بررسی علل و پیامدهاي فرار دختران در جامعه ایرانی

بررسی علل و پیامدهاي فرار دختران در جامعه ایرانی[1]

بهروز جوانمرد[2]

مقدمه

جوانان به مثابه يك گروه اجتماعي و به سبب برخورداري از روحيه نوخواهي، تمايل به متفاوت بودن دارند. از طرفی این قشر بيشتر مخاطب ارزش­ها و هنجارهاي جديد قرار مي­گيرند.در میان متغیرهایی نظیر اینترنت و ماهواره و دیگر مصادیق فن آوری ارتباطات و اطلاعات نیز به نوبه خود بر کیفیت مطالبات و مناسبات جوانان تاثیر می گذارند.حال چنانچه جامعه ای در درون خود پاسخی شایسه ، درخور و اقناع کننده برای این خواسته های تحول گرا نداشته باشد آنگاه فرهنگ خارجی از طریق وسایل ارتباط جمعی به حریم خصوصی شهروندان راه پیدا کرده و هر فرد آنگونه که خود می خواهد از این مظاهر به اصطلاح متجددانه قدر السهم خود را برمی دارد.لازم به یادآوری است كه جوانان ، پديده­هايي پويا هستند و در قالبي كليشه­اي نمي­توان آن­ها را درك نمود يا نسبت به مسائل آن­ها اظهارنظر كرد. به بیان دیگر مفهوم جواني، خود در حال تحول بوده و به موازات آن، تجربيات و معاني پيوسته با رفتارهاي مربوط به جوانان نيز دگرگوني پذيرفته است[3].لذا پاسخهای غیر علمی و سنتی به خواستها و مطالبات این قشر محتمل است که نتیجه معکوس داشته و خود انحراف زا و بعضاً جرم زا باشد. درباره آسیب های اجتماعي مربوط به دختران در جامعه ايران، به طور کلی باید گفت عواملي چون جنسيت، طبقه و سبك زندگي براي تبيين وضعيت رفتارهاي منحرفانه آنها كافي و بسنده نيستند. با اين‌حال مي‌توان گفت اگر چه دختران در معرض فضاهاي در حال تحول ارزشي و هنجاري قرار دارند، اما زمينه براي دگرگوني در نقش‌هاي محول به آن‌ها، همچنان نامناسب است و اين خود موجب نوعي دوگانگي در قلمرو عينيت و ذهينيت براي آن‌ها مي‌شود.علاوه بر این مورد بافت فرهنگی جامعه ایران که تلفیقی از آموزه های سنت،مذهب ، مدرنیته و ـ در سالیان اخیر در اثر رشد فعالان حقوق بشری و برنامه های ماهواره ای و ارتباطات اینترنتی ـ پست مدرنیسم می باشد در درون خود دچار برخوردها و واکنش های متفاوت در قبال مطالبات دختران است.این شکاف میان خواسته های تحول مدار و واکنش جامعه از کوچکترین تشکل یعنی خانواده تا در سطح دانشگاه ها و محیط های شغلی ـ تجاری ، تنشی را در ذهن برخی دختران ایجاد می نماید که برای فرار از این تنش، رهیافتهایی بسته به شخصیت هر فرد صورت می پذیرد. برخی همنوا با ظرفیت های خانواده و جامعه محلی حرکت می کنند ، برخی با خانواده و جامعه دست به تعامل زده و تلاش می کنند ضمن رعایت ولو نمادین آنچه جامعه محلی از در نگاه خود به زن انتظار دارد ، از خانواده امتیاز گرفته و جایگاه نسبی ای را برای خود در جامعه محلی ایجاد کنند و برخی نیز گزینه طغیان ، سرکشی و تزاحم را بر می گزینند که خود به صور متنوعی قابل تصور است. یکی از این موارد فرار از تنش میان مطالبات فردی ، خانوادگی و جامعه ، فرار از محیط کوچک و برکه مانند خانواده و حل شدن در اقیانوس جامعه بیرون است.با توجه به اینکه زیر ساخت های مناسب جهت رشد فردی در جامعه هنوز به صورت مطلوب فراهم نشده تا هر فردی به تنهایی بتواند با ظرفیت های نسبی علمی و توانمندی های علمی خود زندگی قابل تحملی را برای خود فراهم آورد لذا این فرار از تنش ها هر چند در ابتدا شاید بهترین گرینه جلوه نماید اما پس از مدت زمانی که بسته به شخصیت هر فرد متغیر است ، مصائب این خروج از خانوده بروز نموده و بعضاً فرد را از یک آسیب انحرافی اجتماع به ورطه عدالت کیفری و ارتکاب جرم وارد نموده و مسیر زندگی فرد فراری را حتی می تواند تغییر دهد. لذا بررسی علل و پیامدهای فرار دختران از کانون خانواده که همواره نهادی محترم و قابل ستایش در نزد ایرانیان است و به ویژه در سالیان اخیر افزایش پیدا کرده موضوع اصلی این نوشتار است که نویسنده در دو بخش کلی آن را مورد بررسی قرار می دهد. در بخش اول ابتدا در خصوص واژه و اصطلاح فرار و سپس در خصوص مهمترین علل پدیده فرار دختران در ایران مطالبی بیان می گردد. در ادامه و در بخش دوم پیامد های فردی و اجتماعی فرار دختران مورد ارزیابی قرار می گیرد. در پایان نیز ضمن جمع بندی ، راهکارهایی برای کاهش این آسیب اجتماعی که از نظر نگارنده مناسب به نظر می رسد بیان خواهد شد. نکته ای که قابل اشاره و تأمل است اینکه چون در ایران موضوعات و معضلات مربوط به آسیب های اجتماعی هم در نزد عوام همواره به عنوان مباحث ممنوعه و به اصطلاح (خط قرمز) مطرح بوده لذا متولیان امر آسیب های اجتماعی در دولت های پیشین و فعلی نیز از ارائه آمارهای دقیق و موثق و قابل اعتماد به پژوهشگران حذر نموده و لذا روش این مقاله به صورت مطالعه کتابخانه ای ـ اینترنتی به صورت توصیفی ـ تحلیلی بوده و هر کجا که بنا به ضرورت از آمار استفاده شده با ذکر مأخذ آن بوده است.

