فرق زنا با صیغه

سوال:

َِA ببخشید این همه که کفتید زنا با صیغه موقت فرق نمی کندکه چرا دراین کشور اسلامی کدام صیغه موقت علنی است همه درخفا ست

B در اکثر زنا زن ومرد هردو راضی هستند ماند صیغه Cچون در صیغه مرد فقط مسئول پول و مدت ان است ودیگر با هیچ چیز ان کار ندارد ودر زنا هم همین .

D صیغه یک ساعت با زنا یک ساعته چه فرقی دارد

E ایا همان چند جمله عربی که همان هم در زنا کفته می شود البته به فارسی حتی مفصل تر

F ودر پایان اگر یکی از بستگان خود شما با مردی صیغه یک روزه شود عکس العمل شما چه خواهد بود والسلام.

خب من نظر رو تکه تکه می کنم . پاسخ می دهم.

A ببخشید این همه که کفتید زنا با صیغه موقت فرق نمی کندکه چرا دراین کشور اسلامی کدام صیغه موقت علنی است همه درخفا ست

پاسخ: چرا فرق می کنه. علت اینکه همه در خفاست برمی گردد به تعصبات فرهنگ ما. اگر امروز به دختری پیشنهاد دوستی بدهی راحت تر قبول می کند و حتی تا آخر ممکن است با تو پیش بیاید. اما اگر پیشنهاد صیغه شرعی فقط برای دوستی عادی بدهی بهش بر می خورد. این به علت فرهنگی است که شاید تاثیر گرفته از فرهنگ اهل تسنن باشد که صیغه را حرام می دانند و البته دلیل دیگرش هم سوء استفاده برخی از این ایین است. کما اینکه الان در کشور از همه قسمت های دین سوء استفاده می گردد و باعث شده همه دین برای برخی مشتبه شود. به هرحال صیغه نیاز به علنی بودن ندارد.

B در اکثر زنا زن ومرد هردو راضی هستند ماند صیغه

البته اگر در زنا رضایت طرفین یکی نباشد و اجبار باشد قطعا گناه آن سنگین تر است. اما فقط رضایت طرفین شرط نیست و بالاتر از آن رضایت پروردگار از ماست. چون اگر صیغه واقعا درست باشد (که هست) پس معلوم می شود در آن رضای خداست اما در اولی که زنا هست رضای پروردگار نیست. مانند نماز. چه کسی می داند مفهوم واقعی نماز به سبک اسلامی چیست؟ اگر انسان به جای نماز که برخی معانیش را نمی فهمند بنشیند و فارسی با خدا حرف بزند هر روز در همان زمان ها. اما به جای عربی فارسی بگوید و به جای حرکاتی که نمی فهمیم هرجور حال می کند آن را انجام دهد… اما از ما خواسته شده یبه سبک خاص بخوانیم که مفهومش شاید خارج از درک ماست.

C چون در صیغه مرد فقط مسئول پول و مدت ان است ودیگر با هیچ چیز ان کار ندارد ودر زنا هم همین .

 

خیر. در صیغه مرد مسئولیت بیشتری دارد. آنهایی که در ذهن من است به طور خلاصه می گویم

 

اولا اگر فرزندی حاصل شود به عهده پدر است ثانیا اینکه وقتی صیغه خوانده شد انها زن و شوهر می شوند (موقت) و وظایفی خاص دارد مرد. مثلا این حق را ندارد که بعد از صیغه ول کنه بره رد کارش و اگر باز هم زن دارد باید رعایت اعتدال کند و …

D صیغه یک ساعت با زنا یک ساعته چه فرقی

به نظرم همش خیلی مستدل هست اما ۶ و ۷ و ۹ و ۱۰ خیلی واضح هست.

 

بعضی از فرق های ازدواج موقت با زنا :

۱ – در ازدواج موقت رضایت زن شرط اصلی است اما می توان زنی را مجبور به زنا کرد .

۲ – در ازدواج موقت امکان آمیزش جنسی دسته جمعی نیست ، اما در زنا هر تعداد پسر می توانند با یک دختر آمیزش کنند و بر عکس .

۳ – در ازدواج موقت اگر فرزندی متولد شود حلال زاده است در صورتی که در زنا اگر فرزندی به دنیا بیاید حرام زاده است.

۴ – در ازدواج موقت پس از پایان زمان مقرر زن و مرد به هم نا محرم می شوند اما در زنا زن و مرد می توانند تا ابد به هم محرم باشند.

۵ – در ازدواج موقت مهریه باید پرداخته شود اما در زنا مرد می تواند بدون پرداخت مهریه به کار خود مشغول شود .

۶ – در ازدواج موقت در صورتی که نزدیکی صورت بگیرد ، پس از تمام شدن مدت ، زن بایدچهل و پنج روز و یا به اندازه دو حیض کامل ، عده نگه دارد ( از ازدواج با مردان دیگر پرهیز نماید ) اما در زنا زن پس از اتمام نزدیکی می تواند با مرد دیگری نزدیکی کند .

