خانه / نمایش مقالات فرستاده شده / ایران اسلامی و جهانی شدن فرهنگی

ایران اسلامی و جهانی شدن فرهنگی

ایران اسلامی و جهانی شدن فرهنگی ؛ از ظرفیت های فرهنگی تا چالش های حقوقی
دکتر بهروز جوانمرد
دکتر باقر شاملو
مقدمه
جهانی شدن، امروزه یکی از مهمترین مباحث حوزه علوم انسانی، به ویژه علوم سیاسی و جامعه شناسی به شمار می رود. به طور خلاصه، جهانی شدن زنجیره ای از دگرگونی هاست که عرصه های گوناگون فرهنگ، سیاست و اقتصاد کشورهای جهان را در بر گرفته و گمان می رود، در نهایت به ایجاد یک نظام واحد جهانی بینجامد . به این سان،پدیده جهانی شدن بر خلاف آنچه برخی می پندارند یک پدیده صرفاً اقتصادی نیست که در پی یکپارچه کردن تولید ،توزیع و مصرف کالا و خدمات باشد بلکه پدیده ای چند بُعدی است که به عنوان یک پدیده رو به رشد و فراگیر تمامی جنبه های مختلف زندگی عرصه های اقتصادی ،سیاسی ،اجتماعی و فرهنگی را تحت تاثیر قرار می دهد.از طرفی، تصور و انديشه فرهنگ واحدِ جهان‌گير، پيشينه‌اي طولاني دارد و در امپراتوري‌هاي باستان، و نیز اديان جهاني مانند مسيحيت و اسلام، همواره دغدغه جهانی شدن وجود داشته است. اما از طرف دیگر، انفعال و استحاله فرهنگ های کشورهای کمتر توسعه یافته در اصطکاک با فرهنگ کشورهای غربی توسعه یافته، با توجه به توانایی های برتر تبلیغاتی این فرهنگ اهمیت این فرایند را دو چندان کرده است . به این ترتیب درکی درست از «جهانی شدن فرهنگی» برای کشورهایی که بر حفظ ارزش های فرهنگی خود اصرار می ورزند، برای شناخت مقتضیات و ظرفیت ها و بسترهای فرهنگی ـ تمدنی خود از یک طرف و موانع ، محدویدت ها و البته تهدیدها و بحران هایی که این پدیده برای آنها محتمل است که به دنبال داشته باشد، بسیار حائز اهمیت است.در این میان نظام جمهوری اسلامی ایران به عنوان نظام داعیه دار مردم سالاری دینی از یک سو از حمایت ظرفیت های تمدنی ـ فرهنگی ایران باستان در همگرایی با فرایند جهانی شدن فرهنگ ها و تاثیر گذاری مثبت بر این فرایند بر خوردار است اما چهارچوب حقوقی ـ سیاسی پذیرفته شده در این نظام برخی موانع و محدودیت ها را در تأثیر پذیری از پدیده جهانی شدن فرهنگ ها ، رخ می نمایاند.(رابرتسون،1385-41)
از این رو نویسنده در این نوشتار در بخش اول تحت عنوان : جهانی شدن فرهنگی ، روزنه ای دیگر به جهانی شدن ابتدا در بند (الف) جهانی شدن و جهانی شدن فرهنگی در بستر مفاهیم تئوریک را بررسی نموده و سپس در بند (ب) واکنش های فرهنگی به جهانی شدن فرهنگ با تاکید بر مبانی اسلام مورد کنکاش و مداقه قرار می گیرد. به علاوه در بخش دوم تحت عنوان : ایران اسلامی و جهانی شدن فرهنگی؛ از ظرفیت های فرهنگی تا چالش های حقوقی ابتدا در بند (الف) مقضیات و ظرفیت های فرهنگی ـ تمدنی ایران در تعامل با فرایند جهانی شدن فرهنگی بررسی خواهد شد.سپس در بند (ب) موانع و محدودیت ها و چالش های پیش روی نظام جمهوری اسلامی ایران در فرایند جهانی شدن فرهنگ ها مورد بحث قرار می گیرد.در پایان و در قسمت نتیجه گیری و پیشنهادها رهیافت هایی جهت تعامل بهتر نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران در فرایند جهانی شدن فرهنگ ها که به نظر می رسد اعمال آنها به حفظ و عزت نظام نیز لطمه وارد نخواهد کرد مطرح خواهند شد.
بخش اول : جهانی شدن فرهنگی ، روزنه ای دیگر به جهانی شدن
در این بخش ضمن تبیین مفهوم جهانی شدن و تفاوت آن با اصطلاحاتی مشابه نظیر جهانی سازی یکی از اشکال این فرایند یعنی جهانی شدن فرهنگی و مبانی نظری این روند مورد مطالعه قرار می گیرد.در ادامه تعامل فرهنگ های مختلف از منظر جاذبه و دافعه در اصطکاک با یکدیگر در فرایند جهانی شدن فرهنگ ها با تاکید بر آموزه های شریعت حنیف اسلام مورد بررسی قرار می گیرد.
الف : جهانی شدن و جهانی شدن فرهنگی در بستر مفاهیم تئوریک
جهاني شدن را مي‌توان کاهش چشم‌گير هزينه‌ها و محدوديت‌هايي دانست که فضا و زمان بر زندگي اجتماعي تحميل مي‌کنند. هر قدر هزينه‌ها و محدوديت‌هاي نام‌ برده کاهش يابند، بر گستره زندگي اجتماعي و حجم و تراکم روابط و کنش‌هاي اجتماعي افزوده مي‌شود. پيشرفته‌ترين و کامل‌ترين مرحله جهاني شدن را مي‌توان بازسازي کامل روابط و کنش‌هاي اجتماعي در گستره جهاني و پيوند فرد و جامعه در چنين گستره‌اي دانست. عده اي از جهاني شدن تعبير به گسترش روابط ميان افراد در سطح جهان و كوتاه شدن و يا حتي از بين رفتن فاصله مكاني افراد مي دانند . از جمله آنتوني گيدنز جامعه شناس معروف مي گويد: «جهاني شدن را مي توان تشديد روابط اجتماعي در سطح جهاني تعريف كرد. همان روابطي كه موقعيت مكاني دور از هم را چنان به هم پيوند مي دهند كه هر رويداد محلي تحت تاثير رويدادهاي ديگري كه كيلومترها با آن فاصله دارد، شكل گيرد و برعكس.»(گیدنز، 1384، 37) و در تعریفی دیگر اظهار می دارد« جهاني شدن يعني شدت بخشيدن به آن دسته از روابط اجتماعي كه نقاط جغرافيايي دور دست را با مرتبط مي سازند و اين ارتباط به شكلي است كه از طريق آن، وقايعي كه در يك نقطه از جهان روي مي دهند، تحت تاثير وقايع نقاطی که مايل ها دورتر از آن هستند و بر عكس.»(گیدنز،1379-12) جهانی شدن بعنوان یک پدیده روبه رشد و فراگیر تمامی جنبه های مختلف زندگی عرصه های اقتصادی ،سیاسی ،اجتماعی و فرهنگی را تحت تاثیر قرار می دهد.از طرفی اصطلاح فرهنگ،جوهره، خصیصه و سرشت جمعی توارث گونه ای است که در حیات اجتماعی یک جامعه سیالیّت داشته و در هنجارهای مذهبی و اخلاقی، روش و منش اجتماعی، تفکرات علمی و فلسفی و سرانجام نمادها و نمودهای هنری تجلی پیدا می کند. لذا از بُعد فرهنگی می توان گفت، جهاني شدن فرهنگي عبارت است از شکل‌گيري و گسترش فرهنگي نوین در عرصه جهاني. اين فرايند، از طرفی موجي از هم‌گوني فرهنگي را در جهان پديد مي‌آورد و از طرف دیگر همه ویژگی های فرهنگي ملی را به چالش مي‌طلبد. لذا می توان گفت فرهنگ جزيي از ذات جهاني شدن (و نه یکی از ابعاد آن) است. به این سان، فرايند جهاني شدن در عين حال که اقتصادي جهاني و جامعه‌اي فراملي پديد مي‌آورد، فرهنگي جهاني را نيز شکل مي‌دهد. تصور و انديشه فرهنگ واحد جهان‌گير، پيشينه‌اي طولاني دارد. در امپراتوري‌هاي باستان، مانند چين يا رم چنين برنامه و علاقه‌اي وجود داشته است. اديان جهاني مانند مسيحيت و اسلام به همه انسان‌ها معطوف بوده و همواره دغدغه جهان‌گيرشدن داشته‌اند.(لوکلر،1384-12) هم‌چنین، جنبش‌هاي گوناگون معطوف به برقراري صلح جهاني و برنامه‌هاي معطوف به رواج دادن زبان‌هاي بين‌المللي مانند اسپرانتو نيز با تصور فرهنگ جهاني پيوند داشته‌اند. همه اين موارد، به رغم تفاوت‌هايشان، نمودهاي برجسته علاقه‌مندي به فرهنگ جهاني و تلاش براي پديد آوردن و رواج آن هستند.(آیین،1386-1)