الف ـ فرار : از مفهوم تا واقعیت در پرتو علل ارتکاب

فرار از خانه و عدم بازگشت به منزل و ترک اعضای خانواده ، بدون اجازه از والدین ، نوعی واکنش نسبت به شرایطی است که از نظر فرد نامساعد ، غیر قابل تحمل و تغییر ناپذیر است .این عمل به طور معمول به منظور کاهش ناخوشایندی و خلاصی از محرک های آزار دهنده و دستیابی به خواسته های مورد نظر انجام می شود.در این بخش ضمن تبیین اصطلاح فرار از خانه به عنوان یک آسیب اجتماعی علل بروز این پدیده در جامعه ایران مورد تحلیل و ارزیابی قرار می گیرد.

1.اصطلاح شناسی فرار به عنوان یک آسیب اجتماعی

امروزه در اکثر کشورهاي جهان، فرار از خانه به يک آسیب مهم اجتماعي تبديل شده است. بر اساس آمار سازمان بهداشت جهاني، سالانه يک ميليون نوجوان 19 –13 ساله از خانه فرار مي‏کنند که 74 درصد آنها دختر هستند[4]. برای پی بردن به علل یک پدیده ابتدا باید درک درستی از مفهوم آن به دست آورد. برخی معتقدند، فرار جزو علایم اختلالات رفتاری شدید محسوب می‌شود و نه به دلیل ماهیت آن، بلکه به دلیل فراهم آوردن مسایل و مشکلاتی که برای فرد و اجتماع به دنبال دارد. لذا از این منظر فرار عبارتست از: میل به رهایی از قید خانواده که نوجوان در طلب آن می باشد که ممکن است به فرار از سرپرستی و نظارت پدر و مادر منجر گردد. در تعریف دیگر، فرار مکانیسمی است در جهت یافتن مجالی برای اثبات وجود فرد که در خانه چنین فرصتی را نیافته است. به نظر نگارنده  فرار از خانه و اقدام به دوري و عدم بازگشت به منزل و ترک اعضاي خانواده، بدون اجازه از والدين يا سرپرست قانوني خود، در واقع نوعي واکنش نسبت به شرايطي است که از نظر فرد، نامساعد، غيرقابل تحمل و بعضاً تغيير ناپذير است. اين عمل معمولاً به عنوان يک ساز وکار دفاعي به منظور کاهش ناخوشايندي و خلاصي از محرک هاي آزار دهنده و مضر و دستيابي به خواسته هاي مورد نظر و عموماً آرزوهاي دور و دراز انجام مي‏شود.به این سان، دختران فراري، گروهي اجتماعي هستند كه باور دارند در ميان روابط اجتماعي ناسالم خانواده، مورد بي توجهي قرارگرفته و تحت تاثير مكانيسم هاي رواني و ذهني براي رسيدن به امنيت دروني و رهايي از سلطه والدين تحميلي و ناسازگار خود تصميم به كسب قدرت شايسته تر از والدين خويش هستند تا با تسليم و اطاعت از آنها نگراني و اضطراب دروني را كاهش دهند.

2. علل گریز دختران از خانه

بر خلاف برخی نظرات که فقط خانواده و یا اجتماع را به تنهایی دربوجود آمدن آن دخیل می دانند، فرار دختران یک پدیده چند علتی[5] است. بطوریکه عوامل مختلفی دست بدست هم داده و زمینه را برای بروز این پدیده بوجود می آورند.در یک بیان کلی ریشه اغلب آسیب های اجتماعی از جمله فرار را می توان در عدم بهره مندی نوجوانان و جوانان از شخصیت متعادل ،دوراندیش و پویا ، تجارب ناخوشایند ناشی از فقر عاطفی و اقتصادی و ایجاد عقده های مالی و عاطفی ، تقویت حس كم ارزش بودن ، ناكامی های مكرر در مناسبات اجتماعی ، تنبیهات و آزارهای جسمی و روحی در محیط خانواده و… جستجو كرد. از طرفی پیچیده تر شدن روابط اجتماعی و در عین حال رخوت نسبی همبستگی اجتماعی ناشی از صنعتی شدن شهرها ، سست شدن روابط عاطفی حاكم بر خانواده ، شكاف بین نسل ها و هسته ای شدن بیش از پیش نهاد خانواده ، بیكاری ، افزایش طلاق ، فقر نسبی فراگیر ، مهاجرت های بی رویه به شهرهای بزرگ و تقویت حس خلاء هنجاری در مناطق برخوردار از عمران و آبادی کمتر، تزاحم فرهنگ سنتی خانواده و عرف غالب جامعه ایران و فرهنگ جهانی منتشره در شبکه های اجتماعی اینترنتی و برنامه های مختلف شبکه های ماهواره ای غربی و عدم تلاش دولتمردان برای تعامل سازنده با فرایند جهانی شدن فرهنگ ها و ارزشها و… زمینه مناسبی برای گسترش آسیب های اجتماعی از جمله فرار دختران از محیط خانواده را فراهم آورده است.به این سان، علت فرار دختران از خانه را می توان شامل شبكه پیچیده ای از عوامل موثر خانوادگی ، روانی ، اجتماعی و فرهنگی دانست. نتایج تحقیقات انجام شده نشان می دهد كه مهم ترین عوامل موثر در بروز مسئله دختران فراری به ترتیب خانواده نابسامان ، مشكلات شخصیتی ، تربیت غلط والدین ، فقر اقتصادی ، آزارهای خانوادگی ، اعتیاد والدین و اعضای آن ، ضعف اعتقادات دینی و تغییر ارزش ها و نوع نگاه به زندگی که خود ناشی از فرایند جهانی شدن فرهنگ ها به وسیله فن آوری اطلاعات و ارتباطات از طریق اینترنت و ماهواره است[6].با توجه به مطالب فوق عوامل مؤثر در پدیده فرار دختران از خانه را در دو دسته کلی می توان جای داد:

