تحلیل محاربه درفقه وقانون

نویسنده: الهه قادری

از مقالات ارسالی به حقوق امروز

جرم محاربه نمونه بارز جرایم علیه امنیت در حقوق ایران است.که درباب هفتم،قانون مجازات اسلامی مصوب 1370ازماده 183تا 196مورد اشاره قرارگرفته است.
واژه محارب از ریشه (حرب)گرفته شده است که متضاد کلمه (سلم)به معنی صلح می باشد.محاربه در اصل به معنی سلب وگرفتن است واز این جهت در مورد کسی که برای جنگیدن یا ترساندن دیگران سلاح میکشد به کار می رود که وی قصد گرفتن جان یا مال یا امنیت دیگران رادارد.ایه 33سوره مائده  اصلی ترین ایه ای است که در بحث از محاربه به ان استناد می شود .بعضی باتوجه به ایه34 تنها مسلمانانی را که درمقابل دولت اسلامی به قیام مسلحانه دست می زدند رامشمول ایه دانسته است.برخی نیز هرچندایه را شامل کفاری که از روی کفر با مسلمانان ودولت اسلامی می جنگند نمی دانند ولی ان را علاوه بر مسلمانان شامل کفاری هم که به قصد ارعاب وغارت اموال با مسلمانان می جنگند دانسته اند.از مصادیق بارز محاربین قطاع الطریق هستند که با سلاح راهزنی می کنند.
محاربه وافساد فی الارض به مفهوم اخّص
در حقوق اسلام،جهت تحقق هر جرمی وقابل مجازات بودن ان لازم است که عنصر قانونی وجود داشته باشد.در جرائم مستلزم حد که ویژگی ان منصوص بودن انهاست،این قاطعیت به طور روشن وجود دارد.
رکن قانونی محاربه:                                                                                     براساس روایات وارده دراین زمینه واجماع فقهای عظام،رکن قانونی جرم محاربه وافساد فی الارض ایه 33از سوره مائده است.«همانا کیفر کسانی که به محاربه با خدا ورسولش بر می خیزندودر فساد روی زمین می کوشند،یابه دار اویختن یا بریدن دستها وپاهایشان بطور مخالف ویا تبعید انهاست.این مایه خواری ورسوائی انان در این جهان است ودر اخرت نیز عذاب بزرگی خواهند داشت» این ایه از مهمترین ایات مربوط به احکام جزائی قران ومهمترین ایه در خصوص جرائم علیه امنیت جامعه به شمار می رود ومباحث مفصلی در کتب فقهی وتفسیری وایات الاحکام پیرامون ان صورت گرفته است.
به کار برده شدن محاربه با افساد فی الارض:
در ایه سوره مائده علاوه بر محارب از افساد در زمین نام برده شده است.فسادضدصلاح به معنی تباه ،نابود ومتلاشی شدن می باشد.ودر معنی خروج چیزی ازحالت اعتدال نیز به کار می رود،چنانکه در مفردات راغب امده است«الفساد خروج الشیئی من الاعتدال ،قلیلا کان الخروج عنه اوکثیرا،ویضاده الصلاح…» دلیل افزوده شدن قید فی الارض به فساد ان است که عمل ارتکابی حالت بسامان واعتدال زمین را از بین برده وان را برای سکونت انسان نامناسب می سازد. به کار رفتن کلمات محاربه وافساد فی الارض در کنارهم درعنوان باب هفتم قانون مجازات نیز نشانگر ان است که در قانون ما نیز این دوکلمه به صورت مترادف به کار رفته اند.البته گروهی نسبت بین این دورا عموم وخصوص مطلق می دانند .یعنی هر محاربی مفسد فی الارض نیز هست.گروهی هم معتقد هستند که هر دویک فعل هستند.در تحریرالوسیله،قصد ونیت افساد فی الارض لازمه شمول عنوان محاربه دانسته شده است.این نظر هرچند بانظر شهید ثانی در شرح لمعه مغایر است،چرا که وی قصد ارعاب را ضروری نمی داند،با نظر اکثر فقهاهماهنگی دارد.بدین ترتیب کسی که برای تمرین ونمایش،ولی بدون قصد ارعاب مردم،سلاح می کشد محارب محسوب نمی شود،هرچند که درعمل این کار او باعث ترسیدن مردم شود.