۷ – در ازدواج موقت ، صیغه ی عقد بین زن و مرد خوانده می شود ، که نشاندهنده تسلیم بودنآنها در برابر خداوند است ، اما در زنا عشوه گری و چشم چرانی مقدمه کار است .

۸ – در ازدواج موقت دختران باکره زیر ۹ سال ( نابالغ ) و دختران باکره دیوانه ، نیاز به اجازه پدر یا جد پدری است ، اما در زنا دختران دیوانه و نابالغ به راحتی راضی به همبستری مخفیانه می شوند.

۹ – ازدواج موقت در بعضی از موارد ، زمینه ازدواج دائم می شود ، اما یک مرد هیچ گاه حاضر نیست با زنی که زنا کرده است ، پیمان وفاداری ببندد و بر عکس .

۱۰ – کسی که ازدواج موقت می کند ، هم ثواب می کند و هم خود را از گناه نجات می دهد ، اما کسی که زنا می کند ، زشتی گناه از چشم او می افتد و نفس او برای پذیرش گناهان دیگر نیز آماده می شود

 

E ایا همان چند جمله عربی که همان هم در زنا کفته می شود البته به فارسی حتی مفصلتر

ببینید آنقدر دلیل هست که نمی دونم کدوم رو بنویسم.

ببینید طبق حدیث: الاعمال بالنیات

یعنی ارزش عمل به نیت آن است علت هم این است که در عمل گاهی ممکن است ریا باشد و انجام دهنده برای نمایش آن را بکند اما نیت اگر خدایی باشد مهم است. وقتی کسی زنا می کند نیتش هوای نفس است. اما صیغه کننده (اگر نیتش واقعی باشد و فقط برای ظاهر نکند) ارضای غریزه در راستای رضای خداست. بعد اینکه کسی که زنا کرد احساس گناه می کند و قبح گناه می ریزد بر او اما برای صیغه شخص این حالت را ندارد. بعد هم اگر شخص نیت رضای خدا داشته باشد صیغه را می تواند به زبان خودش بخواند(هرچند عربی آن بهتر است) و نیازی به مفصل تر خواندن ندارد و …..

 

F ودر پایان اگر یکی از بستگان خود شما با مردی صیغه یک روزه شود عکس العمل شما چه خواهد بود والسلام.

این سوال (همه سوالات البته) بسیار تکراری است اما می خواهم این بار به روش جدیدی پاسخ دهم. اگر جواب های قبلی را می خواهید در آرشیو وبلاگ موجوده اما این بار پاسخ جدید هست.

 

پاسخ: من از شما یک سوال دارم؟ اگر یکی از بستگان خود شما با مردی یک روز برود زنا کند عکس العمل شما چه خواهد بود؟ در ادامه بگویم مطمئن باش عکس العمل بنده در قبال صیغه شدن فامیلم بهتر خواهد بود از عکس العمل شما در رابطه با زنای فامیلتان با دیگری. والسلام

در ادامه می خوام استدلال نوین تری بیارم.

شناختهای انسانی را از یک دیدگاه می توان به چهار قسم، تقسیم کرد:
۱٫ شناخت تجربی و علمی(به اصطلاح خاص). اینگونه شناخت با کمک اندامهای حسی به دست می آید هر چند عقل نیز نقش خود را در تجرید و تعمیم ادراکات حسی، ایفا می کند. شناختهای تجربی در علوم تجربی مانند فیزیک و شیمی و زیست شناسی، مورد استفاده قرار می گیرد.
۲٫ شناخت عقلی، اینگونه شناخت بوسیله مفاهیم انتزاعی (مقولات ثانیه) شکل می گیرد ونقش اساسی در به دست آوردن آن را عقل، ایفاء می کند هر چند ممکن است بعضا از مقدمات قیاس، استفاده شود. قلمرو این شناختها منطق و علوم فلسفی و ریاضیات را در بر می گیرد.
۳٫ شناخت تعبدی نقلی. اینگونه شناخت، جنبه ثانوی دارد و بر اساس شناخت قبلی« منبع قابل اعتماد» (اتوریته) و از راه خبر دادن «مخبر صادق» حاصل می شود. مطالبی که پیروان ادیان بر اساس سخنان پیشوایان دینی می پذیرند و گاهی به آنها اعتقادی به مراتب قویتر از اعتقادات برخاسته از حس و تجربه پیدا می کنند از همین قبیل است.
۴٫ شناخت شهودی. اینگونه شناخت بر خلاف همه اقسام گذشته بدون وساطت صورت و مفهوم ذهنی به ذات عینی معلوم، تعلق می گیرد و به هیچ وجه جای خطا و اشتباهی ندارد اما معمولا آنچه بنام شناخت شهودی و عرفانی قلمداد می شود ، در واقع، تفسیری ذهنی از مشهودات است و قابل خطا و اشتباه می باشد.