حال پرسش این است که آیا این جریان امری ارادی از جنس اعمال حقوقی است که دولت ها در آن نقش به سزایی دارند یا ضرورتی اجتناب ناپذیر از جنس وقایع حقوقی است.به عبارت دیگر جهانی شدن صحیح است یا جهانی سازی (جهان گرایی) ؟ همگون شدن درست است یا همگون سازی؟ سوال دیگری که می توان مطرح نمود اینکه آیا پدیده جهانی شدن در عرصه فرهنگ منجر به یکنواختی و همسانی فرهنگ ها می شود و یا موجب بروز تنوعات جدید فرهنگی می گردد؟ بسته به اینکه پاسخ به این پرسش ها چه باشد موضع و واکنش دولتها در قبال این دو روند متفاوت است. به نظر می رسد می بایست میان جهانی شدن که فرایندی قهری و از جنس واقعه حقوقی است و ناشی از نوخواهی و تجددخواهی انسان و تحولات ظاهری زندگی انسانی است و جهان گرایی یا جهانی سازی که ناشی از رقابت و سلطه جویی دولتهای پیشرو در صنعت و امور مرتبط با فرهنگ است تفاوت قایل شد. به این سان ، اولاً جهاني‌ شدن‌ به‌ استقبال‌ يك‌ جهان‌ رفتن‌ و آشناشدن‌ با فرهنگ‌هاي‌ ديگر و احترام‌ گذاشتن‌ به‌ آرا و سلیقه ها و نظريه‌هاي‌ ديگران‌ است‌ در حالي‌ كه‌ جهان‌گرايي‌ نفي‌ ديگران‌ و ناديده‌ انگاشتن‌ اراده‌ عمومي‌ ديگر ملتهاست.ثانیاً جهاني‌شدن‌ برتري‌ دادن‌ به‌ فرهنگ‌ عامه و هويت‌ فرهنگي ملی‌ است‌ برخلاف‌ جهان‌گرايي‌ كه‌ نفوذ در هويت‌ فرهنگي قومی ـ ملی‌ و در نتيجه‌ از بين‌ بردن‌ آن‌ مراد است.در نتیجه می توان گفت ، نداي‌ جهاني‌شدن‌ در کلیه زمينه‌ها از جمله زمینه های فرهنگی، ندايي‌ مشروع‌ و قابل‌ قبول‌ است‌ چرا كه‌ در آن‌ داد و ستد در آداب‌ و سنن، گفت‌وگو و مناظرات فرهنگی‌ از طریق همكاري‌ و همياري و تعامل سازنده‌ «من» با «ديگري» ميسر مي‌شود.با این حال واکنش به فرایند جهانی شدن فرهنگ بسته به غنای فرهنگی و تأثیر پذیری مردمان هر ملیت و البته نوع نگرش دولتمردان هر کشور متفاوت است.
ب : واکنش های فرهنگی به جهانی شدن فرهنگ با تاکید بر مبانی اسلام
جهاني شدن پديده اي است كه در اثر وقوع و ظهور آن نقش مرزهاي جغرافيايي در تصميم گيري ها و فعاليت هاي اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي به طور قابل ملاحظه اي كاهش مي يابد. بر اين اساس در اين نظام جديد، منافع تك تك افراد و جوامع بيش از پيش به منافع تمام مردم جهان و تمام كشورها و جوامع وابسته و در ارتباط خواهد بود.به عبارت ديگر جهاني شدن محيطي را براي جوامع مختلف جهان فراهم خواهد آورد كه در آن پيوند هاي فرا مليتي به حداكثر خواهند رسيد. یکی از چالش برانگیزین جنبه های جهانی شدن جنبه های فرهنگی جوامع هست. فرهنگ نیز عبارت است از ارزش هايي كه اعضاي يك گروه معين دارند، هنجارهايي كه از آن پيروي مي كنند و كالاهاي مادي كه توليد مي كنند ( گيدنز، 1384، 55). با اين تعريف از فرهنگ سخن گزافی نیست اگر که گفته شود بُعد اصلي زندگي اجتماعي، بُعد فرهنگي است و پديده جهاني شدن مي تواند تحت تاثير اين بُعد از زندگي بشر قرار گيرد و بطور متقابل بر آن اثر گذارد. امروزه بحث های موجود درباره فرهنگ جهاني یا جهانی شدن فرهنگ ها، از موضوع‌هاي عمده و مناقشه‌برانگيز گفتمان‌هاي روشنفکري و انتقادي دهه نود و به ویژه هزاره سوم میلادی هستند.آنچه که محققین علوم انسانی نظام های پیشرفته اقتصادی ـ که به لحاظ فرهنگی نیز خود را پیشرفته می دانند ـ در پی بسط و توسعه آن هستند نه به آرمان و آرزوي شکل‌گيري فرهنگ جهاني، بلکه به فرآيندهاي همگون‌ساز در عرصه فرهنگ مربوط مي‌شود. این برداشتی رایج و آشنا از جهانی شدن فرهنگ غربی است که به آن امپریالیسم فرهنگی نیز گفته می شود . از این دیدگاه جهانی شدن عبارت است از اراده معطوف به همگون سازی فرهنگی جهان و به عبارت دیگر از غربی کردن جهان فرهنگی سخن گفته می شود.(گل محمدی،1386-127) به این ترتیب می توان برجسته‌ترين وجه جهاني شدن فرهنگي را جهان‌گيرشدن ويژگي‌هاي محوري تجدد و تمدن دانست. ويژگي‌هاي مورد نظر عبارت‌اند از يک رشته نهادها و شيوه‌هاي رفتار که در پي فروپاشي نظام فئودالي در اروپاي غربي شکل گرفت و در طول چندين دهه به نقاط ديگري از جهان، از جمله امريکاي شمالي، اقيانوسيه و ژاپن نيز راه يافت. با آغاز سده بيستم، فرآيند گسترش فرهنگ و تمدن غربي با شتاب و شدت بيشتري تداوم يافت و در نيمه دوم این سده و به ویژه با آغاز هزاره سوم نيز به واسطه پيشرفت‌هاي چشم‌گير در عرصه ارتباطات و فن آوری، سرعت زیادی به خود گرفت.(سعیدی،1385-33)