2-1. عوامل درونی ـ خانوادگی

عوامل درونی یا فردی ،در معنای مضیق عواملی معطوف به عدم تعادل شخصیتی و اختلال در سلوک و رفتار شخص فراری هستند. پژوهش ها نشان می دهد که افراد فراری غالباً دارای شخصیت های ضد اجتماعی و خودشیفته هستند. مهمترین ویژگی افراد دارای این نوع شخصیت،  بهم ریختگی ارتباط میان انسان و جامعه و ارتکاب رفتارهای نابهنجار است که مورد قبول جامعه نمی باشد[7] . این افراد نسبت به هنجارها و مقررات اجتماعی بی تفاوت بوده ، اعمالشان نظام اجتماعی را متزلزل می کند و رعایت ارزشهای اخلاقی را به پایین ترین سطح آن تنزل می دهد و در پند گرفتن از تجربیات بسیار ضعیف بوده و در قضاوتهای خود یکسویه می باشند.در عین حال این شخصیتها تمایل شدیدی به خودبینی و خود محوری دارند و پیوسته به تمجید و توجه دیگران نیازمندند و با رویاهایی در مورد موفقیت نامحدود و درخشان، قدرت، زیبایی و روابط عشقی آرمانی مشغول هستند. اغلب این افراد والدینی داشته اند که نسبت به آنها محبت با ثباتی نداشته یا سرد و طرد کننده بوده اند یا بیش از حد به آنها ارج نهاده اند و این امر به مرور در آنها تولید عقده حقارت نموده که با خودشیفتگی که خوشان آن را کمال طلبی یا کمال گرایی می نامند ، سعی در مرهم نهادن بر این درد مزمن و آزار دهنده دارند. نزد این افراد جلب توجه دیگران اولویت خاصی دارد . بیان اغراق آمیز و هیجان مدار، نگرش خود مدارانه و تاثیر پذیری از دیگران جزو سایر افراد دارای شخصیت ضد اجتماعی و خودشیفته است .این افراد برای آنکه خود را ثابت کنند هر تجربه ای را ، حتی اگر مشکلاتی را ایجاد نماید انجام می دهند .از دیگر مشکلات روحی-روانی که منجر به رفتارهای ضد اجتماعی می شود ، می توان به ضعف عزت نفس ، احساس کهتری ،فقدان اعتماد به نفس ، اختلال خلقی دو قطبی و…..اشاره نمود[8].

از طرفی بنیاد خانواده در شکل دهی به زندگی و رفتار فرد تا حد زیادی موثر است. اگر خانواده با مشکلات و آسیب های عدیده ای مواجه باشد، روند جامعه پذیری اعضای خانواده مختل می شود. لذا مهمترين علت فردی فرار دختران در معنای موسع ، شرايط نامناسب خانواده است که برخی مهمترین مصادیق این شرایط بیان می شود.

اعتیاد : بر اساس یافته های یک پژوهش در كرمانشاه در سال‪ 82 اعتياد والدين مهمترين علت فرار دختران بوده است. این بررسی همچنین نشان مي‌دهد ‪ 90 درصد از دختران فراري در كرمانشاه والدين معتاد دارند[9].

خشونت : فرار از خانه يكي از بازتاب هاي خشونت خانگي است كه به دليل تاثيرات اجتماعي قابل تامل است . اعمال آزار روحي، جسمي و حتی جنسی(زنای با محارم) از سوي اعضاي خانواده، عامل بسيار مهمي در فرار دختران است . از جمله عوامل خطرساز فرا روي دختران جوان جامعه ایران آزارهاي جنسي و جسمي است. احتمال اين كه دختران جوان مورد آزار و سوء استفاده جنسي قرار گيرند بسيار بيشتر از پسران است اسناد و مدارك نشان مي‌دهد كه اكثريت قابل توجهي (70 تا 90 درصد) از دختران بزهكار كه سابقه مورد سوء استفاده جنسي قرار گرفتن داشته‌اند اغلب توسط اعضاي خانواده يا نزديكان و دوستان خانوادگي كه مورد اعتماد تلقي شده اند مورد سو استفاده و آزار جنسي قرار گرفته‌اند. [10] بسياري از دختراني كه قرباني اين خشونتها مي باشند به دليل ترس از آزاردهندگان و آبروي خويش و توهم عدم حمایت قانونگذار به لحاظ ضعف در ادله اثباتی از سوی بزه دیده، جرات اظهار مشكلاتشان را ندارند، لذا از خانه فرار مي كنند و در شرايطي كه از سوي نيروهاي امنيتي مجبور به بازگشت شوند ، تمايلي به اينكار ندارند . زيرا از محيط ناامن خانه مي هراسند .

تبعیض: بسياري از والدين آگاهانه و يا ناآگاهانه با تبعيض بين فرزندان ، موجب اختلاف بين آنها و دلسردي آنها  از زندگي مي شوند. تبعيض در مواجه با خطاها و اشتباهات فرزندان دختر و پسر و تنبيه تبعيض آميز بر اساس برتري پسر بر دختر يا بالعكس موجب سلب اعتماد به نفس و بدبيني فرزندان نسبت به والدين مي شود . تبعيض با روحيه حساس و عزت نفس دختران منافات دارد و لطمات جبران ناپذيري را بر روح و روان آنها وارد مي كند.