تعریف وشرایط محار ب وافساد فی الارض:
فقهای عظام در خصوص تعریف جرم محاربه وافساد فی الارض اتفاق نظر ندارند:                درمبسوط شیخ طوسی علیه الرحمه امده است:(محارب که خداوند اورا در ایه محاربه ذکر کرده است قاطعان طریقند که سلاح خود رابرهنه واماده کنند وراه راترسناک وناامن گردانند.اطلاق محارب به قطاع الطریق ومنحصر دانستن این اطلاق نوعی تخصیص است که احتیاج به مخصص دارد که بتواند ایه را تخصیص بدهد که ظاهرا این امر منتفی است.چراکه روایاتی که دراین زمینه واردشده است همگی قطاع الطریق را از مصادیق محاربه شناخته ومحاربه را منحصر به قطاع الطریق ندانسته اند.
صاحب جواهر علیه الرحمه در تعریف محارب ومشخصه ان می نویسد:هر کسی که سلاح خود رابرای ترساندن مردم بیرون اورد ویاان راباخود حمل کند،محارب محسوب می شود.            حضرت امام راحل(ره)در کتاب تحریرالوسیله می فرماید:محارب هران کسی است که شمشیرش را برهنه کند یاان راتجهیز می نماید تامردم رابترساند  ومی خواهد در زمین افساد نماید،در خشکی باشد یادر دریا،در شهر باشد یادر غیران،شب باشد یاروز ودر صورت تحقق انچه که ذکر شد،شرط نیست که از اهل ربیه باشدومرد وزن در ان مساوی است.
شهید ثانی نیز د رهمین زمینه اعتقاد دارد :محاربه به معنای برکشیدن سلاح برای ترساندن مردم است.فرقی نمی کند که در خشکی باشد یادردریا،در شب باشد یادر روز صورت گیرد یادر بیرون وهمچنین فرقی نمی کند که مرتکب عمل زن باشد یامرد،قوی باشد یاضعیف ،از اشقیاء باشد یااز دیگران وبا قصد ونیت ترساندن مردم سلاح بر کشد یانه.
ایا محارب فقط کسی است که دست بر سلاح می برد:
هم در قران وهم در قوانین بعد ازانقلاب شمول عنوان محاربه محدود به مواردی که کسی دست به اسلحه می برد دانسته نشده است.در قران ،ایه107سوره توبه (در مورد ساختن مسجد ضرار از سوی ابوعامر راهب به قصد ایجاد جنگ روانی واختلاف بین مسلمین)وایات 278و279 سوره بقره (در مورد ربا خوری)در این زمینه قابل ذکر می باشند.در قوانین پس از انقلاب ،مصوب مجلس شورای اسلامی یا کمسیون قضایی ان ویا مجمع تشخیص مصلحت نظام ،نیز می توان جرایمی یافت که محاربه ،در حکم محاربه،افساد فی الارض یا در حکم افساد فی الارض محسوب گشته اند.(یادر شرایطی می توانند چنین محسوب شوند.)در حالی که این جرایم هیچ ارتباطی با سلاح ودست بردن به سلاح ندارند.میتوان گفت: هرگونه حرکتی جمعی یافردی ،مسلحانه یا غیر مسلحانه در صورتی که به جامعه اسلامی واستقرارامنیت ان لطمه موثر وارد نماید،از مصادیق محاربه وافساد فی الارض تلقی می شود که این لطمه می تواند در زمینه نظامی ،سیاسی اقتصادی یا فرهنگی باشد.
