیر محکوم می‌شود:

الف- در خصوص بند (الف) ماده (۲۲) به نود و یک روز تا شش ماه حبس

ب- در خصوص بند (ب) ماده (۲۲) به بیش از شش ماه تا دو سال حبس

پ- در خصوص بند‌های (پ) و (ت) ماده (۲۲) به حداکثر مجازات حبس مندرج در بند‌های مذکور

تبصره- کسانی که در ارتکاب جرائم این ماده نقش سازماندهی، هدایت و یا سردستگی گروه سازمان یافته را برعهده دارند، حسب مورد به حداکثر مجازات‌‌های مقرر در بند‌های (الف) و (ب) محکوم می‌شوند.

ماده ۲۹- در صورتی که کالا‌های مجاز، مجاز مشروط، یارانه ای و یا ارز به نحو سازمان یافته قاچاق شود، علاوه بر مجازات‌‌های موضوع ماده (۱۸) این قانون، حسب مورد مرتکب به مجازات‌‌های زیر محکوم می‌شود.

الف- چنانچه ارزش کالای مجاز یا مجاز مشروط تا یکصد میلیون (۰۰۰ /۰۰۰ /۱۰۰) ریال باشد به نود و یک روز تا شش ماه حبس و در صورتی که ارزش کالا بیش از مبلغ مذکور باشد به بیش از شش ماه تا دو سال حبس

ب- چنانچه ارزش کالای یارانه ای یا ارز تا یکصد میلیون (۰۰۰ /۰۰۰ /۱۰۰) ریال باشد به دو سال تا پنج سال حبس و در صورتی که ارزش کالا بیش از مبلغ مذکور باشد به حداکثر مجازات مذکور در این بند

تبصره- کسانی که در جرائم فوق نقش سازماندهی، هدایت و یا سردستگی گروه سازمان یافته را بر عهده دارند، حسب مورد به حداکثر مجازات‌‌های مقرر در بند‌های (الف) و (ب) محکوم می‌شوند.

ماده ۳۰- در صورتی که ارتکاب قاچاق کالا و ارز به صورت انفرادی و یا سازمان یافته به قصد مقابله با نظام جمهوری اسلامی ایران یا با علم به مؤثر بودن آن صورت گیرد و منجر به اخلال گسترده در نظام اقتصادی کشور شود، موضوع مشمول قانون مجازات اخلالگران در نظام اقتصادی کشور مصوب ۱۹ /۹ /۱۳۶۹ می‌گردد و مرتکب طبق مقررات قانون مزبور مجازات می‌شود.

ماده ۳۱- در صورتی که احراز شود مرتکب جرائم قاچاق کالا و ارز با علم و عمد، عواید و سود حاصل از این جرائم را به نحو مستقیم یا غیرمستقیم برای تأمین مالی تروریسم و اقدام علیه امنیت ملی و تقویت گروه‌های معاند با نظام اختصاص داده یا هزینه نموده است، علاوه بر مجازات‌‌های مقرر در این قانون حسب مورد به مجازات محارب یا مفسد فی الارض محکوم می‌گردد.

ماده ۳۲- کسانی که مطابق این قانون قاچاقچی حرفه ای محسوب می‌شوند، علاوه بر ضبط کالا و یا ارز قاچاق، به حداکثر جزای نقدی و تا هفتاد و چهار ضربه شلاق تعزیری و مجازات‌‌های حبس به شرح زیر محکوم می‌شوند:

الف- نود و یک روز تا شش ماه حبس برای کالا و ارز با ارزش تا یک میلیارد (۰۰۰ /۰۰۰ /۰۰۰ /۱) ریال

ب- بیش از شش ماه تا دو سال برای کالا و ارز با ارزش بیش از یک میلیارد (۰۰۰ /۰۰۰ /۰۰۰ /۱) ریال

تبصره- مرتکبین قاچاق حرفه ای کالا‌های ممنوع علاوه بر مجازات‌‌های مندرج در ماده (۲۲) این قانون حسب مورد به نصف حداکثر حبس مقرر در این ماده محکوم می‌شوند.

فصل ششم‌‌- جرائم مرتبط

ماده ۳۳- هر کس در اسناد مثبته گمرکی اعم از کتبی یا رقومی (دیجیتالی)، مهر و موم یا پلمب گمرکی و سایر اسناد از قبیل اسناد سازمان جمع آوری و فروش اموال تملیکی، مؤسسه ملی استاندارد و تحقیقات صنعتی ایران، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، ثبت سفارش و سایر مجوز‌های مورد نیاز صادرات و واردات، شناسه کالا و رهگیری، مرتکب جعل گردد و یا با علم به جعلی بودن، آن‌ها را مورد استفاده قرار دهد، حسب مورد علاوه بر مجازات حبس مذکور در قانون مجازات اسلامی به جزای نقدی معادل دو تا پنج برابر ارزش کالای موضوع اسناد مجعول محکوم می‌شود.

تبصره- خرید و فروش اسناد اصیل گمرکی که قبلاً در ترخیص کالا استفاده شده است و همچنین استفاده مکرر از آن اسناد، جرم محسوب و مرتکب به مجازات فوق محکوم می‌شود.

ماده ۳۳ مکرر۱ (الحاقی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ چنانچه شخصی اقدام به ارائه یا بهره برداری از اسنادی کند که دلالت بر صادرات صوری نماید، علاوه بر مجازات جرائم و تخلفاتی که در راستای انجام صادرات صوری مرتکب شده به جریمه نقدی معادل دو برابر ارزش کالا‌های مذکور محکوم می‌گردد.

ماده ۳۳ مکرر۲(الحاقی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ هرگونه معامله راجع به کارت بازرگانی که عرفاً اجاره، خرید، فروش یا واگذاری آن محسوب شود و نیز هرگونه بهره برداری از منافع کارت بازرگانی دیگری تحت هر عنوان ممنوع است و مرتکب یا مرتکبین به شرح زیر مجازات می‌شوند:

الف (الحاقی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ انتقال گیرنده یا بهره بردار: پرداخت جریمه نقدی معادل نصف ارزش کالا علاوه بر ضبط کالا و پرداخت تضامنی خسارت وارده به دولت.

ب (الحاقی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ انتقال ¬دهنده: پرداخت جریمه نقدی معادل یک تا دو برابر منافع تحصیل شده علاوه بر ابطال کارت بازرگانی و پرداخت تضامنی خسارت وارده به دولت.

پ (الحاقی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ در صورتی که اعمال فوق منتهی به اقدام برای ورود یا صدور کالا نگردد، علاوه بر ابطال کارت بازرگانی و جریمه نقدی از دویست میلیون (۰۰۰ /۰۰۰ /۲۰۰) ریال تا پانصد میلیون (۰۰۰ /۰۰۰ /۵۰۰) ریال، هر یک از مرتکبین به دو یا چند مورد از محرومیت‌‌های موضوع ماده (۶۹) این قانون محکوم می‌شوند.

تبصره (الحاقی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ اعمال مقررات این ماده مانع از اجرای مجازات‌‌های مقرر در سایر قوانین نیست.

ماده ۳۴- در صورتی که شخص حامل یا مالک کالا و یا ارز قاچاق، در مواجهه با مأموران کاشف به هر نحوی مقابله یا مقاومت نماید، اگر عمل مذکور از مصادیق دست بردن به سلاح و سلب امنیت مردم نباشد علاوه بر مجازات‌‌های مقرر برای ارتکاب قاچاق، به شش ماه تا دو سال حبس و تا هفتاد و چهار ضربه شلاق محکوم می‌شود.

ماده ۳۵- در صورتی که مأموران دستگاه‌های کاشف یا وصول درآمد‌های دولت، خود مرتکب قاچاق شوند و یا شرکت یا معاونت در ارتکاب نمایند، علاوه بر مجازات قاچاق مقرر در این قانون به مجازات مختلس نیز محکوم می‌شوند.

تبصره ۱- مأمورانی که با علم به ارتکاب قاچاق از تعقیب مرتکبان خودداری یا بر خلاف قوانین و مقررات عمل نمایند در حکم مختلس محسوب و به مجازات مقرر برای مختلسین اموال دولتی محکوم می‌گردند مگر آنکه عمل مرتکب به موجب قانون دیگری مستلزم مجازات شدیدتری باشد که در این صورت به مجازات شدیدتر محکوم می‌شوند.

تبصره ۲- کارکنان تمامی دستگاه‌ها و سازمان‌‌های مؤثر در امر مبارزه با قاچاق کالا و ارز از جمله ستاد و سازمان جمع آوری و فروش اموال تملیکی نیز مشمول حکم این ماده و تبصره (۱) آن می‌شوند.

فصل هفتم مقررات مربوط به دستگاه کاشف و کشف کالا

ماده ۳۶- دستگاه‌های زیر در حدود وظایف محوله قانونی، کاشف در امر قاچاق محسوب می‌شوند:

الف‌‌- وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی

ب‌‌- وزارت جهاد کشاورزی

پ‌‌- گمرک جمهوری اسلامی ایران در محدوده اماکن گمرکی

ت‌‌- سازمان حمایت مصرف کنندگان و تولید کنندگان

ث‌‌- سازمان حفاظت محیط زیست

ج‌‌- سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی

چ‌‌- بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران

ح‌‌- شرکت ملی پخش فرآورده‌‌های نفتی ایران

خ‌‌- شرکت سهامی شیلات ایران

د‌‌- شرکت دخانیات ایران

تبصره- ضابطین نیز در حدود وظایف محوله قانونی خود کاشف محسوب می‌شوند.

ماده ۳۷(اصلاحی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)- به موجب این قانون، یگان حفاظت گمرک‌های کشور زیر نظر رئیس کل گمرک جمهوری اسلامی ایران برای حفاظت اماکن گمرکی و کالا‌های موجود در آن‌ها و امور اجرائی مبارزه با قاچاق در محدوده آن اماکن با اخذ مجوز از ستاد کل نیرو‌های مسلح، تشکیل و مأموران آن در حدود وظایف و با شرایط مذکور در قانون آئین دادرسی کیفری ضابط خاص دادگستری محسوب می‌شوند.

تبصره ۱(اصلاحی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)- رئیس یگان حفاظت گمرک‌های کشور به پیشنهاد رئیس کل گمرک جمهوری اسلامی ایران پس از تأیید فرمانده نیروی انتظامی و با حکم ستاد کل نیرو‌های مسلح منصوب می‌شود.

تبصره ۲(اصلاحی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ نحوه تسلیح نیروی یگان حفاظت گمرک‌‌های کشور و پاسگان (گارد) سازمان بنادر و دریانوردی به موجب دستورالعملی است که توسط نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران تهیه می‌شود و به تصویب ستاد کل نیرو‌های مسلح می‌رسد. نحوه حمل و به کارگیری سلاح توسط آنان تابع قانون به کارگیری سلاح توسط مأمورین نیرو‌های مسلح در موارد ضروری، مصوب ۱۸ /۱۰ /۱۳۷۳ است.

تبصره ۳(الحاقی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ نیرو‌های پاسگان (گارد) سازمان بنادر و دریانوردی برای حفاظت از بنادر و محوطه‌‌های بندری به غیر از امور اجرائی مبارزه با قاچاق کالا و ارز که در حیطه وظایف یگان حفاظت گمرک‌‌های کشور می‌باشد با رعایت شرایط مقرر در قانون آیین دادرسی کیفری مصوب ۴ /۱۲ /۱۳۹۲ با اصلاحات و الحاقات بعدی، ضابط خاص دادگستری محسوب می‌شوند.

ماده ۳۸- هرگاه در زمان کشف جرم قاچاق دستگاه اجرائی کاشف یا دستگاه اجرائی مأمور وصول درآمد‌های دولت بر مبنای قرائن و امارات موجود از جمله وسایل و تجهیزات مورد استفاده در ارتکاب جرم، حجم و ارزش کالای مکشوفه احراز نمایند یا احتمال قوی دهند که جرم در یکی از وضعیت‌‌های زیرا واقع گردیده است مکلفند این موضوع را با ذکر قرائن و امارات مزبور برای انجام اقدامات قانونی به مقام قضائی اعلام نمایند:

الف- وقوع جرم به صورت سازمان یافته

ب- تعلق کالای قاچاق یا عواید و سود حاصل از آن به شخص یا اشخاصی غیر از متهم

پ- سابقه ارتکاب جرم قاچاق توسط متهم

ماده ۳۹- وزارت اطلاعات و نیروی انتظامی موظفند با هماهنگی مرجع ذی صلاح قضائی، خود یا بنا بر اعلام دستگاه کاشف، شبکه‌‌های اصلی، گروه‌های سازمان یافته قاچاق کالا و ارز و دارایی‌‌های آن‌ها را شناسایی و اقدام به تشکیل پرونده و تکمیل تحقیقات نمایند.

ماده ۴۰- ضابطین مکلفند در مبارزه با جرائم قاچاق طبق قانون آئین دادرسی کیفری رفتار نمایند.

ماده ۴۱- به استثنای موارد منطبق با ماده (۲۱) این قانون، هنگام کشف قاچاق، ضابطین مکلفند اموال مکشوفه و وسایل حمل کالا و یا ارز قاچاق یا محل نگهداری و اختفای آن را مطابق این قانون حسب مورد توقیف و پلمب کنند و صورتجلسه کشف را با ذکر دقیق مشخصات کالا و یا ارز قاچاق، مالک و حاملان آن‌ها تنظیم نمایند و به امضای متهم یا متهمان برسانند و در صورت استنکاف، مراتب را در صورتجلسه کشف قید کنند. ضابطین مکلفند بلافاصله و در صورت عدم دسترسی ظرف بیست و چهار ساعت از زمان دستگیری، ضمن تحت نظر قرار دادن متهم، پرونده تنظیمی را نزد مرجع صالح ارسال نمایند.

تبصره ۱(اصلاحی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)- در مواردی که دستگاه‌های کاشف فاقد اختیارات ضابطین دادگستری باشند، موظفند پس از کشف بلافاصله با تنظیم صورتجلسه کشف موضوع را جهت اقدام قانونی به ضابطین یا مراجع ذی صلاح اطلاع دهند.

تبصره ۲- در مورد سایر جرائم مقرر به استثنای ماده (۲۱) این قانون، در صورتی که بیم اختفای ادله، فرار متهم یا تبانی باشد و همچنین در پرونده هایی بار ارزش کالای قاچاق مکشوفه بالای یکصد میلیون (۰۰۰ /۰۰۰ /۱۰۰) ریال، صدور قرار وثیقه متناسب با مجازات مقرر الزامی است.

ماده ۴۲(اصلاحی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)- در صورت دلالت قرائن و امارات قوی بر وجود کالا و یا ارز قاچاق، ضابطین می‌توانند پس از کسب مجوز بازرسی از مرجع صالح رسیدگی کننده به انبار‌ها و اماکن و مستغلات محل اختفاء یا نگهداری کالا و یا ارز قاچاق وارد شوند و حتی المقدور با حضور صاحب محل نسبت به بازرسی محل و کشف قاچاق اقدام نمایند و حسب مورد جهت رسیدگی به مرجع صالح ارجاع دهند.

تبصره ۱- تنظیم صورتجلسه بازرسی محل با ذکر جزئیات امر مانند ساعت بازرسی، افراد حاضر و مشخصات کالا و یا ارز قاچاق مکشوفه الزامی است.

تبصره ۲- بازرسی از اماکن عمومی، نیازی به مجوز موضوع این ماده ندارد.

ماده ۴۲ مکرر (الحاقی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ متوقف نمودن و بازرسی وسایل نقلیه ای که ظن قوی به حمل کالا یا ارز قاچاق یا ارتکاب قاچاق کالا یا ارز در مورد آن‌ها وجود دارد، از سوی ضابطین نیاز به إذن موردی مقام رسیدگی کننده ندارد.

تبصره (الحاقی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ مصادیق و شرایط تشخیص ظن قوی موضوع این ماده از جمله عبور از مبادی غیررسمی، دستکاری مهر و موم (پلمب) گمرکی بارگنج، خروج یا انحراف غیرمتعارف از مسیر تعیین شده، اطلاعات ارسالی از سوی سامانه‌‌های هوشمند، ظرف سه ماه از تاریخ لازم ‏الاجراء شدن این قانون توسط ستاد تهیه می‌شود و پس از تأیید توسط رئیس قوه قضائیه به تصویب هیأت وزیران می‌رسد.

ماده ۴۳- در پرونده هایی که صاحب کالا و ارز قاچاق شناسایی نشده و یا متواری است، ضابطین موظفند با اخذ دستور از مرجع ذی صلاح و با همکاری تمامی نهاد‌های ذی ربط، بلافاصله به شناسایی مالک اقدام کنند و در صورت عدم حصول نتیجه ظرف یک ماه از تاریخ وصول پرونده به مراجع ذی صلاح، مرجع رسیدگی صالح باید به صورت غیابی رسیدگی و مطابق مقررات این قانون رأی مقتضی را صادر نماید.

تبصره ۱- در رسیدگی غیابی به پرونده‌‌های قاچاق مکشوفه بلاصاحب، صاحب متواری و یا مجهول المالک، ضبط کالای قاچاق مکشوفه مانع رسیدگی به جرائم مالک کالا نیست.

تبصره ۲- در صورتی که کالای قاچاق مکشوفه بلاصاحب، صاحب متواری و یا مجهول المالک باشد، کالای مزبور عیناً به ستاد مأذون از سوی ولی فقیه تحویل یا حسب درخواست رسمی نهاد مزبور به فروش رسیده و وجه آن به حساب آن نهاد واریز می‌شود.

فصل هشتم‌‌- مراجع صالح رسیدگی به جرم قاچاق

ماده ۴۴- رسیدگی به جرائم قاچاق کالا و ارز سازمان یافته و حرفه ای، قاچاق کالا‌های ممنوع و قاچاق کالا و ارز مستلزم حبس و یا انفصال از خدمات دولتی در صلاحیت دادسرا و دادگاه انقلاب است. سایر پرونده‌‌های قاچاق کالا و ارز، تخلف محسوب و رسیدگی به آن در صلاحیت سازمان تعزیرات حکومتی است. چنانچه پرونده ای، متهمان متعدد داشته و رسیدگی به اتهام یکی از آنان در صلاحیت مرجع قضائی باشد، به اتهامات سایر اشخاص نیز در این مراجع رسیدگی می‌شود.

تبصره(اصلاحی ۲۱ˏ۰۷ˏ۱۳۹۴)- در صورتی که پس از ارجاع پرونده به سازمان تعزیرات حکومتی و انجام تحقیقات محرز شود رسیدگی به جرم ارتکابی در صلاحیت مرجع قضائی است، شعبه مرجوعٌ‏ الیه مکلف است بلافاصله قرار عدم صلاحیت خود را صادر کند. این قرار پس از تأیید مقام مافوق شعبه در سازمان تعزیرات حکومتی و یا در صورت عدم اعلام نظر آن مقام ظرف مدت یک هفته، قطعی است و پرونده مستقیماً به مرجع قضائی ذی صلاح ارسال می‌شود. همچنین در مواردی که پرونده به تشخیص مرجع قضائی در صلاحیت تعزیرات حکومتی است، پرونده مستقیماً به مرجع مذکور ارسال می‌گردد و شعب سازمان تعزیرات حکومتی مکلف به رسیدگی می‌باشند. مقررات این تبصره از شمول ماده (۲۸) قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب (در امور مدنی) مصوب ۲۱ /۱ /۱۳۷۹ مستثنی است.

ماده ۴۵- هر کدام از شعب دادسرا و دادگاه انقلاب اسلامی، تعزیرات حکومتی و شعب تجدیدنظر آن‌ها ظرف یک ماه از زمان تحویل پرونده باید رسیدگی و رأی نهائی را صادر کنند، مگر مواردی که حسب نوع جرم یا تخلف و علل دیگر، تکمیل شدن تحقیقات نیاز به زمان بیشتر داشته باشد که در این صورت حسب مورد مرجع رسیدگی کننده موظف است علت تأخیر را به صورت مکتوب به مقام مافوق گزارش دهد. عدم ارسال این گزارش موجب محکومیت انتظامی تا درجه سه می‌گردد.

ماده ۴۶- در کلیه مواردی که سازمان تعزیرات حکومتی صالح به رسیدگی است شعب تعزیرات حکومتی همان اختیار مراجع قضائی در رسیدگی به پرونده‌‌های مزبور را دارند جز در مواردی که در این قانون به ضرورت اخذ دستور مقام قضائی تصریح شده است.

تبصره ۱- اعضای شعب ویژه رسیدگی به پرونده‌‌های قاچاق کالا و ارز سازمان تعزیرات حکومتی به جز در موارد اثبات سوء نیت یا ارتکاب اعمالی که در قانون جرم است، در رابطه با ایفای وظایف قانونی در آراء صادره تحت تعقیب قضائی قرار نمی‌گیرند.

تبصره۲- به کلیه اتهامات رؤسا و اعضای شعب سازمان تعزیرات حکومتی که در مقام رسیدگی به پرونده‌‌های قاچاق کالا و ارز مرتکب می‌شوند در دادسرا و دادگاه‌های مرکز رسیدگی می‌شود.

ماده ۴۷(اصلاحی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ شعبه رسیدگی کننده مکلف است جهت اتخاذ تصمیم درباره احراز قاچاق و یا حمل، نگهداری، عرضه یا فروش کالا یا ارز قاچاق نسبت به استعلام نظر کارشناسی مشورتی حسب مورد از سازمان‌‌های مأمور وصول درآمد‌های دولت نظیر گمرک و بانک مرکزی در مورد تعیین ارزش کالا یا ارز مکشوفه و بررسی اسناد ابرازی جهت انطباق و تعلق به کالای مکشوفه اقدام نماید. وقت رسیدگی به سازمان‌‌های مذکور و متهم ابلاغ می‌شود. سازمان مأمور وصول درآمد‌های دولت موظف است ظرف ده روز از تاریخ دریافت استعلام، پاسخ آن را ارسال و نماینده حقوقی خود را نیز برای حضور در جلسه رسیدگی معرفی نماید. درهر صورت تشکیل جلسه رسیدگی منوط به حضور نماینده مذکور نیست.

تبصره ۱(الحاقی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ ارزش کالا‌های ممنوع به موجب فهرست‌‌های قیمت گذاری سالانه ستاد تصویب و ابتدای هر سال ابلاغ می‌گردد.