محدوديت مطلق یا آزادی مطلق: در وضعیت محدودیت مطلق ، فرزندان از آزادي و اختيار لازم و متناسب با سن و شرايط خويش و جامعه محرومند و بايد نظر والدين را بدون آگاهي از علت آن انجام دهند و حق اظهار نظر یا انتقاد ، دخالت يا تصميم گيري  ندارند . در اين خانواده ها به خواسته هاي مادي ـ معنوي فرزندان توجهي نمي شود . لذا توانايي و مقاومت آنها درهم مي شكند، و ازهر فرصتي جهت عدم  پيروي از هنجارهاي خانواده بهره مي برند .یکی از این رهیافت ها برای برون رفت از فشار و تنش موجود  و رهایی از وحدودیت ها ، فرار از خانه است. از طرفی همانطور كه عدم توجه به نيازهاي عاطفي فرزندان مي تواند عامل فرار آنان از كانون خانواده باشد . توجه بيش از حد متعارف و در اختيار بودن امكانات فوق حد سني فرزند هم مي تواند زمينه مسائلي چون فرار از خانه را ايجاد نمايد. هنگامی كه هر گونه مطالبات و خواسته هاي فرزندان با سیاست سمحه و سهله محقق مي شود ، به محض ايجاد مشكلات و بحرانها و فشارهاي زندگي، كه در آن امكان تحقق برخي از آرزوها سلب مي شود و يا در شرايطي كه خواسته هاي فرزند به افراط مي گرايد و والدين با آن مخالفت مي نمايند،آنگاه فرزند، به دليل تربيت عاطفي (نه تربيت عقلاني ) روحيه عدم درك منطقي شرايط ، نازپروري و كاهش دامنه استقامت و تحمل ، عصيان و طغيان نموده و همين امر موجب دوري او از والدين و اعضاي خانواده مي گردد كه نهايتاً مي تواند زمينه ایجاد مشکلاتی نظیر فرار از خانه را فراهم نمايد . دراين  شرايط مسائل بسيار كوچك به دليل پائين بودن آستانه مقاومت درنظر فرد بزرگ و غير قابل تحمل جلوه مي كند . چنين فردي پس از فرار نيز اقدام خود را توجيه مي كند و با احساس عميق بيداد گري به متهم كردن اطرافيان مي پردازد و معتقد است فرار او در جهت احقاق حق از دست رفته خود بوده است.در این میان از نقش شبکه های اجتماعی به عنوان خرده فرهنگ های مؤثر در فرهنگ غالب و به طور کلی عوامل بیرونی ـ اجتماعی نباید غافل شد.

2-2.عوامل بیرونی ـ اجتماعی

تحقیقات انجام گرفته در سالیان اخیر نشان می دهد دلایل فرار از خانه، از دلایل اقتصادی به دلایل ظریف و پیچیده­تری مانند دغدغه­ها و معضلات فرهنگی و اجتماعی تغییر کرده است. بر اساس پژوهش های صورت گرفته[11] اگر در دهه گذشته عوامل موثر در فرار دختران، اعتیاد والدین، فقر ، طلاق و… بوده در حال حاضر مسایل ديگري مانند ناسازگاری با والدین در حوزه­های ارزشي، کنترل­های سنتی و دقیق والدین بر فرزندان و مسایل مربوط به حوزه فرهنگ در فرار دختران از منزل پررنگ تر شده است.مطابق یافته های این پژوهش ها[12] عواملی همچون تضاد و اختلاف فرهنگی والدین با هم، سابقه جرم در خانواده، ناآگاهی والدین نسبت به وضعیت و مطالبات متحول شده فرزندان، ایجاد و ترویج الگوهای نامناسب با فرهنگ اجتماعی غالب ایران از طریق شبکه های ماهواره ای یا تارنماهای اینترنتی و شکاف طبقاتی بیش از حد به ویژه در پایتخت و مراکز استانها نسبت به حاشیه شهرها و معضلات اقتصادی فراگیر در سالیان اخیر و نیز تأثیر گذاری گروه­های همسالان (گروه­های دوستی)، ایجاد رابطه دوستی با جنس مخالف بدون دوراندیشی و صرفاً از باب همنوایی با خرده فرهنگ حاکم بر جوانان امروزی، شهرنشینی و تغییر و تحول ارزش­ها از دیگر عوامل مؤثر در فرار از خانه، می باشد.افزون بر این موارد مهاجرت به شهرها، سكنی گزیدن در محله‌های حاشیه‌ای ،اعتیاد و انحرافات اجتماعی والدین نیز از دیگر عوامل تاثیرگذار در فرار دختران از منزل است كه در برخی پژوهش ها به آنها اشاره شده است[13].