اما به نظر می رسد جهانی شدن یک ضرورت اجتناب ناپذیر از جنس وقایع حقوقی است. در عین حال در کنار ایجاد فرهنگ جهانی نوین که حول اشتراکات فرهنگی می گردد تنوع های فرهنگی ملی را نیز از میان بر نمی دارد بلکه اتفاقاً بر خلاف نظرات (آنتونی گیدز) با حفظ تنوع های فرهنگی ملی همگان را به سمت ایجاد فرهنگی واحد نیز سوق می دهد.به نظر نگارنده بر خلاف دیدگاهی که معتقد است جهانی شدن به امحاء و اضمحلال هویت های خاص و محلی ،از قبیل هویت های ملی و قومی یا هویت های دینی ،منجر می شود ، جهانی شدن فرهنگی یعنی ایجاد وحدت فرهنگی در عین حفظ تمامیت فرهنگی ملی.ذکر یک نمونه علمی به درک این ادعا کمک می نماید. جرم شناسي به عنوان رشته اي از علوم جنايي و علوم مركب، همانند پزشكي، مجموعه اي از اطلاعات، يافته ها و روش ها اتخاذي از رشته هاي علوم انساني (و تجربي) است كه به منظور مبارزه با بزهكاري، پيشگيري از جرم، پي بردن به علل جرم و ترميم و درمان بزه ديدگان اعمال شده و مورد استفاده قرار مي گيرد. آن چه در اين رشته اهمیت دارد اين كه اين رشته مستقل است ولي در روش ها موضوعات تابع رشته هاي ديگر است. جرم شناسي از اين جهت كه جرم را از حقوق كيفري مي گيرد تابع حقوق كيفري است ولي جرم را آن گونه مي بينيد كه در واقع اتفاق افتاده است نه آن گونه كه قانون گذار تعريف كرده است.به بیان دیگر حقوق كيفري رشته بايدها است و به دنبال جامعه آرماني است و فرض مي كند كه با جرم انگاري و تهديد مجرمين بالقوه جرمي به وقوع نخواهد پيوست و با شداد و غلاظ كيفري آن اَعمال اتفاق نمي افتد. در حقوق كيفري بايدها بررسي و در جرم شناسي، بودن ها مطالعه مي شود و جرم شناس آن چه را كه اتفاق مي افتد بررسي مي كند. حقوق كيفري رشته اي نورماتيو و هنجاري است ولي جرم شناسي رشته ای نرمال و بهنجار است. امیل دوركيم مي گويد: «جرم پديده اي نرمال يا بهنجار (نه به معناي عادي) است.» منظور او اين است جرم واقعي و غير قابل اجتناب است. به این ترتیب حقوقدان کیفری، آرمانگرا و جرم شناس فردي واقع گرا است و اين دو لازم و ملزوم یکدیگرند. افزون بر موارد فوق رشته هاي جرم شناسي در حال تحول هستند. مثلاً جرم شناسي نشان داده است كه مجرم فردي بيمار نيست و مانند همه افراد ديگر است، در حالي كه قبلاً اعتقاد بر اين بوده كه مجرم فردي بيمار است یا اين كه مثلاً 30 سال پيش مجازات و رفتار قاضي هيچ گاه به عنوان علتي در ايجاد جرم در نظر گرفته نمي شد ولي امروزه رفتار کنشگران عدالت کیفری به عنوان فرضيه اي جرمزا در مطالعات جرم شناسي (و جامعه شناسی کیفری) قرار مي¬گيرد. اين تحول به دليل تحول در رشته هاي وابسته به جرم شناسي مخصوصاً جامعه شناسي بوده است. (نجفی ابرند آبادی،1388ـ15) به همین نحو ، جهانی شدن نیز به معنای همگرایی در عین ملی گرایی است. به این سان، دیدگاهی که جهانی شدن فرهنگ ها را نوعی امپریالیزم فرهنگی یا استکبار فرهنگی می داند از دو منظر قابل انتقاد است : نخست اینکه فرایند تاثیر و تأثر را یک طرفه و تنها از ناحیه دول غربی می داند. دوم اینکه این نکته ظریف را در نظر نمی گیرد که پیام های فرهنگی وارداتی غربی به شکل خام و بدون دخل و تصرف و بومی سازی پذیرفته نمی شوند، بلکه مورد انواع فرایند های خلاق، تعبیر و تفسیر ،حذف و یا انتقاد و اصلاح یا محلی سازی و تعدیل قرار می گیرند.
در این میان جهان‌شمولي و جهان‌نگري اسلام، روحيه مسالمت‌آميز با پيروان دیگر اديان و احترام به فرهنگ‌هاي ديگر را تأييد و آموزه‌هاي اسلام، عدالت‌گرايي و صلح‌جويي و تفاهم و برابري و برادري و عقل‌گرايي را ترويج مي‌كند. اسلام مقام علم و عالم را ارج مي‌گذارد و همين آموزه‌ها، زمينه‌های مقبوليت جهاني را براي اسلام ايجاد و پويايي و تداوم اين مذهب را تضمين خواهد كرد . بدین ترتیب، اين فرهنگ غني قابليت جهان‌گستري دارد و در مرزهاي خود محصور نخواهد ماند.(کچویان، 1385-71) البته وظيفه مهم قاطبه مسلمان در قبال روند جهانی‌شدن، شناخت تمدن غرب و بنيادهاي آن از يك طرف و کسب آگاهي كامل از محتواي فرهنگ غني اسلام و ظرفيت‌هاي جهاني آن براي علاج بحران‌هاي فكري و معنوي جهان حاضر و كوشش در جهت آمادگی در برابر تعامل (و نه تقابل) با تمدن غرب از سوي ديگر است. ماهاتير محمد، نخست‌وزير سابق مالزي در اين زمينه اظهار می دارد: «طرف‌داران جهانی‌شدن به شدت سرگرم آماده‌سازي خود براي سوء استفاده از بازار جهان بدون مرز هستند، ولي مسلمانان بايد با كوششي هم‌آهنگ، بر فرآیند جهانی‌شدن تأثير بگذارند و آن را قانون‌مند سازند، مسلمانان بايد هوشيارانه برخي از ابزارهاي كليدي جهانی‌شدن را در دست داشته باشند و جهانی‌شدن را درك كنند. »وي هم‌چنین معتقد است نقش دين حنیف اسلام در عصر جهانی‌شدن به اين امر بستگي دارد كه اسلام در مقابل مسائل مهم جهاني از قبيل صلح جهاني و عدالت و فرآیند توسعه و رفاه عمومي انسان‌ها چگونه نقش ايفا مي‌کند. (کچویان،1384-43) به نظر نگارنده ايدئولوژي اسلام اين شايستگي و توانايي را دارد كه در عصر بحران هویت و اضمحلال نهاد خانواده، مانیفست جامعه‌اي نو را بنياد نهد. اسلام قادر است در قلوب نه تنها پيروان خود که همه انسان های متفکر آن‌چنان هيجاني برپا كند كه قاطعانه با موانع و مشكلات زندگي، به نيروي ايمان و اتحاد، پيكار جويند. نقش ايمان تنها به خودسازي فرد مسلمان خاتمه نمي‌يابد و از نظرگاه اجتماعي، در جهان امروز مي‌توان ديانت اسلام را در هیأت ايدئولوژي فراگير با دو ويژگي تساهل و بلندپروازي آگاهانه به جهانيان معرفي كرد. ايدئولوژي اسلام قادر است نظام تازه‌اي در روابط بين ملت‌ها بر اساس انسان‌گرايي و معنويت ايجاد كند. بدیهی است، اسلام نیز از تجربه‌ها و نظريه‌های فکری،سياسي، اقتصادي و علمي ملت‌هاي جهان در جهت روزآمد نمودن خود با توجه به دیدگاه پویایی فقه اسلامی بهره‌مند می گردد. به این سان امروز مسلمانان بيش از هر زمان ديگري نياز دارند از پيشرفت‌هاي علمي دنيا و فرهنگ و تمدن جهاني آگاه باشند و با نقد و ارزيابي آن، نكته‌هاي مثبت را كسب كنند و مرعوب تجدد و فرهنگ غرب نشوند و از توانايي‌ها و قابليت‌هاي دين اسلام در تأثیر گذاری و تأثیر پذیری آگاهانه مبتنی بر بومی سازی غفلت نورزند. به نظر نوگرايان ديني (معتقدان به فقه پویا)، اسلام يك دين جامع با رسالت جهاني است و مخاطب آن همه انسان‌ها هستند. رسالت اصلي اسلام به عنوان کامل ترین دين توحيدي، هدايت انسان‌ها به سوي سعادت ابدی و نجات از بندگي سایر انسان‌ها و رهايي از استبداد و ناداني است. كرامت انساني و عدالت اجتماعي و آزادي فكري و مشاركت بر سرنوشت فردي و سياسي و اجتماعي خود، از اهداف اساسي دين اسلام به شمار می‌رود.