تبصره ۲(الحاقی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ مرجع تشخیص ایرانی یا خارجی بودن کالای مکشوفه حسب مورد یکی از وزارتخانه‌‌های صنعت، معدن و تجارت، جهاد کشاورزی یا بهداشت، درمان و آموزش پزشکی یا سازمان ملی استاندارد ایران است. این مراجع با درخواست شعبه رسیدگی کننده و بررسی مشخصات کالا مانند محل تولید و واحد تولید کننده، نسبت به اعلام نظریه کارشناسی مشورتی، به نحو مستدل اقدام می¬نماید. مقام رسیدگی کننده در صورت عدم پذیرش نظریه‌‌های کارشناسی مشورتی مذکور در این تبصره و ماده، به طور مستدل آن را رد و تصمیم مقتضی اتخاذ می‌کند. آیین نامه مربوط به اجرای این تبصره و تعیین مصادیق کالای مربوط به دستگاه‌های فوق و نحوه پذیرش و اعتراض به نظرات موضوع این تبصره، یک ماه پس از لازم الاجراء شدن این قانون توسط ستاد تدوین و پس از تصویب هیأت وزیران، ابلاغ می‌گردد.

تبصره ۳ (الحاقی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ کارشناسی موضوع این ماده و تبصره‌‌های آن قابل ارجاع به «کارشناس رسمی دادگستری» نیست.

ماده ۴۸(اصلاحی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)- در پرونده‌‌های قاچاق کالای ممنوع، سازمان یافته، حرفه ای و یا پرونده هایی که ارزش کالا و یا ارز قاچاق مکشوفه بیش از یکصد میلیون (۰۰۰ /۰۰۰ /۱۰۰) ریال است، مرجع رسیدگی مکلف است نسبت به صدور دستور شناسایی و توقیف اموال متعلق به متهم در حدود جزای نقدی احتمالی از طرق مقتضی، از جمله استعلام از ادارات ثبت اسناد، املاک، مخابرات، بانک‌ها و سازمان بورس و اوراق بهادار، اقدام نماید. مراجع طرف استعلام نیز موظفند ظرف پنج روز پاسخ لازم را به مرجع رسیدگی اعلام کنند.

ماده ۴۹- به منظور اعمال نظارت قضائی بر پرونده‌‌های قاچاق در سازمان تعزیرات حکومتی، رئیس شعب تجدید نظر ویژه رسیدگی به پرونده‌‌های قاچاق کالا و ارز به پیشنهاد رئیس سازمان پس از تأیید وزیر دادگستری از بین قضات دارای پایه نُه قضائی پس از موافقت رئیس قوه قضائیه با ابلاغ ایشان منصوب می‌شوند.

تبصره ۱(اصلاحی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)- در مواردی که از شعب ویژه تجدید نظر تعزیرات در موارد مشابه احکام مختلفی صادر شود با درخواست رئیس سازمان یا وزیر دادگستری، موارد جهت ایجاد وحدت رویه به هیأت عمومی دیوان عالی کشور ارسال می‌گردد.

تبصره ۲(الحاقی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ شعب تجدیدنظر ویژه رسیدگی به پرونده‌‌های قاچاق کالا و ارز موظفند در پرونده‌‌های با ارزش بیش از یک میلیارد (۰۰۰ /۰۰۰ /۰۰۰ /۱) ریال به طور مطلق و در پرونده‌‌های با ارزش یک میلیارد(۰۰۰ /۰۰۰ /۰۰۰ /۱) ریال و کمتر در صورت اقتضاء، با صدور دستور تعیین وقت رسیدگی، متهم، نماینده دستگاه کاشف و ضابط و نیز سایر اشخاصی که حضورشان ضروری است را احضار کنند. متهم می‌تواند شخصاً حاضر شود یا وکیل یا نماینده قانونی معرفی کند. در هر صورت عدم حضور یا عدم معرفی وکیل یا نماینده قانونی مانع از رسیدگی نیست.

ماده ۵۰- آراء شعب بدوی تعزیرات در مورد قاچاق کالا و ارز که ارزش آن‌ها کمتر از بیست میلیون (۰۰۰ /۰۰۰ /۲۰) ریال باشد، قطعی است. در سایر موارد آراء شعب ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ با درخواست محکومُ علیه قابل تجدیدنظر خواهی است.

تبصره ۱- جهات تجدیدنظر خواهی در شعب تعزیرات حکومتی مطابق قانون آئین دادرسی کیفری است.

تبصره ۲- آراء صادره از شعب تعزیرات حکومتی در مورد پرونده‌‌های قاچاق کالا و ارز قابل اعتراض در دیوان عدالت اداری و سایر مراجع قضائی نیست.

تبصره ۳(منسوخه ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)- آراء صادره از شعب بدوی تعزیرات حکومتی و دادگاه انقلاب در صورتی که مبنی بر برائت متهم باشد ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ و پس از درخواست دادستان یا دستگاه مأمور وصول درآمد‌های دولت یا ستاد و یا عنداللزوم دستگاه کاشف، قابل تجدیدنظر خواهی است. پرونده حسب مورد از سوی رئیس سازمان تعزیرات حکومتی یا رئیس کل دادگستری استان برای رسیدگی مجدد به یکی از شعب تجدیدنظر مربوطه ارجاع می‌شود. رأی شعبه تجدیدنظر قطعی و لازم الاجراء است.

تبصره ۳(اصلاحی ۲۱ˏ۰۷ˏ۱۳۹۴)- در کلیه آراء بدوی قطعی یا آرائی که به لحاظ عدم تجدید نظرخواهی قطعی شده اند هرگاه دلیلی بر عدم انطباق رأی با قانون یا عدم تناسب جریمه نقدی با قانون موجود باشد، رئیس سازمان تعزیرات حکومتی می‌تواند تقاضای تجدید نظر کند.

ماده ۵۰ مکرر ۱(الحاقی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ قرار‌های منع و موقوفی تعقیب و احکام صادره از دادسرا‌ها و شعب مراجع رسیدگی کننده، علاوه بر متهم، به ستاد، دستگاه کاشف، ضابط، دستگاه مأمور وصول درآمد‌های دولت و دادستان، ابلاغ می‌شود.

هر یک از موارد زیر ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ، قابل اعتراض یا تجدیدنظرخواهی توسط دادستان، ستاد، دستگاه کاشف، ضابط و دستگاه مأمور وصول درآمد‌های دولت می‌باشد:

الف- رأی مبنی بر منع، موقوفی تعقیب یا برائت باشد.

ب- رأی نسبت به برخی از متهمین مبنی بر منع، موقوفی تعقیب یا برائت باشد.

پ- رأی نسبت به بخشی از کالا و ارز مبنی بر منع، موقوفی تعقیب یا برائت باشد.

ت- رأی نسبت به برخی از عناوین اتهامی متهم یا متهمین پرونده مبنی بر منع، موقوفی تعقیب یا برائت باشد.

ث- رأی محکومیت در مواردی که مجازات مقرر در حکم نخستین بر خلاف قانون، کمتر از حداقل میزانی باشد که قانون مقرر داشته است یا بدون در نظر گرفتن بخشی از کالا یا ارز، صادر شده باشد یا با اتخاذ عنوان اتهامی ناصحیح، کمتر از میزان مقرر قانونی تعیین شده باشد.

تبصره (الحاقی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ آرای برائت صادره در خصوص پرونده ¬‌های با ارزش کمتر از دو میلیارد (۰۰۰ /۰۰۰ /۰۰۰ /۲) ریال به استثنای پرونده‌‌های سازمان یافته، حرفه¬ای، کالای ممنوع، مستلزم حبس یا انفصال از خدمات دولتی قابل تجدیدنظر خواهی یا اعتراض نیست.

ماده ۵۰ مکرر۲(الحاقی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ در صورتی که در راستای ارتکاب جرائم و تخلفات موضوع این قانون، جرائم رشاء، ارتشاء، جعل، استفاده از سند مجعول، اعمال نفوذ برخلاف حق و مقررات قانونی و یا تمرد مسلحانه نیز ارتکاب یافته باشد، به تمامی جرائم و تخلفات ارتکابی موضوع این قانون به همراه جرائم مرتبط فوق در دادسرا و دادگاه انقلاب رسیدگی می‌شود.

ماده ۵۰ مکرر۳(الحاقی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ در صورتی که رئیس قوه قضائیه رأی قطعی صادره از شعب ویژه رسیدگی به قاچاق کالا و ارز سازمان تعزیرات حکومتی را خلاف شرع بین تشخیص دهد، با تجویز اعاده دادرسی، پرونده را به دیوان عالی کشور ارسال تا در شعبی خاص که توسط رئیس قوه قضائیه برای این امر تخصیص می‌یابد رسیدگی و رأی قطعی صادر نماید. شعب خاص مذکور مبنیاً بر خلاف شرع بین اعلام شده، رأی قطعی قبلی را نقض و رسیدگی مجدد اعم از شکلی و ماهوی به عمل می‌آورند و رأی مقتضی صادر می‌نمایند.

تبصره ۱(الحاقی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ چنانچه متقاضی رسیدگی موضوع این ماده محکومٌ علیه باشد، باید ضمن ارائه درخواست، معادل دو درصد (۲ %) جریمه نقدی مندرج در حکم صادره را نزد صندوق دادگستری تودیع نماید. در صورت تجویز اعاده دادرسی، مبلغ مذکور مسترد می‌گردد و در غیر این صورت، به عنوان درآمد عمومی دولت محسوب و به حساب خزانه داری کل کشور واریز می‌شود.

تبصره ۲(الحاقی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ در پرونده‌‌های با ارزش بیش از یک میلیارد (۰۰۰ /۰۰۰ /۰۰۰ /۱) ریال به طور مطلق و در پرونده‌‌های با ارزش یک میلیارد (۰۰۰ /۰۰۰ /۰۰۰ /۱) ریال و کمتر در صورت اقتضاء، شعب دیوان عالی کشور موظفند با صدور دستور تعیین وقت رسیدگی، متهم، نماینده دستگاه کاشف و ضابط و نیز سایر اشخاصی که حضورشان ضروری است را احضار کنند. متهم می‌تواند شخصاً حاضر شود یا وکیل یا نماینده قانونی معرفی کند. در هر حال عدم حضور یا عدم معرفی وکیل یا نماینده قانونی مانع از رسیدگی نیست. شعب تجدیدنظر رسیدگی به پرونده‌‌های موضوع این قانون، اعم از تعزیرات و دادگاه، نیز مکلف به رعایت احکام این تبصره هستند.

ماده ۵۱- در کلیه مواردی که شرایط و ضوابط دادرسی در این قانون پیش بینی نشده است، مطابق قانون آئین دادرسی کیفری رفتار می‌شود.

ماده ۵۲(اصلاحی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)- متهمانی که به منظور رد اتهام جرایم یا تخلفات موضوع این قانون به اسناد مثبته گمرکی استناد می‌کنند، مکلفند ظرف ده روز از زمان ابلاغ احضاریه یا جلب در مرجع رسیدگی کننده، اصل آن سند را ارائه نمایند. این مهلت با عذر موجه به تشخیص مرجع رسیدگی کننده حداکثر یک بار دیگر به مدت ده روز قابل تمدید است. به اسنادی که خارج از این مهلت‌ها ارائه شود ترتیب اثری داده نمی‌شود. چنانچه اسناد مثبته گمرکی به صورت الکترونیکی صادر شود، اطلاعات موجود در سامانه مربوط ملاک عمل خواهد بود.

فصل نهم- اموال ناشی از قاچاق

ماده ۵۳ (اصلاحی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ دستگاه‌های کاشف و ضابطین موظفند کالا‌های قاچاق مکشوفه و کلیه اموال منقول و غیرمنقول و وسایل نقلیه اعم از زمینی، آبی و هوایی را که در اجرای این قانون، توقیف می‌شوند، به استثنای کالای ممنوع، همراه با رونوشت صورتجلسه کشف و توقیف و تشخیص اولیه ارزش کالا، بلافاصله پس از کشف، تحویل سازمان جمع آوری و فروش اموال تملیکی نمایند. این سازمان اقدام به نگهداری کالا نموده و فروش، امحاء یا واگذاری اموال فوق الذکر منوط به صدور رأی قطعی است. هزینه‌‌های مربوطه اعم از انبارداری، بارگیری، انتقال و تخلیه بر عهده این سازمان می‌باشد. دولت مکلف است هر ساله بودجه مستقلی در خصوص تأمین هزینه مدیریت تعیین تکلیف کالا برای این سازمان پیش بینی نماید.

تبصره ۱- در کلیه مواردی که کالای قاچاق مکشوفه بلاصاحب یا صاحب متواری و یا مجهول المالک باشد، عین کالای مزبور به نهاد مأذون از سوی ولی فقیه تحویل می‌شود و یا با هماهنگی و اخذ مجوز فروش از نهاد مأذون کالای مزبور توسط سازمان جمع آوری و فروش اموال تملیکی به فروش می‌رسد و جوه حاصل از آن به حساب نهاد مأذون از سوی ولی فقیه واریز می‌شود.

تبصره ۲(اصلاحی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ کلیه کالا‌های موضوع مواد (۲۵)، (۲۵ مکرر) و (۲۶) و بند «الف» ماده (۲۷) این قانون و دام به ترتیب در اختیار سازمان حفاظت محیط زیست، سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری کشور، سازمان شیلات ایران، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و وزارت جهادکشاورزی قرار می‌گیرد. دستورالعمل نحوه تحویل و تحول، نگهداری و تعیین تکلیف این کالا‌ها ظرف سه ماه از تاریخ لازم الاجراء شدن این قانون توسط ستاد با همکاری نهاد‌های مذکور تهیه می‌شود و به تصویب هیأت وزیران می¬رسد. کلیه سازمان ها، نهاد‌ها و دستگاه‌های موضوع این ماده و تبصره‌‌های آن موظفند در مورد کالا‌های سریع الفساد، سریع الاشتعال، احشام و طیور و یا کالاهایی که مرور زمان سبب ایجاد تغییرات کمی و کیفی در آن‌ها می‌شود، پس از أخذ مجوز فروش از مرجع رسیدگی کننده، بلافاصله کالا را بر اساس مقررات مربوط به فروش برسانند.

تبصره ۳- شرکت ملی پخش فرآورده‌‌های نفتی موظف است فرآورده‌‌های نفتی قاچاق مکشوفه را از دستگاه کاشف تحویل بگیرد و پس از فروش آن وجه حاصله را به خزانه داری کل کشور واریز نماید.

تبصره ۴- دستگاه کاشف مکلف است ارز مکشوفه به ظنّ قاچاق را به حساب تعیین شده از سوی بانک مرکزی واریز نماید و پس از قطعیت حکم آن را به حساب ویژه خزانه داری کل کشور واریز کند. در صورتی که وجوه موضوع این تبصره از مصادیق قید شده در تبصره (۱) این ماده باشد، مطابق تبصره مذکور اقدام می‌شود.

تبصره ۵ (الحاقی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ کالاهایی که قابلیت هیچ گونه مصرفی ندارند، از قبیل مشروبات الکلی، آلات و وسایل قمار، آثار سمعی و بصری مبتذل و مستهجن، کالا‌های فاسد یا تاریخ مصرف گذشته پس از أخذ مجوز امحاء از مرجع رسیدگی کننده، بلافاصله بر اساس مقررات مربوط امحاء می‌شوند، مگر اینکه تمام یا قسمتی از آن به تشخیص مقام رسیدگی کننده برای رسیدگی و اثبات جرم ضرورت داشته باشد.

ماده ۵۴- در موارد صدور رأی قطعی برائت متهم و حکم به استرداد کالا، صاحب کالا در صورت وجود عین، مستحق دریافت آن و در غیر این صورت حسب مورد مستحق دریافت مثل یا ‌‌بهای کالا به قیمت روز فروش بوده و در صورتی که فروش شرعاً یا قانوناً جایز نبوده، در خصوص پرداخت قیمت، مستحق قیمت یوم الاداء می‌باشد. حکم این ماده شامل کالاهایی که فروش آن‌ها قانوناً جایز نیست، نمی‌گردد.

تبصره- در مواردی که موضوع ماده مرتبط با قاچاق ارز باشد، ارز واریزی به حساب بانک مرکزی با رعایت مقررات مربوط به صاحب آن مسترد می‌شود.

ماده ۵۵(اصلاحی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)- فروش کالای قاچاق منوط به رعایت کلیه ضوابط قانونی از جمله ضوابط فنی، ایمنی، بهداشتی و قرنطینه ای است. در صورتی که فروش کالا مطابق ضوابط فوق بلامانع باشد و به تولید و تجارت قانونی و نیاز واقعی بازار لطمه وارد نکند، پس از اخذ مجوز از مراجع ذی ربط و نصب رمزینه موضوع ماده (۱۳) این قانون،‌ با در نظر گرفتن شرایط ماده (۵۶) توسط سازمان جمع آوری و فروش اموال تملیکی فروخته می‌شود.

تبصره- در باره آن دسته از کالا‌های قاچاق که وفق قوانین در اختیار سازمان‌ها و نهاد‌های دیگر از جمله نهاد مأذون از سوی ولی فقیه قرار دارد مانند کالا‌های قاچاق بلاصاحب و صاحب متواری و مجهول المالک،‌ سازمان یا نهاد مربوط موظف است در فروش اموال مذکور مقررات این قانون را رعایت نماید.

ماده ۵۶ (اصلاحی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ نهاد مأذون از سوی ولی¬فقیه با إذن معظم له و سازمان جمع آوری و فروش اموال تملیکی حسب مورد موظفند در خصوص کالا‌های قاچاق پس از قطعیت رأی صادره به جز در مورد کالا‌های سریع الفساد، سریع الاشتعال، احشام و طیور و یا کالاهایی که مرور زمان سبب ایجاد تغییرات کمّی و کیفی در آن‌ها می‌شود، به ترتیب زیر عمل کنند:

۱(الحاقی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ ظرف دوماه از تاریخ صدور رأی قطعی با برگزاری مزایده کالا‌های قاچاق را به شرط خروج از کشور تحت رویه گذر(ترانزیت) خارجی یا صادرات بفروشند. در صورت وجود شرایط تجدید یا لغو مزایده، مزایده مذکور صرفاً یک مرتبه دیگر و تا قبل از انقضای مدت دوماه برگزار می‌شود.

تبصره ۱(الحاقی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ صادرات کالا‌های موضوع این بند مشمول امتیازات، تخفیف ها، معافیت ها، مشوق‌‌ها و جوایز صادراتی نمی‌باشد.

تبصره ۲(الحاقی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ خروج کالا‌های غیرداخلی موضوع این بند، از کشور تحت رویه ¬گذر (ترانزیت) خارجی یا صادرات پس از تأیید سامانه¬ای خرید از سازمان جمع آوری و فروش اموال تملیکی یا نهاد مأذون از سوی ولی فقیه با إذن معظم له، با رعایت تبصره بند«الف» ماده (۶) این قانون و استهلاک آن نیازمند ارائه اسناد منشأ کالا و سایر مجوز‌های مربوط به گذر(ترانزیت) یا صادرات کالا نمی‌باشد.

تبصره ۳(الحاقی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ در صورتی که کالا‌های مذکور از نوع «کالای مشابه» قابل معامله در بورس کالا باشد، واگذاری این کالا‌ها از طریق ساز و کار‌های بورس کالا انجام می‌شود. در مورد کالا‌های غیرمشابه، استفاده از سازوکار مذکور اختیاری است و کالا‌های موضوع این بند ‌‌تنها از طریق عرضه (رینگ) صادراتی بورس کالای ایران به فروش می‌رسد. در صورت عدم موافقت هیأت پذیرش یا کمیته عرضه با پذیرش کالا جهت عرضه در بازار بورس کالا یا به فروش نرفتن کالا پس از سه بار عرضه در بورس با رعایت ضوابط بورس از جمله تغییر نرخ پایه، نوبت به برگزاری مزایده به شرط خروج از کشور تحت رویه گذر (ترانزیت) خارجی یا صادرات می‌رسد که در این صورت مهلت برگزاری مزایده دوماه از تاریخ اعلام قطعی عدم پذیرش کالا در بورس یا اتمام فرآیند معامله یک جا است.

تبصره ۴(الحاقی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ در صورتی که کالا‌های فروخته شده موضوع این بند در مهلت مقرر به صورت قطعی از کشور خارج نشود، مرتکب علاوه بر ضبط کالا مشمول مجازات مقرر در ماده (۳۳ مکرر ۱) این قانون می‌شود.

۲(الحاقی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ در صورت عدم فروش کالا‌ها از طریق بورس کالا و مزایده موضوع بند (۱) این ماده توسط دستگاه متولی به شرط صادرات یا گذر(ترانزیت) خارجی، کالاهایی که در بازار داخلی نیاز جدی در خصوص آن‌ها وجود دارد و به تولید داخلی و تجارت خارجی لطمه وارد نمی‌سازد، ظرف دوماه از تاریخ اتمام فرآیند مزایده به شرط خروج از کشور، از طریق حلقه (رینگ) داخلی بورس کالا با حفظ شرایط مندرج در تبصره (۳) بند (۱) این ماده به فروش می‌رسد. در صورت عدم فروش در بورس با رعایت کلیه شرایط تبصره (۳) بند (۱) این ماده صرفاً از طریق حراج عمومی به صورت خرده فروشی بر خط به فروش گذاشته می‌شود و در صورت به فروش نرفتن کالا ظرف سه ماه در حراج عمومی، حسب مورد با درخواست رئیس سازمان جمع آوری و فروش اموال تملیکی یا نهاد مأذون از سوی ولی فقیه با إذن معظم له و «تأیید مراتب به فروش نرفتن کالا» از سوی سازمان بازرسی کل کشور، قیمت عرضه کالا در حراج عمومی هر ماه بیست درصد (۲۰ %) کاهش می‌یابد. قیمت پایه در بورس بر اساس مقررات بورس و قیمت پایه اولیه در مزایده خارج از بورس بر اساس قیمت بازار عمده فروشی اعلامی توسط وزارت صنعت، معدن و تجارت که کمتر از مجموع قیمت خرید کالا در مبدأ و هزینه بیمه و حمل و نقل (قیمت سیف) به علاوه حقوق ورودی نباشد، تعیین می‌شود.

تبصره ۱(الحاقی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ دستور العمل نحوه فروش از طریق حراج عمومی توسط وزارت امور اقتصادی و دارایی تهیه می‌شود و ظرف سه ماه از تاریخ لازم الاجراء شدن این قانون به تصویب هیأت وزیران می‌رسد.

تبصره ۲(الحاقی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ در فروش کالای موضوع تبصره (۲) ماده (۵۳) این قانون نیز استفاده از روش حراج عمومی به صورت خرده فروشی برخط این بند بدون برگزاری مزایده امکان پذیر است.

تبصره ۳(الحاقی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ فهرست کالاهایی که در بازار داخلی نیاز جدی به آن‌ها وجود دارد و به تولید داخلی و تجارت خارجی لطمه وارد نمی‌سازد، حسب مورد به پیشنهاد وزارتخانه‌‌های صنعت، معدن و تجارت، جهاد کشاورزی و بهداشت، درمان و آموزش پزشکی به تصویب ستاد می‌رسد.