شبکه های اجتماعی و گروه های اینترنتی : رشد چشمگیر استفاده از اینترنت از یک سو و عدم نهایدنه شدن فرهنگ استفاده از اینترنت و ورود بدون آگاهی آن به درون ساختار خانواده ایرانی سرنوشتی مشابه فیلم های ویدئو که زمانی جرم محسوب می شد و امروزه استفاده از آنها حتی یکی از مظاهر عقب ماندگی فرهنگی محسوب می شود یا برنامه های ماهواره ای علی رغم غیر قانونی بودن استفاده از آنها را رقم زده است. امروزه غالب خانواده های ایرانی اعم از دارای تحصیلات عالیه و تحصیلات ابتدایی ، فقیر و غنی دارای دیت کم یک دستگاه رایانه و حداقل استفاده از اینترنت از طریق خطوط تلفن کابلی هستند. در این میان فیلترینگ بدون مبنای بسیاری از تارنماها از یک سو و هیجان ناشی از عبور از سایت های مسدود به ویژه شبکه های اجتماعی که محل و مأمنی برای تبادل افکار و به طور کلی آنچه که در سطح جامعه بیان آن تابو و خط قرمز محسوب می شود از سوی دیگر باعث گردیده تا ساعاتی از شبانه روز قشر جوان در پشت میز رایانه و در فضای مجازی بگذرد.از این منظر، فرد عضويت يافته در شبكه هاي اجتماعی اینترنتی نظیر فیس بوک[14]، ارزشهاي مغایر با عرف رسمی جامعه از جمله نحوه مقابله و برخورد با امر و نهي والدين ، نحوه مخالفت و به كرسي نشاندن خواستها و مطالبات در خانه را فراگرفته و در زمان مناسب ، آنها را به مرحله عمل مي رساند .در داخل گروه های اینترنتی، رفتار خلاف عرف حاکم بسيارعادي و امری بهنجار و معمول معرفی شده و به عنوان ارزشهاي نوین اشاعه و تئوریزه مي شود. در مقابل نگرشها و دیدگاه های والدين و حتی حکومت به عنوان ارزشهاي منسوخ و گردگرفته و تاریخ مصرف گذشته معرفی می شود.به این سان بسته به درجه تعلق خاطر نوجوان و جوان به این گروه های مجازی متغیر درگیری با عرف حاکم بر خانواده و جامعه کاهش یا افزایش می یابد که خود در پدیده فرار از خانه مؤثر است.در سالیان اخیر بسیاری از موارد فرار دختران مسبوق به ارتباطات اینترنتی بوده است.

وسایل ارتباط جمعی : با توجه به دولتی بودن رسانه ها در نظام جمهوری اسلامی ایران توجیه اهمیت نقش این وسایل در هدایت ذائقه دست کم بخشی از شهروندان تلاش زیادی را نمی طلبد. لذا تولیدات سمعی و بصری آموزنده و مطابق با واقعیات روز جامعه ایران که سازندگان انگشت خود را بر روی آسیب های اجتماعی قرار داده و بتوانند پیام خود را به درستی به بیننده انتقال دهند ، در کاهش این پدیده ها نقش بسزایی دارد.از طرفی  زماني كه رسانه ها موضوع فرار دختران را با ذكر تمام جزئيات منعكس مي كنند، در واقع افراد را نسبت به وضعيت افرادي كه شرايطي نامساعد و بغرنج  محیط خانواده را تحمل نكرده اند ، مطلع مي كنند و باعث مي شود كه آنها نيز همين عمل را در مواجه با معضلات خانواده خود تكرار كنند. ضمن آنكه قبح مسأله فرار تا حد زيادي در افکار عمومی شكسته شده و به عنوان يك عمل عادي جلوه مي نمايد. به علاوه برخی فيلمها و سريالهاي تلويزيوني ماهواره ای روایت کننده داستان هایی هستند که در آنها زنی بعد از جدایی از همسر یا دختری از خانواده ، اراده مخدوش خود را مجدداً پیدا نموده و زندگی در خور شأنی برای خود رقم می زند و از این لحاظ  مشوق فرار از خانه برای برخی مخاطبان ایرانی می شوند .غافل از اینکه محل ساخت یا محل نمایش اینگونه آثار بصری با توجه به ساز و کارهای موجود در هر کشور بایستی تفسیر و ایضاح شوند.در کشورهایی که زیرساخت مناسب رفاهی ، خدماتی و حتی فرهنگی برای استقلال دختران مجرد نه تنها تعریف نشده بلکه امری مذموم و مقبوح قلمداد می شود، ترويج روحيه استقلال طلبي غير منطقي در سنين نوجواني ، مي تواند در شيوع اين پديده موثر باشد .

صنعتی شدن زندگی و مهاجرت : بافت اجتماعي شهرهاي بزرگ و پيچيدگي روز افزون زندگي شهري ، فرصت ارتكاب جرائم و رفتارهاي خلاف هنجارهای اجتماعي را فراهم مي كند . جاذبه شهرهاي بزرگ ، رفاه، تجملات شهري و امكانات مادي و خلاء هنجاری ناشی از عدم نظارت سنتی ، انگيزه زندگي در اين محيط بی تکلف را مضاعف مي كند و سيل عظيم جمعيت با هدف يافتن شغل و دستيابي به امكانات فوق مهاجرت مي نمايند وشهرهاي بزرگ را با خرده فرهنگهاي مختلف در هم مي آميزند و بدين ترتيب پايبندي به آداب و رسوم سنتی كاهش مي يابد و آزادي عمل فرد نيز بيشتر مي شود

جهانی شدن فرهنگ و تحول ارزش ها: امروزه جهانی شدن فرهنگی یک ضرورت و یک اتفاق اجتناب ناپذیر است. رشد فن آوری ارتباطات و تنوع وسایل ارتباط جمعی باعث گردیده فرد در تعامل میان فرهنگ سنتی ـ ملی و فرهنگ های غیر ملی دست به انتخاب و گزینش بزند. . از يكسو مصادیق جهانی شدن بستر نويني از ارزشهاي اجتماعي مدرن را مقابل ديدگان افراد قرار مي دهد و از سوي ديگر فرد را با موانع بسياري در دستيابي به اهداف جديد مواجه مي كند .در این میان نوجوان و جوان ایرانی در کنار والدینشان که مدت زیادی از عمر خود را با گونه ای از اعتقادات درست یا غلط زندگی کرده و حتی از تفکر اینکه ممکن است مسیر زندگی را به اشتباه آمده باشند هراس دارند و لذا با کوچکترین تغییر در تعاریف ارزشها و مصادیق رفتارها دست به واکنش و برخورد می زنند ، دچار نوعی حیرانی و سردرگمی در نوع نگاه به زندگی شده و بعضاً برای فرار از این تنش دست به فرار می زنند.