بخش دوم : ایران اسلامی و جهانی شدن فرهنگی ؛ از ظرفیت های فرهنگی تا چالش های حقوقی
نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران با توجه به ظرفیت های فرهنگی موجود در سرزمین کهن ایران بستر مناسبی جهت تعامل با فرایند جهانی شدن فرهنگ هاست . با این حال ، وجود برخی نگرش های منفی و بدبینانه به این فرایند که البته بخشی از ناشی از تجربه تلخ ارتباط با بیگانگان سلطه جو بوده است و در قلمرو نهادهای حقوقی نیز جلوه گر شده تا حدودی با ظرفیت های فرهنگی همپوشانی پیدا نموده است.نتیجه این تداخل آن شده که از یک سو برخی، خواهان الحاق به اين فرایند جهانی‌شدن و خواهان بسط ارزش‌هاي جهاني و وحدت رويه در فرهنگ ارزش‌هاي جهاني هستند و بر تساهل و تسامح قيدهاي قومي و نژادي و مذهبي در تعامل با این فرایند اصرار مي‌ورزند. در مقابل نيز طرفداران دیدگاه های بدبینانه و غیر منعطف ، از پی‌آمدهاي منفي جهانی‌شدن به‌ویژه تأثير آن بر دين و ارزش‌هاي فرهنگي دیگر ملت‌ها بيم دارند . از ديدگاه اين طيف، جهانی شدن فرهنگ ها ممكن است شكل تازه‌اي از استعمار باشد كه تنوع فرهنگي را در سطح جهان به مخاطره مي‌افكند. از منظر این دیدگاه ، شهروندان در فرایند جهانی شدن از اخلاق انساني و ارزش‌هاي فرهنگي و ديني ملی خود دور می شوند و رفته رفته آنچه که فرهنگ استکباری می خوانند بر فرهنگ ملی ـ دینی غلبه پیدا می کند. لذا در این بخش ابتدا ظرفیت های فرهنگی ایران اسلامی در راستای تعامل با فرایند جهانی شدن مورد بررسی قرار می گیرد.سپس برخی مهمترین موانع در پیش راه این تعامل بیان خواهند شد.
الف : مقضیات و ظرفیت های فرهنگی ـ تمدنی ایران در تعامل با فرایند جهانی شدن فرهنگی
به طور کلی دو دیدگاه کلان را در خصوص جهانی شدن فرهنگ می توان ارائه نمود : 1- نظریه عمومی جهانی شدن فرهنگ 2- نظریه های کثرت فرهنگی. نظریه عمومی جهانی شدن فرهنگ به ظهور فرهنگ جهانی واحد و مسلطی اشاره دارد که سایر فرهنگ های بازمانده از تمدن های دیگر در آن حل خواهند شد . متفکرانی همچون هربرت اسپنسر،آگوست کنت ،ایمانوئل کانت و هگل و دورکیم در آثار خود از ظهور اجتناب ناپذیر فرهنگ و تمدن عقلانی واحد و فراگیر در سطح جهان سخن گفته اند و بر ضرورت تاریخی زوال دیگر فرهنگ ها و تمدن ها تاکید داشته اند . اما به موجب نظریه کثرت گرایی فرهنگی ممکن است تمدن های مادی و فن آوری محور واحدی در جهان مسلط گردد ، لیکن فرهنگ های مختلف هویت خود را حفظ خواهند کرد. همچنین نسل دوم نظریه پردازانی که تحت تأثیر دیدگاه های دورکیم بوده اند نظیر پارسونز ، نیکلاس لوهمان ، والرشتین و دانیل بل هر کدام در تعریف جهانی شدن اولویت را به یکی از عوامل اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی داده اند. (بشیریه،1379-213) اما شاید بتوان نگاه دیگری به جهانی شدن را تحت عنوان مناظرات و تعاملات فرهنگی مطرح نمود. همانگونه که در بخش اول در خصوص علم جرم شناسی بیان شدن ، مقوله فرهنگ موضوعی تغییر ناپذیر نیست. زمانی در کشور ایران داشتن ویدئو هم قبح قانونی و هم دافعه اجتماعی داشت اما به مرور و با تغییر و تحولات جامعه مقنن از این فن آوری سمعی و بصری جرم زدایی نمود و امروزه وقتی نام ویدئو برده می شود گویی در خصوص امری پیش و پا افتاده صحبت می شود. لذا به نظر می رسد تعاملات فرهنگی، خودشیفتگی را بر نتابیده و در عین تأثیر گذاری از تأثر پذیری نیز نمی توان اجتناب نمود. هیچ فرهنگی پدیده بسیط و درخور فروبسته ای نیست بلکه ترکیبی از عناصر مختلف و نظامی باز است. به بیان دیگر فرهنگ ها با یکدیگر ترکیب می شوند و تنها از این طریق است که عناصری از آنها باقی می ماند و عناصر دیگر از میان می رود.لذا هیچ فرهنگی به عنوان کلیتی یکپارچه نه تداوم می یابد و نه از بین می رود.(اسماعیلی،1382-21)
در این راستا توجه به قابلیت¬ها و ظرفیت¬های فرهنگی- تمدنی ایران که هویت ملی ایرانیان را تشکیل می دهد در عصر جهانی شدن و نحوه تأثیرگذاری و تأثیر پذیری آنها بر این فرایند می تواند در آماده سازی برای مواجهه با این فرایند کارساز باشد. ظرفیت های فرهنگی و شاخص های هویت ملی ایرانیان که شامل زبان فارسی، ویژگی های دینی (اسلام و ادیان قبل از آن)، تجربه تاریخی مشترک و درخشان هزاران ساله و زیستن در یک قلمرو جغرافیایی موجب شده که ساختار احساسات، عواطف، افکار و اندیشه های قوم ایرانی به گونه ای مشخص شکل بگیرد به طوری که از ساختار احساسات، بینش ها، عواطف و اندیشه های ملل دیگر قابل تفکیک باشد. واقعیت این است که این تجربه مشترک، زبان مشترک و دین مشترک (به شرط آنکه به درستی حفظ و به نسل های بعدی منتقل شود) هیچ گاه نمی تواند به سادگی در نتیجه فراز و نشیب ها و یا تحولاتی همچون فرایند جهانی شدن فرهنگی دستخوش تغییر و یا با چالش مواجه شود.