تبصره ۴(الحاقی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ چنانچه کالا‌های موضوع تبصره (۳) این بند، در چهارچوب وظایف و یا اختیارات قانونی، مورد تقاضای کمیته امداد امام خمینی (ره)، سازمان بهزیستی کشور، جمعیت هلال احمر جمهوری اسلامی ایران و سازمان آموزش فنی و حرفه ای کشور قرار گیرد، کالا به نهاد‌های مزبور تحویل و معادل ارزش آن از محل تخصیص بودجه پیش بینی شده در قانون بودجه کسر می‌شود.

تبصره ۵ (الحاقی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ کالا‌های با مصرف خاص که قابلیت فروش و استفاده عمومی ندارد و فهرست و اولویت واگذاری آن به تصویب هیأت وزیران می‌رسد، به دستگاه‌ها یا نهادهایی که از بودجه عمومی استفاده می‌کنند، تحویل و معادل ارزش آن از محل تخصیص بودجه پیش بینی شده در قانون بودجه کسر می‌شود.

۳(الحاقی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ سایر کالا‌ها از جمله کالا‌های ممنوع امحاء می‌شود. آیین نامه اجرائی نحوه نگهداری و امحاء کالا‌های موضوع این بند ظرف سه ماه از تاریخ لازم¬ الاجرا ءشدن این قانون توسط ستاد با همکاری دستگاه‌های ذی ربط تهیه می‌شود و به تصویب هیأت وزیران می‌رسد.

۴(الحاقی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ کالاهایی که بر اساس تعاریف قانونی توسط وزارت نفت، فرآورده نفتی شناخته شوند، تحویل این وزارت می‌شوند.

۵ (الحاقی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ مسکوکات طلا و نقره و شمش طلا و جواهرات مکشوفه به بانک مرکزی تحویل می‌شوند.

۶ (الحاقی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ اموالی که به تشخیص وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی دارای ارزش تاریخی و میراث فرهنگی باشند، تحویل این وزارت می‌شوند.

۷(الحاقی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ کالا‌های ممنوع الصدور، امنیتی، انتظامی و نظامی به دستگاه‌ها و نهاد‌های ذی مدخل واگذار می‌شود و در این موارد رعایت ضوابط قانونی مربوط لازم است.

۸ (الحاقی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ کالای قاچاق خروجی چنانچه کالای داخلی باشد، در داخل کشور فروخته می‌شود.

تبصره ۱(الحاقی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ مقررات مندرج در این ماده در خصوص کالا‌های موضوع تبصره (۵) ماده (۵۳) این قانون اعمال نمی‌شود.

تبصره ۲(الحاقی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ چنانچه مدعی مالکیت کالای توقیفی، نقشی در ارتکاب جرم یا تخلف نداشته باشد و جهل خود از وقوع جرم یا تخلف یا در صورت علم، عدم امکان مخالفت و اقدام بازدارنده خود را اثبات نماید و قبل از صدور رأی قطعی، اسناد مثبته تولید کالا در داخل کشور و یا اسناد مثبته گمرکی که قبل از توقیف کالا تحصیل شده است را به مرجع رسیدگی ارائه دهد، پس از احراز اصالت اسناد و مالکیت وی، در صورت فقدان مانع قانونی دیگر، کالا به مالک مسترد و معادل ارزش آن به جزای نقدی مرتکب افزوده می‌شود. در صورت لزوم، ارائه مجوز‌های قانونی مورد نیاز برای فعالیت تجاری در زمینه کالای توقیفی نیز ضروری است. پس از صدور رأی قطعی، در صورت موجود بودن کالا در مرحله اجرای احکام، بررسی ادعای مالکیت، احراز شرایط و استرداد کالا و اصلاح رأی از حیث افزودن جزای نقدی با مرجع صادرکننده رأی قطعی طی رسیدگی خارج از نوبت است و در صورت موجود نبودن کالا، مدعی صرفاً می¬تواند جبران ضرر و زیان ¬وارده را مطابق قوانین و مقررات مسؤولیت مدنی از دادگاه حقوقی مطالبه کند. کالایی که قابلیت هیچ گونه مصرفی ندارد و کالای ممنوع جز در مواردی که طبق قانون، مالکیت خصوصی آن مجاز شناخته شده است، از شمول این تبصره خارج است و حسب مورد مطابق مقررات مربوط تعیین تکلیف می‌شود.

تبصره ۳(الحاقی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ کالای موضوع تبصره (۴) ماده (۱۸) این قانون، پس از قطعیت رأی صادره مبنی بر ضبط، به شرح زیر تعیین تکلیف می‌شود:

الف- با رعایت ضوابط قانونی مربوط به فروش آن کالا در اسرع وقت و حداکثر ظرف چهارماه از تاریخ ابلاغ رأی قطعی لازم-الاجراء، طی مزایده به فروش می‌رود. در صورت وجود شرایط تجدید یا لغو مزایده، مزایده مجدد تا قبل از انقضای مدت چهارماه برگزار می¬شود.

ب- در صورتی که کالا سهمیه ای باشد، مزایده بند فوق به شرط «توزیع یا عرضه کالا در محل تخصیص سهمیه» است و تخلف از این شرط توسط خریدار، مستوجب ضمانت اجرای مندرج در تبصره (۴) ماده (۱۸) این قانون است. فهرست کالا‌های سهمیه ای موضوع این بند ظرف سه ماه از تاریخ لازم الاجراء شدن این قانون توسط ستاد تهیه و به تصویب هیأت وزیران می‌رسد.

پ- در صورت عدم فروش از طریق مزایده ظرف مهلت مقرر، کالا از طریق حراج عمومی موضوع بند (۲) این ماده به فروش گذاشته می‌شود. قیمت پایه مطابق بند (۲) همین ماده تعیین می‌شود.

ت- در صورت عدم فروش از طریق حراج عمومی ظرف مهلت مقرر، مطابق تشریفات مربوط به کاهش قیمت در بند (۲) این ماده، قیمت عرضه کالا درحراج عمومی هر ماه بیست درصد (۲۰ %) کاهش می‌یابد.

ث- در خصوص کالا‌های موضوع تبصره‌‌های (۲) و (۳) ماده (۵۳) مطابق احکام مقرر در همان تبصره‌‌ها اقدام می‌شود.

تبصره ۴(الحاقی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ آیین نامه اجرائی مواد (۵۵) و (۵۶) این قانون ظرف سه ماه از تاریخ لازم الاجراء شدن این قانون توسط ستاد با همکاری دستگاه‌های ذی ربط تهیه می‌شود و به تصویب هیأت وزیران می‌رسد.

فصل دهم مقررات عمومی

ماده ۵۷- قاچاق کالا و ارز از مصادیق جرائم اقتصادی محسوب می‌شود.

ماده ۵۸- در کلیه جرائم و تخلفات موضوع این قانون در خصوص کالا و ارز، در صورت موجود نبودن عین کالا و یا ارز قاچاق، مرتکب حسب مورد علاوه بر محکومیت به مجازات‌‌های مقرر، به پرداخت معادل ارزش کالا و ارز نیز محکوم می‌شود. موارد خارج از اراده مرتکب در تلف کالا و ارز مشمول این ماده نمی‌شود.

ماده ۵۹ (اصلاحی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ درصورتی که کشف کالا و یا ارز قاچاق، همراه با درگیری مسلحانه مرتکبان قاچاق یا حمل کالا یا ارز قاچاق با انواع سلاح گرم و آتش زا با مأموران کاشف باشد و یا مرتکبان با استفاده از موانع فیزیکی و یا استفاده از وسایل دودزا مشکلاتی برای کشف قاچاق توسط مأمورین ایجاد نمایند، پس از احراز قاچاق یا حمل کالا یا ارز قاچاق با حکم مرجع رسیدگی کننده، درصورتی که وسیله نقلیه متعلق به مرتکبان باشد و یا با استناد به قرائنی از قبیل سابقه مرتکب معلوم شود که مالک عامداً آن را جهت ارتکاب قاچاق در اختیار مرتکب قرار داده است، وسیله نقلیه به نفع دستگاه کاشف جهت استفاده در امر مبارزه با قاچاق ضبط می‌شود. در غیر این صورت وسیله نقلیه به مالک مسترد و معادل ارزش آن به جزای نقدی مرتکب یا مرتکبان افزوده می‌شود که بعد از وصول و واریز به خزانه، بر اساس قانون بودجه سنواتی در اختیار دستگاه کاشف جهت استفاده در امر مبارزه با قاچاق قرار گیرد.

تبصره (الحاقی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ مصادیق این ماده به پیشنهاد نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران و وزارت دفاع و پشتیبانی نیرو‌های مسلح ظرف سه ماه پس از لازم الاجراء شدن این قانون تهیه می‌شود و به تصویب هیأت وزیران می‌رسد.

ماده ۶۰- در صورتی که محکومان به جریمه‌‌های نقدی مقرر در این قانون ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ حکم قطعی به پرداخت جریمه‌‌های مقرر اقدام ننمایند، جریمه نقدی از محل وثیقه‌‌های سپرده شده و یا فروش اموال شناسایی شده محکومُ علیه اخذ و مابقی به مالک مسترد می‌شود و چنانچه اموالی شناسایی نشود و یا کمتر از میزان جریمه باشد و جریمه مورد حکم، وصول نشود، جرائم نقدی مذکور مطابق قانون آئین دادرسی کیفری حسب مورد با دستور قاضی اجرای احکام دادسرای مربوطه یا قاضی اجرای احکام تعزیرات حکومتی که از بین قضات دارای پایه پنج قضائی به روش مندرج در ماده (۴۹)‌ این قانون انتخاب می‌شوند به حبس تبدیل می‌شود. در هر صورت حبس بدل از جزای نقدی نباید از پانزده سال بیشتر باشد.

تبصره ۱- در مورد احکام صادره از شعب تعزیرات حکومتی پرونده جهت صدور حکم مبنی بر تبدیل جزای نقدی به حبس به شعبه یا شعبی از دادگاه‌های حوزه قضائی مربوطه که توسط رئیس قوه قضائیه تعیین می‌شود ارجاع می‌گردد تا ظرف ده روز نسبت به مورد، اقدام مقتضی معمول نمایند.

تبصره ۲- جزای نقدی مازاد بر حبس تبدیلی در صورت شناسایی اموالی از محکومُ علیه، حتی پس از اتمام حبس وصول می‌گردد.

تبصره ۳(الحاقی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ دررسیدگی به جرائم و یا تخلفات موضوع این قانون، رفع مسؤولیت وثیقه گذار و آزادی وثیقه ‌‌تنها با تودیع وثیقه نقدی یا ملکی جایگزین و صدور قرار قبولی تأمین برای آن یا با اجرای کامل حکم امکان پذیر است و این موضوع و همچنین امکان برداشت جزاء یا جریمه نقدی از محل وثیقه تودیع شده توسط متهم یا دیگری، هنگام أخذ وثیقه به صورت کتبی به وثیقه¬ گذار تفهیم و در پرونده درج می‌شود. استنکاف از اجرای این تبصره، مستوجب محکومیت انتظامی تا درجه چهار است.

ماده ۶۱- ستاد می‌تواند در خصوص پرونده‌‌های مربوط به جرائم موضوع این قانون و یا جرائم مرتبط حسب مورد از طریق دادستان، تعقیب و رسیدگی به پرونده را از بدو تشکیل تا مرحله اجرای احکام، از مراجع رسیدگی کننده تقاضا نماید.

ماده ۶۲- سازمان مأمور وصول درآمد‌های دولت مکلف است، فهرست ارزش کالا‌های وارداتی را بر اساس نرخ برابری ارز اعلامی توسط بانک مرکزی به صورت سالانه در اختیار کلیه دستگاه‌های کاشف و ضابطین قضائی مرتبط برای تعیین ارزش اولیه قرار دهد. در صورتی که در طول سال در فهرست ارزش کالا‌های وارداتی تغییرات عمده ای رخ دهد، توسط سازمان ذی ربط اعلام می‌شود.

ماده ۶۳ (اصلاحی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ تمامی احکام و قواعد عمومی مربوط به جرائم و تخلفات موضوع این قانون به غیر از موارد پیش بینی شده، مطابق قانون مجازات اسلامی است. مقررات مربوط به تعلیق تعقیب، تعویق صدور حکم، معافیت از کیفر، تعلیق اجرای مجازات، مرور زمان، توبه و بایگانی کردن پرونده در مورد جرائم و تخلفات موضوع این قانون اعمال نمی‌گردد. در خصوص پرونده‌‌های با ارزش بیشتر از ده میلیارد (۰۰۰ /۰۰۰ /۰۰۰ /۱۰) ریال، سازمان یافته، حرفه ای، بند «ت» ماده (۲۲) و یا ماده (۳۵) این قانون و تبصره‌‌های آن، اعمال احکام مواد (۱۸۰) و (۲۳۷) قانون آیین دادرسی کیفری جایز است.

تبصره ۱(الحاقی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ در تخلفات و جرائم موضوع این قانون ملاک تعیین میزان جریمه یا جزای نقدی یا ضبط کالا یا ارز یا وسیله حمل یا محل نگهداری یا أخذ معادل آنها، مجموع ارزش مربوط به دفعات متعدد ارتکاب جرم یا تخلف ارتکابی است که منتج به صدور رأی محکومیت قطعی نشده است.

تبصره ۲(الحاقی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ مجازات معاونت در جرائم و یا تخلفات موضوع این قانون، حسب مورد حداقل مجازات جرم و یا جریمه تخلف ارتکابی است.

تبصره ۳(الحاقی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ چنانچه شخصی بدون دخالت در عملیات مادی، دستور یا سفارش ارتکاب جرائم یا تخلفات موضوع این قانون را داده باشد یا کالا یا ارز قاچاق یا عواید و سود حاصل از آن متعلق به وی باشد، به مجازات مباشر جرم یا تخلف ارتکابی محکوم می‌گردد. این مجازات مانع از اعمال مجازات مباشر نیست.

تبصره ۴(الحاقی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ چنانچه جرائم یا تخلفات موضوع این قانون به تنهایی و یا با در نظرگرفتن دیگر جرائم یا تخلفات این قانون به نحو ساز مان یافته ارتکاب یافته باشد، هر یک از اعضای گروه سازمان یافته به حداکثر مجازات مقرر برای رفتار ارتکابی خود محکوم می‌شوند. در هر مورد که مجازات فاقد حداقل و حداکثر باشد، نصف مجازات مقرر قانونی به اصل آن اضافه می‌گردد. در صورتی که قاچاق به تنهایی، به نحو سازمان یافته ارتکاب یافته باشد، وفق مواد (۲۸) و (۲۹) این قانون عمل خواهد شد.

تبصره ۵ (الحاقی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ احکام، آثار و مجازات‌‌های قاچاق مذکور در مواد (۳)، (۵)، (۶)، (۸) الی (۱۲)، (۱۶)، (۱۹)، (۲۰)، (۳۰) الی (۳۲)، (۳۴) الی (۳۶)، (۳۸) الی(۵۰)، (۵۳) الی (۶۰)، (۶۵) الی (۶۸)، (۷۰)، (۷۱)، (۷۳)، (۷۴) و (۷۷) این قانون و تبصره‌‌های این مواد، در مورد همه جرائم و تخلفات موضوع این قانون به جز تبصره (۵) ماده (۲مکرر) جاری است.

ماده ۶۴(منسوخه ۲۱ˏ۰۷ˏ۱۳۹۴)- هر شخصی که با علم و اطلاع مرتکب جرم حمل کالا یا ارز قاچاق شود و نتواند ارسال کننده و یا صاحب اصلی آن را تعیین نماید، علاوه بر ضبط کالا یا ارز، به مجازات‌های مقرر در مورد مالک کالا و ارز نیز محکوم می‌شود.

ماده ۶۵ (اصلاحی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ چنانچه قرائن علم آور از قبیل جاسازی و نظائر آن حاکی از اطلاع مالک وسیله نقلیه یا محل نگهداری، از استفاده آن‌ها در قاچاق کالا یا ارز و یا حمل یا نگهداری کالا یا ارز قاچاق باشد و مالک وسیله نقلیه یا محل نگهداری نیز اقدام بازدارنده به عمل نیاورده باشد و یا وقوع جرم یا تخلف را اطلاع نداده باشد، علاوه بر محکومیت وی به حداقل مجازات مقرر قاچاق برای مرتکب، در خصوص وسیله نقلیه به شرح مندرج در ماده (۲۰) این قانون و تبصره‌‌های آن عمل می‌شود و در مورد ضبط محل نگهداری کالای ممنوع، ماده (۲۴) و تبصره (۵) ماده (۲۲) این قانون اعمال می‌گردد. حکم این ماده شامل مالکی که امکان اقدام بازدارنده برای او وجود نداشته است، نمی‌شود.

ماده ۶۶ (اصلاحی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ چنانچه دو یا چند نفر در ارتکاب قاچاق و یا سایر جرائم و تخلفات مرتبط شرکت نمایند، مجازات هر یک از شرکاء، مجازات فاعل مستقل است.

تبصره(منسوخه ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)- چنانچه جرم ارتکابی مجازات حبس و یا شلاق نیز داشته باشد، هر یک از شرکاء به مجازات حبس و یا شلاق مقرر محکوم می‌گردد.

ماده ۶۷- اگر قاچاق توسط شخص حقوقی ارتکاب یابد، مرجع صدور حکم نسبت به ضبط کالا و یا ارز قاچاق مکشوفه اقدام می‌کند و شخص حقوقی، علاوه بر محکومیت به جزای نقدی، حسب مورد به دو تا چهار برابر حداکثر جریمه مقرر برای شخص حقیقی، به ترتیب زیر محکوم می‌شود:

الف- در مورد قاچاق کالای غیرممنوع و ارز در مرتبه اول ممانعت از فعالیت شخص حقوقی از یک تا دو سال و در مرتبه دوم انحلال شخص حقوقی

ب- در مورد قاچاق کالای ممنوع و یا سازمان یافته، انحلال شخص حقوقی

تبصره۱- افراد موضوع این ماده محکومیت قطعی می‌یابند و تا پنج سال مجاز به تأسیس و مشارکت در اداره شخص حقوقی نیستند.

تبصره۲- چنانچه شخص حقوقی، وابسته به دولت یا مأمور به خدمات عمومی باشد، مرجع رسیدگی کننده، کارکنان و مدیران مرتکب قاچاق را علاوه بر مجازات‌‌های مربوط حسب مورد به محرومیت یا انفصال دائم یا موقت از خدمات دولتی و عمومی غیردولتی محکوم می‌نماید.

تبصره۳- اگر منافع حاصل از قاچاق به شخص حقوقی تعلق یابد و یا برای تأمین منافع شخص حقوقی به قاچاق اقدام گردد، جریمه‌‌ها از محل دارایی شخص حقوقی وصول می‌شود.

تبصره ۴- در خصوص مدیر شخص حقوقی که از عمل مباشران، علم و اطلاع داشته باشد نیز مطابق قانون مجازات اسلامی عمل می‌شود. منظور از مدیر شخص حقوقی کسی است که اختیار نمایندگی یا تصمیم گیری یا نظارت بر شخص حقوقی را دارد.

ماده ۶۸(اصلاحی ۲۱ˏ۰۷ˏ۱۳۹۴)- مجازات شروع به قاچاق، علاوه بر ضبط کالا یا ارز حسب مورد حداقل مجازات قاچاق کالا و ارز موضوع این قانون است.

تبصره (اصلاحی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ چنانچه وسایل نقلیه حامل کالای ممنوع، به آ‌‌بهای تحت نظارت جمهوری اسلامی ایران داخل و از طریق قرائن و اماراتی حرکت به مقصد ایران از مسیر غیرمجاز احراز شود، حامل ولو اینکه دو یا چند فهرست کل بار(مانیفست) داشته باشد به مجازات شروع به جرم موضوع این ماده محکوم می‌شود. همین حکم در مواردی که کالای قاچاق ممنوع در آ‌‌بهای تحت نظارت ایران از وسایل نقلیه مزبور به شناور‌های ایرانی منتقل شود نیز جاری است.

ماده ۶۹- مرجع رسیدگی کننده ذی صلاح حسب مورد می‌تواند با توجه به شرایط، نحوه، دفعات ارتکاب جرم و شخصیت مرتکب، علاوه بر مجازات‌‌های مقرر در این قانون، وی را به عنوان تکمیل مجازات، به یک یا چند مورد مرتبـط از محرومیت‌‌های زیر محکوم نماید:

الف(اصلاحی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)- تعلیق موقت یا ابطال دائم:

۱- کارت بازرگانی

۲- کارت مبادلات مرزی

۳- کارت ملوانی

۴- پروانه کسب، تأسیس، بهره برداری یا حق العمل کاری

۵- پروانه حمل و نقل

۶- گواهینامه رانندگی وسایل نقلیه زمینی، آبی و هوایی

۷‌‌- کارت پیله وری

ب- تعطیل موقت یا دائم محل کسب و پیشه و تجارت

پ- محرومیت از اشتغال به حرفه یا حرف خاص از یک تا پنج سال

ت- محرومیت از تأسیس شرکت و یا عضویت در هیأت مدیره و مدیر عاملی اشخاص حقوقی از یک تا پنج سال

ث- ممنوعیت خروج از کشور تا پنج سال

ماده ۷۰- مرجع رسیدگی کننده ذی صلاح در مورد شرکت‌ها و مؤسسات حمل و نقل داخلی و بین المللی که مدیران یا متصدیان آن‌ها مرتکب قاچاق کالا یا حمل کالای خارجی فاقد اسناد مثبته گمرکی شده اند با توجه به شرایط،‌ نحوه، دفعات ارتکاب جرم و شخصیت مرتکب علاوه بر مجازات‌‌های مقرر در این قانون به شرح زیر حکم می‌نماید:

الف- مرتبه اول سه تا شش ماه محرومیت اشتغال مدیران یا متصدیان

ب- مرتبه دوم شش ماه تا یک سال محرومیت اشتغال مدیران یا متصدیان

تبصره- در صورتی که شرکت و مؤسسه به قصد قاچاق تأسیس شود و یا پس از تأسیس، فعالیت و هدف آن به این منظور منحرف گردد در مرتبهٴ اول، فعالیت شرکت سه ماه تا یک سال تعلیق می‌شود و در صورت تکرار، شرکت منحل می‌گردد.

ماده ۷۱- جزای نقدی مقرر در این قانون از سوی مرجع رسیدگی کننده قابل تعلیق و تخفیف نیست و مجازات‌‌های حبس و شلاق در جرائم قاچاق کالا‌های ممنوعه، حرفه ای و سازمان یافته موضوع این قانون نیز قابل تعلیق نمی‌باشد.

ماده ۷۲- هرگاه اشخاصی که مرتکب جرائم موضوع این قانون شده اند، در مراحل تحقیقات مقدماتی، با اقرار خود موجبات کشف کالا و ارز و یا دستگیری سرشبکه‌‌های قاچاق و سایر متهمان را فراهم کنند، بنا به تشخیص مرجع رسیدگی، ضمن ضبط کالا و ارز قاچاق از کیفر‌های موضوع این قانون معاف یا در مجازات آنان تخفیف متناسب داده می‌شود.