خب در راستای بحث بالا بگم ما معمولا از شناخت ۱ و ۲ استفاده می کنیم در حالی که بعضی چیزها از عقل و حواس ما بالاتر است.

ابن سینا می گوید: هرچه فکر کردم نفهمیدم نماز باران از نظر علمی چطور باعث می شود باران بیاید. اما چون مخبر امینی (پیامبر) به من گفته که می شود و من به او ایمان کامل دارم پس قبول می کنم.

حالا ابن سینا با اون همه علمش نیومد بگه ۴ تا کلمه عربی چه ربطی به امور جوی و بالاسری دارد بعد ما که بیسوادیم و انگشت کوچیکه ابن سینا نمی شویم بیایم مدعی بشیم؟ این حرف ابن سینا نشان می دهد که او شناخت تعبدی را برتر می داند و می گوید اگر عقل من نرسی و عقل کسی که قبلا بر من ثابت شده که می فهمد رسید پس حرفش را قبول می کنم. حالا ما این همه حدیث و آیه میاریم تازه اون هم با دلیل. بهترین راه اثبات صیغه برای ما شناخت تعبدی است. یعنی استنباط به احادیث و آیات. تازه ما باز هم از شناخت ۱ و ۲ دلیل آوردیم که می شه. اما باز هم میگم از همه دلایل بالاتر شناخت تعبدی است. آقا چون بنده ۱۰۰% پیغمبرم رو و قرآن رو قبول دارم و احادیث اینان در این زمینه رو دیدم این صیغه رو قبول کردم. بعد ها دلایل دیگر رو دیدم اما اثبات برای خود من از راه شناخت تعبدی بود.

شناخت شهودی هم که انشالله روز قیامت نصیب می شه می بینیم. ما که چشم بصیرت نداریم که شناخت شهودی رو تو این دنیا درک کنیم.

داستانی که بعید نیست راست باشد: چندی پیش داستانی شنیدم که واقعا صحتش بعید نیست. قضاوت با شما

طبق کتاب های اهل تسنن ازدواج موقت و طواف نساء ۲ امری بود که عمر بعد از به قدرت رسیدن به بالای منبر رفت و گفت که: دو سنت در زمان رسول خدا بود من آن را حرام کردم. متعه حج و متعه موقت (متعه حج یا همان طواف نساء طوافی است که مرد و زن مسلمان بعد از اعمال حج انجام می دهند. علت هم آن است که در طول حج ۲۴ چیز بر انسان حرام است مثلا نگاه کردن در آینه یا استعمال بوی خوش یا … یکی از محرمات حج مسائل جنسی بین زن و شوهر است که زن شوهر در طول حج مانند خواهر و برادر می شوند. اما پس از حج (چه عمره چه واجب) و بعد از سعی بین صفا و مروه و تقصیر که بریدن مو یا ناخن است ۲۳ چیز حلال می شود جز ۱ چیز و آن هم زن و شوهر همچنان مثل خواهر و برادرند و اجازه همخوابگی ندارند تا پایان طواف نساء)

 

خب از اصل داستان دور نشویم که عمر ۲ حکمی که در زمان رسول خدا و خلیفه اول بوده را حرام می کند.

 

خب تا اینجا که واقعیت است اما چرا عمر این کار را کرد؟ این داستانی است که می خواهم نقل کنم و صحتش با توضیحات بالا بر عهده خود شما

____داستان از آنجا شروع شد که روزی عمر در فکر فرو رفته بود.و یکی از یاران وی علت را پرسید و او اختلاف با امام علی را علت گفت. آن شخص گفت از پیامبر شنیدم که محبت علی در دل زنا زاده نمی گنجد. پس او آمد و این دو متعه را حذف کرد تا زنا و زنا زاده زیاد شود و محب علی کم گردد.

اما یکبار دیگر دلیل واضحی ذکر می کنم. طبق کتب اهل تسنن و مستدل…

قال العمر بن الخطاب : متعتان کانتا علی عهد رسول الله و أنا أنهی عنهما

دو متعه در زمان رسول الله بود که حلال بود من حرام می کنم ؛متعه حج و متعه نساء.دومتعه در زمان پیامبر بود ومن از ان نهی می کنم .متعه حج ومتعه نساء

خب حالا به نظر شما ما اهل تسنن سنت رسول الله را انجام می دهند یا سنت خلیفه دوم را؟ (طبق گفته خودشان)

سخن آخر:نمی دانم چرا اسلام این قدر مظلوم است. در امری چون حجاب که آن را واجب بر شمرد سختگیر و خرافاتی می دانند و کنار میگذارند و دم از آزادی می زنند ولی ازدواج موقت را که اسلام به آن آزادی نسبی می دهد آن را فحشا می خوانند. بعد هم می روند دنبال زنا. حرف خودتان هم متضاد شده.

منبع : سایت شیعه و ازدواج موقت
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.