به بیان دیگر جوان امروزین شرقی در عصر جهانی شدن با مشكل بحران هويت روبروست . گاه آنچه كه جامعه بطور عملي به او مي آموزد با ارزش هاي خانوادگي سنخيتي ندارد و گاه آنچه جامعه محلی و خانواده به او آموخته با آنچه در اینترنت و ماهواره مشاهده می کند در تضاد است و همين امر شخصيت او را دچار دوگانگي و حتی چند گانگی مي نمايد . لذا دختران امروز دچار خود درگيري شده و براي فرار از اين حالت به شيوه هاي مختلفي نظير فرار از خانه متوسل مي گردند.

ب ـ چالش های فراروی دختران فراری

فرار ،دست کم از منظر فرد فرارکننده، نوعی مكانیزم دفاعی یا واكنش جبرانی تسلی بخش است كه شخص برای نجات و رهایی از رنج و تعب موجود به آن تن می دهد و سعی دارد از شرایطی كه به نظرش نامناسب و نامتحمل می باشد دور شود. فرار از منزل ، از پدیده های ناهنجار اجتماعی است كه برابر پژوهش های موجود[15] در چند ساله اخیر افزایش یافته و مسلماً تبعات منفی این پدیده شوم در درجه اول متوجه خود فرد و خانواده وی و در درجه دوم متوجه جامعه می باشد .فرار دختران در واقع تعرض به بنیاد معمر و مرسوم زمانهای دیروز و امروز است که دیگر خانه را مأمن و پناه خود نمی داند.هنگامی که دختری از خانه فرار می کند ، خود و پیرامونش یعنی خانواده و جامعه را تا شعاعی وسیع به طرق مختلف در معرض آسیب ها و خطرات زیادی قرار می دهد. این پیامدها در بعد فردی ، خانوادگی و اجتماعی قابل بررسی است.

1.پیامدهای فرار دختران از منظر فردی و خانوادگی

فرار آغاز بی خانمانی و بی پناهی است و همین امر زمینه ارتکاب بسیاری از جرایم را فراهم می کند. دختران فراری برای امرار معاش به سرقت، تکدی گری ، توزیع مواد مخدر و کالای قاچاق نظیر مشروبات الکلی و…، روسپیگری ، عضویت در باندهای تبهکارانه اقدام می کنند.برخی از این دختران پس از فرار در ساختمانهای متروکه ، پارک و خانه های مجردی یا فساد، شب را به صبح می رسانند و از مکانی به مکان دیگر در حرکت هستند فقط برای آنکه بتوانند به بقای خود ادامه دهند. ارتکاب انواع جرایم و فساد اخلاقی موجب می شود که دچار انواع بیماریها و اختلالات روحی ـ روانی شده و برخی از آنها به دلیل سر افکندگی ناشی از تجاوزات حتی دست به خود کشی بزنند.علاوه بر این با توجه به بافت سنتی ـ مذهبی جامعه ایران و نوع نگاه غالب به موجودیت زن به عنوان واسطه خلقت که همواره انتظار و توقع پاک بودن از وی می رود ، فرار دختران می تواند بزرگترین لطمه و ضربه برای حیثیت و شرافت خانوادگی فرد باشد این عمل اولاً نشانه ای از ناکارآمدی خانواده در تربیت فرزند، شکاف نسلی بین والدین و فرزندان و اختلافات خانوادگی است و ثانیاً از آنجا که فرجام و سرانجام دختران در اکثر موارد چنانکه ذکر گردید گرفتار آمدن در دایره تنگ باندهای فساد و فحشاء و ارتکاب جرائم اخلاقی است ، لذا فرار به مفهوم لکه ننگ و بدنامی برای خانواده محسوب می شود و به این سان فرار دختران کمتر توسط خانواده ها گزارش می شود و اغلب پس از بی نتیجه ماندن جستجوها و تلاش های خانوادگی ، فرار دختران با عنوان فقدانی دختر یا دزدیده شدن یا اغفال او به مراجع ذی صلاح قضایی گزارش می شود.از دیگر پیامدهای فردی ناگوار فرار دختران ، روسپیگری و ابتلا به انواع بیماری های مقاربتی از جمله ویروس ایدز می باشد که از این جهت توان درگیر نمودن سایر افرادی که رفتارهای پرخطر جنسی دارند را پیدا نموده و موضوع از یک موضوع فردی خارج و جنبه عمومی به خود می گیرد.لذا فرار دختران علاوه بر پیامدهای فردی،پیامدهای اجتماعی نیز به دنبال خواهد داشت.

2.پیامدهای فرار دختران از منظر اجتماعی

اگرچه در نگاه اول ، فرار پدیده ای فردی به نظر می رسد ولی باتوجه به پیامدهای سوء آن برای جامعه ، باید آن را از آسیبهای اجتماعی جدی به حساب آورد به طوریكه می توان فرار را یكی از زمینه های گسترش معضلات اجتماعی در جامعه دانست. علاوه بر موردی که در خصوص سرایت بیماری های مقاربتی توسط فرد فراری مبتلا به سایر افراد و به خطر انداختن بهداشت جنسی عمومی وجود دارد، فرار دختران از خانه ، از یک دیدگاه دیگر نیز باعث افزایش هزینه های اجتماعی می شود چرا كه از طرفی آنها را در معرض آسیب های بیشتری قرار می دهد و قرار گرفتن در معرض آسیب ها به منزله از دست دادن بخشی از نیروهای جامعه است. از طرف دیگر ، برخی از سازمانها همچون بهزیستی كه مسئولیت نگهداری اینگونه افراد را بر عهده دارد یا شناسایی و جمع آوری و تعیین تکلیف دختران فراری که توسط نهادهای پلیسی ـ قضایی صورت می گیرد، بایستی جهت حمایت یا برخورد با این افراد هزینه هایی را متحمل شوند كه تمامی این موارد ، هزینه های تحمیلی به نظام اجتماعی و جامعه است.