ماده ۷۳- به منظور ثبت و دسترسی سریع به سوابق محکومان و ارائه آن به مراجع ذی ربط، پایگاه اطلاعات محکومان قاچاق کالا و ارز در مرکز فن آوری و اطلاعات قوه قضائیه تشکیل می‌گردد. تمامی واحد‌های اجرای احکام مکلفند به محض دریافت رأی قطعی محکومیت‌‌های راجع به قاچاق کالا و ارز، مشخصات فردی محکومان را در این پایگاه ثبت نمایند. مبادله اطلاعات بین سازمان تعزیرات حکومتی و قوه قضائیه باید به نحوی باشد که امکان تعامل داده‌‌ها و استفاده کاربران طرفین وجود داشته باشد.

تبصره (اصلاحی ۳۰ˏ۰۶ˏ۱۴۰۱)ـ تعیین نحوه و سطوح دسترسی به داده ¬‌ها جز در مواردی که مشمول دسترسی‌‌های قوه قضائیه است، برعهده کارگروه تعامل پذیری دولت الکترونیکی می‌باشد.

ماده ۷۴- مسؤولان مستقیم دستگاه‌های کاشف و مأمور وصول درآمد‌های دولت و سایر مراجعی که برای رسیدگی به پرونده‌‌های قاچاق موضوع این قانون مورد خطاب کتبی مرجع رسیدگی کننده و یا دستگاه مأمور وصول درآمد‌های دولت قرار می‌گیرند، چنانچه ظرف بیست روز از تاریخ وصول استعلام نسبت به پاسخگویی مستند اقدام ننمایند، به مجازات منع اشتغال در شغل خود در نوبت اول و انفصال موقت تا شش ماه از خدمات دولتی در نوبت‌های بعدی محکوم می‌گردند، مگر اینکه اثبات نمایند عدم ارسال پاسخ، مستند به عذر موجه قانونی بوده است. رسیدگی به این امر در صلاحیت محاکم کیفری دادگستری مراکز استان‌ها می‌باشد.

ماده ۷۵- نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران موظف است برای ابلاغ و اجرای احکام موضوع این قانون مأموران انتظامی آموزش دیده را در واحد‌های اجرای احکام قوه قضائیه و تعزیرات حکومتی مستقر نماید. وزارت دادگستری و سازمان تعزیرات حکومتی موظفند امکانات لازم را برای استقرار این نیرو‌ها فراهم کنند.

ماده ۷۶(منسوخه ۲۱ˏ۰۷ˏ۱۳۹۴)- آئین نامه‌‌های اجرائی این قانون ظرف سه ماه از تاریخ لازم الاجراء شدن آن توسط ستاد و با همکاری وزارتخانه‌‌های کشور، امور اقتصادی و دارایی و دادگستری و سایر دستگاه‌های عضو ستاد تهیه می‌شود و پس از تأیید رئیس قوه قضائیه به تصویب هیأت وزیران می‌رسد.

ماده ۷۷ـ کلیه مبالغ حاصل از اجرای این قانون از قبیل وجوه ناشی از فروش کالا و ارز قاچاق، وسایل ضبطی و جریمه‌‌های وصولی به جز منابع حاصل از اموالی که لازم است در اختیار ولی فقیه قرار گیرد، به حساب ویژه ای نزد خزانه داری کل کشور واریز می‌شود. سالانه مبلغ هزار و پانصد میلیارد (۰۰۰ /۰۰۰ /۰۰۰ /۵۰۰ /۱) ریال از وجوه فوق متناسب با پیشرفت و اثر بخشی برنامه‌‌های موضوع ماده (۱۲) این قانون و میزان و کیفیت کارایی دستگاه‌های ذی ربط و مراجع رسیدگی کننده و تأثیر در امر پیشگیری و مبارزه با قاچاق به مدت سه سال به شرح ذیل پرداخت می‌شود و پس از سه سال از لازم الاجراء شدن این ماده، هر سال به ترتیب معادل نود درصد (۹۰ %)، هشتاد درصد (۸۰ %)، هفتاد درصد (۷۰ %)، شصت درصد (۶۰ %) و از سال پنجم، سالانه مبلغ پنجاه درصد(۵۰ %) به امور فوق اختصاص می‌یابد.

مبلغ موضوع این ماده مطابق اعتبار پیش بینی شده در بودجه سنواتی و به شرح ذیل در سرفصل‌‌های تعیین شده هزینه می‌شود.

۱ـ معادل هفتاد و پنج درصد(۷۵ %) جهت تجهیز امکانات مورد نیاز برای پیشگیری و مبارزه با قاچاق، هزینه‌‌های اجرای قانون نظیر حمل ونقل، آزمایش و امحای کالای ممنوعه؛

۲ـ معادل بیست و پنج درصد(۲۵ %) جهت مسائل آموزشی و پژوهشی در امر پیشگیری و مبارزه با قاچاق و صیانت، معاضدت، پاداش و مسائل رفاهی کارکنان دستگاه‌های مؤثر در امر مبارزه با قاچاق کالا و ارز.

ماده ۷۷(اصلاحی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)- از تاریخ لازم الاجراء شدن این قانون، قانون مجازات مرتکبین قاچاق مصوب ۲۹ /۱۲ /۱۳۱۲ با اصلاحات بعدی، قانون نحوه اعمال تعزیرات حکومتی راجع به قاچاق کالا و ارز مصوب ۱۲ /۲ /۱۳۷۴ مجمع تشخیص مصلحت نظام، قانون راجع به جلوگیری از عمل قاچاق توسط وسایط نقلیه موتوری دریایی مصوب ۹ /۸ /۱۳۳۶، مواد (۳۵) و (۳۶) قانون تأسیس سازمان جمع آوری و فروش اموال تملیکی مصوب ۲۴ /۱۰ /۱۳۷۰، ماده (۶۲) قانون نظام صنفی مصوب ۲۴ /۱۲ /۱۳۸۲، تبصره ماده (۳)، ماده (۸) و بند (ب) ماده (۹) قانون ممنوعیت به کارگیری تجهیزات دریافت از ماهواره مصوب ۲۳ /۱۱ /۱۳۷۳، بند (د) ماده (۲۲) قانون حفاظت از منابع آبزی جمهوری اسلامی ایران مصوب ۱۴ /۶ /۱۳۷۴، تبصره (۱) ماده (۳) قانون الحاق یک تبصره به ماده (۱) و اصلاح ماده (۳) قانون مربوط به مقررات امور پزشکی و دارویی و خوردنی و آشامیدنی مصوب ۱۰ /۱۲ /۱۳۷۹، بند‌های (۱)، (۲) و (۴) ماده (۱۲)‌ قانون الحاق موادی به قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت مصوب ۵ /۸ /۱۳۸۴، مواد (۳)، (۴)، (۵)، (۶) و (۷) قانون اختیارات مالی و استخدامی سازمان بنادر و کشتیرانی و تشکیل گارد بنادر و گمرکات مصوب ۱۹ /۴ /۱۳۴۸ و لایحه قانون انحلال گارد بنادر و گمرکات مصوب ۱۴ /۹ /۱۳۵۸ شورای انقلاب نسخ می‌شود.

تبصره ۱(الحاقی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ مصرف و اختصاص وجوه فوق در غیر از موارد موضوع این ماده، تصرف غیرقانونی در وجوه و اموال دولتی محسوب و مرتکب به مجازات مقرر در قانون مجازات اسلامی محکوم می‌شود.

تبصره ۲(الحاقی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ کارمزد فروش کالا‌های قاچاق مطابق ماده (۹) قانون تأسیس سازمان جمع آوری و فروش اموال تملیکی و اساسنامه آن مصوب ۲۴ /۱۰ /۱۳۷۰ تعیین و وجوه حاصل از فروش به حساب تمرکز وجوه حاصل از فروش و جریمه‌‌ها نزد خزانه داری کل کشور واریز و در مواردی که کالا‌های قاچاق مطابق قانون مزبور منهدم، مسترد و یا واگذار می‌شوند، هزینه‌‌های قانونی مترتب بر اساس قیمت تمام شده از محل حساب مذکور تأمین می‌شود.

تبصره ۳(الحاقی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ دولت مکلف است هزینه‌‌های مربوط به برنامه‌‌های پیشگیری و مبارزه با قاچاق دستگاه‌های متکفل را که از محل این ماده تأمین نمی‌شوند در بودجه‌‌های سنواتی پیش بینی و تخصیص دهد.

تبصره ۴(الحاقی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)ـ ستاد موظف است عملکرد این ماده را هر شش ماه یک بار به کمیسیون‌‌های اقتصادی و قضائی و حقوقی مجلس شورای اسلامی گزارش نماید.

تبصره(اصلاحی ۱۴ˏ۱۲ˏ۱۳۹۵)- کلیه مبالغ حاصل از اجرای این قانون از قبیل وجوه ناشی از فروش کالا و ارز قاچاق، وسایل ضبطی و جریمه‌‌های وصولی به حساب ویژه ای نزد خزانه داری کل کشور واریز می‌گردد. از وجوه واریزی، سالانه تا مبلغ دویست میلیارد (۰۰۰ /۰۰۰ /۰۰۰ /۲۰۰) ریال برای مبارزه با قاچاق کالا و ارز متناسب با تأثیر دستگاه‌های متکفل امر مبارزه با قاچاق و برنامه‌‌های ارائه شده مطابق آئین نامه ای که به پیشنهاد ستاد و وزارت دادگستری تهیه می‌شود و به تصویب هیأت وزیران می‌رسد، میان کاشفان، دستگاه‌های ذی ربط و مراجع رسیدگی کننده هزینه می‌گردد.

این مبلغ در مهرماه هر سال متناسب با نرخ تورم کشور نسبت به سال قبل تعدیل می‌شود. در مواردی که متهمان اصلی شناسایی و به مرجع رسیدگی کننده معرفی گردند، ضریب پرداخت وجوه مربوط به حق الکشف در هر پرونده دو برابر سایر موارد است. میزان کارمزد فروش و نحوه محاسبه هزینه محل نگهداری و تأمین سایر هزینه‌‌های مترتبه بر کالای موضوع این قانون در آئین نامه مذکور تعیین و پرداخت می‌شود. مصرف و اختصاص وجوه موضوع این ماده در غیر از موارد مبارزه با قاچاق کالا و ارز، تصرف غیرقانونی در اموال دولتی محسوب و مرتکب به مجازات مقرر در قانون مجازات اسلامی محکوم می‌شود.

ستاد موظف است عملکرد این تبصره را هر شش ماه یکبار به کمیسیون‌‌های اقتصادی و قضائی و حقوقی مجلس شورای اسلامی گزارش نماید.

ماده ۷۸ (الحاقی ۱۰ˏ۱۱ˏ۱۴۰۰)- از تاریخ لازم الاجراء شدن این قانون، قانون مجازات مرتکبین قاچاق مصوب ۲۹ /۱۲ /۱۳۱۲ با اصلاحات بعدی، قانون نحوه اعمال تعزیرات حکومتی راجع به قاچاق کالا و ارز مصوب ۱۲ /۲ /۱۳۷۴ مجمع تشخیص مصلحت نظام، قانون راجع به جلوگیری از عمل قاچاق توسط وسایط نقلیه موتوری دریایی مصوب ۹ /۸ /۱۳۳۶، مواد (۳۵) و (۳۶) قانون تأسیس سازمان جمع آوری و فروش اموال تملیکی مصوب ۲۴ /۱۰ /۱۳۷۰، ماده (۶۲) قانون نظام صنفی مصوب ۲۴ /۱۲ /۱۳۸۲، تبصره ماده (۳)، ماده (۸) و بند (ب) ماده (۹) قانون ممنوعیت به کارگیری تجهیزات دریافت از ماهواره مصوب ۲۳ /۱۱ /۱۳۷۳، بند (د) ماده (۲۲) قانون حفاظت از منابع آبزی جمهوری اسلامی ایران مصوب ۱۴ /۶ /۱۳۷۴، تبصره (۱) ماده (۳) قانون الحاق یک تبصره به ماده (۱) و اصلاح ماده (۳) قانون مربوط به مقررات امور پزشکی و دارویی و خوردنی و آشامیدنی مصوب ۱۰ /۱۲ /۱۳۷۹، بند‌های (۱)، (۲) و (۴) ماده (۱۲)‌ قانون الحاق موادی به قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت مصوب ۵ /۸ /۱۳۸۴، مواد (۳)، (۴)، (۵)، (۶) و (۷) قانون اختیارات مالی و استخدامی سازمان بنادر و کشتیرانی و تشکیل گارد بنادر و گمرکات مصوب ۱۹ /۴ /۱۳۴۸ و لایحه قانون انحلال گارد بنادر و گمرکات مصوب ۱۴ /۹ /۱۳۵۸ شورای انقلاب نسخ می‌شود.

قانون فوق مشتمل بر هفتاد و هفت ماده و هفتاد و نه تبصره در جلسه علنی روز سه شنبه مورخ سوم دی ماه یکهزار و سیصد و نود و دو مجلس شورای اسلامی تصویب شد و در تاریخ ۱۸ /۱۰ /۱۳۹۲ به تأیید شورای نگهبان رسید.

رئیس مجلس شورای اسلامی- علی لاریجانی

 

وکیل دیه تصادف در ایلام

وکیل دیه تصادف: هرگاه در تصادفات رانندگی، شخصی دچار آسیب‌های جانی یا مالی شود، به نحوی که خودروی درحال حرکت مقصر آن شناخته شود، راننده از نظر مالی متضمن پرداخت دیه و سایر موارد خواهد بود.

البته مسئولیت پرداخت خسارت حادثه بر عهده شرکت بیمه است و پس از بررسی‌های به عمل آمده و گزارش کارشناسی، دادگاه شرکت بیمه را به محاسبه و پرداخت خسارت حادثه به شخص ثالث موظف خواهد کرد.

در صورتیکه فرد راننده بیمه نداشته باشد، یا از محل حادثه فرار کرده باشد، یا گواهی نامه نداشته باشد، پرداخت دیه تصادف به عهده صندوق جبران خسارت حادثه است.

مطابق ماده ۱۶ قانون اصلاح بیمه اجباری مسئولیت مدنی برای دارندگن وسیله نقلیه می‌گوید: اگر در حوادث رانندگی منجر به صدمات بدنی غیر از فوت، بیمه‌گر وسیله نقلیه مسبب حادثه یا صندوق تامین خسارت‌های بدنی حسب مورد موظفند پس از دریافت گزارش کارشناس راهنمایی و رانندگی یا پلیس راه و در صورت لزوم گزارش سایر مقامات انتظامی و پزشکی قانونی بلافاصله حداقل ۵۰ درصد از دیه تقریبی را به اشخاص ثالث زیان‌دیده پرداخت کرده و باقی‌مانده آن را پس از معین شدن میزان قطعی دیه بپردازند».

تبصره– در حوادث رانندگی منجر به فوت، شرکت های بیمه می‌توانند در صورت توافق با راننده مسبب حادثه و ورثه متوفی، بدون نیاز به رأی مراجع قضائی، دیه و دیگر خسارت‌های بدنی وارده را پرداخت نمایند.

قانون دیه تصادف منجر به فوت در ایلام

در این خصوص نیز تصادفات بر دو اساس جنبه‌ عمومی و جنبه خصوصی مورد بررسی قرار گرفته و ضارب باید به پرداخت نقدی دیه یا مجازات حبس محکوم شود. بر اساس ماده ۷۱۴ قانون مجازات اسلامی، هر گاه بی‌احتیاطی یا بی‌مبالاتی یا عدم رعایت نظامات دولتی یا عدم مهارت راننده (‌اعم از وسائط نقلیه زمینی یا آبی یا هوایی) یا‌متصدی وسیله موتوری منتهی به قتل غیر عمدی شود مرتکب به شش ماه تا سه سال حبس و نیز به پرداخت دیه در صورت مطالبه از ناحیه اولیای دم‌محکوم می‌شود.

شماره وکیل ایلام

مدّت زمان رأی دادگاه برای دیه تصادف در ایلام

بعد از طرح دعوا در دادسرا و ارجاع افرادی که زخمی شده اند به اداره پزشکی قانونی،معمولا قرار صادر و موضوع به دادگاه ارجاع داده می شود و این پروسه بسته به نوع سانحه و تعداد افرادی که زخمی شده اند و همچنین دوره طول درمان آنها به صورت عادی دوماه زمان نیاز دارد تا رای قطعی صادر گردد

خدمات وکیل دریافت دیه تصادفات در ایلام

وکیل دیه تصادفات در ایلام ضمن اقدامات قضایی در خصوص تشکیل پرونده و شرکت در جلسات دادسرا و دادگاه،اقدامات لازم در خصوص معرفی افراد به پزشکی را انجام و مشاوره لازم را تا انتهای پروسه با موکل خود انجام و غیر از مواردی که دادگاه حضور فرد را در جلسات لازم بداند در جلسات دادرسی به صورت مستقل شرکت می نماید

موارد جبران خسارت صندوق تامین خسارت های بدنی

بر اساس ماده ۱۰ قانون بیمه اجباری شخص ثالث، در صورتی که بنا به یکی از دلایل زیر افراد زیان‌دیده در حادثه رانندگی نتوانند از مقصر خسارت دریافت کنند، صندوق تامین خسارت‌‌های بدنی این خسارت را جبران خواهد کرد:

  • بیمه‌نامه نداشتن مقصر یا انقضای بیمه‌نامه وی
  • شناسایی نشدن مقصر حادثه
  • عدم کفایت پوشش مالی بیمه‌نامه ناشی از افزایش مبلغ ریالی دیه
  • تعلیق یا لغو پروانه فعالیت شرکت بیمه
  • صدور حکم توقف یا ورشکستگی شرکت بیمه
  • خسارت‌های بدنی خارج از تعهدات شرکت بیمه‌گر
  • خسارت‌های بدنی وارد شده به اشخاص ثالث، به علت فقدان یا انقضای تاریخ اعتبار بیمه‌نامه
  • باطل شدن قرارداد بیمه
  • کسری پوشش بیمه‌نامه ناشی از افزایش مبلغ ریالی دیه
  • خسارات بدنی ایجاد شده بر اثر موارد خارج از پوشش بیمه‌گر

نکته: همانطور که از نام این صندوق مشخص است، این نهاد وظیفه تأمین خسارات جانی و بدنی ناشی از حادثه رانندگی را بر عهده دارد؛ نه خسارت‌های مالی.

موارد خارج شمول صندوق تامین خسارت‌ های بدنی

با اینکه صندوق خسارت‌های بدنی برای مواقعی است که شرکت‌های بیمه مسئولیت صدمات وارد شده را پرداخت نمی‌کنند اما تمام این هزینه‌ها توسط این منبع مالی جبران نمی‌شوند. در ادامه به مواردی که صندوق بیمه خسارت های بدنی مسئولیت آنها را بر عهده نمی‌گیرد اشاره می‌کنیم:

  • خساراتی که به وسیله نقلیه مقصر حادثه و محموله‌های آن وارد شده است.
  • خساراتی که به طور مستقیم یا غیر مستقیم ناشی از تشعشعات اتمی و رادیواکتیو باشد.
  • خساراتی که ناشی از محکومیت جزایی و یا پرداخت جریمه باشد.
  • ثابت شدن این مسئله که افراد آسیب‌دیده از قصد به خود صدمه وارد کرده‌اند یا اینکه هر نوع فریب و تبانی در مراجع قضایی ثابت شود.

طرفین دعوای مطالبه ی دیه از صندوق تامین خسارت های بدنی

فردی که با مراجعه به دادگاه شکایت می کند، شاکی نام می گیرد. در مقابل شاکی، متشاکی یا مشتکی عنه قرار می گیرد. مشتکی عنه به کسی می گویند که از او شکایت شده است.

در دعوای مطالبه ی دیه از صندوق تأمین خسارت های بدنی نیز سخن از شاکی است، چرا که صندوق فقط در تصادفات رانندگی و تنها در موارد ذکرشده در قانون، متعهد به پرداخت خسارات بدنی است و این امر مستلزم رسیدگی دادگاه کیفری به اصل جرم است، تا در کنار این امر حکم به پرداخت دیه و خسارات بدنی صادر نماید.

بنابراین می توان گفت در بحث مطالبه ی دیه، رسیدگی به دعوای مطالبه ی دیه، در ابتدای امر در صلاحیت ذاتی دادگاه کیفری است (هرچند که در پاره ای از موارد نیز دادگاه حقوقی صلاحیت رسیدگی را خواهد داشت)، زیرا حکم به پرداخت دیه نیازمند رسیدگی مرجع قضایی به اصل جرم (تصادفات رانندگی) است و زیان دیده در دادگاه کیفری عنوان شاکی و مدعی خصوصی را خواهد داشت و بعد از آنکه دادگاه شرایط ماده ی ۲۱ قانون بیمه ی اجباری را احراز نمود، حکم به پرداخت دیه از صندوق تامین خسارت های بدنی صادر می نماید و زیان دیده یا وراث وی خواهان مطالبه ی دیه از صندوق خواهند بود.

همچنین در پاره ای از موارد، زیان دیده با رجوع به دادگاه حقوقی، خواهان مطالبه ی دیه از صندوق است و دادخواست خود را علیه صندوق تامین خسارت های بدنی تقدیم می کند.

نحوه ی پرداخت خسارات بدنی ـ صندوق تامین خسارت های بدنی

طبق قانون جدید بیمه ی اجباری، زیان دیده در مطالبه ی خسارت خود از صندوق تامین خسارت های بدنی می تواند یکی از این دو راه را برگزیند: یا به طور مستقیم به صندوق تأمین مراجعه کند یا زیان خود را از طریق دادگاه پیگیری نماید.

چگونگی دریافت خسارت از صندوق تامین بدنی بدون نیاز به حکم دادگاه

به موجب ماده ی ۳۰ قانون بیمه ی اجباری، اشخاص زیان دیده حق دارند که برای دریافت خسارت به طور مستقیم، با ارائه ی مدارک لازم حسب مورد به شرکت بیمه ی مربوط یا صندوق تأمین خسارت های بدنی مراجعه کنند. از سوی دیگر به موجب ماده ی ۳۱ همین قانون، صندوق تامین خسارت بدنی و بیمه گر حسب مورد مکلفند تا حداکثر پانزده روز پس از دریافت مدارک مورد نیاز، خسارت متعلقه را بپردازند.