امروزه زبان فارسی بیش از هر زمان دیگر در تاریخ حیات خویش در حال توسعه یافتن است و اگر در هزار سال پیش فقط در قلمرو جغرافیایی ایران زمین مردم به زبان فارسی سخن می گفتند امروزه در نتیجه فرایند جهانی شدن و مهاجرت اقوام و گروه های ایرانی به قسمت های مختلف جهان، زبان فارسی گسترش یافته به طوری که در حال حاضر در آمریکا، اروپا، آسیا و آفریقا چندین میلیون فارسی زبان وجود دارد. همچنین به دلیل توسعه فناوری به ویژه اینترنت زبان فارسی در جهان گسترش یافته چرا که صدها بلکه بیشتر وبلاگ به زبان فارسی در شبانه روز در فضای مجازی متولد می شوند و به علاوه شبکه های ماهواره ای فارسی زبان و مجلات تحقیقاتی علمی ـ پژوهشی به زبان فارسی نیز توسعه یافته است.دیگر مؤلفه های سازنده هویت ایرانی نیز همین وضعیت را دارند، مثلاً امروزه در ایالات متحده آمریکا بیش از 5500 مسجد وجود دارد، در اروپا هم مساجد بسیار زیبایی ساخته شده و یکی از نگرانی های دول غربی این است که مبادا چهره شهرهای مسیحی تحت تأثیر مساجد مسلمانان تغییر کند . نمونه دیگر از ظرفیت های فرهنگی ایران، نوروز است. نوروز به عنوان یکی از مؤلفه های هویت ملی ایرانیان در هیچ لحظه ای از تاریخ به اندازه امروز جهانی نشده بود و امروز در اکثر شهرهای بزرگ جهان مثل لندن، برلین، پاریس و نیویورک سال نو شمسی در میادین بزرگ آنها جشن گرفته می شود.به این سان مؤلفه های هویت ملی ایران در نتیجه جهانی شدن نه تنها مضمحل نشده اند بلکه در نتیجه فرایند جهانی شدن از بستر سنتی خویش ، توسعه نیز پیدا کرده اند. به این سان یک امر محلی و قومی دارد، جهانی می شود و عناصر محلی یعنی همین مؤلفه های سازنده هویت ملی به اقصی نقاط دنیا راه می یابد. از طرف دیگر مظاهر فرهنگی جهانی نیز دارد محلی می شود از جمله شیوه تغذیه (مثلاً استفاده از فست فود)،نوع پوشش و آرایش، چیدمان منزل ، توجه به برخی روزهای ویژه منتسب به مردمان غربی نظیر روز والنتاین یا هالووین و… در حال جهانی شدن است.ناگفته نماند که این تغییرات مربوط به صورت های ظاهری زندگی است و به ظرفیت های ثابت و هویتی ایرانیان ارتباطی ندارد.به بیان دیگر محلی شدن برخی مصادیق فرهنگی دیگر جوامع به گونه ای نیست که هویت های ملی را با مخاطره روبرو کرده باشد زیرا هویت های ملی ریشه دار بوده و ظرفیت های درونی خود را توسعه می دهند.
ب : موانع و محدودیت ها و چالش های پیش روی نظام جمهوری اسلامی ایران در فرایند جهانی شدن فرهنگ ها
در ایران از یک سو کشوری با قدمت تاریخی و تمدنی چند هزار ساله وجود دارد و از سوی دیگر این زیست بوم جغرافیایی ـ انسانی به گواهی تاریخ نظام های مختلف فکری را بر خود دیده است.از بعد از ساسانیان و ورود اسلام بر این سرزمین تا به امروز همواره سه رویکرد فکری در میان دولت ها وجود داشته است : نخست ، دیدگاهی که متمایل به تأثیر پذیری از دول خارجی و دست آوردهای آنها در تمامی زمینه ها از جمله یافته های فرهنگی آنها بوده ، دوم دیدگاهی که متمایل به شریعت محض اسلامی و اجرای مُرّ آموزه های فقهی بوده و سوم دیدگاهی که در مقام جمع بین آموزه های شریعت اسلام و تجربیات نظام های دیگر در خصوص حکمرانی خوب و البته توجه به واقعیات جامعه و تحولات فکری ـ ذهنی شهروندان و رشد علم و فن آوری بوده است.(لوکلر،1384-34) پیش از انقلاب اسلامی و به ویژه بعد از صفویان تا اواخر دوره پهلوی ، دولتمردان بنا بر دیدگاه های مصلحت گرایانه خود با آغوشی باز از مظاهر تمدنی غرب به ویژه در زمینه های فرهنگی و آموزشی استقبال می نمودند.این اشتیاق بعضاً بدون توجه به ذائقه و بافت فرهنگی شهروندان بود. به عنوان نمونه ،از سال هاي 1304 به بعد رضا خان پهلوی، به تقليد از آتاتورك ، درصدد بود جامعه مذهبي ـ سنتي ايران را تبدیل به جامعه ای غيرمذهبي يا دين جدا نماید. از جمله در اين سال ها دو قانون وضع نمود: 1- قانون مربوط به كشف حجاب، 2- قانون مربوط به متحدالشكل كردن البسه مردان. دليل اين امر اين بود كه در شهرستان ها افراد عامي پالتوهاي بلندي داشتند و دستار بر سر مي گذاشتند. از نظر حكومت پهلوي اين رفتار مظهر دين گرایی و مذهب مداری بود. وی در آغاز اين قانون را وضع كرد كه همه بايد لباس هاي فرنگي بپوشند. همچنين حجاب را براي بانوان ایرانی ممنوع كرد. اما در عمل در آن زمان خانم ها از خانه خارج نمي شدند تا آنها را دستگير نكنند و با وجود آن شداد و غلاظ و حتی پس از 50 سال از تصویب آن قانون، بخشي از زنان هنوز حجاب کامل داشتند و عده¬اي ديگر بي حجاب بودند. بنابراين، وضع قانون كيفري براي كشف حجاب و تحميل پوششي خاص نتوانست كارساز باشد. اين به اين معنا نيست كه قانون اصلاً تاثيري ندارد بلكه هنگامي تاثير دارد كه یک ارزش به طور متوسط در جامعه وجود داشته باشد در غير اين صورت حقوق كيفري، انسان هايي رياكار و مزوّر به وجود مي آورد.(نجفی ابرند آبادی،1388-20) بعد از انقلاب اسلامی هم برخورد با فرهنگ غرب و پدیده جهانی شدن به دو شکل مورد توجه بوده است . یک دیدگاه آن را به پدیده تهاجم فرهنگی و هدیه استکبار جهانی تقلیل می دهد و با گرایش تدافعی ( و نه ترافعی) آن را به عنوان گسترش فرهنگ غرب و صهیونیسم بررسی می کند.دیدگاه دوم در عین توجه به تهاجم فرهنگی غرب ولی از پیوستن به فرایند جهانی شدن از طریق تلاش برای عضویت در نهاد هایی مثل سازمان تجارت جهانی و ایجاد ساز و کارهای مورد نیز در حقوق داخلی برای تسهیل و تسریع این عضویت یا از منظر فرهنگی در قالب شرکت در مراسم اهدای جوایز اُسکار و معرفی نماینده جهت رقابت با محصولات فرهنگی دیگر کشورها دفاع می کند.در هر حال بعد از انقلاب اسلامی با توجه به اصل چهارم قانون اساسی تلاش بر این شد تا کلیه مقرراتی که به تصویب می رسد منطبق با موازین اسلامی باشد.نکته ای که در این میان مغفول باقی ماند استفاده از ظرفیت ها و یا دست کم توجه به ظرفیت های فرهنگی جامعه ایرانی بود به طوری که زمانی حتی داشتن یک حلقه فیلم ویدئو یا سی دی تصویری مطابق قانون مجازات اسلامی جرم می بود اما خوشبختانه سیاست کیفری قضایی در سطح هیأت عمومی دیوان عالی کشور بعضاً شداد و غلاظ غیر واقع بینانه را تلطیف نموده و مثلاً در خصوص مثال اخیر در رای وحدت رویه شماره 645 مورخ 23/9/1378 اعلام نمود: «نگهداري ، طرح ، نقاشي ، نوارسينما و ويدئو يا به طوركلي هرچيزي كه عفت و اخلاق عمومي را جريحه دار نمايد در صورتي كه به منظور تجارت و توزيع نباشد جرم محسوب نمي شود.»