بنابراین جرم محاربه عبارت است از هرنوع فسادی است که در زمین ایجاد شود،یعنی اخلال در امنیت عمومی جامعه باایجاد ترس وهراس که عادتا جز بابکارگیری سلاح وتهدید میسر نمی شود.به همین جهت قانونگذار اسلامی باپیروی از ادله قرانی ونظریات فقهای عظام در ماده 183قانون مجازات اسلامی مصوب سال 1370در تعریف محاربه مقررمی دارد:هر کس که برای ایجاد رعب وهراس وسلب ازادی وامنیت مردم دست به اسلحه ببرد محار ب ومفسد فی الارض می باشد.بدین ترتیب عنوان محاربه وافساد فی الارض عنوان عامی خواهد بود که اغلب جرائم علیه امنیت جامعه رادر برمی گیرد.
رکن مادی :
باتوجه به تعریف مندرج در ماده183قانون مجازات اسلامی ،عناصری که برای تحقق جرم محاربه وافساد فی الارض لازم تشخیص داده شده است،به این ترتیب می باشد:                     1)مرتکب جرم:در ماده183کلمه هر کس به کار رفته است پس کسی یا گروهی محارب ومفسد فی الارض شناخته می شوند که دارای مسئولیت کیفری باشندپس باتوجه به قاعده(رفع القلم)حکم محاربه وافساد فی الارض بر صغیر ومجنون صدق نمی کند،اگرچه سلاح برگرفته،اماده کرده،از غلاف بیرون کشیده ومردم راترسانیده وحتی اقدام به کاری بالاتر از اینها کرده باشند.بدیهی است در این حالت تعزیرمناسبی برای اینگونه اطفال به مورداجراگذارده خواهد شدوخود طفل ضامن تلف است.
2)تهدید باید عمومی باشد:تهدیدباجنبه عمومی داشته باشد.چراکه درماده مردم ذکر شده است.از طرف دیگر فساددر زمین باتوجه به قیدزمین جنبه عمومی جرم رامی رساند.                       بدین ترتیب دست بردن به سلاح در کوچه وخیابان،بازاریااجتماعات عمومی مانندمساجدومدارس وسالن سخنرانی وسینما وتئاتر ویادیگر محلهائی که عموم مردم به انجا رفت وامد می کنند،مثل بانکها وادارات وسازمانهای دولتی وغیره مصداق محارب وافساد فی الارض راخواهد داشت.ولی اگرتهدید علیه یک یاچند نفر بخصوص باشد،جرم محاربه وافسادفی الارض تحقق نخواهد یافت پس باتوجه به تبصره ماده183 ق.م.ا (هرکس سلاح خود راباانگیزه عداوت شخصی به سوی یک یاچند نفرمخصوصی بکشد وعمل اوجنبه عمومی نداشته باشد،محارب ومفسد فی الارض محسوب نمی شود.)فردی به جهت عداوت شخصی به سوی فردی سلاحی بکشد وموجب رعب وهراس دراوشود،چون فاقدجنبه عمومی است وموجب برهم زدن نظم وامنیت جامعه نمی شود،مرتکب ان مستحق مجازات محارب ومفسد فی الارض نخواهد شد.
3)دست بردن به سلاح:برای تحقق جرم ماده183کافی نیست که صرفاشخصی با استعمال الفاظ به تهدید زبانی بپردازد ویا برای دیگران خطونشان بکشد،بلکه باید دست براسلحه ببرد.بنابراین اگرکسی بدون سلاح به دیگری حمله کند تامال اورابگیرد ویااورابه قتل برساند،دفاع در مقابل این شخص جایز است ولی حکم محارب ومفسد فی الارض براوصادق نیست.                    سوال:منظور ازسلاح چیست؟ چه چیزی سلاح محسوب می شود؟
درتعريف محارب گاهي به تجرید وسلاح وگاهي به حمل سلاح وگاهي آشكار ساختن آن تعبير كرده اند وظاهرا مقصود همگي آنان يك چيز است وآن عبارت ازهمان داشتن سلاح ودست بردن به آن مي باشد، به منظوراين كه ديگران را بترساند هرچند تهديد كننده ، شخص واحدي بوده باشد چنانكه مرحوم صاحب جواهر درشرح قول محقق كه مي فرمايد(لاخافة الناس)) اضافه مي فرمايند ((ولوواحد علي وجه يتحقق به صدق ازاده الفساد في الارض)) وترديدي نيست كه قصد اخافه در تحقق محاربه لازم است واين كه بعضي از فقها فرموده اند:مجرد ظاهر كردن سلاح براي تحقق محاربه كافي است هرچند قصد تهديد واخافه وجود نداشته باشد