همچنین طبق ماده ی ۳۴ قانون مذکور، در حوادث رانندگیِ منجر به خسارت بدنی غیر از فوت، در صورت مطالبه ی زیان دیده، پس از دریافت گزارش کارشناس راهنمایی و رانندگی، پلیس راه یا کمیسیون جلوگیری از سوانح راه آهن، موضوع تبصره ی (۲) ماده ی (۲) قانون دسترسی آزاد به شبکه ی حمل ونقل ریلی (در خصوص حوادث مربوط به قطارهای شهری و بین شهری) و پزشکی قانونی، بیمه گرِ وسیله ی نقلیه ی مسبب حادثه یا صندوق، حسب مورد مکلفند تا بلافاصله حداقل پنجاه درصد از دیه ی تقریبی را به اشخاص ثالث زیان دیده پرداخت کنند و باقی مانده ی آن را پس از معین شدن میزان قطعی دیه بپردازند.

دخالت صندوق تامین خسارت های بدنی هرگز وابسته و منوط به رأی دادگاه نیست

و باید به محض ارائه ی مدارکی شامل گزارش کارشناس راهنمایی و رانندگی یا پلیس راه و درصورت لزوم گزارش مقامات انتظامی و پزشکی قانونی، اقدام به پرداخت خسارت کند.

بخش اولیه ی تعهدات صندوق شامل حداقل پنجاه درصد از خسارت تقریبی است و باقی مانده پس از قطعی شدن باید پرداخت گردد.

منظور از قطعی شدن دیه ی صدمات، صدور حکم نیست، بلکه حالتی است که در آن دیگر نیاز به معاینه ی مجدد مصدوم توسط پزشک نیست و میزان و نوع صدمات به حالت قطعی رسیده باشد.

در این هنگام، صندوق باید به پرداخت کل خسارت اقدام کند و آن را بی دلیل موکول به صدور حکم نکند.

در عمل نمی توان آنگونه که از بیمه گر انتظار است از صندوق نیز فوریت پرداخت خسارت را انتظار داشت، زیرا در حالت ناشناخته بودن راننده باید تحقیقات لازم صورت گیرد و پس از ناامیدی از یافتن مسئول حادثه، به صندوق مراجعه کرد.

اما درصورتی که مسئول حادثه حاضر باشد اما بیمه نداشته باشد باید به صندوق اعلام نمود تا پرداخت فوری صورت گیرد که البته در این مورد نیز به دلیل حسابرسی دقیق و تخصیص اعتبار و نظایر این امور ممکن است زمان متعارفی را طی کند.

آنچه در رویه ی قضایی عمل می شود به این صورت است که پس از گزارش اولیه ی مأموران، اخذ اظهارات طرفین و مطلعین یا اولیای دم و وصول نظرات کارشناس تصادفات، از این مدارک کپی مصدق تهیه می شود و طی نامه ای به صندوق اعلام می گردد.

نحوه پرداخت خسارت توسط صندوق تامین خسارات بدنی

صندوق با تشکیل پرونده ای برای مصدوم و براساس منابع مالی خود، اقدام به پرداخت می کند.

رویه ی صندوق آن است که وجه را مستقیم به زیان دیده نمی دهد، بلکه برای اینکه رسما در پرونده ی مرجع قضایی هم منعکس شود، طی چک یا حواله ای بانکی به حسابِ اعلام شده از سوی مرجع قضایی واریز می کند تا این مبلغ به دستور این مرجع، تحویل زیان دیده شود.

بنابراین در هنگام اعلام گزارش به صندوق، شماره ی حسابی نیز از دادگستری محل قید می شود.

اما نکته ی قابل توجهی که در قانون جدید بیمه ی اجباری ذکر شده است، امکان رجوع مستقیم به صندوق تامین خسارت های بدنی در موارد فوت زیان دیده است.

چنانچه شخص ثالث زیان دیده در اثر تصادف رانندگی فوت کند، وراث وی حق رجوع مستقیم به صندوق تامین برای مطالبه ی دیه را دارند.

 

وکیل تحریر و تقسیم ترکه متوفی در ایلام-ارث

وکیل ارث و میراث فردی است که در زمینهٔ حقوق ارث و میراث تخصص دارد. این افراد با قوانین و مقررات مربوط به ارث و میراث آشنا هستند و می‌توانند در اموری مانند تقسیم ارث، ابطال وصیت‌نامه، دعاوی ورثه‌ای و غیره به افراد کمک کنند.

تحریر ترکه به چه معناست؟

معنی حقوقی تحریر ترکه به زبان ساده یعنی نوشتن و لیست کردن و مشخص نمودن اموال و دارایی فرد متوفی. بعد از فوت فرد، مالکین اموال به جا مانده، وراث می باشند و هر یک از ورثه می توانند با تقدیم دادخواست تحریر ترکه، اموال متوفی را شناسایی نمایند. معمولا تحریر ترکه زمانی انجام می شود که ورثه از اموال به جا مانده از متوفی اطلاعی ندارند.

ماترک دارایی یا ترکه چیست؟

در ابتدا باید بدانیم که ترکه یا ماترک دارایی است که فرد پس از فوت ازخود به جای می گذارد و مفهوم ان با سهم الارث متفاوت است چرا که ماترک به کل اموال باقی مانده از متوفی اطلاق میشود حال انکه سهم الارث به ارث باقی مانده ازمتوفی انهم پس از کسر بدهی ها ودیون و وسایر موارد گفته میشود.

تحریر ترکه چیست؟

تحریر در لغت یعنی نوشتن و ماده 206 قانون امور حسبی در این باره مقرر می دارد که:

” مقصود از تحریر ترکه، تعیین مقدار ترکه و دیون متوفی است” که دراین حالت تمام اموال منقول و غیر منقول و تمام دارایی های متوفی و حتی شامل بدهی ها و مطالباتش نیز می شود . در واقع اموال متوفی لیست می شود.

تحریر ترکه مانند اخذ گواهی انحصار وراثت الزامی نیست چرا که معمولا خود ورثه یا فردی که وصی (سفارش شده )متوفی است معمولا ترکه را مدیریت می نمایند. اما اگر وراث متوفی درخصوص قبول یا رد ترکه توافق نداشته باشند وبیم مشکلاتی در اینده وجود داشته باشد بهترین راهکار قانونی تحریر ترکه است و پس از انجام تحریر ترکه دیگر نیازی به مهروموم اموال نیست لذا درخواست مهروموم اموال بعد ازانجام تحریر ترکه قابل پذیرش نیست.

انواع تحریر ترکه

حال که با مفهوم حقوقی تحریر ترکه اشنا شدیم بهتراست بدانیم تحریر ترکه دارای دونوع یا به بیان بهتر دارای دو جزء است جزء مثبت وجزء منفی

جزء مثبت در واقع شامل اموال اعم ازمنقول وغیرمنقول و حتی مطالبات متوفی از دیگران میباشد وجزء منفی ان شامل بدهی های متوفی یا تعهداتی که قرار به انجام ان بوده است .با توجه به اینکه انتقال ترکه به ورثه به صورت قهری است قانونگذار این اختیار را به ورثه داده است که ترکه را مطلقا یا به صورت مشروط قبول کنند و یا اینکه کلا رد نمایند که اگر مطلقا ترکه را بپذیرند درواقع هردو جزء مثبت ومنفی ان را بدون درخواست تحریر میپذیرند.

اگر به صورت مشروط ترکه را قبول کنند که دراین حالت پذیرش ترکه را منوط به انجام تحریر ترکه مینمایند واگر به طور کلی رد ترکه کنند درواقع جزء مثبت ومنفی هردو رد میشود ونمیتوانند قائل به تفکیک شوند . البته رد ترکه بایستی ظرف یک ماه از تاریخ فوت اعلام شود . در صورت عدم اعلام رد ترکه درطی این مدت، قبول ترکه ازسوی وارث محسوب میشود

وکیل ارث در ایلام

تحریر ترکه امور حسبی

بهتر است بدانیم امورحسبی چیست واینکه چه مواردی امور حسبی محسوب میشود .امورحسبی درواقع اموری هستند که درمورد انها اختلاف یا دعوایی مطرح نیست ولی درعین حال به دلیل جلوگیری ازهرج ومرج وایجاد نظم در روابط افراد نظارت و مداخله دادگاه لازم میباشد مانند تعیین قیم یا امین یا رسیدگی به امور محجورین.

همه اینها مربوط به احوال شخصیه افراد میباشد که تحریر ترکه هم یکی ازاین موارد است ماده یک قانون امورحسبی دراین باره مقرر میدارد که” امور حسبي اموري است كه دادگاهها مكلفند نسبت بآن امور اقدام نموده و تصميمي اتخاذ نمايند بدون اينكه رسيدگي بآنها متوقف بر ‌وقوع اختلاف و منازعه بين اشخاص و اقامه دعوي از طرف آنها باشد.”

تحریر ترکه اموال غیر منقول

با توجه به اینکه پس از فوت فرد ممکن است اموال منقول یا غیرمنقول ویا حسابهای بانکی متعددی از متوفی باقی بماند لذا هریک از ورثه یا وکیل ایشان میتواننددرخواست تحریر ترکه را برای مشخص شدن لیست اموال وبدهی های متوفی را از شورای حل اختلاف بخواهند چرا که گاهی وراث درجریان اموال وبدهی ها نبوده که با استعلامات سه گانه از اداره راهور واداره ثبت اسناد ویا بانک این موضوع مشخص میشود و حتی ورثه چنانچه احتمال بدهند متوفی قبلا سهامدار شرکتی بوده میتوانند درخواست استعلام از اداره ثبت شرکتها ویا سازمان بورس واوراق بهادار را نیز داشته باشند .

تحریر ترکه اموال بدون سند

تحریر ترکه اموال بدون سند نیز مانند تحریر اموال دارای سند رسمی انجام میشودبا این تفاوت که چنانچه متوفی قبل فوت ملکی را به صورت قولنامه ای خریداری نموده باشد ورثه باید ابتدا با طرح دعوای الزام به تنظیم سند رسمی به طرفیت فروشنده نسبت به انتقال سند اقدام نموده و سپس مراحل تقسیم را انجام داده یا با فروش ملک مورد نظر سهم خود را استیفاء نمایند .

تحریر ترکه زمین کشاورزی

به طورکلی تمام ترکه متوفی اعم از سند دار یا بدون سند قابلیت تحریر وتقسیم و افراز را دارد و درصورت غیرقابل افراز بودن مبلغ ان ازمحل فروش ملک نسبت به سهم هریک از ورثه پرداخت میشود یکی از اموال غیرمنقولی که ممکن است ازمتوفی به جا بماند زمین کشاورزی است که دراین موارد نیز فردی که متقاضی تحریر است باید کل مساحت زمین را قید نماید

در چه مواردی تحریر ترکه الزامی است؟

قبلا گفتیم تحریر ترکه الزامی نیست اما قانونگذار محترم درمواردی این امر را اجباری نموده است:

  • اگر در بین وراث فرد غایب یا محجوری وجود داشته باشدامین یا قیم وظیفه دارد درخواست تحریر ترکه کند.
  • چنانچه وراث متوفی برای قبول یا رد ترکه توافق نکنند و اختلاف داشته باشند .
  • اگر متوفی تابعیت کشور خارجی داشته باشد انجام تحریر ترکه الزامی است.

شرایط طرح دعوای تحریر ترکه

همانطور که گفتیم جزء درموارد خاص قانونی تحریر ترکه امراختیاری است واگر ورثه درمورد ترکه اختلاف نظری نداشته باشند نیازی به انجام ان نیست.تحریر ترکه با درخواست هریک ورثه یا وکیل انها و همچنین توسط موصی له(یعنی فردی که به نفع او وصیتی شده است )قابل انجام است .درمدت تحریر ترکه وقبل از ادای دیون متوفی تصرف هریک از ورثه درماترک ممنوع میباشد وبعد از تحریر ترکه و مشخص شدن لیست اموال متوفی ورثه میتوانند نسبت به تقسیم ویا فروش ان حسب مورد اقدام نمایند

مدارک تحریر ترکه

مدارکی که برای درخواست تحریر ترکه لازم است شامل موارد زیر است:

  • گواهی فوت متوفی
  • گواهی انحصار وراثت
  • صورت و لیست اموال و دارایی های متوفی که پس از ارسال دادخواست تحریر ترکه کارشناسی برای صورت برداری و لیست اموال و تمام دارایی های متوفی انتخاب میشود که کارشناس منتخب صورت و لیستی از اموال ارئه می دهد که شامل توصیف اموال منقول با تعیین قیمت روز ان است.
  • تعیین وصف و وزن و عیار نقره و طلا و سایر فلزات گران بها
  • نوع و میزان نقدینگی متوفی
  • نوع اوراق بهادار با ذکر بهای ان
  • اسناد موجود متوفی با ذکر مشخصه های هرکدام
  • لیستی از اموال غیر منقول موجود متوفی

مراحل دادخواست تحریر ترکه

گرفتن قرارتحریر ترکه مستلزم ارائه دادخواست است که که ورثه یا نماینده قانونی ،موصی له) با مراجعه به دفترخدمات الکترونیک قضایی اقدام به ثبت ان مینمایدپرونده به شورای حل اختلاف اخرین اقامتگاه متوفی ارسال میشود وشورای مربوطه اگهی هایی را درفاصله زمانی بین یک تا سه ماه درروزنامه های کثیر الانتشار منشر مینماید که دیگر ورثه یا نماینده قانونی انها ویا طلبکاران و یا بدهکاران به متوفی در جریان قرار گرفته و در روز و محل وساعت مندرج دراگهی دردادگاه حاضر شوند پس ازان یک کارشناس یا بازرس تمام دارایی های متوفی را نوشته وصورتجلسه مینماید در صورتجلسه تحریر وفق ماده 216 قانون امورحسبی باید موارد ذیل ذکر شود

.۱- نام و سمت متصدی تحریر ترکه
۲- نام و مشخصات کسانی که احضار شده و کسانی که درجلسه حاضر شده اند
۳- محلی که تحریر ترکه در آنجا صورت می گیرد
۴- اظهارات اشخاص راجع به دارایی و بدهی و ترکه متوفی
۵- نام و مشخصات کسی که اسناد و اموال به او داده می شود.درنهایت قرار تحریر ترکه که شامل فهرست تمامی اموال ومطالبات و دیون متوفی است ،صادر میشود وهمانطور که گفتیم ممکن است بعضی ازورثه بعد از صدور تحریر ترکه را نپذیرفته وان را رد کنند

نمونه دادخواست تحریر ترکه

تازمانی که دادخواست تحریر داده نشده و اموال متوفی مشخص نیست لذا امکان انحصاروراثت و تقسیم ترکه وجود ندارد چرا که باید به موجب دادخواست تحریر صورت اموال و مطالبات وبدهی متوفی ابتدا مشخص شود .تنطیم دادخواست تحریر ترکه از اهمیت زیادی برخوردار است .چرا که اگر متوفی وجه نقد یا طلا ونقره ای داشته باشد باید میزان وجه نقد و درمورد طلا ونقره میزان وعیارانها نیز ذکر شود .دراینجا به ذکر یک نمونه ازدادخواست تحریر ترکه میپردازیم :

خواهان:………….( مشخصات یکی از ورثه)

خواندگان:……………….( مشخصات سایر ورثه)

خواسته: تقاضای صدور قرار تحریر ترکه

دلایل و مستندات:

۱- رونوشت شناسنامه تمامی ورثه

۲- گواهی فوت متوفی

۳-گواهی انحصار وراثت

شرح دادخواست:

ریسات محترم شورا حل اختلاف

احتراما به استحضار عالي مي رساند مطابق گواهي حصر وراثت و گواهي فوت پدر اينجانب ……….در تاريخ 1400/02/12مرحوم شده است . اينجانب و خواندگان ورثه آن مرحوم مي باشيم . با عنايت به اينكه لازم است ماترك مرحوم صورت برداری شود وبیم حیف ومیل ان قبل از صورت برداری وجود دارد و تمام ورثه حاضر و رشيدمی باشند بدوا مستندا به ماده 167،175،206،300و317 قانون امور حسبي صدور قرارتحرير تركه جهت تقسيم تركه وفق گواهی انحصار وراثت مورد استدعاست .

نمونه رای یا حکم تحریر ترکه

قرار یک نوع تصمیم قضایی است که ازسوی مقام قضایی ودرمقام انجام دادن تحقیقات صادر میشود و به بیان دیگر رای اعم ازحکم وقرار است اگر رای دادگاه، راجع به ماهیت دعوا و قاطع آن، به طور جزیی یا کلی باشد ، حکم نامیده میشود و در غیر این صورت، قرار نامیده می شود وتحریر ترکه با توجه به توضیحات گفته شده در این مقاله درواقع یک قرار است. دراینجا به اوردن یک نمونه قرار تحریر ترکه میپردازیم :
درخصوص درخواست اقای ……فرزند…….دارای شناسنامه شماره……صادره از ………مبنی بر تحریر ترکه متوفی مرحوم …….فرزند ………که در تاریخ ……..فوت شده ، دادگاه با بررسی موضوع و احراز سمت متقاضی با استناد به مواد ۲۰۹ و ۲۱۰ قانون امور حسبی قرار تحریر ترکه راصادره و اعلام مینماید . مقرر است دفتر ، نوبتی برای اجرای قرار تحریر ترکه تعیین و نسبت به نشر اگهی در یک از روز های کثیرالانتشار اقدام و از کلیه ورثه یا نمایندگی قانونی انها ، بستانکاران و مدیونین به متوفی و هرکس حقی به ترکه دارد ، خواسته شود تا در روز و ساعت معین دادگاه برای تحریر ترکه حاضر شوند . درمورد تعیین نوبت دقت شودکه بین نشر اگهی و روز اجرای قرار نباید کمتر از یک ماه و بیشتر از سه ماه فاصله باشد . ضمنا کلیه ورثه اشخاص ذینفع که درحوزه این دادگاه اقامت دارند و نشانی انها در پرونده منعکس است برای حضور در دادگاه اخطاریه ارسال شود .

چه کسانی حق درخواست تحریر ترکه را دارند؟

طبق قانون ایران ،افرادی که می توانند درخواست تحریر ترکه را داشته باشند مشخص شده اندو این افراد طبق ماده 207 قانون امورامورحسبی مشخص شده اند که مقرر می دارد:

“درخواست تحریر ترکه از ورثه یا نماینده قانونی انهاووصی برای اداره اموال پذیرفته می شود “پس نتیجتا بر خلاف مهروموم ترکه در تحریر ترکه طلبکاران امکان درخواست ندارند .

نکته:درمورد ترکه متوفی خارجی، ذینفع یا کنسول دولت متبوع و درمورد متوفی بدون وارث ذینفع یا دادستان یا مدیرترکه میتوانند درخواست تحریر ترکه کنند که مواد 338 و 327و328 قانون امور حسبی به این دو مورد تصریح دارند

همچنین اگر در بین وراث متوفی فرد محجور یا غایبی باشد دراین حالت فرد امین میتواند از دادگاه درخواست تحریر ترکه را داشته باشد .

تحریر ترکه در صلاحیت کدام دادگاه است؟

پس از تهیه مدارک درخواست تحریر ترکه قابل رسیدگی در شورای حل اختلاف اخرین اقامتگاه متوفی می باشد واگرمتوفی در ایران اقامتگاهی نداشته باشد یا اخرین اقامتگاه او مشخص نباشد ، رسیدگی به دادخواست تحریر ترکه درصلاحیت شورایی است که اخرین محل سکونت متوفی درایران ،دران حوزه بوده است حتی اگر اموال یا وراث متوفی در حوزه دادگاه دیگری باشند .

اعتراض به تحریر ترکه

مطابق با ماده 9 قانون شورای حل اختلاف تمامی اراء صادره که تحریر ترکه هم جزء ان میباشد درفرجه قانونی 20 روز قابل تجدیدنظز خواهی واعتراض در دادگاه حقوقی همان حوزه قضایی میباشد وهریک از ورثه که اعتراض به قرار تحریر ترکه داشته باشند باید گواهی فوت وگواهی انحصار وراثت و همچنین لیست کامل از دارایی های متوفی را ضمیمه دادخواست خود نمایند پس از اعتراض کارشناسی که انتخاب میشود تمام دارایی و اموال فرد فوت شده را با آخرین قیمتی که در بازار وجود دارد تعیین می کند، و این گونه مشخص می شود که اموال و دارایی با چه مبلغی برآورد شده است.

ایا امکان انجام همزمان مهروموم ترکه و تحریر ترکه امکان پذیر است؟

وفق ماده 192 قانون امور حسبی بعد از انجام تحریر ترکه دیگر درخواست مهروموم پذیرفته نمی شود و اگر در حین انجام تحریر ترکه درخواست مهروموم شود فقط نسبت به ان مقداری که تحریر نشده ،مهروموم قابل انجام است.لذاهمزمان امکان تحریر ومهروموم نیست و چنانچه تحریر صورت نگرفته باشد امکان مهروموم فراهم است.

وکیل تحریر و مهروموم ترکه چه اقداماتی انجام می دهد ؟

حال که با مفهوم دو واژه مهروموم و تحریر ترکه اشنا شدیم باید گفت با توجه به پیچیدگی های قوانین مربوط به ارث وروند دادرسی و عدم اشنایی با قوانین و از طرفی دغدغه های زندگی و مسائل روزمره باعث می شود افراد کمتر به دنبال پیگیری این موارد باشند و درنتیجه حقوق قانونی بسیاری از افراد مورد تضییع واقع می شود هنگامی که وکیل متخصص درامور مهروموم و تحریر ترکه وکالت شما را به عهده می گیرد دیگر نیازی به حضور موکل برای هیچ یک از مراحل دادرسی نیست و وکیل تمام مراحل لازمه برای پرونده را انجام داده و در جلسات با ارائه ادله اثباتی پرونده رابه سرانجام می رسانده و بهترین راه را برای دفاع از حقوق موکل انتخاب مینمایدوبا استفاده از ابزار درست کارشمارا سرعت می بخشد.

نکته: اگر قصد مهروموم ترکه را داشته باشید دیگر نیازی به ارائه دادخواست تحریر ترکه ندارید .لذا حتما قبل اقدام به کلیه کارهای مربوط به انحصار وراثت و تحریر یا حسب مورد مهروموم ترکه با یک وکیل مشورت کنید تا درکوتاهترین زمان و به درست ترین شکل به نتیجه مطلوب برسید.(گروه ندای حق)

سوالات متداول

تحریر ترکه در صلاحیت کجاست؟

رسیدگی به درخواست تحریر ترکه درصلاحیت شورای حل اختلاف اخرین اقامتگاه متوفی است و اکنون در صلاحیت دادگاه صلح است

قرار تحریر ترکه صادر شد یعنی چه؟

طبق ماده 206 قانون امور حسبی، مقصود از تحریر ترکه تعیین مقدار ترکه و دیون متوفی است و قرار تحریر ترکه صادر شد یعنی لیست اموال و دارایی های متوفی تعیین شد.

ایا امکان انجام همزمان تحریرترکه ومهروموم وجود دارد ؟

خیر .درصورت انجام تحریر دیگر امکان مهروموم ترکه وجود ندارد

ایا بدون اخد گواهی حصروراثت امکان تقسیم ترکه وجود دارد؟

خیر یکی از مدارک ضروری برای تقسیم ترکه اخذ گواهی انحصار وراثت است .

