خردسالان بر باد رفته

یادی از خردسالان بر باد رفته
حقوق کودکان خیابانی را پایمال نکنیم

توزیع عادلانه ثروت، پروسه ای است که این پتانسیل را داراست که در یک بازه زمانی میان مدت، اقشار آسیب پذیر در جوامع توسعه نیافته را از تبعات سنگین فقر و اختلاف طبقاتی رها سازد و از له شدن بیشتر طبقات فرودست و محروم نگه داشته شده در مواجهه با چرخ بی رحم صنعتی شدن و پول سالاری حفاظت کند.

اما در کشوری که انباشت ثروت در اختیار طبقه ای خاص و تنها حسرتش برای طبقه ای دیگربماند، نه تنها اقشار آسیب پذیر، روز به روز به ورطه سقوط و تنگدستی کشیده خواهند شد بلکه ارزش های اخلاقی در آن جامعه هم لحظه به لحظه افول خواهد کرد.

حال در کشوری که گروه های تحت تبعیضی همچون کودکان خیابانی برای سیر کردن شکمشان به کار سخت و طاقت فرسا مجبورندو از توزیع ثروت، جز تماشای ثروت دیگران بهره ای ندارند، بی شک در بلند مدت، این خود دولت است که از هرز رفتن و به انفعال کشیدن آن کودک ضرر خواهد کرد. در واقع، دولت با حمایت نکردن از کودکان خیابانی و حذف شمار انبوهی از نیروهای مستعدی که می توانند در آینده دردی از جامعه دوا کنند، در حقیقت خود را از تشکیل گروهی از بزرگسالان توانمند و متخصص در آینده ای نزدیک محروم ساخته است. اگر لایه درونی رعایت حقوق بشر را تصویب قوانین عادلانه و انسانی در جهت حمایت از همه گروه های جامعه بدانیم، بیرونی ترین و ظاهری ترین لایه رعایت حقوق بشر، نبود متکدیان، دست فروشان و کودکان خیابانی در معابر است. البته نه این که صورت مساله را پاک کنیم و با زور کودکان خیابانی را مجبور کنیم که کار نکنند و در خانه بنشینند بلکه تسهیلات و امکاناتی برای آنان قائل شویم که به طور اختیاری و با روی باز ، دست از کار خیابانی بکشند ، به مدرسه روی بیاورند و تازه در آن شرایط ما با کودکانی معمولی و طبیعی روبه روییم.

بازی کردن و لذت بردن از دوران کودکی، آموزش و تحصیل در سنین پایه، امنیت روانی توام با محبت والدین یا سرپرست قانونی و از همه مهمتر، نداشتن دغدغه تامین معیشت در دوران خردسالی، از جمله اساسی ترین حقوق هر کودکی است که باید توسط دولت ها رعایت شود. در حال حاضر، آمار رسمی در خصوص تعداد کودکان خیابانی در ایران وجود ندارد اما مطابق آمارهای غیررسمی، بالغ بر دو میلیون کودک خیابانی در سطح کشور وجود دارد که از صبح تا شب در زیرتیغ آفتاب یا سوزسرما به کار خیابانی روی میآورند تا نیازهای معیشتی خود و خانواده تهی دستشان را تامین کنند. کم نیستند کودکان خیابانی که تجربه تلخ کودک آزاری را بر دوش کشیده و انواع توهین، تحقیر و کتک خوردن در خیابان ها و معابر شهری را لمس کرده اند.

حتی برخی از آنان نیز در خطر سو»استفاده جنسی و یا گرایش به موادمخدر قرار دارند. فجیع تر آن که گاه سن این کودکان به حدی پایین است که آنان را باید در زمره شیرخواران به حساب آورد. به طور مثال، شخصا کودک خیابانی را در میدان آزادگان در شهر کرج مشاهده کردم که سنش زیردو سال بود وحتی نمی توانست کامل حرف بزند. شوربختانه این کودکان خیابانی، نه در مقام قانون نویسی بلکه درمقام عمل از چتر حمایتی دولت بی بهره اند. در گفت وگوهایی که با چند تن از آنان داشتم، این کودکان از ارگان هایی همچون شهرداری و بهزیستی که مسوول ساماندهی کودکان خیابانی هستند وحشت داشتند و به محض دیدن ماشین های آنان در کنجی مخفی می شدند. به واقع، رفتارهای قهرآمیز و گاه خشن این نهادها موجب شده است که این کودکان، ماموران ذیربط را افرادی تصور کنند که به جای حمایت از آنها در صدد زندانی کردن و زهر چشم گرفتن از کودکان خیابانی هستند.

با تبلیغات و شعارهایی دال بر این که نباید از کودکان دستفروش حمایت کرد تا پدیده کودکان خیابانی حل شود، نمی توان مشکلات این کودکان را مرتفع کرد. نباید از مردم توقع داشت وقتی که دولت ازاین کودکان حمایت وافی به عمل نمیآورد، آنان نیز حمایت های انسانی و بشر دوستانه خود را از این کودکان بر باد رفته قطع کنند. تنها در صورتی می توان از عموم مردم انتظار داشت که به کودکان خیابانی یاری نرسانند که مردم قانع شوند نهادهای رسمی از کودکان خیابانی حمایت های قانونی، عملی و دلسوزانه به عمل می آورد.

آنگاه درآن شرایط افکار عمومی می پذیرد که به منظور مقابله با پدیده زشت «کودکان خیابان» از این دسته از خردسالان حمایت نکند. در هر حال، نمی توان هضم کرد که مطابق سند چشم انداز توسعه، در سال ۱۴۰۴ در جایگاه اول علمی و اقتصادی منطقه قرار بگیریم اما در کف خیابانها و کوچه هایمان، مملو از کودکان خیابانی باشد که چوب عدم مدیریت صحیح در حوزه توسیع رفاه و عدالت در جامعه را می خورند . چنین مدیریتی در حوزه کودکان خیابانی و رها کردن آنها به حال خود ، تنها انگشت نما شدن ایران در محافل بین المللی و افزایش خردسالان محرومی را در پی خواهد داشت که دوران شیرین کودکی را با التماس به عابران و تلاش برای نفس کشیدن و زنده ماندن سپری می کنند.

نویسنده : امین جلالوند
روزنامه مردم سالاری ( www.mardomsalari.com
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

24 + = 33

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.