نتیجه گیری و پیشنهاد

فرار دختران به عوامل گوناگوني بستگي دارد، ولي آنگاه كه خانه و خانواده به يك محيط ناامن تبديل مي شود، برخي از دختران راهي به جز فرار نمي بينند؛ اين رهایی ظاهری، می تواند سرآغاز ورود در سرابي باشد كه رفتن در پي آن، غلتيدن در چاه تباهي را به همراه داشته باشد[16]. گرچه پدیده خانه گریزی دختران درنگاه اول پدیده فردی به نظر می رسد، اما با توجه به پیامدهای سوء آن در جامعه ، تبدیل به یکی از آسیب های اجتماعی جدی در سالهای اخیر شده است. بدیهی است عوامل متعدد اقتصادی ،‌فرهنگی و‌اجتماعی موجبات خانه گریزی دختران را فراهم می آورد ، اما برخورد نا صحیح و سیاست های فردی متولیان امر و عدم برنامه ریزی درست و منسجم و موازی کاری های غیر حرفه ای در این زمینه را نباید نادیده انگاشت.به عنوان نمونه برخی از مراکز نگهداری دختران فراری که توسط مراجع قضایی و از طریق سازمان بهزیستی اینگونه دختران را پذیرش می کنند محيطي جهت آشنايي دختران فراري با يكديگر و كسب اطلاعات و به اشتراک گذشتن تجربيات براي افراد تازه كار می باشد[17] .با توجه به مطالب بیان شده در این نوشتار راهکارهایی به نظر نگارنده برای کاهش نرخ پدیده فرار دختران قابل ارائه است :

1.توجه عالیه همه قوای حکومتی شامل مجلس ، قوه مجریه و قوه قضاییه به کارکردهای نهاد خانواده هم در بعد تقنین و هم در بعد اجرا و هم در بعد نظارت بر عملکرد مدیران دولتی در امور مربوط به نهاد خانواده مطابق با اهداف سند چشم انداز بیست ساله و برنامه پنج ساله پنجم توسعه.

2.تقویت و سازماندهی سازمان های مردم نهاد مقتدر جهت توانمند سازی خانواده های در معرض آسیب های اجتماعی که این امر همت و کار مضاعف متولیان امر را می طلبد و الا صرف سر دادن شعار که مبتنی بر شعور و اعتقاد قلبی و فکری به استفاده از ظرفیت های نهادهای غیر دولتی نباشد حداکثر در همایش های علمی کاربرد دارد.

3.حمایت مؤثر از فرزندان طلاق اعم از طلاق قانونی یا طلاق عاطفی ـ فکری توسط نهادهای اجرایی با همکاری سازمان های مردم نهاد و محاکم خانواده.

4.آموزش مهارت زندگی در خانواده و جامعه بعد از پایان دوران دبستان تا مقطع پیش دانشگاهی همراه با برنامه های آموزش محور زناشویی در همه ابعاد. ايجاد مراكز پژوهشي در زمينه علوم انساني و اجتماعي جهت رسيدن به الگوي سالم روابط اجتماعي و سلامت رواني،ايجاد طرح هاي بهداشتي سالم سازي اجباري روان افراد در سطح كلان جامعه،بالا بردن سطح آموزش و آگاهي هاي اجتماعي در سطح كلان ،ايجاد قوانين و مراكز تخصصي كنترل حداقل سلامت جسماني،رواني و بهره مندي زوج هاي جوان از مهارت هاي اجتماعي و اقتصادي براي اداره يك خانواده و توليد نسل. نباید فراموش نمود که به لطف یا به جور فن آوری ارتباطات امروزه حتی دانش آموزان دبستانی نیز به راحتی آثار سمعی و بصری ممنوعه و بالاتر از توان هضم فکری خود را با درک ناپخته خود تجزیه و تحلیل نموده و در این میان مربیان امور تربیتی نقش بسزایی را از جهت همفکری و هدایت و نه مداخله و برخورد و واکنش قهری می توانند ایفاء نمایند.

5.پیش بینی و برقراری نظام واقعی نظارت،پایش ، ارزشیابی و باز تعریف وظایف دستگاه های ذیربط در امور مربوط به اقشار آسیب دیده و آسیب پذیر جهت هماهنگی و وحدت رویه وبهینه سازی و حتی ادغام آنها و جلوگیری از موازی کاری و هزینه نمودن غیر دور اندیشانه و مقطعی و صرفاً جهت ارائه یک بیلان به ظاهر موفق از کارنامه عملی نهادهای اجرایی برای کسب بودجه بیشتر در سالهای آتی.

6. تعیین و متقن کردن جایگاه سازمان های مردم نهاد در مداخله امور اجرایی توسط مجلس از یک سو و مکلف نمودن نهادهای اجرایی نظیر وزارت کشور یا بهزیستی یا وزارت رفاه و … به استفاده از دیدگاه های این سازمان ها در تنظیم مقررات مربوط به سیاست گذاری های اجتماعی و تاسیس یک مرکز توانمند جهت جمع آوری آمار و اطلاعات منطقه ای ، کشوری، بین المللی دختران فراری و شبکه های مربوط و در اختیار قرار دادن این آمارها بدون واسطه و هر گونه پیش شرط به مراکز آموزشی ، پژوهشی جهت تحلیل و ارائه گزارشات کارشناسی مستمر به نهادهای ذی مدخل در امر سیاستگذاری های عمومی.

7.آموزش ضابط قضایی بانوان توسط نهادهای آموزشی دولتی و غیر دولتی به عنوان شزط استخدام یا ارتقای شغلی با آسیب های اجتماعی مرتبط با زنان و نحوه برخورد و تعامل با افراد آسیب پذیر.