تفاوت تحریر و مهروموم پیست؟

درتحریر اموال متوفی لیست و صورتجلسه میشود اما در مهروموم بنا به تقاضای ورثه اموال درمحل مناسبی قرار گرفته وتوسط متصدی شورا مهروموم و صورتجلسه میشود

تحریر ترکه چقدر زمان میبرد؟

برای تحریر ترکه نمی توان مدت زمان مشخصی تعیین کرد ولی با توجه به نوع وشرایط پرونده حدود دو الی 3 ماه زمان میبرد.

هزینه دادخواست تحریر ترکه چه میزان است؟

 معمولا دعاوی مطروحه در شورای حل اختلاف دارای هزینه دادرسی بالا نمی‌باشند وهزینه دادخواست با توجه به تعداد منضمات کمتر از 500 هزارتومان میباشد .

آیا تحریر ترکه لازم است؟

درصورتی که دربین ورثه فرد غایب یا محجوری باشد یا بین ورثه احتلاف وجود داشته باشد تحریر ترکه امری الزامی است.

عدم حضور در جلسه تحریر ترکه چه عواقبی دارد؟

عدم حضور درجلسه تحریر ترکه مانع رسیدگی وتحریر ترکه نخواهد بود .

بعد از تحریر ترکه چه باید کرد؟

وراث میتوانند بعد ازتحریر با توجه به اموال موجود توافق نموده و یا دادخواست تقسیم را جهت دریافت سهم الارث قانونی خودتقدیم نمایند.

 

ارث خواهر و برادر ناتنی

میزان ارث خواهر و برادر ناتنی و نحوه تقسیم ارث میان آنها، بدین صورت بوده که خواهر و برادر ناتنی مادری، اگر یک نفر باشد، یک ششم ترکه و اگر بیش از یک نفر باشد، یک سوم ترکه را می‌برد و بقیه ماترک، برای خواهر و برادر ناتنی پدری خواهد بود. همچنین، در حالتی که متوفی، خواهر وبرادر تنی نیز داشته باشد، خواهر و برادر ناتنی پدری، از ارث، محروم شده، اما، خویشاوندان ناتنی مادری، از ترکه، ارث خواهند برد.

در قانون مدنی، دو گروه از خویشاوندان، از متوفی، ارث برده که شامل اقوام نسبی و سببی می‌باشند. منظور از خویشاوندان نسبی، اقوامی است که از طریق تولد و خون، با فرد، رابطه خانوادگی داشته و خویشاوندان سببی، اقوامی هستند که پایه رابطه خویشاوندی آنها، ازدواج است.

اما گاهی مواقع، در میان خویشاوندان نسبی فرد فوت شده، یک یا چند، خواهر و برادر ناتنی نیز وجود داشته و لذا، مساله سهم الارث آنها نیز مطرح می‌گردد. با توجه به اینکه اگر این گروه از خواهران و برادران متوفی، از وی ارث ببرند، در میزان ارث بقیه وراث و نحوه تقسیم آن، موثر بوده، لازم است مساله ارث خواهر و برادر ناتنی، مورد بررسی قرار گیرد.

شماره وکیل ایلام

آیا خواهر و برادر ناتنی ارث می‌برند؟

گاهی مواقع ممکن است پدر یا مادر متوفی از قبل ازدواج کرده باشند، یا اینکه ازدواج مجدد داشته باشند و از همسر دیگرشان صاحب فرزند شده باشند. در این شرایط باید وضعیت ارث خواهر و برادر ناتنی فرد نیز بر اساس انحصار وراثت مشخص شود.

منظور از خواهر و برادر ناتنی، افرادی است که از طریق پدر یا مادر با فرد رابطه نسبی خواهری و برادری دارند. در هیچ‌کدام از مواد قانون مدنی از لفظ خواهر و برادر ناتنی و تنی استفاده نشده است. بلکه نام خواهر و برادر ناتنی مادری به عنوان اخوه یا کلاله‌امی و خواهر و برادر ناتنی پدری به عنوان اخوه ابی شناخته می‌شود.

طبق ماده 867 قانون مدنی، خواهران ابی (ناتنی پدری) و امی (ناتنی مادری) از متوفی ارث می‌برند و در صورت نبودن اخوه ابوینی، اخوه ابی، حصه ارث آن‌ها را خواهند داشت. در واقع قانون هیچ‌کدام از اخوه ابوینی و اخوه ابی، اخوه امی را از ارث محروم نمی‌کنند.

یکی از خویشاوندانی که ممکن است افراد در برخی از خانواده‌ها داشته باشند، خواهر و برادر ناتنی فرد هستند که در هنگام فوت پدر یا مادر خانواده و در هنگام تقسیم ارث، بحث سهم الارث این خواهران و برادران نیز مطرح می‌گردد. از آنجا که بسیاری از افراد از این مساله، اطلاعی نداشته، این سوال، برای آنها مطرح می‌گردد که آیا خواهر و برادر ناتنی ارث می‌برند؟ در ادامه به این سوال، پاسخ داده و سپس، در بخش‌های بعد، میزان ارث خواهر و برادر ناتنی از ترکه متوفی و نحوه تقسیم ارث خود آنها را توضیح خواهیم داد.

برای اینکه به این پرسش جواب دهیم که آیا خواهر و برادر ناتنی ارث می‌برند یا خیر، باید به قانون مدنی، مراجعه کنیم که منبع احکام و مقررات ارث، در کشور ما می‌باشد. اما، پیش از آن، لازم است تا به ۲ نکته، توجه داشته باشیم.

اول آنکه، منظور از خواهر و برادر ناتنی، خواهر و برادری است که صرفا یا از طریق پدر و یا از طریق مادر، با فرد، رابطه نسبی خواهری و برادری دارند. به عنوان مثال، اگر پدر الف، بعد از فوت مادر وی، با زن دیگری ازدواج کرده و صاحب فرزندی به نام ب شوند، در این صورت، از آنجا که الف و ب، دارای یک پدر مشترک بوده، اما، مادران آنها متفاوت هستند، خواهر و برادر ناتنی هم خواهند بود. در مقابل مفهوم خواهر و برادر ناتنی، مفهوم خواهر و برادر تنی قرار داشته که به معنای خواهر و برادری است که هم پدر و هم مادر آنها، یکی می‌باشند.

مستثنیات دین شامل چه اموالی است؟

دوم آنکه، قانون گذار، در هیچ یک از مواد قانون مدنی، در مبحث ارث، از لفظ خواهر و برادر ناتنی و تنی، استفاده نکرده است. بلکه، در این قانون، خواهر و برادر ناتنی پدری، اخوه ابی نامیده شده و نام خواهر و برادر ناتنی مادری، اخوه یا کلاله امی می‌باشد. خواهر و برادر تنی نیز تحت عنوان اخوه ابوینی، در قانون مزبور، مورد اشاره قانون گذار، قرار گرفته اند.

هنگامی که به مواد قانون مدنی، در مبحث ارث، مراجعه می‌کنیم، ملاحظه می‌شود که قانون گذار، در ماده ۸۶۲ که بیان کننده طبقات و درجات ارث بوده، چنین مقرر داشته که در طبقه دوم ارث، خواهران و برادران متوفی قرار داشته که تحت شرایط خاصی، از وی ارث می‌برند و اشاره‌‌ای به تنی بودن یا ناتنی بودن این خواهران و برادران نکرده است.

اما، با مراجعه به سایر مواد این قانون، مشخص می‌گردد که مساله میزان ارث خواهر و برادر ناتنی و نحوه تقسیم آن، مورد توجه مقنن بوده و در مواد متعددی، به ارث بردن خواهر و برادر ناتنی، تصریح کرده که البته، برای این ارث بردن، لازم است تا شرایطی وجود داشته باشد.

از جمله این مواد، می‌توان به ماده ۸۶۷ قانون مدنی، اشاره نمود که در باب میزان ارث خواهر و برادر ناتنی، چنین مقرر داشته: «اشخاصی که… ارث می‌برند، عبارتند از پدر، دختر و دخترها، خواهر و خواهرهای ابی یا ابوینی و کلاله امی» همانطور که ملاحظه می‌شود، در این ماده، به ارث بردن خواهران ابی (ناتنی پدری) و امی (ناتنی مادری) اشاره شده است.

همچنین، بر اساس ماده ۹۱۸ این قانون: «در صورت نبودن اخوه ابوینی، اخوه ابی، حصه ارث آنها را می‌برند. اخوه ابوینی و اخوه ابی، هیچکدام، اخوه امی را از ارث محروم نمی‌کنند.» بنابراین، به موجب این ماده، در نحوه تقسیم ارث متوفی، اخوه ابی (برادر و خواهر ناتنی پدری) و اخوه امی (برادر و خواهر ناتنی مادری) نیز تحت شرایطی، از متوفی، ارث می‌برند.

میزان سهم الارث خواهر و برادر ناتنی

از آنجا که خواهر و برادر ناتنی، در طبقه دوم از طبقات و درجات ارث قرار داشته، تنها در صورتی از متوفی ارث می‌برند، که در طبقه اول، وارثی برای وی نباشد. به عبارت دیگر، اگر متوفی، پدر، مادر، فرزند و یا نوه تا هر درجه‌‌ای داشته باشد، نوبت به ارث خواهر و برادر ناتنی نمی‌رسد.

اگر وارث میت، صرفا یک خواهر یا برادر ناتنی باشد، خود او تمام ترکه را به ارث می‌برد.

اگر متوفی، هم خواهر و برادر تنی و هم خواهر و برادر ناتنی از پدر و مادر داشته باشد، خواهر و برادر ناتنی از جانب پدر، ارث نمی‌برند و ماترک، میان خواهر وبرادر تنی و ناتنی مادری، تقسیم می‌گردد.

چنانچه وراث، شامل چند برادر و خواهر ناتنی پدری باشند، میزان ارث خواهر و برادر ناتنی، بدین صورت، تعیین شده که برادرها، دو برابر خواهرها، سهم می‌برند. اما اگر، وراث، برادر و خواهر ناتنی مادری باشند، ترکه میان آنها به صورت مساوی تقسیم می‌گردد.

اگر وراث میت، هم خواهر و برادر ناتنی پدری و هم خواهر و برادر ناتنی مادری، همه با هم باشند، نحوه تقسییم ارث، بدین صورت خواهد بود: اگر، خواهر و برادر ناتنی مادری، یک نفر باشد، یک ششم ترکه را می‌برد و بقیه برای خواهر و برادر ناتنی پدری است؛ اما اگر، خویشاوندان مادری، بیش از یک نفر باشند، یک سوم ترکه به آنها رسیده و بقیه، برای خویشاوندان پدری می‌باشد.

همانطور که پیش از این گفته شد، در طبقه دوم از طبقات و درجات ارث، اجداد (پدربزرگ و مادربزرگ) و خواهر و برادر متوفی قرار دارند. حال اگر، علاوه بر خواهر و برادر ناتنی متوفی، جد پدری و مادری او نیز زنده باشند، میزان ارث خواهر و برادر ناتنی، طبق قانون زیر، تعیین می‌گردد:

اگر خویشاوند مادری، یک خواهر و برادر ناتنی مادری باشد، یک ششم ترکه به وی رسیده و بقیه ترکه، به سایر خویشاوندان پدری می‌رسد. اگر خویشاوند مادری، یک جد یا جده مادری باشد، یک سوم ترکه به وی رسیده و بقیه ترکه، به سایر خویشاوندان پدری می‌رسد. اگر اگر خویشاوند مادری، بیش از یک نفر باشند، یک سوم ترکه به آنها رسیده و بقیه ترکه، به سایر خویشاوندان پدری می‌رسد.

نحوه تقسیم ارث خواهر و برادر ناتنی

اگر خواهر و برادر ناتنی پدر و مادر یا فرزند داشته باشد، در صورت زنده بودن پدر و مادر سهم ارث مادر از فرزند یک سوم بوده و پدر دو سوم ترکه را می‌برد. در شرایطی که فقط فرزندان زنده باشند، میزان ارث فرزند پسر دو برابر میزان ارث فرزند دختر هستند.

اگر وراث شامل پدر و مادر و فرزند دختر باشد یک دختر باشد، یک دوم ارث به او خواهد رسید. در صورتی که تعداد دخترها بیشتر باشد، یک سوم ترکه به دختران و یک ششم ترکه به پدر و مادر ارث خواهد رسید. در صورتی که پدر و مادر و فرزندان پسر و دختر در قید حیات باشند، سهم ارث پدر از فرزند و سهم مادر یک ششم ماترک بوده و بقیه ترکه سهم فرزندان خواهد بود. میزان ارث پسر دو برابر دختر است.

در صورتی که فقط برادر و خواهر وی در قید حیات بوده و اجدادی نداشته باشد، خواهر و برادر ناتنی مادری که یک نفر است مالک یک ششم ترکه شده و اگر بیش از یک نفر باشد، یک سوم ترکه را می‌برد. مابقی ماترک برای خواهر و برادر ناتنی پدری خواهد بود

دانلود 40 گزارش کارآموزی وکالت به همراه تحلیل کارآموز

مشخصات مجموعه: شامل ۱۰ گزارش حقوقی در ۳۰ صفحه، ۴ گزارش دادگاه خانواده در ۱۵ صفحه، ۴ گزارش دادگاه انقلاب و کیفری یک در ۲۵ صفحه، ۱۰ گزارش دادگاه کیفری دو در ۴۰ صفحه و ۶ گزارش دادگاه تجدیدنظر در ۶۰ صفحه، ۴ گزارش اجرای احکام مدنی در ۱۰ صفحه، ۴ گزارش دادیاری در ۱۰ صفحه، ۴ گزارش بازپرسی در ۱۰ صفحه می‌باشد.

تمامی گزارش‌ها در قالب فایل Word تهیه شده‌اند و به‌عنوان نمونه، یکی از گزارش‌ها به پیوست ارسال می‌گردد.

 

 برای دریافت پکیج کامل گزارش نویسی به مبلغ 2 میلیون تومان در قالب فایل ورد به ایدی تلگرامی http://t.me/karamoz_vakil  در ارتباط باشید

 

نمونه یکی از گزارش ها در زیر ارائه شده است

نمونه

 

شعبه: 103 دادگاه کیفری دو شهرستان تهران
تاریخ جلسه: 18/11/98
نام طرفین دادرسی: ج ی – پلیس امنیت
شماره پرونده: 123401
محل وقوع جرم: شهرستان تهران
نوع اتهام: نگهداری مشروبات الکلی

خلاصه گزارش:

طبق صورت جلسه پلیس گشتی شهرستان تهران مورخه 18/11/98، یک خودرو پی‌کی مشاهده شده که شیشه‌های آن پایین است. بر اساس بررسی‌های اولیه، مالک خودرو مشخص نبوده و بر حسب دستور مقام قضایی به پارکینگ منتقل گردید. روی صندلی خودرو یک بطری نوشابه موجود بوده که پس از بررسی معلوم شد حاوی عرق (مشروب دست‌ساز) است.

اظهارات متهم:

بر اساس مدارک موجود در داشبورد خودرو، صاحب ماشین شناسایی و در بازجویی اظهار داشته است: درب ماشین قفل نمی‌شود و شیشه‌های آن پایین بوده است. وی از مشروب پیدا شده اطلاعی ندارد و احتمال می‌دهد به دلیل داشتن مشکل با چند نفر، برای وی پاپوش ساخته شده باشد.

قرار تأمین:

به دنبال تفهیم اتهام، قرار کفالت به مبلغ 20 میلیون تومان صادر شد و متهم اعتراض نکرد. با پذیرش قبولی کفالت توسط متهم، قرار قبولی کفالت صادر گردید.

اقدامات دادسرا:

برای تعیین میزان دقیق حجم مشروب و ارزش عرفی آن، بطری مکشوفه به آزمایشگاه علوم پزشکی منتقل شد و مشخص شد که مقدار تقریبی آن نیم لیتر مایع مشکوک به الکل حاوی 22 درصد الکل است.

قرار جلب به دادرسی:

در خصوص اتهام ج ی دائر بر حمل و نگهداری نیم لیتر مشروب الکلی دست‌ساز، با توجه به روند تحقیقات، گزارش مراجع انتظامی، صورتجلسه کشف، جوابیه معاونت غذا و دارو و دفاعیات بلاوجه متهم، بزه انتسابی محرز بود. بر اساس ماده 702 قانون مجازات اسلامی و ماده 265 قانون آیین دادرسی کیفری، قرار جلب به دادرسی صادر گردید.

رای دادگاه بایگانی 123401:

در خصوص اتهام ج ی شغل کارمند – فاقد سابقه کیفری – آزاد با قرار قبولی کفالت، دائر بر حمل و نگهداری مشروبات الکلی، با توجه به روند تحقیقات، گزارش مراجع انتظامی، صورتجلسه کشف و جوابیه معاونت غذا و دارو و دفاعیات بلاوجه متهم، بزه انتسابی محرز بوده و به استناد ماده 702 قانون مجازات اسلامی، نامبرده به شش ماه حبس تعزیری، یک ضربه شلاق و جزای نقدی معادل پنج برابر ارزش عرفی مشروب محکوم شد.
رای صادره غیابی بوده و ظرف بیست روز قابل واخواهی و سپس قابل تجدیدنظر در دادگاه تجدیدنظر می‌باشد.

واخواهی:

با توجه به اینکه لایحه دفاعیه ارائه شده و با استناد به اصل برائت، اصل 37 قانون اساسی، ماده 4 قانون آیین دادرسی کیفری و ماده 120 قانون مجازات اسلامی، رای بر برائت نامبرده صادر شد و اعلام گردید.

تحلیل کارآموز:

  • با توجه به کشف مشروبات الکلی و میزان آن نزد متهم، صدور قرار تأمین کیفری متناسب با جرم صحیح بوده است.
  • استعلام نظر معاونت غذا و دارو در مورد نوع مشروب به عنوان خبره، موجه و قانونی است.
  • با توجه به کشف مشروبات الکلی در اختیار متهم، محکومیت وی در دادگاه قانونی و صحیح است.
  • رسیدگی دادگاه مطابق چارچوب کیفرخواست صورت گرفته و صحیح است.
  • با توجه به وضعیت خانوادگی و اجتماعی متهم و عدم سابقه کیفری موثر، تعلیق یا تعدیل مجازات متهم در محدوده تعزیری درجه 3 تا 8 به درستی تصمیم‌گیری شده است

 

گزارش کاراموزی وکالت

در این گزارش ها به جزئیات پرونده ها دقت شده و کارآموز به صورت دقیق با مراحل گزارش نویسی و شیوه استاندارد آن آشنا می شود

 

برای دریافت پکیج کامل گزارش نویسی به مبلغ 3 میلیون تومان در قالب فایل ورد به ایدی تلگرامی http://t.me/karamoz_vakil  در ارتباط باشید

چكيده

موضوع درگيري بيماران رواني با قانون و ارتكاب رفتار مجرمانه يكي از مشكلات رسيدگي‌های قضايي است. غالباً دادگاه ها با جلب نظر متخصصين روانپزشكي رأي خود را درباره متهم به اختلال رواني صادر مي‌نمايند. بيش از هشتاد سال است كه از تصويب قوانين كيفري در ايران مي‌گذرد و در طي تغييرات قوانين، به اجمال سخن از اختلالات رواني (خصوصاً جنون) و تأثير آن بر مسئوليت كيفري به ميان آمده است.

بطور كلي در روزگار ما عقيده بر اين است كه اجراي كيفرها درباره بزهكار مجنون با هيچ يك از هدف هاي مجازات ها يعني اصلاح و تربيت بزهكار و عبرت آموزي ديگران سازگار نيست.

اين مقاله سعي دارد تا با تعریف جامع و مانع  از جنون و توضیح حالات جنون  به بررسی چگونگی تشخیص جنون در پزشکی قانونی بپردازد .

 

مقدمه

 

پزشکی‌قانونی رابطه ناگسستنی با دادگستری دارد. نقش این سازمان به قدری در پرونده‌هایی که در آن جرح، آسیب بدنی، قتل و… رخ می‌دهد؛ مهم است که نمی‌توان به سادگی از کنار آن گذشت. همواره در دادگاه‌های کیفری یکی از استناد‌های قضات نظریه پزشکی قانونی بوده و در واقع در شرایط بحران نظریه این سازمان خط بطلان به تمام ادعاهایی بوده که از سوی خوانده و خواهان در دادگاه مطرح شده است. اما در میان سازو کار پزشکی قانونی و روال کاری آن یک موضوع از چم ویژه‌ای برخوردار است که گاهاً بخشی از این سازمان با آن می‌کاود. تشخیص ساکتوز (جنون) و مصادیق آن، مدتی است که منجر به برگزاری سمینارهای علمی در این زمینه شده اما راهبردی اساسی که بتوان آن را معیاری برای تشخیص ساکتوز قلمداد کرد هنوز ارائه نشده است .

با نگاهي به تاريخ تحولات كيفري و با ديدن تشتت آراي قضات و صاحبنظران در شناخت مفهوم جنون مي‌توان دريافت كه در گذشته‌هاي دور رويه‌اي يكسان در برخورد با مقوله جنون و مسئوليت كيفري مجانين وجود نداشت اما با تبيين اين واژه و تعامل روز افزون علم حقوق و علم روانشناسي و پزشکی قانونی و حركت جوامع و حكومت ها به سوي عدالت شاهد حركت به سوي وحدت رويه‌اي براي برخورد و تعامل با اين مقوله در سراسر جهان مي‌باشيم. در همه قوانين كيفري، رفع مسئوليت جزايي  و عدم مجازات مجرم مشروط به اثبات ناتواني فرد از تشخيص درست و نادرست نيز با ناآگاهي فرد از نتيجه رفتار خود است.

در همه ی ادوار تاریخی مجموعه ای از قوانین وجود داشته اند که عدول از آ نها باعث واکنش جامعه می شده است.  ومجرم به عنوان کسی که نظم عمومی  جامعه را مخدوش نموده مورد مجزات قرار می گرفت و می گیرد . البته شارع و قانونگزار به دلایل انسانی چند دسته از افراد را از مجازات معاف کرده است که در حقوق جزا به آنها عوامل رافع مسئولیت کیفری می گوییم که از جمله ی آنها جنون مجرم است. به طور کلی در روزگار ما عقیده بر این است که اجرای کیفر بر مجانین با هیچ یک از اهداف مجازاتها یعنی اصلاح بزهکار و عبرت آموزی دیگران سازگار نیست.  با نگاه به تاریخ و دیدن تشتت آرای قضات می توان دریافت که هیچگاه رویه ی یکسانی در برخورد با مقوله ی جنون وجود نداشته است. البته در همه ی قوانین عدم مسئولیت مشروط بر اثبات ناتوانی فرد از درک و تشخیص درست عمل مجرمانه و ناآگاهی فرد از نتیجه ی عمل خود است. برای تشخیص این حالات نیاز به تعاریف و تفاسیر درست از قانون داریم.