لذا با تذکر مجدد این نکته که جامعه در هر حال مسیر خود را پیدا خواهد نمود و در این میان رشد فن آوری در قالب امواج ماهواره و اینترنت این فرایند را سرعت می بخشد و لذا خودشیفتگی و توهم بستن مرزها به روی فرهنگ های دیگر تنها باعث انزوا نه در سطح بین المللی که با قشری از شهروندان را نیز موجب خواهد شد.به این سان بجای آنکه جهانی شدن را یک خطر تلقی نمود باید آن را یک فرصت تلقی نموده و خود را برای مواجه منطقی با آن آماده ساخت .
امروزه به لطف رشد و پیشرفت فن آوری از یک سو افزایش قشر تحصیل کرده از سوی دیگر یک نوع خودآگاهی انتقادی نسبت به هویت ملی به وجود آمده است.(شاملو، 1389 ـ24) امروزه در نتیجه توسعه بینش های جهانی و آگاهی ملتها از یکدیگر و آشنایی با شیوه های زیستی مختلف، افق دید انسانها گسترش یافته و منطق و بینش تحلیلی و انتقادی در حال توسعه یافتن است و طبیعی است که در چنین شرایطی هویت های ملی هم آرام نخواهند بود.در عین حال تردیدی نیست که مردم جامعه ایران بین آموزه های سنتی و ملی و گزاره های مدرن با نوعی چالش و بحران مواجه می شوند.اما این بحران به نظر نگارنده از نوع مثبت است.به این معنا که به واسطه این چالش مثبت، شهروند ایرانی به نوعی آگاهی و نگرش خود انتقادی می رسد و به عبارت دیگر یک نوع پالایش از نوع تغییر و تحول گام به گام را تجربه می نماید. این تحول را می توان همانند تحول دوران بلوغ دانست زیرا یک فرد را از کودکی به بزرگسالی و کمال گرایی رهنمون می سازد و طبعاً چنین بحرانی سازنده است. به نظر نگارنده پیشرفت های جامعه جهانی نه تنها موجب توسعه فرهنگ ملی ایران شده بلکه چالش هایی را ایجاد کرده که موجب بسط آگاهی های مردمان ایران زمین نیز شده است. اینکه شهروند ایرانی در مقابل آیین های ملی و سنتی و حتی دینی خود منتقدانه و پرسشگرانه طرح سؤال نماید باعث دین گریزی یا بی هویتی نیست بلکه علاوه بر توسعه ارزش های دینی ، موجب می شود به جای اینکه ارزشها، باورها و هنجارهای دینی را به نحو ناخودآگاه تبعیت نماید آگاهانه آنها را انتخاب کند. آرمانها و ایده آل های دین مبین اسلام هم همین است که مردم به جای اینکه فقط آگاهی ها و باورهای دینی را از روی عادت و تعبداً انجام دهند درباره این کارها روحیه پرسشگری و آگاهی انتقادی به دست آورند .چراکه فردی که آگاه شود مسؤولیت پذیر هم هست یعنی آگاهی مسؤولیت خلق می کند. این امر مستلزم بالا بردن و تقویت زیر ساخت های فرهنگی، اقتصادی و ایجاد بستر لازم جهت نقد و پرسشگری در کنار بهره بردن از امکانات و توان بالقوه تمامی افراد و گروه ها ، احزاب (از هر طیفی) ، متفکرین و اندیشمندان (با هر گونه تفکر و عقیده ای) می باشد.

نتیجه گیری
جهاني شدن پديده اي است متكثر و پر ابعاد. شايد ظهور اين مفهوم با تكيه بر بعد اقتصادي آن بوده باشد. بُعدي كه اكنون به شديدترين وجهي در «سازمان تجارت جهاني»متبلور است.(سعیدی،1385-27) جنبه هاي سياسي، نظامي، اجتماعي، زيست محيطي، جرم و جنايت و مسأله اجتماعي از ديگر ابعاد اين پديده اند. امروزه بُعد فرهنگي جهاني شدن نیز يكي از ابعاد مسأله زا و پر حرف و حديث آن است.(گل محمدی،1386-71) امروزه چه كشورهاي توسعه يافته و ثروتمند چه كشورهاي توسعه نيافته و کمتر توسعه یافته ، شاهد حضور چشمگير عناصر مختلف فرهنگي در زندگي سياسي ـ اجتماعي خود هستند.(توسلی،1385ـ14) جهانی شدن بعنوان یک پدیده روبه رشد و فراگیر تمامی جنبه های مختلف زندگی عرصه های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی را تحت تاثیر قرار می دهد.
