جنبه هاي مختلف طلاق

واژه “طلاق” در سالهاي گذشته براي افراد جامعه بسيار ثقيل و غير قابل تحمل بود، آنقدر مردم از اين ‌واژه گريزان بودند که حتي در گفت و گوهاي روزمره نيز از بکار بردن آن خودداري مي‌کردند. ‌واژه طلاق به ندرت مورد استفاده قرار مي‌گرفت و زنان و مردان تحت هر شرايطيبا وجود هر کم و ‌کاستي در کنار يکديگر به زندگي ادامه مي‌دادند. ‌نه چشم و هم چشمي بود و نه توقعات بيجا، نه زياده خواهي بود و نه خانه مستقل، همه همدل و با ‌محبت در کنار يکديگر با کمترين امکانات ممکن و تحمل سخت‌ترين شرايط قانع و خرسند بودند و با ‌گذشت و فداکاري در حق يکديگر اساس و بنيان خانواده را محکم و استوار نگهداري مي‌کردند. ‌جايگاه پدر به عنوان ستون اصلي خيمه زندگي و جايگاه مادر به عنوان چراغ و روشني بخش زندگي ‌معين و مشخص بود و فرزندان که شمار آنان زياد نيز بود شاد و سرمست در کنار يکديگر زندگي ‌مي‌کردند. ‌نه از طلاق خبري بود و نه از بهانه‌هاي بيجا ونه کودکان در خانواده با خشونتها و بگومگوهاي گاه و بيگاه ‌والدينشان تا صبح پلک بر هم نمي‌گذاشتند.
‌احترام ، حفظ کرامت انساني و قداست زندگي مشترک در خانواده‌هاي قديمي بسيار ارزشمند بود و هر ‌کدام از والدين چه در بيرون و چه در درون خانواده سعي مي‌کردند، گرمابخش کانون خانواده باشند تا ‌فرزندان در محيطي مستعد پرورش يابند. ‌اگر طلاق و جدايي و اختلاف و خشونت در ميان زوجين رخ مي‌داد بر اساس شواهد و آمار موجود در حد ‌بسيار اندک و ناچيزي بود که براي زندگي اجتماعي با توجه به مشکلات و مسايل مختلف اجتماعي قابل ‌قبول است. ‌اما امروز واژه طلاق، واژه غريب و دور از ذهني نيست، کافي است زن و مرد کوچکترين دعوا يا مشاجره ‌لفظي با هم داشته باشند بلافاصله براي ترساندن يکديگر اين واژه را به زبان مي‌رانند غافل از اينکه قبح ‌و زشتي آن به مرور کاسته مي‌شود و چه بسا که افرادي تنها به دليل لجبازي‌هاي کودکانه و عدم ‌گذشت از يکديگر تقاضاي طلاق دهند و کانون گرم زندگي را به سردي بگرايند. ‌شماري از کارشناسان اجتماعي در ايلام معتقدند: مهمترين مشکلي که در رابطه با طلاق زنان وجود ‌دارد، عدم تفاهم اخلاقي است که ناشي از عواملي مانند اعتياد، بيکاري، مشکلات اقتصادي و… ‌است. ‌به گفته آنان، مشکلات ديگري که ناشي از يکسري مسايل اجتماعي ديگر مانند دخالت اعضاي خانواده، ‌نبود مسکن، چشم و هم‌چشمي و توقعات بيجاست. ‌به گفته آنان فرزندان در اين خانواده‌ها دچار افسردگي، گرايش به اعتياد، پرخاشگري، افت تحصيلي و ‌حتي خودکشي مي‌شوند و اين مسايل روند آسيبهاي اجتماعي را تسريع مي‌دهد.
‌يکي از اين کارشناسان در ايلام گفت: طلاق، معمولا به دليل اختلاف در مسايل اجتماعي، اقتصادي، ‌فرهنگي و تربيتي و همچنين غير هم کفو بودن زوجين، عدم تفاهم اخلاقي و بيماري صورت گيرد. ‌‌”سودابه کريمي” افزود: تفاوت در نحوه معاشرت و همچنين عدم رعايت مسائل مذهبي و شرعي ‌مي‌تواند منجر به بروز اختلاف بين زوجين شود. ‌وي گفت: متاسفانه به محض فروکش کردن احساسات اوليه و گذشت زمان، زوجين متوجه اين اختلاف ‌عقيده و عدم تفاهم شده و با گذشت زمان نه تنها اين مساله برطرف نشده، بلکه فاصله ميان زوجين را ‌زيادتر مي‌کند. ‌وي افزود: نتايج بروز اختلافاتي از اين قبيل، گريز از خانه، ترک زندگي، تمايل زوج به تجديد فراش و ازدواج ‌مجدد براي دستيابي به تفاهم و آرامشي است که در زندگي نخستين به دست نيامده‌است و در نهايت ‌اين اختلافات