تمام ارزوهایم زیر خاک رفت…

تمام ارزوهایم زیر خاک رفت…

تمام ارزوهایم زیر خاک رفت…
قرار بود اخر همین برج باز نشسته شود
کارمند نبود کارگر روز مزد بود با هفتاد سال سن.و نزدیک شدن من به ارزوی بزرگم برای اینکه دست پینه بسته اش را ببوسم و بگو یم بس است پدر.پسرت اخر این ماه سر کار می رود .پسرت وکیل شده…نزدیک ساعت پنج عصر زنگ زدن پدر از ساختمان حین کار سقوط کرده بیا کنار زیر گذر رسالت.دنیام تنگ تاریک شد به محل رفتیم و پدر روی زمین با دست شکسته با ما حرف میزد امبولانس بعد بیست دقیقه اخر امد و….مصیبت تازه اغاز شد /اورژانس بعد پذیرش سردر گم که باید چکار کنه با فردی که هوشیار بود و حرف می زد و فقط از درد شکایت می کرد چهل دقیقه فقط فشار می گرفت و سرم وصل می کردغافل از اینکه کسی که از ۷ متر ارتفاع به زمین بر خورد کرده مسلما باید سونو گرافی بشه اول برای احتمال خونریزی داخلی ….بعد چهل دقیقه دکتر  با استرس و بهم ریختگی میاد میگه ببرین اتاق عمل خونریزی داخلی داره و تشخیص دیر هنگام و زیر خاک رفتن ارزو هایم قصدی بر شکایت از هیچ شخصی نیست اما این خبر را شاید خیلی خیلی شنیده باشیم که کارگری از ساختمان افتاد . چون حفاظ نداشت ساختمان و همه را گردن بی احتیاطی کار گر می اندازیم و ان ناظر محترمی که فقط پولش را می گیرد و نظارتی بر ایمنی نداشته را باز خواست نمی کنیمدر جوامع پیشرفته مسلما پیشرفت حاصل نتیجه پیگیری و تذکرات و توبیخ هایی است که به مجموعه خاطی داده می شود مرگ در اورژانس های اموزشی ایلام امری عادی شده که جا دارد بررسی ها از یک روزی که خیلی از این دیر تر نشده شروع شود و شاید فردا نوبت عزیزی از شما باشد که اینگونه از دیدگان شما پر بکشد و حسرت ها که که چه زود دیر شد

امیر جعفرزاده
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

8 + 2 =

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.