صحيح نخواهد بود  درمورد این که چه چیز هایی سلاح محسوب می شود ایا می توان سنگ وچوب وتازیانه شمشیر وقمه و… را سلاح دانست یا خیر سه نظر بین فقها مشاهده می شود:                               دسته ای با اشاره به خبر جابر از امام باقر(ع)سلاح را محدود به سلاح اهنین ،مثل شمشیر،نیزه،قمه،خنجر وچاقو کرده اند ووسایلی چون چوب وسنگ وتازیانه را از شمول ان خارج دانسته اند چنانچه در تحریرالوسیله امده است:اگر کسی بدون سلاح به دیگری حمله کند برای اینکه مال اورابستاند یا اورابکشد دفاع جایز است،بلکه در حالت دوم واجب است حتی اگر به قتل مهاجم بیانجامد.ولی حکم محارب در مورد چنین کسی ثابت نیست.اگر کسی با تازیانه وعصا وسنگ مردم را بترساند ثبوت حکم محارب درمورد اومشکل است،بلکه عدم ثبوت ان در دو صورت نخست (تازیانه وعصا)به واقع نزدیکتر است.                                                         دسته دوم،استفاده از سنگ وچوب وعصا وتازیانه وامثال انها را نیز برای تحقق عنوان محاربه کافی دانسته اند.مستند این نظر را می توان روایت سکونی از امام صادق (ع) از قول پدرش ازامام علی(ع) دانست که ایشان در مورد مردی که درخانه گروهی اتش افکنده وخانه واشیاء  داخل ان را سوزانده بود،حکم به پرداخت قیمت واثاثیه وکشته شدن وی را دادند،این روایت ازجمله مورد استناد فقهایی چون شیخ طوسی (درنهایه)قرار گرفته است.                           دسته سوم از فقها مطلق اخذ بقوّه وبه کار بردن زور وقهر وغلبه،حتی با استفاده از توان وقدرت بدنی،را کافی می دانند. ایننظر موسع ترین نظر ازمیان سه نظر ذکرشده می باشد.با پذیرفتن این نظر وحتی نظر دوم می توان اعمالی چون شکستن سد وسرازیر کردن اب به سوی خانه های مردم ،پاشیدن اسید یا فلفل بروی افراد وپخش کردن مواد الوده سمی درهوا رااز مصادیق محاربه دانست.
برخي از فقها مي فرمايند : فرقي درسلاح بين عصا وسنگ و..وجود ندارد وصاحب جواهر مي فرمايند غيرواحدي از فقها تصريح كرده اند كه فرقي بين عصا وسنگ نمي باشد،ودليل آن را ظاهرآيه قرارداده اند ودركشف اللثام آمده است اختصاص سلاح به آهن ممنوع است بلكه با هرچيزي كه مي توان جنگيد سلاح محسوب مي شود وابوحنيفه گفته است سلاح بايد آهن باشد وعلامه درتحرير نيز همين را احتمال داده است وبدون شك نظر مذكورضعيف است بلكه درروضه (شرح لمعه) آمده است درصدق محاربه اخذ باقدر ت وزور كافي است هرچند عصايي ويا سنگي به كارگرفتنه نشود حضرت امام در(( تحريرالوسيله) مي فرمايند اگر مردم را با تازيانه وعصا وسنگ بترساند درثبوت حكم محاربه اشكال است بلكه اقرب آن است كه درمورد تازيانه وعصا حكم محاربه صادق نيست . با توجه به مطالب فوق معلوم مي گردد كه درتفسير سلاح بين فقها اختلاف وجوددارد حتي بعضي از آنان درصدق محاربه داشتن سلاح را لازم ندانسته بلكه اكتفا به قوت وقدرت كرده اند ولكن از آنجايي كه نمي توان درمسائل جزايي تفسير موسع كرد لازم است نظريه صاحب كشف الثام را كه فرموده است سلاح عبارت است از آن چيزي باآن مي جنگد اكتفا كرد وحضرت امام(ره) نيز درمسئله فوق احتياط فرموده وتازيانه وعصا وسنگ را كافي درصدق محاربه ندانسته است وبه هرحال اگر چيزي كه از آن استفاده مي شودمصداق سلاح نباشد عمل شخص مصداق محاربه نخواهد بود.                                     قانونگذار اسلامی به تبعیت از ایات وروایات وارده تفاوتی بین سلاح سرد وگرم قائل نشده ودر تبصره3ماده183به این نکته اشاره کرده است:میان سلاح سردوگرم فرقی نیست.