8. ضرورت ارائه یک لایحه با همکاری قوه قضاییه و دولت به مجلس در خصوص چگونگی مهار آسیب های اجتماعی مهم در کشور نظیر طلاق ، اعتیاد ، کودک آزاری و… به عنوان مهمترین علل فرار دختران در جامعه ایران.

منابع:

ـ افشاركهن ، جواد (1388) گونه شناسي مسائل اجتماعي جوانان ايران با تاكيد بر وضعيت دختران، فصلنامه کتاب زنان،شماره 44،

ـ اردلان، علي؛ سيدان، فريبا.(1385)،فرار زنان همسردار از منزل: بررسي عوامل مؤثر اجتماعي ـ رواني ، فصلنامه علمي پژوهشي رفاه اجتماعي،شماره 27

ـ اردلان، علي؛ سيدان، فريبا؛ ذوالفقاري، مصطفي.(1382)،بررسي عوامل موثر بر فرار زنان همسر دار و دختران از منزل (بخش 2و1) دو جلد،فصلنامه علمي پژوهشي رفاه اجتماعي ،شماره21

ـ بیات ، بهرام (1386) فراتحلیل آسیب های اجتماعی ، معاونت اجتماعی ناجا، چاپ اول،

ـ جوانمرد، بهروز(1388) تحلیل جرم شناختی- روان شناختی بزهکاری در پرتو نظریه شخصیت مجرمانه با تأکید بر سه پرونده جنایی ، اولین همایش ملی روان شناسی پویایی ، دانشگاه شهید بهشتی ، دانشکده علوم تربیتی و روان شناسی ،

ـ درخشان نيا ، فريبا . (1381)بررسي نگرش مردم نسبت به نگهداري دختران فراري در مراكز بهزيستي ، پایان نامه كارشناسي ارشد مددكاري اجتماعي ،دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي .

ـ رستم خانی،معصومه(1381) ، بررسي متقابل سوگيري كاركرد خانواده (پدر و مادر )با كنش فرار دختران،اولین همایش آسیب های اجتماعی در ایران،تهران،دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی

ـ زاهدی فر،پروانه(1384) فرار دختران از خانه : جبر يا اختيار ، مجله الکترونیکی جامعه شناسی ایران

ـ عارف حسيني ،سيدمحمد (1387) ريشه يابي قرآني فرار از خانه ، روزنامه ايران، شماره 3935, چهارشنبه يكم خرداد

ـ فاطمه، محبي(1381) آسيب شناسي اجتماعي زنان؛ فرار از خانه،  فصلنامه کتاب زنان ، شماره 15

ـ ميرزماني بافقي ،سيدمحمود.( 1383)، ويژگي هاي زمينه اي و خانوادگي دختران فراري در شهر تهران، نخستین كنگره سراسري آسيب شناسي خانواده در ايران



[1] . گفتنی است این مقاله در مجله کانون وکلای دادگستری مرکز،  دوره جدید، شماره 49، پاییز 1391 به چاپ رسیده است.

[2] . دکتری در حقوق کیفری و جرم شناسی ، استاد گروه حقوق دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال

[3] . افشاركهن ، جواد (1388) گونه شناسي مسائل اجتماعي جوانان ايران با تاكيد بر وضعيت دختران، فصلنامه کتاب زنان ، شماره 44،

[4] . فاطمه، محبي(1381) آسيب شناسي اجتماعي زنان؛ فرار از خانه، فصلنامه کتاب زنان ، شماره 15

[5] . Multi Factorial

[6] . رستم خانی،معصومه(1381)  بررسي متقابل سوگيري كاركرد خانواده (پدر و مادر )با كنش فرار دختران،اولین همایش آسیب های اجتماعی در ایران،تهران،دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی

[7] . همان

[8] . جوانمرد، بهروز(1388) تحلیل جرم شناختی- روان شناختی بزهکاری در پرتو نظریه شخصیت مجرمانه با تأکید بر سه پرونده جنایی ، سخنرانی در اولین همایش ملی روان شناسی پویایی ، دانشگاه شهید بهشتی ، دانشکده علوم تربیتی و روان شناسی ،تهران،

[9] . بیات ، بهرام (1386) فراتحلیل آسیب های اجتماعی ، معاونت اجتماعی ناجا، چاپ اول،

[10] . زاهدی فر،پروانه(1384) فرار دختران از خانه : جبر يا اختيار ، مجله الکترونیکی جامعه شناسی ایران

[11] . اردلان، علي؛ سيدان، فريبا.(1385)،فرار زنان همسردار از منزل: بررسي عوامل مؤثر اجتماعي ـ رواني ، فصلنامه علمي پژوهشي رفاه اجتماعي،شماره 27

[12] . اردلان، علي؛ سيدان، فريبا؛ ذوالفقاري، مصطفي.(1382)،بررسي عوامل موثر بر فرار زنان همسر دار و دختران از منزل (بخش 2و1) دو جلد،فصلنامه علمي پژوهشي رفاه اجتماعي ،شماره 21

[13] . رستم خانی ، پیشین

[14] .Facebook

[15] . ميرزماني بافقي ،سيدمحمود.( 1383)، ويژگي هاي زمينه اي و خانوادگي دختران فراري در شهر تهران، نخستین كنگره سراسري آسيب شناسي خانواده در ايران

[16] . عارف حسيني ،سيدمحمد (1387) ريشه يابي قرآني فرار از خانه ، روزنامه ايران، شماره 3935, چهارشنبه يكم خرداد

[17] . درخشان نيا ، فريبا . (1381)بررسي نگرش مردم نسبت به نگهداري دختران فراري در مراكز بهزيستي ، پایان نامه كارشناسي ارشد مددكاري اجتماعي ،دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.