 

تعریف جنون:

 

جنون در لغت به معنای پوشیده گشتن و پنهان شدن است . در اصطلاح به کسی که عقلش پوشیده گشته گویند . در واژگان فقهی جنون و عقل مقابل هم به کار رفته است و عقل مهم ترین رکن مسئولیت کیفری است و در فرهنگ لغات ، معانی مختلفی از جمله فهمیدن ، دریافت کردن ، هوش و شعور و خرد آمده است بنابراین جنون باید به نافهمی و نابخردی معنی شود .

در اصطلاح حقوقی جنون صفت کسی ست که فاقد قدرت تشخیص نفع و ضرر و حسن و قبح است جنون بیماری روانی یا روانپریشی یا بیماری وخیم روانی ست که به واسطه ی آن جریان فکر ، اندیشه ، رفتار ، کردار ، احساس و اعمال ، از راه صواب و عادی منحرف شده باشد .

در حقوق جزا جنون شامل حالات  زیر است :

– عدم مسئولیت قضایی به دلیل اختلافات روانی

– عدم قدرت تمییز بین صحت و سقم مطالب

– حالتی که در آن شخص قادر به اراده ی خود نیست و  وضعیتش برای خود و دیگری خطرناک است .

در اصطلاح روان پزشکی ، دیوانه واژه­ای عامیانه و غیر علمی است که مرادف بیماری روانی است. از دیدگاه روانپزشکی ، جنون در زمره اختلالات روانی مورد مطالعه قرار می­گیرد. اختلالات روانی نوعی بیماری با علائم روانی و رفتاری همراه با آشفتگی در کارکرد ناشی از اختلال زیست شناختی ، اجتماعی ، روانشناسی ، ژنتیک ، فیزیکی یا شیمیایی است و مشتمل بر طیف وسیعی از حالاتی است که با الگوهایی از علایم و نشانه های غیر طبیعی رفتاری و روانشناختی که به سو ء عملکرد می­انجامد مشخص می­گردد و طبقه بندی خاص خود را دارد.. از منظر روان پزشکان جنون بیماری روانی یا روان پریشی یا بیماری وخیم روانی است که به واسطه آن جریان فکر ، اندیشه ، رفتار ، کردار ، احساس و اعمال ، از راه صواب و عادی منحرف شده باشد.

شایع­ترین نوع بیماری روانی که در حد جنون باشد ، معمولا تحت عنوان اسکیزوفرنی نام برده می­شود و گروه

مهمی از بیماریهای روان پزشکی است. این بیماری جزء بیماریهای گروه سایکوزها و روان پریشیها ست. و دارای گونه های زیر است :

۱. نوع پارانوئید ۲. نوع کاتونیک ۳. نوع آشفته یا هبه فرنیک ۴. نوع باقی مانده ۵. نوع نا متمایز

شایع ترین نوع اسکیزو فرنی در جامعه و همچنین مسئله ساز ترین آن اسکیزوفرنی نوع پارانوئید است این گروه معمولا به دلیل سوءظنی و بد بینی که در ساختار ذهنی آدمها وجود دارد ، همواره در محیط کار و خانواده و اجتماع در گیری ایجاد می­کنند و موجب اختلال نظم اجتماعی و آسایش دیگران می­شوند. ولی انواع دیگر مانند کاتاتونیک ممکن است که آسیب اجتماعی چندانی به بار نیاورند.

همچنین باید توجه داشت که زوال خود آگاهی و شعور نیز به سبب هر بیماری و عارضه­ای مانند مستی، بیهوشی، دهشت، اعتیاد شدید به مواد مخدر، و هیستریها در حکم جنون است

موضوع مهمی که باید به آن توجه داشت ، تفاوت میان سفیه و مجنون است زیرا سفیه کسی است که اگر چه واجد ادراک و قوه تمیز است لکن ، در اداره امور مالی خود به طوری ناتوان است که از نظر عرف، تصرفات وی در حقوق مالی غالیا خارج از مسیر عقلایی است. حقوقدانان اسلامی سفاهت را درجه­ای از دیوانگی تلقی نکرده ، عقل را فارق سفه و جنون شمرده اند ، چنانکه در تمیز میان کودکی و سفیه ، بلوغ را ملاک دانسته اند. از این رو ، سفاهت از عوامل رافع مسئولیت کیفری قلمداد نشده و سفیه را ، هر چند در تصرفات مالی محجور است ، اما همچنان نسبت به آثار جزائی اعمال خویش مسئول می­شمارند. به طوری که اگر اقرار به جرمی نماید که مستلزم مجازات حد یا تعزیر باشد ، محکوم به آن می­گردد و اگر مرتکب قتل عمد شود ، سفاهت وی مانع اجرای کیفر قصاص نخواهد بود. چنانکه در ماده ۲۳۴ قانون مجازات اسلامی آمده است : ” اقرار به قتل عمد از کسی که به سبب سفاهت یا افلاس محجور باشد نافذ و موجب قصاص است. ”

برخی فقهای اسلامی بر خلاف رای مشهور ” رشد ” جانی را از شرایط ثبوت قصاص دانسته ، استمرار سفه متصل به سن صغر را به رغم بلوغ بزهکار مانع قصاص شمرده اند. چنانکه علامه حلی جنایت سفیه را مانند فعل صغار به منزله خطای محض قلمداد کرده است.

 

انواع جنون

 

جنون با مفهوم جزائی آن ، به دو دسته تقسیم می­شود :

۱. جنون دائمی

۲. جنون ادواری

جنون دائمی : یا اطبا قی یا مُطبق ، در آن استمرار وجود دارد و همیشه با فرد همراه است و آن نزد ابوحنیفه جنونی است که یک ماه مُستوعِب باشد و نزد ابو یوسف جنونی است که بیشتر ایام سال عارض باشد و نزد محمد جنونی است همه ایام سال باشد. در اصطلاح روان پزشکی ، جنون دائمی عبارت است از نوعی بیماری روانی که در آن علائم به طور دائم و مستمر وجود دارد و اگر هم با معالجه و مداوا شدت خود را از دست بدهد باز از بین نمیرود. این بیماری معمولا حالت مزمن مییابد و تا آخر عمر با بیمار خواهد بود. نمونه این بیماری در بعضی از بیماران اسکیزوفرنی دیده می­شود.

جنون ادواری : یا دوری ، حا لت دیوانگی گاه عارض می­شود و گاه افاقه و درمان دست می­دهد و به گفته قدما ، آنست که در بهار طغیان کند و در فصول دیگر تسکین پذیرد.در اصطلاح روان پزشکی ، جنون ادواری ( جنون دوره­ای – جنون مانیاک دپرسیو ) نام بیماری عاطفی عمیقی است که با تغیییرات شدید خلقی( نشاط مفرط یا افسردگی شدید ) و بهبود پذیری و میل به عودت به کسالت مشخص می­شود و از نظر بالینی دو نوع ، افسردگی و تحریکاتی دارد :

نوع افسردگی : این بیماری با افسردگی و غم شدید و کندی و وقفه در جریان فکر و فعالیت و کند شدن حرکات بدنی مشخص می­شود.

نوع تحریکاتی : یا مانی ، با نشاط فوق العاده ، غرور بی مورد ، پر حرفی ، جریان فکر فوق العاده سریع و تشدید فعالیت حرکتی مشخص می­شود و بیمار دارای پرش افکار می­باشد که مستمر نیست.

دکتر اردبیلی در کتاب حقوق جزای عمومی خود می­نویسد :از میان اشکال مختلف جنون،قانونگذار در تبصره ۲ ماده ۵۱ قانون مجازات اسلامی فقط جنون ادواری را شناخته است. اما با دقت در این ماده می­توان فهمید که قانونگذار این نوع جنون را به خاطر ماهیت خاص آن ذکر کرده است نه از آن رو که فقط این نوع را به رسمیت می­شناسد.

اما با توجه به یافته های جدید روان پزشکی که بیماریهای روانی از جمله جنون را به علت وجود ژنهای خاصی در بدن می­داند که در جنون دائمی و بیماریهای روانی با ماهیت دائمی این ژنها فعال می­باشند ولی در جنون ادواری این ژنها غیر فعال بوده و در حالت خفته به سر می­برند ولی به علل گوناگون از جمله عوامل شخصی ، خانوادگی یا اجتماعی دچار جهش شده و فعال می شوند و بیماری را بروز می­دهند در این مرحله پزشک با استفاده از دارو و دیگر درمانهای پزشکی ، ژنها ی فعال را دوباره به حالت خفته بر می­گرداند و این همان چیزی است که قانون از آن به افاقه نام برده است. به عبارت دیگر از دیدگاه روانپزشکی چیزی به نام جنون ادواری وجود ندارد و این موضوع لزوم بازنگری در قوانین را با توجه به یافته های جدید روانپزشکی می­طلبد.

 

 تعریفی جامع و مانع و منطقی از جنون در حقوق جزا

 

با همه ی این تعاریف از جنون در دیدگاههای مختلف فقهی ، حقوقی و پزشکی برخی معتقدند که باید واژه ی جنون ازقانون حذف شود و واژه ی دیگری جایگزین شود . زیرا اولا ملاک در قوانین و به طور کلی حقوقی فقدان شعور است نه  جنون صرف و ثانیا جنون کلمه ای ست مجمل و نباید از کلمات مجمل در قانون استفاده کرد زیرا قانون باید از نظر معنی و مفهوم روشن باشد و اجمال قانون به نوعی نقض قوانین است . دلیل اجمال این کلمه این است که نه در طب قدیم و نه در طب  جدید تفسیر واحدی از جنون امراز نشده و حتی تفسیری که طب بر جنون عمل می کند غالبا از نظر حقوقی و فقهی قابل پذیرش نیست و حتی خود حقوق هم تعریف واضحی ارائه نداده است .

هر چند همه ی واژگان و تعاریفی که به جای جنون گفته شده دچار مشکلاتی است ولی اگر بخواهیم تعریفی در ارتباط با عدم مسئولیت کیفری افرادی که اختلال روانی دارند پیشنهاد کنیم این است که بگوییم : (هر گاه محرز شود که شخصی که مرتکب عمل مجرمانه گردیده در حین ارتکاب در اثر اختلالات روانی فاقد شعور لازم بوده به طوری که نمی توانسته خودش یا حتی با تذکر دیگری تشخیص دهد که عمل او مغایر با قانون است مجرم محسوب نمی شود .)

در مجموعه ی قوانین جزایی فرانسه نیز در ماده ی 1-122 اصطلاح جنون رها شده و به جای آن چنین عنوان شده :  ( شخصی که در حین عمل دچار یک اغتشاش روانی یا عصبیت روانی باشد به نحوی که قوه ی تمییز یا کنترل رفتار خود را از دست داده باشد از نظر جزایی مسئولیت ندارد.)

 

در جات جنون

 

در تعیین در جات جنون نباید جنون ادواری را بادرجات جنون اشتباه کرد . تقسیم جنون ادواری و دائمی از حیث زمان است ولی علاوه بر آن  جنون دارای در جاتی ست که نشان دهنده ی مقدار قدرت تعقل است  و در برخی کشورها مانند فرانسه بین در جات جنون تفکیک قائل شده اند . در فقه حنفی نیز بین مجنون و معتوه ( مجنون نسبی ) فرق گذاشته اند اما در فقه امامیه این تفکیک دیده نمی شود و قانونگذار ایران به تبعیت از آن در ماده ی 52 چنین تفکیکی را پذیرفته است و می گوید : جنون به هر درجه که باشد رافع مسئولیت جزایی ست .

و به نظر می رسد  این خلاء قانون است زیرا با توجه به دامنه ی گسترده ی بیماری های روانی راه گریز از چنگال قانون باز شده است .

قانونگذار ایران جنون را امری مطلق دانسته نه نسبی . یعنی یا فردی مجنون است یعنی فاقد اراده ای ارتکاب و یا سالم و دارای مسئولیت کیفری . در حالی که از نظر روانپزشکی جنون یک طیف است و نه یک معیار مطلق . علم روانشناسی ثابت کرده است که افرادی هستند که گر چه در مفهوم خاص کلمه دیوانه نیستند اما دارای روحیات و اختلالات و خدشه های روانی می باشند که نمی توانند در صف عقلا قرار گیرند . در این موارد می باید مسئولیت تام کیفری را به ((مسئولیت تخفیف یافته ))تبدیل کرد و با آنها عادلانه تر برخورد کرد.

 

تشخیص جنون

 

تشخیص جنون یکی از اموری است که برای بسیاری از افراد که به دادگاه مراجعه می­کنند باید اثبات شود چه در امور حقوقی برای تشخیص سن رشد و احراز سفاهت و چه در امور جنائی و کیفری ، و بسیارند افرادی که ارتکاب جرم را نتیجه جنون آنی خود دانسته و بدین وسیله می­خواهند از علل رافع مسئولیت جزائی استفاده کنند و حتی زندانیانی که با مجنون جلوه دادن خود ( تجنن ) قصد خروج از زندان را دارند در این خصوص دادگاه با استفاده از متخصصین پزشکی قانونی باید مجنونین واقعی و کسانی که سعی در مجنون جلوه دادن خود دارند را تشخیص دهد و اجازه ندهد کسانی از این حق سوء استفاده کنند و از آنجا که جنون فرض و اماره قانونی نیست و لذا باید در هر مورد وجود آن اثبات شود. در منطق عمومی مردم ، تشخیص جنون بدیهی و ساده است ولی به نظر کارشناسان گاه درک مرز جنون و عقل فنی و پیچیده است ، زیرا جنون درجاتی دارد و پی بردن به آن در مواردی که نمود خارجی و آشکار ندارد جز برای پزشک متخصص و بدون آزمایشهای دقیق و مستمر و طولانی امکان ندارد. با توجه به تبصره ماده ۴ ( قانون مجازات اسلامی ) دادگاه می­تواند در تشخیص جنون از نظر پزشکان متخصص امراض روحی استفاده کند ، در این راستا دادگاه می­تواند از کسان و نزدیکان او و سایر مطلعین ، تحقیقات لازم را به عمل آورد. ( ماده ۹۵ قانون آئین کیفری دادگاههای عمومی و انقلاب ) و از آنجا که تشخیص و تعیین جنون امری ماهوی و در اختیار دادگاه است ، در هر حال تصمیم نهایی با دادگاه است.  (تبصره ماده ۴ قانون اقدامات تامینی ) چنانچه جانی مدعی عروض جنون در زمان ارتکاب جنایت گردد ، در صورت عدم وجود سابقه جنون باید ادعای خود را اثبات نماید. چرا که اصل دلالت بر سلامت او داشته و قول ولی دم مبنی بر تعقل وی به هنگام ارتکاب جنایت ، مقدم خواهد بود. لکن اگر جانی قبلا مجنون بوده و اکنون مدعی شود که جنایت در زمان دیوانگی او واقع شده است ، ادعای جانی با وجود سوگند پذیرفته می­شود ، مگر آنکه اولیای دم افاقه او را اثبات کنند. زیرا ، ادعای آنان خلاف اصل است.

 

موضوعی که افراد رسیدگی کننده به این نوع پرونده ها باید مد نظر داشته باشند این است که مبادا این گونه افراد خودرا مجنون جلوه دهند و در اصطلاح تجنن نمایند. زیرا تجنن یا خود را دیوانه جلوه دادن برای فرار از مجازات یا پرداخت دین فراوان دیده می­شود ، بعضی از این افراد دیوانه نما آنقدر نقش خود را خوب بازی می­کنند که جز با بستری شدن در یک مرکز علمی روانی و مطالعه دقیق ، تشخیص سلامت و جنون آنان مقدور نیست و از نظر تظاهرات خود بیمار جلوه دادن، به سه صورت زیر دیده می­شود :

۱. منفی بافی : مانند خود را به لالی زدن یا کر وانمود کردن یا حالت بهت زدگی به خود گرفتن ، که این حالت در اشخاصی دیده می­شوند که تحت تعقیب قضائی و انتظامی هستند.

۲. رفتار غیر عادی و ادا و اطوار ساختگی برای تظاهر به بیمار عصبی و روانی جسمی : این افراد سعی می­کنند حتی [به] پرسشهای ساده درباره وقایع روزمره پاسخ نا مربوط دهند.

۳. هذیان گویی دروغین و هیجان زدگی غیر واقعی : افراد با هوش و دانا که تحت تعقیب می­باشند با هذیان سرائی و هیجان زدگی خود را مجنون جلوه داده و استادانه ادعای ارتباط با سازمانهای مهم و دانستن اسرار آنها را دارند و خود را کاشف و مخترع نامداری معرفی می­نمایند ولی مانند بیماران واقعی نمی­توانند به مدت طولانی تظاهر کنند و به زودی وادار به حقیقت گوئی می­شوند.

 

اقسام بيماريهاي رواني :  

 

1) اختلالات روان نژندي      2) اختلالات روان پريشي

گروه اول اختلالاتی هستند که بیمار به بیماری خود بصیرت داشته و برای درمان پیشقدم میشود این دسته از بیماران نسبت به اعمال ارتکابی خود مسول تلقی میشوند جز در موارد شدید که بطور کامل از بیمار سلب اراده میشود وسواس و اختلالات اضطرابی از جمله بیماریهای روان نژندی هستند گروه دوم شامل بیماریهای روان پریشی است که در برخی از انها از فرد بکلی سلب اراده میگردد و مسول شناخته نمیشود.

اختلالات روان پريشي عبارتند از:

 الف) اسكيزوفرنيا: علامت بارز آن توهم و هذيان است.

انواع اسكيزوفرن:

1) پارانوئيد: گاهي آنقدر ظاهري آراسته و گفتاري معقول دارند كه غير مسئول شناخته شدن آنها از سوي پزشكان مورد قبول مقامات قضايي قرار نمي‌گيرد.

2) نوع كاتاتوني (همراه با حركات كليشه‌اي و وضعيت گيريهاي عجيب و غريب يا امتناع از تكلم و غذا خوردن است.)

3) اسكيزوفرن نوع بهم ريخته يا سازمان نيافته يا هبه فرينك، بطوري است كه در مشاهده رفتار و تكلم بيمار براحتي روان پريش بودن او جلب نظر مي‌كند.

ب) اختلال هذياني: كه قبلاً پارانويا شناخته مي‌شد نوعي بيمار رواني همراه يا عقايد فرضي و غير واقعي است. در اين بيماران، دل مشغولي با مسائل جزيي و عدم درك صحيح از مناسبات روزمره منجربه ايجاد عقايد غلط و هذياني شده بنحويكه تصميمات خطرناكي ممكنست براي رها شدن از اين افكار اتخاذ نمايد.

ج) اختلالات خلقي با تظاهرات روان پريشي: ماهيت اين رفتارها ادواري است. افسردگي اساسي عود كننده و اختلال خلقي دو قطبي با تظاهرات روان پريشي از جمله اين اختلالات است.چون در این نوع دوره های بهبود و عود وجود دارد در دوره عود ممکنست علایم جنون اشکار شود لذا انرا جنون ادواری مینامند

د) جنون در اثر صرع: گاهي بيماران مصروع قبل از حمله صرع يا بعد از آن دچار عوارض رواني مي‌شوند و اين حالات آنقدر شديد است كه موجب دست زدن به خشونت و جنايت مي‌شود. هر چند كه در مطالعات اخير اين موضوع مورد ترديد قرار گرفته.

هـ) جنون پس از زايمان: آشفتگي‌هاي رواني در زنان زائو اغلب بصورت اوهام و توهمات گوناگون و در نتيجه آسيب رساندن به خود، شوهر يا نوزاد تظاهر مي‌كند.

و) جنون ناشي از سوء مصرف داروهاي روان گردان ، مواد مخدر و الكل: بروز اختلالات عميق شناختي، فراموشي، هذيان‌ها و توهمات گوناگون در چنين مواردي مشاهده مي‌شود.

 

علائم اختلالات روان پريشي و جنون:

 

الف)رفتار عمومي               ب) بصيرت                   ج) هذيان‌ها

 

انواع مهم هذيانها:

1- هذيان آسيب و آزار: بيمار مدام فكر مي‌كد ديگران در پي آزار او هستند و آنها را دشمن خود انگاشته ممكنست قصد قتل آنها را كند.

2- هذيان گناه و تقصير: بيمار تصور مي‌كند موجب ازار ديگران شده و براي رهايي خود از اين فكر دست به خود كشي مي‌زند.

3- هذيان فنا: اين بيماران فكر مي‌كنند مرده‌اند و روح انها از مدتها قبل بصورت شبحي زندگي مي‌كند.

4- هذيان نفوذپذيري: اين بيماران معتقدند دیگران از راههاي گوناگون در انها نفوذ نموده و با ارسال امواج در فكر و روح آنها دخالت كرده و اراده آنها را منحرف مي‌كنند.

5- هذيان بزرگ منشي: بيمار خود را اغلب بصورت يكي از شخصيتهاي بزرگ مذهبي يا تاريخي انگاشته و يا خود را مخترع يا كاشف اسرار تصور مي‌نمايد.

6- هذيان اشارات يا كنايات: تصور مي‌كنند كه مردم آنها را فرد مهمي دانسته و سر گذشت رمان و نمايشنامه زندگي آنها را مي‌نگارند.

7- هذيان انهدام جسماني: اين بيماران از ابتلا به بيماريهاي صعب‌العلاج و سرطاني و خوره در هذيان بوده و هذيان آنها مربوط به فساد يا گنديدگي نسوج است.

معمولاً هذيانهاي فوق غير منطقي و ابلهانه است ولي هذيان پارانوئيد در وهله اول منطقي بنظر مي‌رسد.

توهمات که عبارتند از:

1- توهمات شنوايي              2- توهمات بويايي                 3- توهمات بينايي

4- توهمات چشايي               5- توهمات لامسه‌اي.

تمارض و تجنّن: از نظر شدت و ضعف به سه گروه زير تقسيم ميشوند: 1- پافشاري در تداوم بيماري. 2- تمارض يا تجنن توأم با مبالغه. 3- تمارض يا تجنن حقيقي.

انواع تمارض و تجنن: 1- منفي بافي 2- رفتار غير عادي و ادا و اطوار  3- هذيان گويي دروغين و هيجان زدگي غير واقعي

باید توجه داشت که این افراد مسولیت کامل اعمال خود را دارا میباشند تنها دو درصد از انها ممکنست در ردیف بیماران روانی فاقد مسولیت قرار گیرند.

در قانون آئين دادرسي كيفري نيز در ماده 8 بند 1 آن، جنون از جهات سقوط دعواي عمومي شناخته شده است.