به نظر دکتر میر محمد صادقی  منظور از سلاح در ماده 183 ان چیزی است که برای نزاع وجنگیدن به کار می رود ومعنی ان از زمان ومکانی به زمان یا مکان دیگر تغییر می یابد.بدین ترتیب باید دید که برداشت عرف از واژه سلاح یا اسلحه چه می باشد.به نظر می رسد که عرف سلاح را اعم از سرد وگرم می داند(این موضوع در تبصره3ماده 183 مورد تاکید قرار گرفته است)مصادیق اسلحه گرم چیزهایی مثل تفنگ،هفت تیر،مسلسل ،توپ،تانک، ونظایر انها ومصادیق اسلحه سردچیزهایی مانند چاقو،شمشیر،خنجر، فمه ونظایر اینها می باشد.بدین ترتیب چیزهایی مثل عصا،سنگ،بیل،داس،چوب،تازیانه ،اعمالی مثل اسید پاشی اتش زدن یااخذ به قوّه ظاهرا ازشمول عنوان اسلحه ودر نتیجه محاربه خارج می گردند.
4)محل وقوع جرم:بیشتر فقهای اهل سنت در ارتکاب عنصر مادی جرم محاربه وافسادفی الارض درشهروروستا اختلاف نظردارند ومالک درایراد برتعریف جرم محاربه وافساد فی الارض معتقد است که چون مظلوم در شهرفرصت وقدرت استغاثه دارد پس برظالم عنوان محارب ومفسد فی الارض صدق نمی کند.ازدیدگاه مالک،محارب ومفسد فی الارض درواقع همان قطاع الطریق است درصورتی که قطاع الطریق یکی از مصادیق محاربه وافسادفی الارض می باشد.بنابراین فرقی نمی کند که ارتکاب جرم درخشکی باشد یادر دریا ودر شهر باشد ویادر غیران.
5)سلب امنیت وارامش مردم رافراهم ساختن:در تحقق جرم محاربه وافسادفی الارض کافی است که شخصی بادست بردن به سلاح،موجبات رعب وهراس وسلب امنیت وازادی مردم را فراهم کند.ومنظوراز سلب ازادی اجتماعی افراد است ودر موردامنیت هر اقدام خلاف قانون ومختل کننده  نظم،سالب امنیت است ودر واقع هر عملی که مخالف نظم اجتماعی است،جرم به حساب می اید.بنابراین فرد مجرم باعث اختلال در نظم سلب امنیت است.در خصوص رعب وهراس برحسب مورد بامعیار قرار دادن فرد معمولی برعهده دادرس دادگاه است که وضعیت عمل منتسب به متهم راازاین بابت که محارب ومفسد فی الارض می شود یاخیر مشخص سازد.
رکن معنوی:
برای تحقق جرم لازم است رفتار خلاف قانون صورت بگیرد،لیکن ارتکاب یک رفتارمجرمانه خودبه خود دلیل وجود رکن معنوی نیست،بلکه باید ان رفتار مظهر اراده شخص فاعل باشد.درجرم محاربه وافساد فی الارض که از جمله جرائم عمدی است اراده ارتکاب وقصد به کارگیری سلاح برای تحقق جرم کافی نیست،بلکه لازم است که مرتکب بادست بردن به سلاح،قصد ایجاد رعب وهراس وسلب امنیت وازادی مردم رانیز داشته باشد. به همین جهت است که قانونگذار درتبصره یک ماده 183 قانون مجازات اسلامی مقررداشته است:(کسی که به روی مردم سلاح بکشد ولی در اثر ناتوانی موجب هراس هیچ فردی نشود،محارب ومفسد فی الارض نیست.