بنا بر یافته های این نوشتار سه نگاه متفاوت به پدیده جهانی شدن وجود دارد: نخست.نگاهی بدبینانه که جهانی شدن را به عنوان یک پروژه طراحی شده از سوی کشورهای قدرتمند و توسعه طلب غربی می داند و بر همین اساس تلاش می کند تا با مظاهر آن در هر سطحی مبارزه کند. دوم،نگاهی خوشبینانه که جهانی شدن را نه به عنوان یک پروژه طراحی شده بلکه به عنوان یک پدیده طبیعی و یک فرآیند ناگریز با توجه به گسترش روزافزون علم و صنعت در جهان می داند و عملاً تلاش می کند تا خود را با این امر ضروری و رخداد طبیعی در ساختار جامعه انسانی وفق دهد. رویکرد سوم نگاه واقع بینانه و آگاهانه که مبنا را بر طبیعی بودن فرایند جهانی شدن می گذارد ولی بر این باور است که کشورهای قدرتمند از لحاظ صنعت و فن آوری دارای روحیه کاذب توسعه طلبی و کمال گرایی منفی بوده ،همواره تلاش می کنند تا بر این موج ایجاد شده در دنیای علم و صنعت سوار شوند و به تحکیم و افزایش قدرت های مادی خود حتی در امور فرهنگی بپردازند.از این رو می توان گفت با توجه به روند روز افزون پیشرفت فن آوری ارتباطات به ویژه از اواخر دهه نود به این سو موضوع جهانی شدن فرهنگی امری اجتناب ناپذیر در زندگی انسانی است. در چنین شرایطی هیچ یک از کشورهای دهکده جهانی قادر نخواهند بود تا خود را از تأثیرات و پیامدهای جهانی شدن دور نگه دارند. امروزه افکار و عقاید و به طور کلی نوع زندگی اجتماعی تنها با فشردن یک دکمه از طریق ماهواره و یا یک کلیک از طریق اینترنت از نقطه ای به نقطه دیگری در کره خاکی منتقل می شود و مرزهای جغرافیایی کارکرد های پیشین خود را تاحدی از دست داده اند. لذا بستر لازم برای شکل گیری فرهنگی جهانی بیش از پیش فراهم شده است. ذکر این تذکر نیز لازم است که شکل گرفتن یک فرهنگ جهانی واحد به معنای اخص کلمه سخن جسورانه و حتی گزافی است چراکه پیچیدگی شاکله انسان ها با طبیعت، قومیت و بسترهای متفاوت زندگی از یک سو و زبان های ارتباط با یکدیگر از سوی دیگر مانع از وحدت فرهنگی عالم گیر خواهد شد و لذا همواره تمایزات و مقاوت در برابر ذائقه های متنوع همواره وجود خواهد داشت. در این میان و از بُعد ملی می توان به این فرایند دو گونه نگریست : یک نگاه بدبینانه نسبت به دیگر فرهنگ ها به ویژه فرهنگ کشورهای پیشرفته از نظر اقتصادی همراه با خودشیفتگی فرهنگی ، حقوقی و سیاسی و نگاه دیگر واقع بینانه و آگاهانه با تکیه بر ظرفیت های فرهنگی ملی در جهت تعامل مثبت با دیگر فرهنگ ها.مبتنی بر این دیدگاه جهاني شدن بستري براي عام شدن فرهنگ‌هاي خاص ملی و خاص شدن (بومی شدن) عناصر فرهنگي عام دیگر ملل فراهم كرده است. پس منظور از عام گرايي گسترش انواع گوناگون تفاوت‌هاي اجتماعي است و منظور از خاص گرايي اين است كه فرهنگ جهانی وارداتی ، طعم و رایحه بسترهاي فرهنگي بومی محلی را كه قرار است در آنجا مورد استفاده قرار بگیرد را به خود مي‌گيرد و به این سان فرهنگ جهاني در چارچوب فرهنگ خاص ملی ـ مذهبی دريافت كنندگان ، تعديل و بومی مي شود.البته نمی توان انکار کرد که کشورهای متحول و پیشرو در فن آوری و صنعت در فرایند جهانی شدن نقشی فعال تر را بازی نموده و حضوری پر رنگ تر را طلب می کنند اما نباید از پتانسیل فرهنگ های قومی و ملی و تعلق خاطر شهروندان به این مظاهر غفلت نمود. به عنوان نمونه در جامعه ایران به راحتی نمی توان سخن از حذف سنت نوروز که جزو میراث تمدنی مردمان داخل در قلمرو ایران سابق (مثلاً تاجیکستان) و ایران فعلی به واسطه ورود فرهنگ های دیگر سخن راند . چراکه تفاوت تجربه تاریخی مردمان هر منطقه حافظ تعصب فرهنگی آنهاست و فرهنگ بیش از آنکه به تحولات جهانی وابسته باشد به انسان و تاریخ انسانی مربوط است. لذا در این معادله نه می توان صحبت از قهر و مقابله و سانسور فرهنگ های دیگر کرد و نه می توان به فرایند جهانی شدن فرهنگ بی تفاوت بود بلکه به نظر می رسد راهکار مناسب اتخاذ رویکردی واقع بینانه مبتنی بر اولاً قبول واقعیتی به نام چندگونگی فرهنگی و پذیرش جنبه های مثبت جهانی شدن فرهنگ ها و ثانیاً تقویت و بازتعریف فرهنگ غنی و کهن ملی و هویت دینی ایران زمین (نظیر فرهنگ توحید محوری ، انتظار ، عدالت ،ظلم ستیزی، شهادت ، به هم پیوستگی مذهب و کلیه شئون زندگی ، عفت سالاری ، مردم سالاری دینی ، تعصب قومی ـ ملی ایرانی بودن و…) در جهت هدایت و بی اثرسازی وجوه منفی و ناهمگون دیگر فرهنگ ها و ثالثاً احترام به حق آزادی انتخاب شهروندان است.امروزه مسأله‌ انتقال مفاهیم و هویت دینی‌ در كانون‌ توجه‌ جامعه‌شناسي‌ ديني‌ قرار مي‌گيرد. اگر آرمان‌ انتقال‌ اين‌ باشد كه‌ فرزندان‌ بايد تصاوير كاملي‌ از والدين شان‌ باشند، آشكار است‌ كه‌ هيچ‌ جامعه‌اي‌ به‌ اين‌ آرمان‌ نايل‌ نمي‌شود، چون‌ در عصر جهاني شدن تغيير فرهنگي‌ حتي‌ در جوامعي‌ كه‌ تحت‌ حاكميت‌ سنت‌ قرار دارند، تداوم‌ دارد. در گذشته‌ اين‌ انتقال‌ با شكيل‌ و قاعده‌مند نمودن‌ ارزش ها، نگرش ها و رفتارها صورت‌ مي‌گرفت‌، ولي‌ اكنون‌ ماهيت‌ اين‌ انتقال‌ از اساس‌ دگرگون‌ شده‌ و هر جامعه‌اي‌ اگر درصدد است‌ تا انتقال‌ را با بينش‌ كافي‌ و به‌ عنوان‌ انتخابي‌ براي‌ نسل‌ جديد ارايه‌ دهد، ناگزير است‌ كه‌ معيارهاي‌ جديدِ هويت‌يابي‌ ديني‌ را شناخته‌ و خود را با آن‌ همراه‌ سازد. چنين‌ شرايطي‌ تمامي‌ نهادهاي‌ پرورشي‌ (خانه‌، مدرسه‌ و مراكز آموزشي و ديني‌) را وادار مي‌سازد تا رسالت شان‌ را بازتعريف‌ كنند. چنين‌ پديده‌اي‌ مشخصاً در جریان انقلاب‌ اسلامي‌ اتفاق‌ افتاد و امام‌ خميني(ره)‌ يكي‌ از اصلي‌ترين‌ شخصيت هايي‌ بود كه‌ چنان‌ بازتعريفي‌ از رسالت‌ ديني‌ را در سال هاي ‌پيش‌ از انقلاب‌ در نسل موسوم به انقلاب‌ دروني‌ ساخت. تا پيش‌ از آن‌، مراجع‌ و مراكز ديني‌ عمدتاً انسان‌ ديني‌ را شخصي‌ مي‌دانستند كه‌ در ايام‌ خاصي‌ از سال‌ در مراسمي‌ شركت‌ كند و به‌ تجديد خاطره‌ برخي ‌از وقايع‌ ديني‌ ـ تاريخي‌ بپردازد. اما بزرگانی نظیر مرحوم دكتر شريعتي‌، استاد شهید مطهري، مرحوم آيت‌ الله‌ طالقاني‌، و شخص امام خميني (ره) ، از رهبراني‌ بودند كه‌ شخصيت‌ ديني‌ را كسي‌ دانسته‌ و معرفي ‌مي‌كردند كه‌ وقايع‌ ديروز ديني‌ را در مسايل‌ امروز جامعه‌ كشف‌ كرده‌ و با بازتعريف‌ آن‌، الگو و هنجار جديدي‌ را معرفي‌ كنند. در تحقق این هدف یعنی بازتعریف هویت ملی و دینی برای نسل های جدید در راستای تعامل با جهانی شدن فرهنگ ها کلیه نهادهای فرهنگی ـ آموزشی دولتی و غیر دولتی نظیر صدا و سیما ، مطبوعات ، نهادهای متولی امر آموزش و فرهنگ ، دانشگاه ها و سازمان های مردم نهاد جایگاهی ممتاز و برجسته دارند به شرطی که متولیان این مراکز همنوایی فکری و عملی داشته باشند.این نکته را نیز نباید فراموش نمود که در هر حال جامعه راه خود را پیدا می کند.(امیری،1379-67)
میراث فرهنگی و ظرفیت های تمدن ایران در بردارنده بسیاری از مؤلفه های کارآمد در عصر فرایند جهانی شدن فرهنگی است .در این راستا تجربه گذشته منبع (و نه مرجع) عملکرد امروز باید باشد. به همین دلیل دنیای امروز با گذشته قهر نمی کند و آن را به دور نمی اندازد ولی در اسارت تاریخ و گذشته خود هم نمی ماند. ملتی که گذشته را مرجع خود دانسته و در اسارت گذشته دست و پا می زند و یا ملتی که گذشته و هویت خود را به یکباره به کنار می گذارد دو روی یک سکه اند.لذا باید راه میانه را برگزیده یعنی از گذشته و ظرفیت های فرهنگی ـ تمدنی به عنوان یک میراث و منبع و سرمایه غنی به صورت گزینشی و متناسب با نیازهای امروز استفاده نمود.با توجه به مطالب مطروحه در این نوشتار به عنوان پیشنهاد به نظر می رسد در برخورد با فرایند جهانی شدن فرهنگ ها باید:
1ـ با فراتر رفتن از عرصه منافع محلی و انفرادی و واکنش های منفعلانه،به نظام مندتر شدن جامعه در مقیاس جهانی اندیشیده شود.امری که در سند چشم انداز بیست ساله مدنظر تدوین کنندگان بوده است.
2 ـ مجهز شدن به دانش روز و بهره گیری از کارآیی های صنعت، تجارت ، فن آوری و …در عین حفظ سرمایه های اجتماعی و فرهنگی ملی .
3- پذیرش این واقعیت که جهانی شدن در عین مخاطراتی که دارد می تواند امکاناتی را فرا روی ملت بگشاید به شرطی که از این فرصت ها به نحو احسن و اکمل استفاده شود و به حق آزادی و شعور ملت در انتخاب احترام گذاشته شود.
4ـ تلاش برای ایجاد ساز و کارهای بومی سازی آموزه های فرهنگی دیگر ملل و به طور کلی یافته های علوم انسانی و تمزیج آن در فرهنگ بومی ایران .
منابع و مآخذ
الف : کتاب ها و مقالات
1ـ آیین ، یاسر، (1386) پنجره ای دیگر به روی جهانی شدن ،نشریه الکترونیکی ساعت صفر، http://zerotime.org
2ـ احمدي علي آبادي، كاوه،(بی تا) جهاني شدن و تأثير آن بر فرهنگ، دين و اخلاقيات ، مجله جامعه شناسی ایران
3ـ اسماعیلی،رضا(1382) جهانی شدن تهدید ها و فرصت های ناشی از آن. رشد آموزشی علوم اجتماعی ،شماره4.
4ـ امیری ، مهدی،(1379) ابعاد و پیامدهای جهانی شدن فرهنگ ، کیهان فرهنگی ، شماره 173
5ـ بشیریه،حسین(1379) نظریه های فرهنگ در قرن بیستم. موسسه فرهنگی آینده پویان.
6ـ توسلی ،غلام عباس (1385) بررسی گفتمان های غالب در بحث جهانی شدن . نامه علوم اجتماعی ،شماره27.
7ـ رابرتسون ،رونالد(1385) جهانی شدن :تئوری های اجتماعی و فرهنگ جهانی . ترجمه کمال پولادی . نشر ثالث.
8ـ سعیدی،علی اصغر(1385) روند پژوهی گفتمان های جهانی شدن . رشد و آموزش علوم اجتماعی ،شماره 4.
9ـ سعیدی،رحمان (1385) جهانی شدن اقتصاد . رشد و آموزش علوم اجتماعی ،شماره 4.
10ـ شهیدی،نیما (1385)جهانی شدن آموزش عالی . فصل نامه آموزشی ،تحلیلی فرهنگ آموزش ،پیش شماره 3. سال دوم.
11ـ کچویان،حسین(1385) نظریه های جهانی شدن و دین . نشر نی.
12ـ کچویان ،حسین(1384) نظریه های فرهنگ و جهانی شدن :از رویکرد تا واقعیت . فصل نامه مطالعات فرهنگی و ارتباطات . شماره 2 و3 .
13ـ گل محمدی، احمد (1386)، جهانی شدن فرهنگ، هویت ، نشر نی.چاپ سوم، تهران، 268 صفحه
14ـ گیدنز،آنتونی (1379) جهان رها شده ،ترجمه علی اصغر سعیدی ،نشر علم و ادب.
15ـ گیدنز،آنتونی (1384) چشم انداز های جهانی ،ترجمه محمد رضا جلایی پور ،طرح نو.
16ـ لوکلر ، ژرار (1384) جهانی شدن فرهنگی، آزمونی برای تمدنها،ترجمه سعید کامران، موسسه چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه،چاپ اول ،
17ـ نجفی ابرندآبادی،علی حسین،(1388) تقریرات جرمشناسی،به کوشش بهروز جوانمرد و دیگران،دوره کارشناسی،دانشگاه شهید بهشتی.
ب: تقریرات
1ـ شاملو، باقر؛ تقریرات سیاست جنایی، دوره دکتری، دانشگاه شهید بهشتی، 1389
ج : وب سایت ها
1-http://islamineurope.ir/
2-http://www.anthropology.ir/
3-http://www.farhangshenasi.com

درباره ی حقوق امروز

همچنین ببینید

بررسی اختلاف در صلاحیت دادگاههای عمومی و انقلاب و نظامی و شورای حل اختلاف در رسیدگی به دعاوی مدنی

  بررسی اختلاف در صلاحیت دادگاههای عمومی و انقلاب و نظامی و شورای حل اختلاف …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.