به طلاق و جدايي منجر مي‌شود. ‌يک کارشناس حقوقي نيز گفت: برخي از مردان بدون توجه به نيازهاي عاطفي همسر خود، معمولا ‌دچار هوا و هوس شده و زن دوم اختيار مي‌کنند که اين مساله باعث ايجاد تنش و اختلافات زناشويي ‌در بين افراد آن خانواده مي‌شود. ‌‌”صفورا پارياد” افزود: بي‌توجهي به خانواده از سوي مرد باعث از بين رفتن آرامش و ثبات در خانواده ‌مي‌شود و به نوعي فرزندان آن خانواده را دچار اختلالات مختلف روحي و رواني مي‌کند. ‌وي گفت: به هر حال در تمامي موارد مطروحه، چنانچه مرد به هر دليلي اقدام به ازدواج مجدد نمايد ‌بايستي رعايت عدالت و تساوي نموده و رفتاري مناسب شرع و قانون با هر دو همسر خويش داشته ‌باشد تا طلاق به وجود نيايد.
‌پارياد گفت: زني که از طرف همسرش نسبت به او اجحاف شود و حقوق او ادا نشود، مي‌تواند به ‌دادگاه خانواده مراجعه کرده و ادعاي حق نمايد. ‌وي افزود: اگر چه ازدواج موقت يک حق شرعي براي مردان است، اما ميزان آگاهي مردان از پيامدهاي ‌بعدي اين مساله بايد در حد کافي باشد تا بتوانند آرامش را در زندگي خود و خانواده فراهم کنند، نه ‌باعث دامن زدن به آسيبهاي اجتماعي و از هم پاشيدگي کانون گرم خانواده شوند. ‌رئيس حوزه قضايي دادگستري ايلام نيز در اين خـصـوص گفت: معمولا افراد به دلايل مختلفي که مهمترين ‌آنها اعتياد و عدم تفاهم اخلاقي است درخواست طلاق مي‌کنند. ‌‌”روح‌الله محمدي” افزود: معمولا شمار درخواستهاي طلاق به دادگاههاي خانواده بسيار زياد است اما با ‌پادرمياني و راهنمايي مشاوران و شوراي حل اختلاف زوجين به تفاهم مي‌رسند و با گذشت به زندگي ‌مجدد با هم برمي‌گردند.
‌وي گفت: مطالعات نشان مي‌دهد که در جوامع کنوني به ويژه در جامعه ايران، ازدواجهاي مجدد نمي‌تواند ‌متضمن خوشبختي شود و فقط زمينه را براي ايجاد تشنج و درگيريهاي لفظي و ضرب و جرح در خانواده ‌فراهم مي‌کند. ‌وي افزود: فرزندان اين قبيل خانواده‌ها به علت رشد و نمو در شرايط نابسامان عمدتا به کودکاني عقب ‌افتاده، نابهنجار، بزهکار و نامتعادل مبدل مي‌شوند و آسيبهاي اجتماعي نظير اعتياد را در جامعه ‌گسترش مي‌دهند. ‌محمدي گفت: امروزه مردان به علت مشکلات اقتصادي قادر به تامين عاطفي و مالي يک خانواده هم ‌نيستند و قطعا نسبت به تامين نيازهاي روحي و مادي دو خانواده ناموفق عمل خواهند کرد. ‌وي افزود: خوشبختانه ميزان طلاق در استان ايلام بسيار کم است و اما باز نسبت به سالهاي قبل در ‌حال افزايش است. ‌بر اساس اطلاعات موجود ميزان طلاق در استان ايلام يازده درصد نسبت به مدت مشابه سال قبل ‌افزايش داشته است.

جنبه‌هاي مختلف طلاق

محققي به نام بوآن اظهار مي‌دارد که وقتي ازدواج از هم مي‌پاشد، در اثر آن چندين نوع طلاق ايجاد مي‌شود:

·         طلاق عاطفي زماني رخ مي‌دهد که ازدواج دستخوشي تباهي مي‌شود (اما ممکن است تا بعد از حکم طلاق ادامه يابد.)

·         طلاق قانوني

·         طلاق اقتصادي ، که در رابطه با پول و توافقهاي مالي (مانند مهريه) است.

·         طلاق هم والدي ، که در ارتباط با نگهداري و سرپرستي از فرزند ، خانواده‌هاي تک والدي ، يا حق ملاقات يا فرزندان است.

·         طلاق اجتماعي ، که در زمينه تغيير روابط با جمع دوستان همسر رخ مي‌دهد.

طلاق رواني ، که در حضور مسائل مربوط به بازيابي خود پيروي فردي و مشکلات مربوط به فکر کردن براساس ضمير «من» و نه «ما» است

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.