قصد اخافه و وحشت عمومی در حکم سوءنیت خاص است که با تحقق سوءنیت عام که همانا استفاده از سلاح می باشد،رکن معنوی جرم محاربه وافساد فی الارض را محقق می سازد واگر کسی فاقد ان باشد،مجازاتی ندارد.مثل کسی که در صحنه نمایش برای ایجاد شگفتی وجلب توجه تماشاگران به سمت انان سلاح بکشد.بدین ترتیب وجود قصد عام وقصد خاص جهت تحقق جرم محاربه وافساد فی الارض قطعی است واحراز ان باهر گونه قرینه واماره امکان پذیر است.
قانونگذار مفهوم جرم محاربه وافساد فی الارض را توسعه وتعمیم داده ومجازات این جرم را حتی برای افرادی قائل شده که قصد ارعاب وهراس و وحشت مردم را ندارند:
محاربه وافساد فی الارض به مفهوم اعّم
جرم محاربه وافساد فی الارض عنوان کلی برای جرائم علیه امنیت جامعه اعم از امنیت داخلی یا خارجی ،اقتصادی،فرهنگی،نظامی وسیاسی دارد وبه همین جهت قانونگذار اسلامی برخی ازجرائم را به جرم محاربه وافساد فی الارض تعمیم داده،مرتکب را به مجازات محارب ومفسد فی الارض محکوم می نماید،هرچند که در موردبرخی از انها تعریف جرم محاربه وافساد فی الارض صدق نمی کند وبه هیچ وجه مستلزم دارا بودن ارکان خاص جرم محاربه وافساد فی الارض نمی باشند.این موارد عبارتند از:
1)قطاع الطریق وسارق مسلح(مواد 185و653و654)
2)قیام مسلحانه علیه حکومت اسلامی (ماده 186ق.م.ا وبند5 ماده 11ق.م.ج.ن.م)
3)طرح براندازی حکومت اسلامی (ماده187 ق.م .ا)
4)نامزد پست حساس حکومت کودتا شدن(ماده 188 ق.م.ا)
5)همکاری با دول متخاصم خارجی(ماده508 ق.م.ا)
6)تحریک نیروهای رزمنده به عصیان وفرار(ماده504ق.م.ا وبند4و6ماده 11 ق.م.ج.ن.م)
7)تشکیل یا اداره جمعیت واحزاب ممنوعه(ماده 498 ق.م.ا)
8)سوءقصد به جان رهبر ومسئولین عالی مقام کشور(ماده515 ق.م.ا)
9)اجتماع وتبانی برای ارتکاب جرائم بر ضد امنیت داخلی یا خارجی کشور(ماده 610ق.م.ا)
10)سوزاندن اموال دیگران(تبصره یک ماده675 ق.م.ا)
11)سوزاندن وتخریب اموال متعلق به دولت(تبصره یک ماده687 ق.م.ا)
12)مجازات جاعلین اسکناس و وارد کنندگان ،توزیع کنندگان ومصرف کنندگان اسکناس مجعول ماده562)
13)قانون مجازات عبوردهندگان اشخاص غیر مجاز از مرزهای کشور مصوب 1367/7/4
14)قانون مجازات اخلال گران در نظام اقتصادی کشورمصوب1369/9/19
15)قانون مبارزه با مواد مخدر مصوب 1367/8/3

منابع:
1)شامبیاتی .هوشنگ.حقوق کیفری اختصاصی.جلد سوم. جرایم بر ضد مصالح عمومی کشور.انتشارات مجد.
2)میر محمد صادقی.حسین.حقوق کیفری اختصاصی.جرایم علیه امنیت واسایش عمومی.نشر میزان.
3)هاشمی  شاهرودی.ایت ا.. .ص 247-248
4)گلدوزیان.ایرج.بایسته های حقوق جزای اختصاصی.(1-2-3)نشر میزان
5)گلدوزیان.ایرج.محشای قانون مجازات اسلامی.انتشارات مجد

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.