اين در حاليست كه با بررسي جنون در 3 مرحله از مراحل ارتكاب جرم كه قبلاً شرح آنرا داديم، در هيچيك از آن موارد دعواي عمومي ساقط نمي‌شود و موجبي براي صدور قرار موقوفي تعقيب باقي نمي‌ماند. علل سقوط دعواي عمومي بعد از ارتكاب جرم بوجود مي‌آيند نه قبل آن و جنوني كه بعد از ارتكاب جرم حاصل گردد از موارد تعليق كيفري است نه از موجبات صدور قرار موقوفي تعقيب.

 

تریکوتیلومانیا یا اختلال کندن موی وسواسی (جنون کندن مو) Trichotillomania

 

کندن موی وسواسی یا تریکوتیلومانیا جزو اختلالات کنترل تکانه دسته‌بندی می‌شود و عبارت است از کندن مکرر موها که می‌تواند منجر به از دست دادن مقدار قابل توجهی از مو شود. فرد بر اثر یک عامل برنگیزاننده به طور ناخودآگاه به سمت رفتار  کندن مو  سوق پیدا می کند و با انجام آن عمل از تنش فرد کاسته می شود سپس حالتی از رضایت و آرامش موقت را تجربه می‌کند. پس از مدت کوتاهی این چرخه بار دیگر آغاز می‌شود و بدین ترتیب شخص مکرراً موهای خود را می‌کند. در بسیاری از موارد قبل از کندن، فرد دسته‌ای از موهای خود را دور انگشت می‌پیچد.

– معيارهاي تشخيصي تريکوتيلومانيا:

الف ـ کندن مکرر مو که موجب از دست دادن قابل توجه موها شود.

ب ـ احساس فزاينده تنش بلافاصله قبل از کندن مو يا هنگام مقاومت در مقابل رفتار.

ج ـ احساس شادي، رضايت يا آرامش با کندن مو.

د ـ اين اختلال با ساير اختلالات طبي بهتر توجيه نمي‌شود و به‌علت يک بيماري طبي عمومي (مثلاً شکلات پوستي) نيست.

هـ ـ اين اختلال باعث نارضایتي قابل توجه از نظر باليني يا نقص در عملکرد اجتماعي، شغلي يا ساير حيطه‌هاي مهم عملکردي مي‌شود.

 

نحوه ی احراز جنون در دادگاه ها :

 

جنون یک فرض و اماره ی قانونی نیست بلکه واقعیتی است که باید وجود آن را برای هریک از مجانین احراز و اثبات کرد . در دادگاهها پرونده هایی که در این باره طرح می شوند باید مستنداتی برای احراز جنون و در آخر رفع مسئولیت کیفری از شخص ارائه شود .

تشخیص و تعیین جنون تماما در اختیار دادگاه است . گاهی تشخیص جنون برای دادگاهها آسان است یعنی از ظاهر و شواهد عینی شخص یا شهرت وی در محله و شهرو روستای خود به مجنون و عدم دارایی اراده ( دیوانه) معلوم و مشخص است و گاهی تشخیص سخت و دشوار خواهد بود مانند هنگامی که بحث از اوضاع و احوال روانی شخص به میان می آید و چون این اوضاع و احوال یک امر درونی و باطنی است .

از بحث های تخصصی پزشکی و روانپزشکی و در این مواقع دادگاه احراز جنون را به پزشکی قانونی و به نظر  کارشناسان ارجاع خواهد داد. ما در عالم حقوق  پزشکان  و روانپزشکان را شاهدان علمی می نامیم.

در واقع دادگاه نیاز به جلب نظر کارشناس و روانپزشکان به این دلیل دارد که بداند آیا وضع روانی بزهکار در لحظه ی ارتکاب جرم بر رفتار و کردار و به ویژه اراده ی وی موثر بوده یا خیر .

دادگاه هر گاه نظر کارشناسی را با اوضاع و احوال مسلم قضیه مغایر دید  می تواند امر را به کارشناس دیگری ارجاع دهد .

ماده ی 260 قانون اصلاح موادی از قانون آییین دادرسی کیفری مصوب 6/6/1361 کمیسیون امور قضایی مجلس مقرر می دارد :   (( به طور کلی در  امور کیفری و جرایم ، گزارش کتبی ضابطین دادگستری و اشخاصی که برای تحقیق در امور کیفری مامورشده اند و همچنین اظهارات گواهان و کارشناسان معتبر است ، به شرط آنکه ضابطین و کارشناسان و گواهان لااقل دو نفر و عادل باشند مگر آنکه بر خلاف علم قطعی قاضی باشد ))

بنابراین در صورتی نظرکارشناس برای دادگاه قابل پذیرش است که حداقل دو نفر و عادل باشند . مشروط بر اینکه قاضی هم علم قطعی بر خلاف نظر آنها نداشته باشد و لذا  بار دفاع در جهت ایجاد علم قطعی قاضی در مورد بی اعتبار ساختن نظر کارشناسان سنگین می شود . بدین ترتیب شایسته است ، نظر کارشناس جنبه ی مشورتی برای قاضی داشته باشد تا اگر قاضی از نظر کارشناسان قناعت وجدانی تحصیل نکرد ، موضوع را به هیات کارشناسان ارجاع نماید . ضمنا گزارش ضابطین دادگستری ،در صورتی معتبر است که موثق و مورد اعتماد قاضی باشد . طبق تبصره ماده ی 15 (ق. آ. د. ع. ک)

 

 

شروط تحقق جنون رافع مسئوليت كيفري:

 

جنون به دو شرط از مجنون رفع مسئوليت مي‌كند:

1-   تقارن جنون با جرم :

عبارت «جنون در حال ارتكاب جرم» در ماده 51 ق.م.ا دقيقاً به معناي تقارن جنون با جرم است. اما جنون حادث پس از ارتكاب جرم براساس زمان تعقيب، تحقيقي و دادرسي احكام متعدد دارد. سه فرض در اين خصوص متصور است:

الف) جنون بعد از ارتكاب جرم و قبل از دادرسي: در اين صورت رسيدگي به اتهام او ترك مي‌گردد. طبق ماده 89 قانون آئين دادرسي كيفري (سابق) حدوث جنون بعد از ارتكاب جرم را از موانع تعقيب دانسته است. در قانون آئين دادرسي كيفري مصوب 1378 تبصره ماده 6 مقرر داشته: «هرگاه مرتكب جرم قبل از صدور حكم قطعي مبتلا به جنون شود تا زمان افاقه تعقيب متوقف خواهد شد». اگرچه قانونگذار مشخص نكرده كه با چه قراري تعقيب مي‌شود و از اين جهت ايراد بر قانون وارد است ليكن در قانون آئين دادرسي كيفري سابق آمده بود كه با صدور «قرار ترك تعقيب موقت» پرونده از دور رسيدگي و تحقیق خارج مي‌شود.

لذا در حال حاضر مي‌توان گفت كه قاضي دادسرا با صدور دستور اداري يا مثل سابق با صدور قرار ترك تعقيب موقت، تعقيب را متوقف مي‌نمايد. بديهي است در اين حالت ساير اقدامات مانند استماع گواهان، تفتيش و كارشناسي و تحقيق از معاونين و شركا انجام خواهد گرفت.

(ب) جنون پس از تحقيقات مقدماتي و بازپرسي و قبل از دادرسي: در اين حالت تحقيقات درباره صحت جنون در خود دادگاه بعمل خواهد آمد (ماده 90 ق.آ.د.ك) در هر صورت جريان دادرسي متوقف مي‌شود و ادامه آن موكول به افاقه متهم  است. زيرا در اين حالت نيز متهم قادر به دفاع از خود نخواهد بود.

(ج) جنون در حين اجراي مجازات: جنون مانع از اجراي بعضي از مجازات‌ها درباره مجرم نيست. (مواد 95 و 180 ق.م.ا درباره محكوم به حدّ). اما در مورد مجازات حبس ماده 37 ق.م.ا تعيين تكليف كرده. همچنين جنون حادث بعد از محكوميت، بر روي كيفرهاي مالي و محروميت از حقوق اجتماعي بي‌تأثير است.

2- تلازم جنون با جرم:

پزشكان رواني براي جنون شرط ديگري هم در عمل قائل شده‌اند كه تلويحاً از عبارت «جنون در حال ارتكاب جرم» هم مي‌توان فهميد و آن ارتباط جنون با جرم است. بسياري از افراد تحت تأثير اوهام و احكام ديداري و شنيداري گاه مي‌پندارند كسي با آنان سخن مي‌گويد و به آنها دستور مي‌دهد و گاه حضور واقعي ديگران را كه در صدد آزار و اذيت آنهاست در كنار خود لمس مي‌كند. لذا رفتار مجرمانه آنها به منظور رهايي از زجر و رنج باطني و بصورت ايراد ضرب و جرح يا آدمكشي بايد نتيجه منطقي تصورات و تخيلات آنها باشد. سوالي كه پزشكان رواني با آن مواجه هستند اينست كه آيا جرم ارتكابي نتيجه نابساماني يا بيماري رواني بوده است يا خير؟ چه بسا ممكنست جرمي كه مجنون به آن متهم است هيچگونه ارتباطي با وضع يا بيماري رواني او نداشته باشد و يا بعبارت ديگر اين حالات مؤثر بر رفتار او نباشد. در اين حال، رفع مسئوليت از مجنون دشوار است.

حالت‌هاي نزديك به جنون: در ميان بزهكاران همواره كساني هستند كه از نظر هوش و ادراك اختلال يا نقصي ندارند و نشانه‌هاي بيماري‌هاي رواني هذيان و يا پريشاني افكار در آنها ديده نمي‌شود ولي فاقد توان پذيرش و سازش با هنجارهاي اخلاقي محيط و اجتماع‌اند. اينان حالت‌هاي تهاجمي و روحيه‌اي ستيزنده دارند. روانپزشكان اين گروه از ناسازگاران اجتماعي را شخصيت‌هاي كژخو و گروهي ديگر را بعنوان نابهنجاران رواني شامل مصروعان، كرولال‌ها و مبتلايان به هيستري رده‌بندي كرده‌اند. اما دانش روانپزشكي امروز بزهكاران فوق را هيچ‌گاه مجنون نمي‌شناسد.

بيماري‌هاي اراده: بيماري‌هايي مانند ضعف اعصاب و يا خستگي رواني و يا بيماري‌هايي كه به صورت ادواري يا حالت‌هاي ثابت مانند هوس دزدي يا هوس آتش افروزي عارض مي‌شود بگونه‌اي نيست كه از بزهكار كاملاً رفع مسئوليت كند. زيرا تأثير اين بيماري‌ها به اندازه‌اي نيست كه عنان اختيار را كاملاً از كف انسان بيرون برد.

خوابگردي: اگر در خواب بر اثر حركت و غلتيدن موجب تلف یا نقص عضو ديگری شود مسئوليتي متوجه او نيست و فقط عاقله او ضامن پرداختن ديه است (م.323 ق.م.ا) – اگر در حال خواب كسي را بكشد فقط به ديه قتل محكوم خواهد شد. شبه عمد: م 225 ق.م.ا

هيپنوتيزم: اگر فردي با تلقين ديگري به خواب رود و به فرمان او مرتكب جرم گردد بنظر مي‌رسد با توجه به اينكه فاعل ابزاري در دست ديگري بوده، بجهت اقوي بودن سبب از مباشر، خواب كننده مسئول است. اما اگر مباشر قبل از خواب بداند كه به ارتكاب جرم وادار خواهد شد و عالماً به اين كار تن در دهد رفع مسئوليت كيفري از او دشوار است.

ضوابط قانوني حاكم بر مفاهيم جنون و مجنون:

 

1- تبصره 1 م 211 ق.م.ا (اكراه در قتل)  2- موارد شرايط قصاص: (م 221 ق.م.ا) و م (222 ق.م.ا)   3- (مواد 225 و 323 ق.م.ا)-  4- شرايط دعوي قتل (م 227 ق.م.ا) 5- شرايط اقرار  6- مواد 95 و 64 ق.م.ا  7- ماده 166 ق.م.ا و 177 ق.م.ا  8- از نظر پرداخت ديه تبصره 1 بند ج م 295 ق.م.ا و تبصره م 306 ق.م.ا   9- حدود مسئوليت جزايي (مواد 52 و 51 ق.م.ا)

 

مسئولیت کیفری مجانین

 

جنون پیش از ارتکاب جرم

در قانون ما تعریفی از جنون قبل از حدوث جرم به عمل نیامده است . جنون پیش از ارتکاب جرم را شاید بتوان از تفسیر بند 5 ماده ی (22 ق م1) به عمل آورده یعنی توجه به ((وضع خاص متهم و یا سابقه ی او )) شاید بتوان با تفسیر به نفع متهم آن را یکی از شرایط مخفف جرم به شمار آورد و در کیفرهای تعریزی یا بازدارنده تخفیفی در محکومیت بزهکار قائل شد .

جنون مقارن با ارتکاب جرم

این قسم از جنون مصداق ماده ی 51 ق م 1 استناد ا ظهار می دارد :((جنون در حین ارتکاب جرم به هر درجه که باشد رافع مسئولیت کیفری ))

هر چند این ماده صرف جنون در حین ارتکاب را  رافع مسئولیت کیفری می داند اما باید توجه داشت که پزشکان برای آن شرط دیگری هم قائل شده اند که تلویحا از عبارت جنون در حین ارتکاب جرم نیز بر می آید و آن ارتباط و ملازمه ی جنون با جرم است  بدین منظور قانونگذار در تبصره ی 4 قانون اقدامات تامینی مقرر می دارد : ((درباره ی تشخیص عدم مسئولیت مجرمین و اینکه آیا مطلقا یا به طور نسبی فاقد قوه ی تمییز می باشند دادگاه نظر پزشک متخصص امراض روحی را جلب می نماید و در هر حال تصمیم نهایی با دادگاه است .)) پزشک باید بر طبق تبصره ی مذکور در پایان گزارش خود درباره ی عدم مسئولیت بزهکار اظهار عقیده کند

البته به نظر اکثریت حقوقدانان در واقع وقتی جرمی توسط شخصی که تحت سلطه ی بیماری روانی است ارتکاب شود ، انتساب جرم به مرتکب مجنون منطقی نیست و در نتیجه مسئولیت جزایی چنین فردی غیر ممکن است.

 

جنون در حین محاکمه

در همه ی قوانین کیفری  بر صلاحیت متهم برای حضور در دادگاه و پاسخگویی به سوالات قاضی تاکید می شود . در مواردی که تردیدی در این مورد وجود دارد دادگاه از وانپزشک می خواهد که وضعیت روانی متهم را بررسی کند . مصاحبه ی روان پزشکی در چنین مواردی متکی بر این است که آیا متهم از نظر قوای هوشی و وضعیت خلقی ، وضعیت شناختی ، بینشی و قضاوت در شرایط مناسب برای دفاع است  یا خیر .

بررسی صلاحیت روانی افراد برای حضور در دادگاه در راستای همان قانون کلی ست که هیچکس نباید غیابا برای جرم خود محاکمه شود . اگر لازم است که متهم برای دفاع در برابر اتهامات جنایی خود حضور فیزیکی داشته باشد ، بایستی از نظر ذهنی نیز آماده باشد . اختلالاتی که آمادگی کامل روانی یک متهم برای حضور در جلسات را مخدوش می کند سبب عدم صلاحیت وی برای محاکمه شمرده می شود  و  بایستی تا زمان حضور موثر او در دادگاه روند کار به تعویق بیفتد . وی باید توانایی درک کافی از روندکار حقوقی را داشته باشد و بتواند با وکیل خود در جلسات همکاری کند . البته  نداشتن شایستگی برای محاکمه نباید با حضور صرف بیماری مساوی دانسته شود . اختلال مورد ادعا باید در حدی باشد که ظرفیتهای عملکرد ذهنی متهم را مختل کند . بررسی وضعیت روانی متهم در برخی ممالک بر عهده روانپزشکانی ست که دارای درجه ی فوق روانپزشکی قانونی باشند ( مثلا در کشور آلمان ) در برخی کشورها نیز پزشکان باید دوره های خاصی را گذرانیده باشند ( مثل روسیه ) البته در همه ی دادگاه ها بر آورد نهایی قضات از وضعیت متهم  نیز اهمیت می یابد .

هر چند که در لایحه ی جدید ق م ا درتبصره ی ماده 149 : جرایم حدی و قصاص را به دو نوع حق الناسی و حق الهی تقسیم کرده است و اشعار دارد که جنون در حین رسیدگی به پرونده آنگاه که جرم حق الناسی باشد اثری ندارد .

البته منطقی این بود که طبق اصول حقوقی بگوییم  اگر فرد عاقل بود می توانست از خود دفاع کند یا حتی اقرار کند اما در حال حاضر که این توانایی وجود ندارد باید تا زمان افاقه  صبر کرد .

جنون پس از محاکمه و در زمان اجرای حکم

از اهداف مهم مجازات ها بازدارندگی است یعنی بازداشتن مرتکب از تکرار اجرا از طریق اصلاح او و بازداشتن  دیگران از ارتکاب جرم از طریق عبرت آموزی . ولی واقعیت این است که کسی که از لحاظ روانی قدرک درک روابط امور و تشخیص وقایع را ندارد ، نمی تواند علت اعمال کیفر بر خودش را  بفهمد و آن را واکنشی در برابر اعمال مجرمانه ی خود بداند . در مورد چنین کسی مجازات اثر اصلاحی ندارد و فاقد قدرت پیشگیری است . در مورد دیگران نیز که شاهد اعمال کیفر ثبت به دیوانه ای هستند ، حس ترحم و نوعدوستی نسبت به مجنون بیشتر بر انگیخته می شود تا احساس ترس و عبرت . در این باره گفته شده(( شرط عبرت آموزی . تداعی و ضع خود با  وضع انسانی است همانند خود که سرنوشت نافرجامی را با اعمال زشت و ناپسند رقم زده است . از نظر روانی ، انسانی های بهنجار حاضر نیستند خود را با بزهکار دیوانه همانند کنند و چنین سرنوشتی را بپذیرند .))

با این همه ، در قوانین ما ، جنون محکوم علیه در این مرحله گاهی موجب سقوط مجازات شناخته نشده است . ماده 298 ق. آ.د.ک در مورد محکومیت های تعریزی مقرر می دارد : ((جنون بعد از صدور حکم و فرار محکوم علیه در حین اجرای حکم موجب سقوط مجازات تعریزی نمی باشد . ))

در مورد محکومیت دیه ، همانگونه که جنون مرتکب در حین ارتکاب جرم بی تاثیر بود ، در صورت حدوث جنون پس از قطعیت حکم نیز باید گفت که موجبی برای سقوط آن محسوب نمی شود ، وچون مرتکب در زمان ارتکاب عاقل بود ، دیه مورد حکم باید از اموال او وصول شود نه از عاقله ، در مورد احکام محکومیت حدود و قصاص ، قانون فاقد حکمی کلی بوده و تنها در دو مورد خاص ، حکم صریحی دارد که بر عدم سقوط حد تاکید ورزیده اند . با این حال ، به نظر می رسد که در فقه  بقا ی مجازات حدود و قصاص بعد از جنون حادث در این مرحله ، حکمی کلی است و اختصاص به این دو مورد ندارد .

 

 افاقه ی جنون پس از ارتکاب جرم

 

بدیهی ست ملاک در رفع مسئولیت جزایی جنون در زمان وقوع فعل است ، اگر چه نتیجه آن در زمان افاقه حاصل آمده باشد . بدین منظور در تبصره ی ماده ی 221 ق .م. 1 در جرایم قفل نفس یا نقض عضو که مرتکب صغیر یا مجنون باشد ، اگر مجنی علیه پس از بلوغ یا افاقه ی مجرم فوت شود ، موجب قصاص نمی شود . همچنین امور حقوقی قوه قضائیه  در نظریه ای بیان می کند: ((چنانچه احراز شود جانی حین ارتکاب مجنون بوده ، جنون وی رافع مسئولیت کیفری بوده  و در حکم خطای محض است و پرداخت دیه بر عهده ی عاقله است بهبودی جانی پس از ارتکاب و اقرار و اعتراف  وی تاثیری در خصوص مورد ندارد و  کماکان دیه بر عهده ی عاقله است .))

 

 نتیجه و پیشنهاد

1-   بسیاری از مشکلات موجود در بحث جنون ناشی از ابهام در تعریف و تفسیر علمی واژه ی جنون است .لذا تبادل نظر قانونگزار و پزشکان قانونی برای برطرف ساختن این ابهام ضروریست.

2-   در نظر گرفتن درجات مختلف جنون برای دانستن اینکه فرد تا چه حدی دارای درک و شعور است و همه ی مجانین را در هر درجه ای فاقد مسئولیت کیفری ندانیم 0

3-   همچنین وضع قوانینی برای درنظر گرفتن موضوع تقلیل مسئولیت جزایی برای بیمارانی که اختلال آنها سبب رفع کلی مسئولیت نمی شود ولی کاملا سالم نبوده و از بیماری های روانی  رنج می برند.

 

 

منابع  و ماخذ

 

  1. اردبیلی، محمدعلی، حقوق جزای عمومی، جلد دوم، چاپ چهاردهم، نشرمیزان، تهران، 1386
  2. صناعی زاده، حسین، پزشکی قانونی، چاپ اول، دادگستر، تهران، 1387
  3. نوربها، رضا، زمینه حقوق جزای عمومی، چاپ بیست و یکم، دادآفرین، تهران، 1387
  4. بشیریه، تهمورث، تعامل مفاهیم حقوقی و روانپزشکی(جنون)، فصلنامه حقوق، مجله دانشکده حقوق وعلوم سیاسی دانشگاه تهران، دوره38، شماره3، پاییز87،صفحات 95-85
  5. خبرنامه انجمن ایرانی جرم شناسی، شماره 9 و 10، تهران،بهار و تابستان 1387
  6. صابری، سید مهدی، اختلالات روانی و مسئولیت کیفری، ویژه نامه اولین همایش سراسری طب و قضا، تهران، 1387، صفحات 71-66
  7. فرامرز گودرزی و مهرزاد کیانی ، پزشکی قانونی برای دانشجویان حقوق ( تهران – سمت –چ8) ص 355
  8. به نقل از آیت الله محمد حسن مرعشی نجفی ، سایت جزا و جرمشناسی ایران
  9. علی اکبر دهخدا .(نرم افراز ) لغت نامه
  10. پرویز نوین ،مقاله  مجله دادگستر ، (سال 5-ش32-صص 9 و 10)
  11. محمد رضا پور احمدی لاله ، مجله ی دادرسی (سال 11-ش61-صص 58 -60)
  12. وب سایت دکتر کامران آقا خانی ، کارشناس پزشکی قانونی
  13. مختصر نظر وکلا (آقایان امانی ، پور نوروز ، انصاری و حبیبی )
  14. وب سایت  دکتر سید مهدی صابری – روانپزشک سازمان پزشکی قانونی
  15. آیین دادرسی کیفری دکتر خالقی .
پیمایش به بالا